به کجا چنین شتابان ؟

دسته: صنعت و معدن , عمومی , مقالات
۱۶ دیدگاه
پنج شنبه - ۱۱ اردیبهشت ۱۳۹۳

Picture-203-copy

چندی قبل به اتفاق همکاران، از قم به بافق آمدیم ده ها کیلومتر به هر شهری میرسیدیم یا کشاورزی بود ویا کارخانه های مختلف، بحث بافق مطرح شد ویکی از دوستان سفارش کرد سرگذشت مسجد سلیمان را مطالعه کنم او گفت زمانی مسجد سلیمان پاریس کوچولوی خاورمیانه بوده والان پس از اتمام نفت در این شهر کار به جائی رسیده که بابت هزینه جابجائی زباله ها مشکل دارند به فکر فرو رفتم وبا حساب سر انگشتی دیدم بیش از چهل سال از بافق سنگ آهن به طرف اصفهان و جاهای دیگر ارسال شده که ارزش آن ها در حال حاضرحدودا به پول امروز بیست دو تریلیون تومان میشود ( با بودجه مملکت مقایسه کنید) ودر این مدت اصفهان آن بود واین شدولی بافق چی ؟ مدیران دلسوز مختلفی بر مسند قدرت سنگ آهن نشستند وآمارهای مختلفی از تولید وتوسعه دادند تا جائی که صدای آن به عرش رسید ومسئولین شهر گفتند این مدیر را خداوند به ما عطا نموده ،ولی حاصل این چهل سال فقط یک کارخانه فراوری بود وبس !،  ، خلاصه کلام دیدیم در اردکان طی چند سال قبل چندین کارخانه فولادی وکندله و… احداث وپیشرفت چشم گیری داشته ، ولی دربافق مسابقه بزرگی برگزارشده !!! در طی چند سال اخیر معادن زاغیا ، مبارکه ،میشدوان ،چاه گز ،سه چاهون ،شیطور، لکه سیا ،انومالی شمالی ، ومعادنی که در دولت ستم شاهی توسط روس ها با پول بیت المال کشف شده ودر دولت جمهوری اسلامی به نام افراد شخصی ثبت شد وبا تمام توان استخراج میشود . وهیچ مسئولی هم در برابر این انفال ، خمی به ابرو نمی آورد ،دلمان خوش است که اشتغال ایجاد شده وبچه های بافقی سر کاررفته اند وکارگران معدن وآبدارچی شده اند ، و باجزئی کمک کردن به شهر ،مانند دختر بچه ای که با یک آدامس شیک گلوبند از گردنش درآورند گولمان زدند ومهندسین مشاور که به بزرگان وصلند و پولهای خوب میگیرند به شهر ما آمده اند وشهر ما مهاجر پذیر شده ،ومسئولین هم بشکن میزنند که اشتغال ایجاد کرده اند .

مثل ما، مثل پادشاهی است که از ترس گرگان به چاهی پرید وشاخه درختی را در چاه گرفت، چشمش به عسل افتاد، شروع به عسل خوردن کرد ،ولی غافل از آن که موش ها در حال خوردن شاخه درخت بودند و دیوان گرسنه در ته چاه به او چشم دوخته بودند . آن چه مشخص است قرار نیست این معادن که با این شتاب استخراج میشوند مجددا بزایند . حال اگر بررسی کنیم می بینیم مسجد سلیمان آن بود (پاریس کوچلوی خاورمیانه ) این شد .بافق این است پس از اتمام معادن ،چه خواهد شد ؟

خداوکیلی برسی کنید ببینید چقدر تا کنون سرمایه گزاری شده !!! پس چرا چنین شتابان ؟ بیائید تا خیلی دیر نشده، با واقع بینی ، فکر نان کنیم که خربزه آب است.

مجید خدابخشی موری آبادی


پرینت اشتراک گذاری در فیسبوک اشتراک گذاری در توییتر اشتراک گذاری در گوگل پلاس
بازدید: ۱۳
برچسب ها:
دیدگاه ها
عباس ابراهیمی خوسفی پنج شنبه ۱۱ اردیبهشت ۱۳۹۳ - ۴:۵۲ ب.ظ پاسخ به دیدگاه

بله خوب گفتی مهندس جون ولی دیر گفتی
نوشداری و بعد مرگ سهراب آمدی

حسینی پنج شنبه ۱۱ اردیبهشت ۱۳۹۳ - ۵:۴۵ ب.ظ پاسخ به دیدگاه

وای برحال کسانی که امیدی به اینده بافق دارند … بافقی که به اینصورت پیش میرود و مدیران خودی دارد…. وای

یزدانی پنج شنبه ۱۱ اردیبهشت ۱۳۹۳ - ۵:۵۶ ب.ظ پاسخ به دیدگاه

جناب اقای خدابخشیتشکر از مطلب جالب و در خور تاملتان

دلسوز پنج شنبه ۱۱ اردیبهشت ۱۳۹۳ - ۶:۱۱ ب.ظ پاسخ به دیدگاه

عالی بود،برادر خدابخشی اما مشکل کجاست مشکل خودمان هستیم مشکل ما بی سوادی، کمبود افراد متخصص و کارشناس است شهر ما با حدود 40 هزار جمعیت چند پزشک متخصص دارد (حدود ده نفر)حال اردکان را هم ببینید(بالای 150 نفر) کسی که جلو درس خواندن جوانان این شهر را نگرفته پس کو آدمهای باسواد ومتخصص و کاردان،ببینیدپول حاصل از عوارض معدن را چطور هزینه میکنند به خدا آدم متخصص وبا سواد کم داریم شهر ما چندپزشک متخصص قلب داردچند پزشک متخصص مغز واعصاب داردچند نفذ دکتری مهندسی عمران داریم آیا زشت نیست که تنها پزشک حاذق شهر نیز غیربومی باشند پس به جای اینکه دیگران را سرزنش کنیم خودمان از خواب غفلت بیدار شویم وتنها خود را سرزنش کنیم .

شاگرد کو چک پنج شنبه ۱۱ اردیبهشت ۱۳۹۳ - ۶:۱۹ ب.ظ پاسخ به دیدگاه

مهندس شما و دکتر یاراحمدی که از واقعیات خبر دارید و مطرح میکنید خدا خیرتان بدهد .دیگر مهندسین و معاونینی که خود را به خواب زده که نمی توان بیدار کرد.مردم هوشیارند و مساءل را زیرکانه رصد میکنند و همت خود را نشان داده اند و خوب میدانند کسانی که سرشان به تنشان می ارزد اگر با مافیای قوی فولادی همراه نشوند و دستشان را به چپاول منابع خدادادی الوده نکنند را از چرخه فولاد و حتی صنعت و معدن حذف میکنند.خدا کند خدا به دیگر مسولین ما بصیرت عطا کند وبدانند که تاریخ در برابر این ظلمها قضاوت خواهد نمود.موفق باشید استاد فرزانه.

محمد پنج شنبه ۱۱ اردیبهشت ۱۳۹۳ - ۶:۲۷ ب.ظ پاسخ به دیدگاه

انقلاب شد تا ریشه بی عدالتی خشکانده شود حالا در روز روشن بی عدالتی می کنند

سبزدشتی پنج شنبه ۱۱ اردیبهشت ۱۳۹۳ - ۱۱:۴۸ ب.ظ پاسخ به دیدگاه

به نکات خوبی اشاره کردید به امید اینکه همه مردم بافق بالاخص مسئولین را به تامل و تفکر عمیق در این مطالب وادارد که این طور غافل نباشند

شورایی بدخبر پنج شنبه ۱۱ اردیبهشت ۱۳۹۳ - ۱۱:۵۶ ب.ظ پاسخ به دیدگاه

برای انتقال خط دوم آب به یزد بودجه ۳هزار میلیارد تومانی لازم است که استاندار یزد با رایزنی از معدن چادرملو وچغارت خواسته که این پول را تامین کنند وسالی ۳۰۰میلیارد تومان هر کدام از معادن به استان پرداخت کنند که در جلسه یازدهم اردیبهشت ۹۳استاندار از اعضای شورا بعلت عدم پرداخت سنگ آهن گلایه کرده وگفته طبق بند ۵بودجه سال ۹۲سنگ آهن باید مبلغی از کل فروش را به استان تحت عنوان حق انتها بدهد که تا به حال آقای عسکری از پرداخت آن امتناع کرده که این موضوع برایش تنبعات سختی را به دنبال داشته اما او حاضر نشده حق شهرستان بافق در جایی دیگر خرج شود اگر مدیر عامل دنبال پست ومقام بود این ۳۰۰میلیارد را پرداخت کرده بود تا خود را تقویت کند اما این کار نکرده واجازه نداده منافع شهر ما جایی دیگر خرج شود

علی جمعه ۱۲ اردیبهشت ۱۳۹۳ - ۱۲:۱۷ ق.ظ پاسخ به دیدگاه

برادر یا خواهر دلسوز
وقتی ما بچه های باسواد داریم و نمی گذارند اونها به جائی برسند و همه چی حزبی شده یه روز این حزب نیروهاش رو میزاره سرکار یهچند سال بعد اون حزب ،توی شهرمون لااقل در مورد مهندسی کمبود نداریم اما چه کنیم که غریبه ها ارجح تر هستند، وقتی همین مهندسین مشاور مورد بحث چندسالیست بهترین حقوق و مزایا را میگیرند و از بهترین امکانات هم بهره مند هستند وهر روز به آنها بیشتر از روز قبل اهمییت می دهند به که شکایت کنیم توی همین سنگ اهن افراد مشاوری هستند که کنگر خورده اند و لنگر انداخته اند مطمئنم که هیچ هنری هم ندارند چون بارها و بارها خرابکاریهایشان را دیده ایم اما بازیرکی و انداختن به گردن قطعات یا دیگران از زیر بار آن در رفته اند
وقتی رئیس تمام ادارات بافق غریبه هستند به که باید گله کنیم اونوقت توقع دارید بچه های بافق توی بافق بمونند اونها مجبورند مهاجرت کنن کاش مسئولی پیدا میشد و به بچه های جوان که کم هم نیستند بها میداد تا مشخص شود او کج است یا نو

همکار جمعه ۱۲ اردیبهشت ۱۳۹۳ - ۱۰:۲۷ ق.ظ پاسخ به دیدگاه

مثلی که زدی پادشاه و عسل و… یه جورایی تحریفش نکرده بودی؟این مثل رو یه جور دیگه اونهم برای اونهایی که دلبسته دنیا شدند میزدند !! بعدش هم ما نفهمیدیم چه ربطی به ما داشت؟

دلواپس جمعه ۱۲ اردیبهشت ۱۳۹۳ - ۱۰:۵۹ ق.ظ پاسخ به دیدگاه

وقتی همه ی معدن تموم شد بافق نه مرتع داره که بریم گوسفندبچرونیم نه کتیرا داره که بریم کتیرا!!!!!!!!!!!!پس بهتره هرچه زودترازبافق فرارکنیم

peiman جمعه ۱۲ اردیبهشت ۱۳۹۳ - ۳:۵۵ ب.ظ پاسخ به دیدگاه

در مورد شرکت های مشاور و بعضی از پیمانکارن که وضع افتضاحه.حقوق های کلان بالای 5میلیون .بلیط رفت و برگشت مجانی خانه اهنشهر غذا و سرویس ایاب و ذهاب مجانی به خودشان و بعضا خانواده هایشان نوش جونشون .خیانت ها و کم کاریها و دربیشتر موارد ساخت و پاخت آنها با پیمانکاران باب شده نمونه اش در کارخانه تازه تاسیس آگ هسن که پیمانکار از ضعف کارفرما استفاده کرد و مشاور را با خود همراه نمود و حتی ساختمانهایش که ماشین الات در ان نصب نصب شده در حال تخریب است.ضعف شدید نیروهای مشاور و پیمانکارن کاملا مشهود است اونا که بار خودشونو میبندند و میرند ما میمونیم ب ببرهای کاغذی!!!حاجی جواد با قدرتت جلو اونا رو بگیر تا بیش از این به بیت النال ضرر نزنن.

سید جمعه ۱۲ اردیبهشت ۱۳۹۳ - ۱۰:۰۹ ب.ظ پاسخ به دیدگاه

بافق سرزمین رنج بر روی گنج
باسلام
درتعطیلات نوروزی میهمانی داشتیم از شهر ساوه .خلاصه کنم ، بازدیدازمعدن برای میهمانان ما بسیارجالب بود. توضیحات اقای مجیدفتوحی در مورد تاریخچه معدن ،عیار آن ،مقدار استخراج وصادرات آن، وبرشمردن تعدادی از معادن دیگرازجمله سه چاهون،چاهگز،میشدوان،زاغیا،لکه سیاه،و…. و بالاخره اینکه این جا معدن خیزترین شهرکشوراست باعث شد تا سوالی را که برای هر غریبه ای پیش می آید میهمان ماهم ازما بپرسد.وآن اینکه پس چرا این شهر با این همه ثروت خدادادی ؟…….
بنده گفتم اینجا آفریقاست سرزمین رنج برروی گنج ! ثروت این ملت هم توسط یزد ومخصوصا اصفهان به تاراج رفته .

مریم شنبه ۱۳ اردیبهشت ۱۳۹۳ - ۷:۳۴ ق.ظ پاسخ به دیدگاه

جناب اقای مهندس خدابخشی دستت درد نکند افرین مرحبا به شما .

1403 سه شنبه ۱۶ اردیبهشت ۱۳۹۳ - ۱۰:۴۲ ب.ظ پاسخ به دیدگاه

سلام مگر امثالی مثل دکتر صدر دکتر میرغنی زاده دکتر فتاحی وووو……….بچه بافق نیستن؟
چرا الان هیچکدومشون و توبافق نمیبینید؟ چون بافق امکانات نداره؟پس بدونید که نو کجه؟؟؟

هرهر چهارشنبه ۱۷ اردیبهشت ۱۳۹۳ - ۱۲:۳۴ ب.ظ پاسخ به دیدگاه

گوش میکند؟یادت رفت بگی