توطئه های بی پایان

دسته: عمومی , مقالات
۱۴ دیدگاه
شنبه - ۶ اردیبهشت ۱۳۹۳

999-300x215

«پایانی برای قصه ها نیست چون نه گوسفندان عاقل می شوند ونه گرگ ها سیر»
تازیانه های ستم هم چنان بر گرده کویر کوبیده می شود و هرروز یغماگران و غارتگران, تکه ای از وجود کویر تفتیده را به غارت و چپاول می برند ﺁن هم در جامعه ای که پرچم توحید را برافراشته است و داعیه اسلام و مسلمانی دارد و خودرا ملزم به رعایت قوانین واحکام شرع می داند.
باز هم قصه کهنه و قدیمی حق خوری و مظلوم کشی !!باز داستان بی پایان ﺁه مظلوم و جور صیاد!!باز هم تکرار مکرر حدیث ناله ونفرین و باز هم عبرت نگرفتن و گوش ندادن .
توطئه چینی ونفاق هنوز هم حرف اول را می زند.بی لیاقتی و بی کفایتی مسئولانی که صندلی های ریاست را چسبیده اند وﺁخرت را به جیفه بی ارزش دنیا فروختند هرازگاهی علنی می شود .
برخی ازمسئولانی که در ظاهر مریدان سینه چاک مولای متقیان(ع) هستندولی برای حفظ مسند قدرت و بر افراشتن کاخ های سبز , خنجرخیانت را بر گرده این مردم محروم می زنند و هرروز با تزویر و استحمار بار خودرا می بندند ومردم را پشیزی به حساب نمی ﺁورندو در خلوت های شبانه هر ﺁن چه می خواهند انجام می دهند و در جلوت ,ردای معنویت و خداترسی برتن می کنند و گوسفندان معصومیت را به پرتگاه شقاوت می برند.
تا کی ما باید تاوان این بی تدبیری ها و بی لیاقتی ها را بدهیم؟تاکی باید حقمان خورده شود و دم برنیاوریم ؟تاکی باید صبرکنیم تا سکانداران بدانند که قدرت ﺁن ها به تار مویی بسته است و نجابت و پاکی این مردم زخم خورده و زجر کشیده است که ﺁن ها را نگه داشته است.
ﺁن ها بدانند که مردم تمام حرکات ﺁن هارا زیر نظر دارند و رصد می کنند وروزی ﺁن ها هم در صفحه شطرنج زندگی مات خواهند شد و بدانند که هیچ زمستانی ماندگار نخواهد ماند و فقط روسیاهی ﺁن برای زغال باقی خواهد ماند.
تاکی ما باید به این بازی موش و گربه ادامه دهیم و همواره عامل تیره روزی خود را دست های پنهانی بدانیم که در خلوت و خفا نقشه ها می ریزندو توطئه هامی چینند ؟چرا این توطئه گران به مردم معرفی نمی شوند؟ﺁخر این ها چه موجودات افسانه ای هستند که همواره توطئه می کنند ونقشه های رذیلانه می ریزندو کسی هم جلودار ﺁن ها نیست؟ ﺁیا ﺁن ها تافته های جدا بافته از این مردم هستند یا خونشان از ما رنگین تر است؟
اگر در جامعه اسلامی, فریاد مظلومی شنیده شود و به او پاسخی داده نشود و حقی از او تضییع شود ما باید به مسلمان بودن صاحبان قدرت و داعیه داران عدالت شک کنیم.
مگر می شود در جامعه ای که با خون هزاران شهید ﺁبیاری شده است وبربالای مناره های ﺁن فریاد الله اکبر بلند است این چنین حق خوری های شود وکسی دم نزند و مسئولی رگ غیرتش نجنبد ؟ﺁیا نمی دانید که حکومت با کفر باقی می ماند و با ظلم پایدار نخواهد ماند؟
اگر شورای شهر فریاد وا مصیبتاه سرداده و خبر از توطئه و حق کشی می دهد و با دادن بیانیه, احقاق حق می کند و فریاد مظلومیت این مردم را علنی کرده است ؛ چرا کسی پاسخی روشن و شفاف نمی دهد و پرده از این معما برنمی دارد تا همگان بدانند که در این میدان , حق کیست و باطل چه کسانی هستد ؟ قل هاتُوا برهانَکم ان کنتم صادقین «دلیل خود را بیاورید اگر راست می گویید»
ﺁیا گوش هایشان کر شده است یا پرده های غفلت برچشم جانشان افتاده است که این ناله هاو فریاد ها را می شنوند و دم نمی زنند و چون کبک, سر در زیر برف تغافل و تجاهل کردند و می پندارند که مردم ﺁن ها را نمی بینند؟
شما که داعیه مسلمانی دارید و خود را پیروان مکتب حسینی و سیره نبوی می دانید چرا زبان در کام گرفتید و حرفی نمی زنید؟شما که در زیر بیرق حسین (ع) سینه می زنید و گوش فلک را از مظلومیت او پر کرده اید چرا خود ﺁتش بیار معرکه ظلم شدید وبا تفرعن و غرور این چنین آمرانه حکم می رانید؟
هوشیار باشیم وبدانیم که تنها با درایت و بصیرت است که می توان به سرمنزل مقصود رسید, با اتحاد و یک دلی نه با هیاهو و ﺁب را گل ﺁلود کردن که عده ای همواره در کمینند اگر ﺁبی گل الود شد عقده های فرو خفته خود را علنی کنند و از ﺁب گل الود ماهی های انتقام وکینه بگیرند تا سفره های غرور و جاه طلبی خود را رنگین تر کنند .
سیل خون آلود اشکم بی خبرد گیرد تورا/خون مردم ﺁخر ای بیدادگر گیرد تورا
ورگریزی زین دو طوفان چون پری برﺁسمان/برفراز ﺁسمان ﺁه سحر گیر تورا
نفرت مردم همانند سگ درنده است/گرتو از پیشش گریزی زودتر گیردتورا

دکتر حسین ارجمند


پرینت اشتراک گذاری در فیسبوک اشتراک گذاری در توییتر اشتراک گذاری در گوگل پلاس
بازدید: ۷
برچسب ها:
دیدگاه ها
رمز شنبه ۶ اردیبهشت ۱۳۹۳ - ۲:۱۷ ب.ظ پاسخ به دیدگاه

آفرین به غیرتت دکتر ارجمند ، مسئولان بافق به خود بیایید تا مردم شما را به خود نیاورده اند تا کی باید چوب ندانم کاری شما بخورد بر سر مردم مظلوم بافق

بافقی شنبه ۶ اردیبهشت ۱۳۹۳ - ۲:۵۳ ب.ظ پاسخ به دیدگاه

واقعاحرف دل همه مردم بافق رازده ایدآخه این مسئولان کجارفتندکه هیچ خبری ازآنهانیست …

مبارز شنبه ۶ اردیبهشت ۱۳۹۳ - ۳:۴۷ ب.ظ پاسخ به دیدگاه

آفرین……. عالی بود
ولی کو گوش شنوا

عباس ابراهیمی خوسفی شنبه ۶ اردیبهشت ۱۳۹۳ - ۴:۳۴ ب.ظ پاسخ به دیدگاه

جناب دکتر ارجمند ممنون آنچه من می دانم این است
چراغ ظلم ظالم تا سحر هرگز نمی سوزد
اگر سوزد شبی شبی دیگر نمی سوزد

س . ناظمی شنبه ۶ اردیبهشت ۱۳۹۳ - ۴:۵۹ ب.ظ پاسخ به دیدگاه

جناب دکتر ارجمند… جرا ت و جسارت در نوشتار، بیان کلی را برنمیتابد. شما که از حق این مردم می نویسید، چرا کلی گویی می کنید و با جمله های چند پهلو و نامفهوم، هدف را مشخص نمی کنید؟ به جمله هایتان سری می زنم:
(برخی ازمسئولانی که در ظاهر مریدان سینه چاک مولای متقیان(ع) هستندولی برای حفظ مسند قدرت و بر افراشتن کاخ های سبز , و…..)
(شما که داعیه مسلمانی دارید و خود را پیروان مکتب حسینی و سیره نبوی می دانید چرا زبان در کام گرفتید و حرفی نمی زنید؟)
(شما که در زیر بیرق حسین (ع) سینه می زنید و گوش فلک را از مظلومیت او پر کرده اید چرا خود ﺁتش بیار معرکه ظلم شدید وبا تفرعن و غرور این چنین آمرانه حکم می رانید؟)
(عده ای همواره در کمینند اگر ﺁبی گل الود شد عقده های فرو خفته خود را علنی کنند و از ﺁب گل الود ماهی های انتقام وکینه بگیرند تا سفره های غرور و جاه طلبی خود را رنگین تر کنند .)
دکتر ارجمند، متاسفانه باید بگویم، نمی توان با کلی گویی و با جمله بندی های زیبا، و استمداد از اسلام و ائمه و رهبری و بصیرت و …. این افراد را وادار به صحبت کرد و از دست های پنهان پرده برداشت. نوشته شما، بر ابهام مسئله می افزاید. اگر شما می دانید چه کسانی مورد هدف جمله هایتان هستند، و انها را به نام معرفی نمی کنید واز انها پاسخی برای شفاف شدن اوضاع و احقاق حق مردم نمی خواهید، پس همدست و همداستان آنهایید. و اگر نمی دانید چه کسانی هستند، چگونه می توانید صفات انها را برشمرید: آنها که داعیه مسلمانی دارند، پیرو حسین و مکتب و سیره نبوی اند، سینه می زنند، گوش فلک را از مظلومیت حسین پر کرده ند، مرید مولای متقیانند، طرح کاخهای سبز می ریزند و …. نشان می دهد که در ذهنتان می شناسیدشان. پس بجاست که نویسندگان و اهل قلم ما، نظیر فرهیختگانی همچون شما، یک بار هم که شده، اینجا که بقول همگی، استخوان به گلو فرو رفته و حق مردم بافق، چنان در حال رفتن است که شاید بیست سال دیگر، چیزی باقی نماند، کلی گویی و حجب و حیا را کنار گذاشته ، به نام، از مسئولین مربوطه پاسخ بخواهیم. پاسخ خواستن حق مسلم ماست.
در نوشته ای که سید امین رضوی نوشته با عنوان (مردم، از مدیرعامل بومی شرکت، انتظار شفاف سازی دارند) با اینکه خود در شرکت سنگ آهن کار میکند و تبعا ت نوشتنهایش را داده است، عنوان کرد که ، مدیرعامل بومی شرکت، بعنوان فردی که بر اساس صحبتها و برنامه های دو سال گذشته اش، باید پیگیر حق مردم بافق باشد و نباید بگذارد از انان حقی ضایع شود، حتی اگر به قیمت از دست دادن مقام و منزلتش باشد، بیاید، و برنامه خصوصی سازی را در نشریات محلی، یا سایتها و یا جلسه ای بصورت پرسش و پاسخ، با مردم در میان بگذارد. بودن وی در میان مردم، هم به شایعات پایان خواهد داد و هم بر منزلت وی می افزاید. همانطور که امروز بعد از دو سال و اندی، همه مردم، یکصدا، بر لیاقت و حب وطن و مردم داری دکتر یاراحمدی، صحه می گذارند که یکی از دلایل برکناری اش، همین مسئله خصوصی سازی آنهم به ناحق و نادرست است.
بنده معنقدم، مدیرعامل فعلی سنگ آهن، آنقدر مردم دوست و مردم دار هست و برای شهرش و مردمش، احترام و اهمیت قائل می شود که مطمئناً در راستای احقاق حقوق حقه مردم بافق، بسیار تلاش کرده و در اولین فرصت، نشان خواهد داد که بحث خصوصی سازی را همراه و همگام با منویات مقام معظم رهبری در اصل 44 قانون اساسی و در راستای واگذاری به بخش خصوصی واقعی دراین مدت دوسال، دنبال کرده و به زودی تبغات مثبت انرا خواهیم دید. اینرا اضافه کنم که هر روز که می گذرد، بازار شایعات داغتر شده واین به ضرر مدیران شرکت و بخصوص دو سال زحماتی است که در جراید کثیر الانتشار از زبان مدیریت عامل، به سمت تبدیل بافق به قطب صنعتی ـ معدنی شنیده ایم، خواهد شد.
پس بیاییم و به طور کاملا اشکار از مسئولین دست اندرکار این جریان در دو سال گذشته، نام برده و توضیح بخواهیم. مدیرعامل شرکت حاج جواد عسکری و مدیر عامل سابق دکتر علیرضا یاراحمدی، مدیر بازرگانی سابق مهندس ابوطالبی و و مدیر بازرگانی فعلی رضا تربتی، مدیر حقوقی شرکت عزیز ا… عباسیان، افرادی هستند که می توانند و البته باید، به مردم در زمینه حقوقشان و حفاظت از آن پاسخگو باشند. بنابراین از مردم درخواست می شود، بصورت مراجعه به دفتر امام جمعه محترم و فرماندار تازه رسیده، از ایشان درخواست کنند تا در جلسه ای با حضور این افراد ذکر شده، روند خصوصی سازی در شرکت را به تفسیر، از سه سال پیش تا کنون که بحث رد دیون مطرح شد، توضیح دهند و مردم را از انچه بر سرشان رفته است، اگاه سازند. در غیر اینصورت این شائبه پیش می آید که پست و مقام و البته ثروت، مسایلی است که بخاطرشان این افراد سکوت کرده اند. چیزی که دکتر علیرضا یاراحمدی، فرزند خلف و برومند بافق، آنرا قبول نکرد و زیر بار نرفت. والسلام.

خوش غیرت شنبه ۶ اردیبهشت ۱۳۹۳ - ۵:۲۵ ب.ظ پاسخ به دیدگاه

درود بر غیرت و جسارت شما دکتر عزیز و بزرگوار.
مثل اینکه دوباره سالگرد اردیبهشت 90 شده و مسئولین می خواهند یکبار دیگر به جوش آمدن خون نوادگان عبرالرضا خان بافقی را ببینند.
بافقی می میرد ذلت نمیپذیرد!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
تا احقاق حقوقمان از پا نمی نشینیم.

شوخ طبع شنبه ۶ اردیبهشت ۱۳۹۳ - ۵:۳۰ ب.ظ پاسخ به دیدگاه

اصلا عین خیالتون نباشه اون آقایونی که در مورد جشن پارک آهنشهر طومار نوشته بودند و مردم را محکوم کرده بودند …..دوباره یه طومار می نویسند و ار حق ما بافقی های مظلوم دفاع می کنند.میگید نه؟بشینید تا ببینید!!!

بافقی شنبه ۶ اردیبهشت ۱۳۹۳ - ۹:۱۰ ب.ظ پاسخ به دیدگاه

سلام خدا خیرت دهد آقای ارجمند که هر چه بود و نبود درد دل من گفتی به خدا سر دردم خوب شد نوشته زیبا و پر بار شما را خواندم و امیدوارم آتشی شود بر دل هر کس که واقعا دارد به شهر و مردم بافق خیانت می کند و زندگیش به آتش کشیده شود و خدا یار و یاور شورای شهر باشد انشالله به قول یه دوست از دشمنان توقعی جز عداوت نیست ولی ما ز یاران چشم یاری داشتیم خو غلط بود آنچه پنداشیم

مهدی شنبه ۶ اردیبهشت ۱۳۹۳ - ۹:۴۲ ب.ظ پاسخ به دیدگاه

سلام حرف حساب جواب ندارد.

مجید یکشنبه ۷ اردیبهشت ۱۳۹۳ - ۸:۳۴ ق.ظ پاسخ به دیدگاه

ما هرچه دنبال گشتیم ستدی تحت عنوان اینکه یاراحمدی به خاطر خصوصی استعفا داده ندیدیم البته ایشان استعفا نداده است اما سند لجبازی وعدم تبعیت از مقام مافوق وتوهین به مسولین شهر وجود دارد

م . زارع پور یکشنبه ۷ اردیبهشت ۱۳۹۳ - ۹:۲۱ ق.ظ پاسخ به دیدگاه

اگر امروز با سرمايه هاي همين مردم از طريق مشاركت با بانكها يا معادن كارخانه هاي ديگري مثل توليد لوازم خانگي و توليد خودرو مثل كرمان موتور يا توليد موتورسيكلت وغيره داشتبم هميشه لنگ اين معادن نبوديم بالاخره بعد از اتمام معادن بايد چه كرد بايد بجاي خواباندن پول در بانك از طريق سرمايه گذاري تعاوني يا زود بازده بفكر ايجاد مشاغل داييمي بود.

ولي اله یکشنبه ۷ اردیبهشت ۱۳۹۳ - ۳:۳۲ ب.ظ پاسخ به دیدگاه

آقاي س.ناظمي نظرتان عاقلانه تراز همه بود.سربلند باشيد.

salim یکشنبه ۷ اردیبهشت ۱۳۹۳ - ۹:۵۱ ب.ظ پاسخ به دیدگاه

سلام
ضمن تشکر از آقای دکتر
به نظر می رسد که مسئولان باید توضیح بدهند و به افکار عمومی توجه کنند
و در برابر خواست عمومی مردم سر تعظیم فرود آورند
این حداقل چیزی است که باید مسئولین بخوبی بفهمند
اوضاع بدجوری برایشان دارد شکل میگیرد
مواظب عملکرد خودتان باشید

عمار دوشنبه ۱۵ اردیبهشت ۱۳۹۳ - ۹:۴۵ ب.ظ پاسخ به دیدگاه

باسلام خیالتان راحت باشه حاجی جوادمردتر از این حرفهاست