امشب برای آدم و عالم ترانه ام

دسته: فرهنگی، هنری، مذهبی
یک دیدگاه
یکشنبه - ۳۱ فروردین ۱۳۹۳

s

امشب برای آدم و عالم ترانه ام
حوا برقص تا شود آدم، ترانه ام

زخمی شدم به زخمه گیتار هلهله
اصلا برای کوک تو کم کم ترانه ام

عشقی که دم کشیده ز فنجان چشم تو
هی سر کشم که درهم ونم نم ترانه ام

تا انتهای این غزل لعنتی بشین
تا باورت شود که کنون هم ترانه ام

شیرم که در کنار شکارش به گل نشست
یا در میان لرزش پرچم ترانه ام

یکباره ای که شانس، مرا دربه در ربود
عشقت چشاند به کنج تبسم ترانه ام

سازی زدی که از ژله هایش به لرزه ام
تا می رسم به خواب خوش بم ترانه ام

یک چشم از تمامی دنیا خریده ام
تا هفتم آسمان به ترنم ترانه ام

“باران ” نبود وصله جوری به گو نه ات
با خنده های گریه شبنم ترانه ام

۲۸/۱/۹۳ مشهد

خداوند روح مادرم را قرین رحمت واسعه اش قرار دهد.


پرینت اشتراک گذاری در فیسبوک اشتراک گذاری در توییتر اشتراک گذاری در گوگل پلاس
بازدید: ۵
برچسب ها:
دیدگاه ها
ماشاالله شمس الدینی دوشنبه ۱ اردیبهشت ۱۳۹۳ - ۱۱:۰۵ ق.ظ پاسخ به دیدگاه

سلام عالی بود.