ای خوشا روزی که مادر داشتم

دسته: فرهنگی، هنری، مذهبی , مقالات
۲۳ دیدگاه
جمعه - ۲۹ فروردین ۱۳۹۳

dada

بیستم جمادی الاول روز تولد بانوی یگانه ی اسلام و شفیع محشر بی بی فاطمه زهرا به نام روز زن و مادر نام گذاری شده  روزی پر  از عشق و روحانیت  است روزی است که به نام نامی مادر نامگذاری شده روز مادری که پیام آور صلح و دوستی حبیب خدا محمد مصطفی (ص)فرمود بهشت زیر پای مادران است چه زیبا گفته آن روشنی بخش جهان ادیسون : دنیا هرچه دارد از من دارد و من هرچه دارم از مادرم دارم ٰ.

های کسانیکه تا دیروز هم بازی خاک کوچه بودید و تنها مادر بود که شما را با هر شرایطی می پذیرفت و به آغوش می گرفت امروز ما را چه شده دیگر این فرشته ی آسمانی را فراموش کردیم یادمان باشد مادر همان مادر است او عوض نشده فقط قیافه مادر عوض شد ه اگر موهایش سفیده شده مش نزده رنگ سفید موهای مادر نشان از عمق غم هایی دارد که برای من وتو خورده   او عاشق ما است.

اگر مادر نمی خواهد مانتوی تنگ بپوشد ٰ رژلب نمی زند ٰ بوی ادکلنش فضا را پر نمی کند ٰ نمی تواند با لهجه تهرانی صحبت کند ٰ اگر سر سفره آروغ می زند ٰ در عصر نانو تکنولوژی هنوز چارقد سفید سرش می کنداگر به جای دامن تنگ پیراهن بلند گلدار می پوشه   خجالت نکش او از جنیفر لوپز و آنجلینا جولی سرمشق نمی گیرد او از فاطمه (س) تاسی می جوید .

بیایید باور کنیم مادر خدای روی زمین است و چون خدا می خواست همه جا نباشد مادر را آفرید کاش باور کنیم به قول  شوبر: هیچ زنی به جز مادر در زندگی پیدا نمی شود که عشق و جوانی و آمال و آرزوهای خود را مفت و مسلّم در اختیار کسی بگذارد.

بله این مادری که امروز صورتش چروک شده و قدش خمیده و از درد دست و پا می نالد همون دختر زیبایی بود که دهها خاطر خواه داشته و امروز کسی خاطرش را نمی خواهد همون مادری که امروز صدایش برای ما چندش آور شده و خجالت می کشیم گوشی موبایلمان را جواب  دهد همون مادری است که با صدای مهربانش شبهای یلدایی وقتی همه خواب بودند برایمان لالایی خواند و با تمام غصه هایی که داشت آغوش گرم و مهربانش تنها پناهگاه ما بود الا لا لا که لالاتم ** اسیر قد بالاتم ** الا لا لا گل سوسن سرت خم کن لبت بوسم  .

بله آقا پسری که تازه زلفت را کج کردی و موی های کوچکی پشت سبیلت در آمده فکر می کنی آلن دلن فرانسوی هستی دیگر صدایت را جلوی مادرت بلند می کنی و او جز آه چیزی نمی تواند بگوید یادت باشد به قول زنده یاد قیصر امین پور : ناگهان چقدر زود دیر می شود .

آقای گل پسر و دختران خوبم چه بخواهید و چه نخواهید چرخ روزگار به چرخش خود ادامه می دهد و روزی می ر سد از مادر فقط قاب عکسی می ماند و یک دنیا خاطره ی تلخ و شیرین روزی می رسد که کسی نباشد که بروی سرت را بردامنش بگذاری و برایش قصه  ی غصه هایت را بگویی می رسد روزی که از مادرت فقط یک سنگ قبر دیگر نشانی نداشته باشی و چقدر سخت است تمام غم های عالم در وجودت سنگینی کند و غمخوارت در زیر خاک و در آغوش مهتاب خفته باشد پس بیاییم تا دیر نشده همین الان حرکت کنیم بر دستان پینه بسته ی مادر و چادر مشکی اش که بوی خدا را می دهد بوسه بزنیم و بارمان باشد که چادر مادر مانند پرچم کشورمان قداست دارد و برویم بدون ریا فریا بزنیم مادر دوستت دارم.

واگر هم مثه من از نعمت مادر محروم هستید روز مادر بدون اینکه تلفن همراهت را برداری برو کنار مزار مادرت ساعتی با روح بلند مادرت درد دل کن یادت نرود بزرگان  ما می گویند هر وقت غمهای زندگی محاصره ات کردند و کلاف زندگی ات کلافه شده نمی دانی به کجا پناه ببری برو دست به دامان مادرت بشو و از مادرت بخواه برایت دعا کند  که دعای مادر از پیش اجابت شده است ضمن تبریک روز مادر به همه مادران این مرزو بوم به تمام بانوان ایرانی روز زن را تبریک می گویم و برای مادرانیکه همچون مادر خودم با یک دنیا آرزو نفاب در چهره خاک کشیدند طلب آمرزش و رحمت می کنم روحشان شاد

قصه گوی غصه های شما

عباس ابراهیمی خوسفی

 


پرینت اشتراک گذاری در فیسبوک اشتراک گذاری در توییتر اشتراک گذاری در گوگل پلاس
بازدید: ۱
برچسب ها:
دیدگاه ها
بافقی جمعه ۲۹ فروردین ۱۳۹۳ - ۱۱:۳۳ ق.ظ پاسخ به دیدگاه

تشکر

رضايي جمعه ۲۹ فروردین ۱۳۹۳ - ۱۱:۴۰ ق.ظ پاسخ به دیدگاه

ممنون دايي عباس منم مثل شما براي ديدن مادرم بايد به قاب عكسش خيره شوم وبراي درددل كردن بااو بايد به قبرستان بروم.تعبير درستي كرديد خداي روي زمين به خدا مادراست دوستان قدر مادرتان را بدانيد بخدا فرشته است فرشته واقعي.خداوند تمام مادران و اسيران خاك را بيامرزدوروحشان را با فاطمه زهرا محشور فرمايد.ضمنا من هم تولد بزرگ بانوي اسلام وروز زن را به تمامي خواهران ومادران خوب تبريك ميگويم.اميد وارم هميشه شاد وسربلند باشيد وزندگي به كامتان باشد

ماشاالله شمس الدینی جمعه ۲۹ فروردین ۱۳۹۳ - ۱۱:۴۸ ق.ظ پاسخ به دیدگاه

سلام
استاد گرامی مرحبا به این قلم شیوا و شیرینتان خدا کنه بتونیم لااقل فرزند خوبی برای والدین خود خصوصأ مادرمان باشیم باور کنید بعضی افراد هستند با وجود سن بالایی که دارند و خودشون صاحب اولاد هم هستند هنوز یاد نگرفتد چطور باید با احترام و ادب با مادرشون صحبت کنن. تا دیر نشده باید قدر دان زحمتهای بیدریغ و بی منت اونا باشیم.
درود میفرستیم به روان پاک مادرانی که الان اسیر خاکند.

مبارز جمعه ۲۹ فروردین ۱۳۹۳ - ۲:۲۵ ب.ظ پاسخ به دیدگاه

بدن انسان می تونه تا 45 واحد درد رو تحمل کنه.
اما زمان تولد. مادر تا 57 واحد درد رو احساس می کنه
این معادل شکسته شدن همزمان 20 استخوانه!
مادرتون رو دوست داشته باشید … و برای ابراز عشق و علاقه به مادرتون منتظر یک روز خاص نباشید …
تا اطلاع ثانوی : هر روز ، روز مادره

م ح جمعه ۲۹ فروردین ۱۳۹۳ - ۳:۰۲ ب.ظ پاسخ به دیدگاه

بسيار بسيار عالي،من که تحت تاثير قرار گرفتم.نوشته هاي شما زيبا و خوب است چون با نيتي پاک انها را مي نويسيد.خدا مادر شما و بقيه اموات را بيامرزد.فاتحه

س. الف. ر جمعه ۲۹ فروردین ۱۳۹۳ - ۴:۰۹ ب.ظ پاسخ به دیدگاه

بنده خودم مادرم را از دست داده ام. برای همه مادران سلامتی آرزومندم. مادر ، مادراست حی اگر جنیفر لوپز باشد.برای عباس ابراهیمی متاسفم، دوست عزیز قدیمی بنده که دست به قلم میبرد و تند تند می نویسد. خداوند مادرش را بیامرزد که می آمرزد. اما این را از وی انتظار نداشتم و از همه جوانانی که این تفکر را از حضرت فاطمه زهرا س دارند، به نیابت از تفکراتی نظیر عباس ابراهیمی عذرخواهی میکنم. به دختران امروز که خواننده این مقاله اند، پیشنهاد می کنم بجای این پاراگراف که نهایت عدم شناخت نویسنده از شخصیت حضرت فاطمه و دیگر بانوان صدر اسلام است کتاب ((فاطمه فاطمه است) دکتر شریعتی را بخوانند. وای بر ما که احساس می کنیم کسی که رژلب می زند، آروغ نمی زند، مانتوی تنگ می پوشد و با لهجه تهرانی صحبت می کند، از حضرت فاطمه بیزار است و آنکه به گفته عباس ” اگر مادر نمی خواهد مانتوی تنگ بپوشد ٰ رژلب نمی زند ٰ بوی ادکلنش فضا را پر نمی کند ٰ نمی تواند با لهجه تهرانی صحبت کند ٰ اگر سر سفره آروغ می زند ٰ در عصر نانو تکنولوژی هنوز چارقد سفید سرش می کنداگر به جای دامن تنگ پیراهن بلند گلدار می پوشه خجالت نکش او از جنیفر لوپز و آنجلینا جولی سرمشق نمی گیرد او از فاطمه (س) تاسی می جوید .” آیا فاطمه زهرا س را کسی می دانیم که آروغ می زد، لهجه داشت، چادر گلدار می پوشید، به آرایش خود نمی رسید، لباسهای گشاد بی قواره می پوشید و ….> وای برما که در شناساندن حضرت فاطمه س به جوانان و دخترانمان، این مسیر را طی کردیم و به جایی رسیدیم که باید گفت: حق دارند جنیفر لوپز و آنجلینا جولی و گوگوش، الگوی آنانند. تصویری که متاسفانه عباس ابراهیمی ها به جوانان ما نشان می دهند، بهتر از این نتیجه نخواهد داشت. جوانان بروید و شخضیت فاطمه س را بجویید. در تاریخ نه در نوشته های ما. خواهید دانست که آرایش زیبا، عطر خوب، صورت و پوست تمیز، نظافت، آداب درست خوردن و پوشیدن، طریقه درست صحبت کردن، اجتماعی بودن و در جمع به فراست و صراحت و صحیح صحبت راندن، تحصیل علم، یادگیری امور اجتماعی و سیاسی و فرهنگی و اجتماعی، آشپزی، خانه داری، همسرداری، و …. و هرچه که برای یک زن، نیاز است، در سیمای فاطمه س خواهید یافت. نه اینکه مادران آروغ زن، لباس گشاد، بد لهجه، بدون اداب معاشرت، بدون ارایش و نظافت و پاکیزگی و …. را الگو گیرنده فاطمه س بدانیم. بخدا قسم، زنانی که تنها در آشپزخانه ها مانده اند و آداب اجتماع را نمی دانند، از تحصیل می مانند و وقتی مردی را می بینند، در پستوی خانه نهان می شوند و سلام مردی را جواب نمی دهند، این طیف زنان به قول معروف سنتی، به همان اندازه به شخصیت بزرگترین زن تاریخ، یعنی فاطمه س ضربه می زنند که زنانی که در خیابان، با مینی ژوپ می گردند و بیکینی می پوشند کنار ساحل. این دو قشر زن، در دو سوی کاملا متفاوت و دور از هم، هر دو به شخصیت فاطمه (سلام خداوند بر او) ضربه می زنند. بخدا برای دختر امروز، نگران باشیم. ما تصویری از فاطمه س نشان دادیم که لوپز و گوگوش را ترجیح دهند. بس کنیم.

مظفری جمعه ۲۹ فروردین ۱۳۹۳ - ۶:۵۱ ب.ظ پاسخ به دیدگاه

تـــاج از فـــرق فلـک بــــــــــــرداشتن

تا ابـــد آن تـــــاج بــــرســـــــر داشتـن

در بـهشـت آرزو ره ِیــــــــــــــافتـــــن

هـــــر نفس شهــــدی به ساغــر داشتـن

روز در انــــواع نعمت هــا و نــــــــاز

شب بتی چــون مـاه در بـــــر داشتن

جــــاویدان در اوج قــــــدرت زیستـــن

ملـــــک عـــــالــم را مسخــــر داشتـن

بر تو ارزانی که مـــا را خوشتر است

لــــذت یک لحظــــه مـــــــادر داشتن

یک پسر بد جمعه ۲۹ فروردین ۱۳۹۳ - ۸:۴۷ ب.ظ پاسخ به دیدگاه

سلام آقای ابراهیمی دستتان درد نکنه گریه ام را در آوردی

امیر جمعه ۲۹ فروردین ۱۳۹۳ - ۱۰:۵۴ ب.ظ پاسخ به دیدگاه

مادر، دستی بر گهواره دارد و دستی در دست خدا
آن‌گاه که مادر، گهواره را تکان می‌دهد ، عرش خدا به لرزه درمی‌آید.
و همه‌ی فرشتگان سکوت می‌کنند تا زیباترین سمفونیِ هستی را بشنوند:
لالایی مادر

سمانه جمعه ۲۹ فروردین ۱۳۹۳ - ۱۱:۵۲ ب.ظ پاسخ به دیدگاه

دایی دستتون درد نکنه خیلی قشنگ بود اشکم در اومد،مامانمو همیشه دوست دارم حتی الانم که مریضه،هیچوقت هم از هیچ چیزش خجالت نمیکشم،افتخار میکنم بهش،

moein شنبه ۳۰ فروردین ۱۳۹۳ - ۱۲:۱۱ ق.ظ پاسخ به دیدگاه

ممنون،اقای ابراهیمی،
به سلامتی مادری که وقتی غذا کم است،دلش هوس نون و ماست میکند ل

ابراهیم شنبه ۳۰ فروردین ۱۳۹۳ - ۱۲:۲۵ ق.ظ پاسخ به دیدگاه

ﻭﻗﺘﯽ ﺑﻮﺳﻪ ﺑﺮ ﺩﺳﺘﺎﻥ ﭼﺮﻭﮐﯿﺪﻩ ﺍﺕ ﻣﯽﺯﻧﻢ،
ﯾﺎﺩ ﮐﻮﺩﮐﯽﺍﻡ ﻣﯽﺍﻓﺘﻢ ﮐﻪ ﻫﻤﯿﺸﻪ ﺑﻪ ﺧﺎﻃﺮ ﻟﻄﺎﻓﺖ ﺩﺳﺘﺎﻧﺖ ﺑﻪ ﻫﻤﻪ ﻓﺨﺮ ﻣﯽﻓﺮﻭﺧﺘﻢ
ﻭ ﺣﺎﻝ ﺑﻪ ﺧﺎﻃﺮ ﺧﺸﮑﯽ ﺩﺳﺘﺎﻧﺖ ﺑﺎ ﺍﻓﺘﺨﺎﺭ ﻣﯽﮔﻮﯾﻢ ﺍﯾﻦ ﺩﺳﺘﺎﻥ ﻣﺎﺩﺭ ﻣﻦ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﺗﻤﺎﻡ ﺯﻧﺪﮔﯽﺍﺵ ﺭﺍ ﺑﻪ ﭘﺎﯼ ﻣﻦ ﮔﺬﺍﺷﺖ؛
ﻣﻦ ﺑﺎ ﻧﻮﺍﺯﺵ ﻫﻤﯿﻦ ﺩﺳﺖ ﻫﺎ ﺑﺰﺭﮒ ﺷﺪﻡ ﻭ ﺍﻣﺮﻭﺯ ﺑﺎ ﺗﻤﺎﻡ ﻭﺟﻮﺩﻡ ﻣﯽﮔﻮﯾﻢ:
ﻣﺎﺩﺭﻡ ﻣﺪﯾﻮﻥ ﺗﻤﺎﻡ ﻣﻬﺮﺑﺎﻧﯽﻫﺎﯾﺖ ﻫﺴﺘﻢ ﻭ ﮐﻤﯽ ﮐﻤﺘﺮ ﺍﺯ ﺁﻧﭽﻪ ﺗﻮ ﺩﻭﺳﺘﻢ ﺩﺍﺭﯼ، ﺩﻭﺳﺘﺖ ﺩﺍﺭﻡ .

ماشاالله شمس الدینی شنبه ۳۰ فروردین ۱۳۹۳ - ۱۰:۱۱ ق.ظ پاسخ به دیدگاه

سلام
آقا یا خانم س. الف من با شناختی که از عباس آقا ابراهیمی دارم به یقین باورم بر اینه که عباس قصد نداشته اینطور تلقین کنه کسانی که مانتو و رژ و…دارن مادر، و قابل احترام نیستند و از حضرت فاطمه تأسی نمیکنن خیر مادر انی که در آن ایام گذشته زندگی میکردند طبق باور و سنتی که داشتند از اون مدل لباس و پوشاک استفاده مینمودند و ایرادی به مادران این دوره خصوصآ جوانان نیست .همه مادران حق به گردن فرزندان دارن حالا در هر کشور و از هر قوم ونژادی که باشند فرق نمیکنه .

جاده خاکی شنبه ۳۰ فروردین ۱۳۹۳ - ۱۰:۲۵ ق.ظ پاسخ به دیدگاه

سلام
خیلی خوب قشنگ بود ،فقط این آروغ رو خوب نیومدی بخصوص که به تاسی از حضرت فاطمه دونستید.(هر چند که میدونم منظور شما این نبوده ولی متاسفانه به خواننده این حس رو میرسونه)

ح-ا-ا شنبه ۳۰ فروردین ۱۳۹۳ - ۱:۰۸ ب.ظ پاسخ به دیدگاه

خلاصه بگم دوستان عزیزهرکدام که مادرداریدقدرمادرتان رابدانیدوهرکدام که مثل من مادرتان درقیدحیات نیست برای شادی روحش فاتحه طلب کنیدوپنجشنبه هاسعی کنیدبرسرمزارشون بروید

خوش ذوق شنبه ۳۰ فروردین ۱۳۹۳ - ۲:۱۳ ب.ظ پاسخ به دیدگاه

جناب مبارز مطلب خوبی نوشته بودید.سپاس

منصف شنبه ۳۰ فروردین ۱۳۹۳ - ۲:۲۲ ب.ظ پاسخ به دیدگاه

سلام
پیرو انتقاد دوست عزیز شماره شش ،منم معتقدم پاراگراف سوم رو ننوشته بودید بهتر بود شاید منظور نویسنده چیز دیگه ای باشه ولی شرایط و قیاس در این پاراگراف صحیح بیان نشده است و زیبایی مطلب رو خدشه دار کرده

اصغر پاشنه طلا یکشنبه ۳۱ فروردین ۱۳۹۳ - ۸:۰۹ ق.ظ پاسخ به دیدگاه

مادر…….

فتاحی بافقی یکشنبه ۳۱ فروردین ۱۳۹۳ - ۹:۳۶ ق.ظ پاسخ به دیدگاه

آقای شماره 6 جناب آقای سید امین رضوی نمی دانم چه پدر کشتگی با عباس ابراهیمی داری که منتظری مطلبی بنویسد شما ایراد گیری کنی فکری نمی کنی این طرز افکار شما باعث می شود دیگران فکر کنند خدای نکرده غرضی در کار است

ک. عسکری یکشنبه ۳۱ فروردین ۱۳۹۳ - ۱۰:۰۱ ق.ظ پاسخ به دیدگاه

جناب ابراهیمی هرچند قلمتان شیوا و نگاشته تان دلنشین است و باعث برانگیختن احساسات فطری و محبت نسبت به مادر می باشد اما اشکالات ماهوی داخل متن که آقای س الف ر بدرستی به آن رسیده اند نیز نشان از تیز بینی و دقت نظر ایشان دارد. که جای تشکر دارد

ايمان (همسايه) یکشنبه ۳۱ فروردین ۱۳۹۳ - ۸:۵۸ ب.ظ پاسخ به دیدگاه

سلام.مادرمادر مادر……….

سید امین رضوی دوشنبه ۱ اردیبهشت ۱۳۹۳ - ۱۱:۱۵ ق.ظ پاسخ به دیدگاه

به جناب فتاحی بافقی عرض کنم که بنده هر جا نظری نوشتم با نام کامل نوشته ام. نمیدانم چرا سایت بافق فردا که اینهمه در نوشتن نامها دقت می کند، حدس یک نظر دهنده را به طور کامل بیان می کند. واین درست نیست. در ثاتی عباس ابراهیمی نه جایی برایم تنگ می کند و نه جیزی. نه در اندازه ای هستم که بتوانم دردسری برایش درست کنم. از همشهری و هم روستایی و … که بگذریم سابقه دوستی بنده با ایشان و خانواده محترمشان به سالهایی میرسد که جنابعالی یا حضور نداشته اید و یا کیبورد کامپیوتر را هنوز ندیده بودید.سوما اختلاف نظر همیشه هست. این عباس ابراهیمی بود که در زیر نوشته بنده در مورد یوز، نظری داد که برایم من و دیگر دوستان خنده دار بود. از یک فرهنگی بعید بود که چنین بنویسد. البته نمیدانم چرا نوشته بود از سر غرض ورزی و خصومت نوشته ام. البته نمیدانم حفاظت از محیط زیست و یوز به این مهمی، خصومت با کیست. اما جوابی ندادم. خوانندگان می توانند نگاه ها و تفکرات را قضاوت کنند. اما چهارم در باره این نوشته، آنچه را که آقا یا خانم س الف ر در کامنت شماره 6 نوشته اند و ایشان را بنده می خوانید، باید بگویم : آفرین به قلمشان…. احسنت به این دید و تفکر…. بدانید که حسرت می خورم چرا این متن را بنده ننوشتم. کدام آدم عاقل و انصافداری است که با این نظر مخالف باشد. بارها به عباس گفته ام نویسندگی راه رفتن بر لبه تیغ است. تند تند نوشتن و بدون اشراف بر موضوع نوشتن، همینها را هم دارد. در عمرم، هیچ نوشته ای را به اندازه این پاراگراف، توهین به حضرت فاطمه ندیده ام. یعنی هیچکدام ندیده اید. چه بخوهید و چه نخواهید.

رخساره رضوی دوشنبه ۱ اردیبهشت ۱۳۹۳ - ۹:۵۰ ب.ظ پاسخ به دیدگاه

مثل همیشه مطلب زیبا وتاثیر گذار اقای ابراهیمی اشکمو دراوردید