فرهنگ مردم بافق

دسته: فرهنگی، هنری، مذهبی , مقالات
۷ دیدگاه
یکشنبه - ۱۷ فروردین ۱۳۹۳

scan0002.jpg19 

فرهنگ مردم بافق به واسطه قدمت و دیرینگی شهرستان از جایگاه ویژه ای برخوردار است . در پژوهش های انجام گرفته،  بافق و مردمش سرآمد آزادگی، دینداری، شجاعت و مهرورزی بوده اند . نشانه هایی از این ارزش های انسانی در جای جای تاریخ شهر به چشم می آید . در بسیاری از مواقع هنگام هم سخنی با برخی منتقدان بزرگوار شهر ، به گوش خود می شنوم که دلسپاری به گذشته شهر را نابخردانه می دانند و آن را امری بی فایده می انگارند . بیشتر بر این عقیده هستند که باید فکری به حال اکنون مردم کرد .

باید به این عزیزان انتقاد کننده گفت ، تاریخ هویت ، منش ، اخلاق و فرهنگ یک جامعه است . شما داد این دارید که بافق از فرهنگ به دور مانده . این برای آن است که به تاریخش سر نمی زنید، نمی دانید با مردمش چگونه برخورد کنید ، با نگاشته های تند و ناراحت کننده ، اعتماد به نفس را در وجود جوانان از بین می برید . در حالیکه می اندیشید فقط با اعتراض و سرکوفت زدن به مردم و سخره گرفتن فرهنگ می توان آنها را بیدار کرد . بیداری و به هوش شدن بافقی ها با تشویق نمودن آنها و یادآوری داشته هایی که از یاد برده اند ، امکان پذیرتراست تا بیان تلخی ها و ناکامی های امروز . چرا باید مردم بافق به گونه ای باشند که از شهر رفتن را نماد پیشرفت و دستیابی به نداشته هایشان        بدانند ! چون باور می کنند سخنانی که به خوردشان داده می شود . بافقی روحیه ای لطیف و مهربان دارد مهر و عطوفت خصوصیتی است که همیشه با خود داشته . همواره همه را خوب دیده ، با بدی بیگانه بوده و دروغ را زشت می دانسته است .

انگار مردم بافق به دوگانگی دچار گشته اند . آنچه از نیاکانشان به ارث برده اند با آنچه در جامعه امروزی می بینند تفاوت دارد بنابراین به نوعی رکود افتاده اند ، بی حوصلگی و ترس . گاهی با دیدن برخی تفاوت گذاشتنها ، به خروش در می آیند و فریاد   بر می آورند این ایستادگی آنها زمان زیادی به طول نمی انجامد آتششان زیانه نمی کشد و زود فروکش می نماید . آنها  آموخته اند که می توان به خوبان اعتماد کرد و با خیال راحت روزگار سپری نمود  . مردم ما خیلی دیر متوجه بی لیاقتی برخی معتمدان می شوند.  دیر از جای برمی خیزند خوبی آنها اعتماد به نفسشان را تضعیف نموده است .

اگر فرهنگ غنی بافقی احیاء شود ، بسیاری از مشکلات برطرف می گردد . دیگر کسی دروغ نمی شنود راستی که در کار باشد ، شکوفایی رونق می گیرد و کارها به درستی انجام می شود . دومین ویژگی که بافقی های قدیمی داشتند شجاعت بود تاریخ بافق شهامت هرمزان و فرامرز بافقی دو سردار دلیر و مبارزانی چون آیه الله حاج شیخ محمد تقی بافقی را به فراموشی نمی سپرد . وقتی یادشان زنده شود و مردم بدانند چه داشته اند به تکاپو می افتند . خیل بزرگ شهدای بافق یادگار همان شجاعت است . وقتی داشته هایمان را باور کنیم ، در بارورنمودن آنها تلاش خواهیم کرد . باید به پا خیزیم و با عزمی جزم شهرمان را از نو بسازیم دیگر اجازه ندهیم بدون خواسته ما تیشه بر ریشه مان بزنند . خود کوشش کنیم و بهترین امکانات را برای مردم شهرمان آماده نمائیم . بافق قدمتی دارد به درازای مهر و عطوفت و دوستی . با زنده شدن فرهنگ اصیل در بین مردم ، دلسوزی و عشق تشدید شده یکپارچگی به وجود می آید و همه با همکاری یکدیگر در راه سازندگی دوباره بافق کوشش می نمایند . با گامهایی استوار به پیش برانیم و با دقت بر عملکرد آنان که مسئولیت شهر را بر عهده شان نهاده ایم ، در احقاق حق خویش بکوشیم . امید به آینده ، جسارت و شجاعت در پیروزی و پیشرفت شهر ما نقش ارزنده ای ایفا خواهد نمود .

با امید به آینده ای بهتر

عالیه نقیب الذاکرین بافقی(مهرگان)


پرینت اشتراک گذاری در فیسبوک اشتراک گذاری در توییتر اشتراک گذاری در گوگل پلاس
بازدید: ۱۳
برچسب ها:
دیدگاه ها
ماشاالله شمس الدینی دوشنبه ۱۸ فروردین ۱۳۹۳ - ۱۱:۱۲ ق.ظ پاسخ به دیدگاه

سلام خانم نقیب الذاکرین
من با تفکر شما هم عقیده هستم
اصالت هیچ کس و هیچ ملتی رو نمیشه کتمان نمود شهر ما بافق از گذشته دور هم نماد شجاعت و پایداری بوده و هست و اینهمه هجمه و عقب ماندگی عمرانی حقش نیست نمیدونم چرا دارن دس دس میکنن و هیچ کار مثبتی برای تغیر شهر انجام نمیدن آخه شرممون میشه بگیم مال این شهریم خیلبونا به خرابه شبیه شده چرا مغازه ها رو با حکم قضایی تخلیه نمیکنن ببینم شاید مغازه دار ومالک نخواد ملکشو بده تکلیف چیه ماباید100سال هم منتظر بمنونیم؟؟؟
ممنون از حسن توجه شما به انتخاب مطلب به این پرمعنایی.

محمد دوشنبه ۱۸ فروردین ۱۳۹۳ - ۱۲:۴۹ ب.ظ پاسخ به دیدگاه

آی خدا مردم از جمله بندی و فلسفه چینی آقای شمس الدینی

حسین یزدی دوشنبه ۱۸ فروردین ۱۳۹۳ - ۴:۵۶ ب.ظ پاسخ به دیدگاه

امیدوارم خانم مهرگان موفق شود مقاله های خوب و ارزنده اش را گردآوری کرده و در آینده چاپ کند.

تفکری دوشنبه ۱۸ فروردین ۱۳۹۳ - ۷:۵۱ ب.ظ پاسخ به دیدگاه

سلام:اقا محمد برادر شما اگر جمله بندی بلد نیستی برو یاد بگیر.مطلب خانم نقیب الذاکرین بسیار جالب است،نظر اقای شمس الدینی نیز بامحتوا وزیباست .انشالله که مسولین ما تکانی بخورند ودر برابر ظلمهایی که به ما وشهرمون میشه از خودشون شجاعتی نشان داده وجهت ابادانی شهر بیشتر از پیش بکوشند.

علیرضا چهارشنبه ۲۰ فروردین ۱۳۹۳ - ۷:۵۰ ق.ظ پاسخ به دیدگاه

آقای تفکری ( شمس الدینی ) : جمله بندی آقای شمس الدینی پارادوکس است و مقداری آقای محمد حق دارد ای عزیز دل برادر

رضايي پنج شنبه ۲۱ فروردین ۱۳۹۳ - ۱۱:۳۹ ق.ظ پاسخ به دیدگاه

مهرگان عزيز عالي بود وبجا.ممنون از زحمات شماالحق زيبا نوشتي .اماافسوس كه تصميم گيران ما بافقي نيستند وبعضي از بافقيها هم تحت نفوذديگرانند.فرهنگ قديم بافق واقعا زيبا بود مردمي سخت كوش وقانع.بي ريا وراستگو.مهربان وبا انصاف..راستي دوستان شما براي مقاله نظر ميدين يااز نوشته هاي هم انتقاد ميكنيد؟

مظفری شنبه ۲۳ فروردین ۱۳۹۳ - ۱۲:۲۰ ب.ظ پاسخ به دیدگاه

با تشکر از سرکار خانم نقیب . اما نظر من اول ؛به عنوان یک ایرانی و دوم به عنوان یک شهروند اینه که؛ ما باید میان ميراث و تاريخ تحولات ميراث تفاوت بگذاریم ، تا بتوانیم فرهنگ اصیل ایران و شهرمون رو کشف کنیم . در میراث ما ، یا در« آنچه از پیشینیان برای ما مانده» ، و رویهم توده ای از رویدادها و شخصیتها و مفاهیم و تصاویر، انبارشده است ،« فرهنگ» ما نیزهست ، ولی کل این توده فراهم ریخته ، فرهنگ ما نیست . تا ما، تاریخ تحولات این« توده بجا مانده از نیاکان» را کشف نکنیم ، این توده روی هم ریخته و درهم فشرده و درهم فرورفته ، که بظاهر، وحدتی بنام «میراث یا سنت نیاکان» تشکیل میدهند ، باری سنگین بر« خرد جمعی » ما هستند، و خرد جمعی را از جنبش و نوآوری باز میدارند پس :امسال که سال فرهنگ اقتصاد و مدیریت جهادیست بیاییم در تحقق فرهنگمون کوشا باشیم .و این محقق نیست جز اتحاد در خرد جمعی