چرا مجسمه چند متري يوز به بافق نرسيد؟؟

دسته: تلخند و لبخند
۲۶ دیدگاه
پنج شنبه - ۱۴ فروردین ۱۳۹۳

با توجه به پرده برداري از بزرگترين مجسمه پوز پلنگ  آسيايي در اردكان وبا علم به اينكه  بيشترين تعداد يوز در بافق وجود داره برآن شدم تا علت عدم رسيدن اين مجسمه چهار پنج متري را به بافق جويا شوم .پس از بررسي وپرس وجو علتهاي مختلفي كشف شد كه به اختصار حضور انورتان عرض ميكنم .اينم بگم كه يكي از اين علتها خودش مي تونه باعث رد صلاحيت اين جونورتوبافق بشه .چون اگر ميومد موقع پرده برداري بجاي اينكه پرده رو از روش بكشن. پرده رو از زيرش ميكشيدن ومثل عقاب خدابيامرز دهستاني سرنگونش ميكردند

1-     اسم اين جونور اصلا توقرآن نيومده و معلوم نيست كدوم خداي بي پدرومادري اونو درستش كرده همين مشكلي كه عقاب خدابيامرز دهستاني هم داشت وباعث سرنگونيش شد

2-     درپك وپوز يوزپلنگ خط اشكي هست كه با روحيات ما بافقيها اصلا سازگاري نداره. اگر به بافق مي آمد هرروز مردم جلويش جمع ميشدند وگريه ميكردند. در صورتي كه ما آفريده شديم فقط براي خنده.

3-     عكس اين جونور تو پرچم يه كشوري ديده شده واحتمال اينكه نيروي نفوذي باشه زياده عقاب خدابيامرز دهستاني هم همين مشكل رو داشت. دوروبر پرچم آمريكا مي پلكيد

4-     مامردم بافق خيلي يك رنگيم واز يكرنگي خوشمون مياد. درصورتي كه اين جونور خال خاليه پس نبايد تو بافق باشه.

5-     اسم پلنگ به عربي نوشته ميشه شلنگ وباعث سردر گمي بعضيها ميشه.. كه خودشو ميگن يا دمشو

6-     با توجه به اينكه حد اكثر سرعت در جاده هاي منتهي به بافق 95 كيلومتره. سرعت اين جونور خيلي زياده آفرودش 110 كيلومتره حالا حساب كنيدآنرودش اگر توجاده بافق بيفته دويستا را رد ميكنه پس اين جونور خلافكاره ونبايد بزاريم خلافكارا وارد بافق بشن

7-     چون اين جونور موقع شكار به شكار خودش بي احترامي ميكنه وميپره رو شكارش پس جاش توبافق نيست بره همون جايي كه احترام سرشون نميشه

يه پيشنهاد:من ميگم بجاش مجسمه اشتر پنجاه متري براي بافق درست كنن هم يك رنگه هم بزرگتره هم اسمس خيلي تو قرآن اومده پس حتما خداي خودمون درستش كرده هم ميشه بخورنش هم جنبه داره وبه شكار خودش بي احترامي نميكنه . يا از جلو دندون ميگيره يا از بغل لگد ميزنه. مثل اون جونور بي جنبه نميپره رو كسي تازه اسم عربي  فابريكي هم داره. بار هم ميبره كاه خالي هم ميخوره سرعت هم خودشو بكشه پنجاه تارا پر نميكنه  تازه ميتونيم سوارشم بشيم وازجماعت پول هم بگيريم كه آغا دومتر سوار شدي با هزينه هاي پاركينگ وسوخت وكاه بيده. سر جمع  ميشه دو هزار تومن. اون جونورخال خالي را كي دل ميكنه سوارش بشه نه كمربند ايمني داره نه ميشه فرمونشو بگيرن. خودش هرجا بخواد ميره

                                                                         محمد رضا رضايي بافقي


پرینت اشتراک گذاری در فیسبوک اشتراک گذاری در توییتر اشتراک گذاری در گوگل پلاس
بازدید: ۲
برچسب ها:
دیدگاه ها
شاهپرک پنج شنبه ۱۴ فروردین ۱۳۹۳ - ۱۱:۱۳ ق.ظ پاسخ به دیدگاه

سلام
خسته نباشی اقای رضایی
نمیدونم باید خنده کنم یا که…..
ولی بسیار جالب وبجا بود دستتان درد نکند

    شاهپرك پنج شنبه ۱۴ فروردین ۱۳۹۳ - ۹:۵۲ ب.ظ پاسخ به دیدگاه

    چند ساعت اضافه كار داري كه نظر ميدي ؟

شوخ طبع پنج شنبه ۱۴ فروردین ۱۳۹۳ - ۱۱:۵۵ ق.ظ پاسخ به دیدگاه

جناب رضایی ممنون از مطلب زیباتون و خسته نباشید.
راستی منظورتون از اونهایی که :به جای اینکه پرده را از روش بکشن از زیرش می کشیدند و سرنگونش می کردن چه کسانی هستند؟؟؟؟؟؟؟
یعنی ما تو بافق اینجور آدمهایی داریم؟؟؟؟؟؟؟؟

    رضايي شنبه ۱۶ فروردین ۱۳۹۳ - ۸:۰۸ ق.ظ پاسخ به دیدگاه

    شوخ طبع عزيز ضمن تشكر از شما.با اينكه ميدونم كه ميدوني ولي بازم به روي چشم ميگم.يادتونه مرحوم مهندس دهستاني يه مجسمه زيباي عقاب ابتداي جاده معدن كار گذاشت آقايان صبر كردند تا كار نصبش تموم بشه وقتي ميخواستن افتتاحش كنن اعتراض كردند كه اين عقاب يه سر وسري با آمريكا داره واسمش توقرآن نيومده .وبجاي كشيدن پرده از رويش با بيل لدر افتادن بجونش..توبافق اينجورآدما نداريم پشت كوه قاف آري

ماشاالله شمس الدینی پنج شنبه ۱۴ فروردین ۱۳۹۳ - ۱۲:۵۹ ب.ظ پاسخ به دیدگاه

سلام
فکرشو بکن مجسمه اشتر چه جالب و تماشایی میشه تازه هرچی هم ذبح بشه نسلش منقرض نمیشه این بهتره.

عباس ابراهیمی خوسفی پنج شنبه ۱۴ فروردین ۱۳۹۳ - ۱:۰۸ ب.ظ پاسخ به دیدگاه

بله ٰ همینه ما جهان دهمی هستیم

علی رضا پنج شنبه ۱۴ فروردین ۱۳۹۳ - ۲:۲۰ ب.ظ پاسخ به دیدگاه

ممنون از طنز زیبای شما/البته بد نبود اضافه می کردید، پارتی بازی یک نماینده خودمختار هیچ نقشی در نصب مجسمه در آن شهر رقیب ندارد!

کاظم پنج شنبه ۱۴ فروردین ۱۳۹۳ - ۲:۳۳ ب.ظ پاسخ به دیدگاه

نویسنده عزیز بیشتر از اینها باید کار کنید.خیلی نقص تونوشته هاتون دیده میشود(.خدای بی پدر ومادر،عقاب خدابیامرز دهستانی…)
شماره 6 جالب است اما شماره 7بدتر از همه است.

    همشهری پنج شنبه ۱۴ فروردین ۱۳۹۳ - ۴:۳۳ ب.ظ پاسخ به دیدگاه

    آقای رضایی ممنون .خیلی خندیدم واقعا زیبا بود.شاد باشید

    رضايي شنبه ۱۶ فروردین ۱۳۹۳ - ۸:۱۵ ق.ظ پاسخ به دیدگاه

    كاظم جان.خدا احد است وواحد.بي نياز است ويگانه.نه همسري دارد ونه فرزندي(صاحبه ولا ولدا)نه زائيده شده است ونه مي زايد.نه پدري دارد ونه مادري..دررابطه با عقاب مرحوم دهستاني توضيح كوچكي براي كامنت دو گذاشتم اگركافي نبود لطفا از اطرافيانتون سئوال كنيد حتما اطلاعات خوبي بدست مي آوريد.ممنون از شما

ب پنج شنبه ۱۴ فروردین ۱۳۹۳ - ۵:۰۳ ب.ظ پاسخ به دیدگاه

نمی دونم چی بگم !!!
ولی هنوزم وقت داریم ماهم از این کارا بکنیم مافعلا به مجسمه همون شتر هم قانعیم….والا

حامد پنج شنبه ۱۴ فروردین ۱۳۹۳ - ۹:۵۱ ب.ظ پاسخ به دیدگاه

اقاي رضايي طنز خوبي بود

مشكل اينكه بافق نظر بده زياد داره كسي رو نداره كه راه بيفته و دنبال مشكلات بافق باشه فقط مشكل اينجاس تا طرف هنوز ساكش رو نبسته كه بره پيگير كارهاي بافق باشه از هزار جا زنگ ميزنن و تهديدش ميكنند كه طرف نرفته بر ميگرد .

مصطفي پنج شنبه ۱۴ فروردین ۱۳۹۳ - ۹:۵۳ ب.ظ پاسخ به دیدگاه

شتر مه اشتر

بافقی پنج شنبه ۱۴ فروردین ۱۳۹۳ - ۱۱:۱۶ ب.ظ پاسخ به دیدگاه

تشکر.طنز جالبی بود

محمود جمعه ۱۵ فروردین ۱۳۹۳ - ۹:۰۸ ب.ظ پاسخ به دیدگاه

خیلی جالب بود.کلی خندیدم.آفای رضایی دست مریزاد

جواد شنبه ۱۶ فروردین ۱۳۹۳ - ۱۲:۴۶ ق.ظ پاسخ به دیدگاه

سلام برادر رضایی.
ممنون جالب بود

علمدار شنبه ۱۶ فروردین ۱۳۹۳ - ۱۱:۲۸ ق.ظ پاسخ به دیدگاه

سلام بربرادررضایی عزیز
بسیارمطلب زیبایی بودچرابزرگان شهرمانشسته وهیچ کاری نمیکنندوالله که آن دنیایی هم هست وماجوانان ازحق خودنمیگذریم .
امیدآن روزی که همه دل هایک دل شودانشاءالله

کاظم یکشنبه ۱۷ فروردین ۱۳۹۳ - ۱۲:۲۱ ب.ظ پاسخ به دیدگاه

سلام:از پاسخ اقای رضایی سپاسگذارم .اقای رضایی منظور مرا متوجه نشده اید،من هم مانند شما به یکتا بودن خداایمان دارم ،عقابی را هم که در زمان مدیریت مرحوم مهندس دهستانی نصب وبعداز مدت کوتاهی جمع وسپس تا مدتی در انباراهنشهر بود، حتی تاریخ انرا بیاد دارم( بدلیل انکه بابعضی از همکاران در سنگ اهن ،در نصب مجسمه نقش کم رنگ داشتی م ) ،پس نیازی به پرسش از اطرافیان نیست،منظور من قرار دادن این کلمات کنار هم است که خالی از اشکال نیست.موفق باشید.

احمد دوشنبه ۱۸ فروردین ۱۳۹۳ - ۱۰:۳۹ ب.ظ پاسخ به دیدگاه

سلام آقای رضای جالب یودممنون یاد داستانی از حضرت موسی افتادم که میرفت کوه طور عبادت کنه هیزم شکنی سر راه مو سی قرار گرفت گفت وقتی رفتی با خدا عبادت کنی بگو یک کاو شیر ده به من بده که زن و فرزندم در رفا باشن موسی بعد از عبادت بر گشت گفت خدا گفته به تو یک کاو فربه و شیر ده میده ولی یک متنگ_( تبر کلنگ) خوب هم به همساییه ات میده گفت من نه گاو می خواهم ونه می خواهم همسایه ام صاحب متنگی بشه بعضی از مردم اینجورین دوست عزیز

حمزه چهارشنبه ۲۰ فروردین ۱۳۹۳ - ۱۰:۱۳ ب.ظ پاسخ به دیدگاه

بی شک اگر مجسمه شتر را به عنوان اسوه مقاومت و سازگاری مردم کویری بالاخص مردم عزیز بافق درست می کردند چیز بدی نبود. ولی اینم هیچ جا نگین چون …

م پنج شنبه ۲۱ فروردین ۱۳۹۳ - ۹:۱۶ ق.ظ پاسخ به دیدگاه

همش می خواید بگید بافقی بده خودتون از کجا اومدین

    رضايي شنبه ۲۳ فروردین ۱۳۹۳ - ۸:۴۲ ق.ظ پاسخ به دیدگاه

    (م)عزيز من خودم بچه خاك پاك بافق هستم وبه بافقي بودن خودم افتخارميكنم.بيخود كرده هركه ميگه بافقي بده من دست تك تك همشهريان خوب ودوست داشتني خودم رو ميبوسم. اما اين رو درنظرداشته باش كه زبان طنزتلخه .انشاالله نتيجه اي داشته باشه

ع.الف.حسین اباد دوشنبه ۲۵ فروردین ۱۳۹۳ - ۸:۲۵ ق.ظ پاسخ به دیدگاه

سلام.ایول آقای رضایی عزیز.ایول لذت بردم.مرحبا به این قلم.حرف حق رو زدی بخدا.موفق باشی همیشه

رضايي دوشنبه ۲۵ فروردین ۱۳۹۳ - ۱۰:۳۷ ق.ظ پاسخ به دیدگاه

حسين آباد عزيز سلام.كجايي ؟دلم براي طنزهاي شيرينت تنگ شده.ممنون از نظرت

میرابی سه شنبه ۲۶ فروردین ۱۳۹۳ - ۱:۳۶ ق.ظ پاسخ به دیدگاه

سلام. مسوولین چرا ساکت نشسته اید….

خودخواه چهارشنبه ۲۷ فروردین ۱۳۹۳ - ۱۲:۳۸ ق.ظ پاسخ به دیدگاه

افتخار به چه چیزهایی افتخار میکنید متاسفم.