جاده های انتظار!!!

دسته: مقالات
یک دیدگاه
شنبه - ۱۷ دی ۱۳۹۰

نه اشتباه نکنید نمی خواهم از نگاه به جاده های رویایی انها که انتظار آمدن عزیز سفر کرده ای را می کشند بنویسم . نمی خواهم با این عنوان  در ذهنتان جاده ای که تا نا کجا آباد راه می پیماید و شخص با بقچه ای بر دوش پیاده از آن می گذرد تداعی کنم . می خواهم از جاده هایی بگویم که در شهر ما راه رسیدن نیستند یا نمی خواهند برسند.جاده هایی به درازای عمر افرادی که یا چشم انتظار ایجادش بوده اند یا اصلاح.فرقی نمی کند جاده ای کوچک و چند کیلومتری باشد یا راهی طولانی و مواصلاتی که ما همه نوع آن را در در شهرمان در حالتهای غم انگیز داریم!

هیاهوی روزنامه های کشوری و سایت هایی که با عناوین درشت نمی خواهند بگذارند قول مساعد مسولین محلی برای پایان آمدن انتظار روستانشیانی سختی کشیده برای امکان دسترسی به مرکز شهر با جاده ای معمولی را شیرین ببینند را خوانده اید؟به این عنوان خبرگزاری فارس توجه کنید«فاتحه خوانی برای یوزپلنگ ایرانی با احداث و بهسازی جاده کوه بافق» و یا عنوان و متن روزنامه جام جم را بخوانید« داستان جاده براي يوزپلنگ» اصطلاحاتی مثل سپر یوزپلنگی و … و هزاران اشک و آه آنهایی را که حتی بافق و سبزدشت و راه و جاده شان را ندیده اند و با فشرن انگشتان بر کیبرد رایانه شان خوراک مطبوعات ر ا تهیه نموده اند، بررسی کنید. تعجب می کنید از این همه پی گیری و اطلاع رسانی برای حیوانی در حال انقراض که اگر عطوفت کوه نشینان کویر با آنها نبود تاکنون همانند دیگر نقاط جهان فقط نامی از آنها باقی بود و از آنها ،نشانی نبود.مسلما خواننده عزیز خوب می داند هیچ عقل سلیمی راضی به خطر افتادن حیات این حیوان نادر در ایران و جهان نیست اما آنچه مایه تعجب است هم صدایی خبرگزاریها و روزنامه ها برای پوشش خبری دفاع از حق این حیوان است اما در دفاع از مردمان کویر هیچ صدایی بر نمی خیزد و هیچ قلمی بر کاغذ خامه نمی چکاند! مگر همین خبرگزاریها و روزنامه های پر تیراژ از ظلمی که بر مردمان شهرستان بافق رفت بی خبرند که در اردیبهشت 90 چه برسرشان که نیامد آن هم موقعی که گفتند حقمان را      می خواهیم ؟مگر نمی توانند از جگر گوشه هایی بنویسند که زیر چرخهای تریلرهای سنگ آهن در جاده ای کم عرض له شده اند؟چرا حتی واژه ای در خصوص ثروتهای به یغما رفته و آرزوهای بر باد رفته برای آینده اشتغال و پیشرفت این شهر نگاشته و خوانده نمی شود؟چرا قولهای مسولین برای گازکشی شهری و حرفهای هنگام کلنگ زنی – که اگر تا کنون فقط همان کلنگ را بر زمین زده بودند به چاه گاز رسیده بود-در حد یک تیترِ پروژهِ نیازمند به اعتبار نگاشته می شود اما بازخوانی نمی شود؟ و هزاران چرا و اما و اگرهایی که اگر همت اطلاع رسانی بود،بافق نه این بود که هست!!

محمد علی قاسم زاده


پرینت اشتراک گذاری در فیسبوک اشتراک گذاری در توییتر اشتراک گذاری در گوگل پلاس
بازدید: ۲
برچسب ها:
دیدگاه ها
علی محمد رنجبر بافقی یکشنبه ۱۸ دی ۱۳۹۰ - ۷:۲۹ ق.ظ پاسخ به دیدگاه

سلام خسته نباشید
بسیار زیبا و عالی بود…
دست شما درد نکنه
ماشالله خیلی خوب مینویسید
خدا به شما خیر عطا کند ان شا الله