این وطن مصر و عراق و شام نیست

دسته: عمومی , مقالات
بدون دیدگاه
چهارشنبه - ۳ اردیبهشت ۱۳۹۳

سوم اردیبهشت به نام دانشمند بزرگ شیعه شیخ بهایی مزین گشته است. به همین بهانه شعری از دفتر نان و حلوای آن بزرگوار نقل می کنم که برای من پاسخ به سؤالی بزرگ بود، قطعا خواندنش برای شما نیز خالی از لطف نیست.

این شعر به یکی از سؤالات ذهنم که درباره نقل قولی از حضرت رسول بود، به خوبی پاسخ داد. برایم بسیار مبهم بود که چرا: «حب الوطن من الایمان» است. مگر برای اسلام این مرزهای فرضی اهمیتی دارد؟ چرا باید موطن خود را دوست داشت و سرزمین دیگران را خیر؟ نه اینکه «ناسیونالیسم» منشا بسیاری  کینه ها و حتی جنایات در تاریخ شده است؟

هرگز نسبت به این «ایسم» احساس خوبی نداشتم. حتی از اینکه می دیدم الحاق فلان روستا سابق فلان شهر به شهر دیگر دوستانم را برافروخته کرده است، بسیار متعجب می شدم. واقعاً چه اهمیتی دارد؟

تا به این شعر رسیدم که در آن شیخ بهایی پاسخ میدهد. آن وطنی که محبت آن از ایمان است بافق و بهاباد و یزد و اردکان نیست، حتی ایران و عراق و افغانستان هم نیست. بلکه منظور سرای آخرت است و عاقبت قطعی همه ما و نه این خط کشی های فرضی که شاید هر ساله تغییر کنند.

گنج علم «ما ظهر مع ما وطن»          گفت: از ایمان بود حب الوطن

این وطن مصر و عراق و شام نیست    این وطن، شهریست کان را نام نیست

زانکه از دنیاست، این اوطان تمام        مدح دنیا کی کند«خیرالانام»

حب دنیا هست راس هر خطا              از خطا کی میشود ایمان عطا

ای خوش آن کو یابد از توفیق بهر       کآورد رو سوی آن بی نام شهر

تو در این اوطان غریبی ای پسر         خو به غربت کرده ای رو ای پسر

 

سید احسان شریعتی بافقی


پرینت اشتراک گذاری در فیسبوک اشتراک گذاری در توییتر اشتراک گذاری در گوگل پلاس
بازدید: ۲۴
برچسب ها: