قابلگان را دریابید،بافق آبستن شده است!!!

دسته: عمومی , مقالات
۱۴ دیدگاه
یکشنبه - ۱۴ اردیبهشت ۱۳۹۳

روزهایی پر از دغدغه،روزهایی سرنوشت ساز،روزهایی پر از حرف و حرف و حرف.

بافق در گیر و دارِ شدن یا ماندن!خوب یا بدش را هر کسی  تفسیری دارد.

مردم در انتظار حرکت ، روبه جلو یا عقب گرد!!!خیلی ها می دانند اما نمی گویند.

بافق در ابهام خدمت یا خیانت!و اینجاست نکته ای باریکتر از مو که ناآگاهی می خواهد بتازاند.

عجیب نیست اگر آنها که کمتر می دانند بیشتر برانند.

و عجیب تر نیست اگر آنها که بیشتر می دانند کمتر بمانند!!!

امروز بافق در استان زبانزد شده است آنگونه که نباید، فرقی نمی کند آرام یا ملتهب.

بازی در بافق دو سر باخت است اگر حرکتی شود نابجا ، فرقی هم نمی کند پشت درهای بسته یا در کف خیابان،اولی نرم است دومی سخت.

بافق دارد استخوان می ترکاند، مسکن و آرام بخش هم چند روزی بیشتر افاقه نخواهد کرد بافق را باید جراحی کرد حتی اگر ضجه ها به آسمان رود.

غریبه که نیستید؛بافق آبستن شده است،آبستن شده بود؛!!خیلی قبل تر از آنکه کسی بفهمد!!آبستن فرزند ناخلفی به نام خصوصی سوزی.

قابلگان را دریابید؛ باید خودی باشند وگرنه هم فرزند می میرد هم مادر.

امروز بافق را رخ ببوسیم که فردا دیر است.

نکند تعلل کنیم.

محمد علی قاسم زاده

 

 

 


پرینت اشتراک گذاری در فیسبوک اشتراک گذاری در توییتر اشتراک گذاری در گوگل پلاس
بازدید: ۶
برچسب ها:
دیدگاه ها
علی یکشنبه ۱۴ اردیبهشت ۱۳۹۳ - ۸:۳۴ ب.ظ پاسخ به دیدگاه

سلام اقای قاسمزاده چی شد چرا مسئولین شفاف سازی نمی کنند

عباس ابراهیمی خوسفی یکشنبه ۱۴ اردیبهشت ۱۳۹۳ - ۹:۳۱ ب.ظ پاسخ به دیدگاه

دوست من کسانیکه خادمند دستشان به جایی نمی رسد و آنانکه خائنند دمشان بر دم بزرگان وصل هست و سفرقندهار می روند نمی دانم از چه بگویم از پیامک های جعلی یا خواب خرگوشی؟

محمد یکشنبه ۱۴ اردیبهشت ۱۳۹۳ - ۱۰:۵۲ ب.ظ پاسخ به دیدگاه

آفرین برنفس دلکش ولطف سخنت.

نوه محمد تقی خان بافقی دوشنبه ۱۵ اردیبهشت ۱۳۹۳ - ۱۲:۴۳ ق.ظ پاسخ به دیدگاه

واقعا که گریه ام گرفته پدر و پدربزرگم و اجدادم من به خاطر خیانت بعضی ها باعث خجالتم هست که در دوره ای زندگی کردم که وجب به وجب خاک وطنم را میبرند و من و امثال من نشسته ایم و به خیانت وطن فروشها نمی توانیم عکس العملی نشان دهیم من شرمندهام اجداد بافقی ام حتما در گور می لرزند اجداد بافقیم
یاد شعری افتادم از میرزاده عشقی

خــــاكــــــم به سر ، زغصه به سر خاك اگر كنم

خـــــاك وطن كه رفت ، چه خاكي به سر كنم ؟

مـــــن‌ آن نيـــــم بــــه مرگ طبيعي شوم هلاک

وین كـــــــاسه خون به بستر راحت هدر كنم

معشـــــوق عشقي اي وطن اي عشق پاك من

اي آن كـــــــه ذكـــر عشق تو شام و سحر كنم

salim دوشنبه ۱۵ اردیبهشت ۱۳۹۳ - ۶:۱۴ ق.ظ پاسخ به دیدگاه

سلام
امیدوارم به این پیشگویی نرسیم
امیدوارم به برکت انفاس قدسیه بافقهمچنان سربلند بماند
امیدوارم به برکت 266 شهید خفتهدرخون مدفون در بافق ، این مشکلاتحل شود
امیدوارم به برکت حضرت ابالفضل العباس و خواهرش زینب دستان این خائنان به انقلاب و ملت ، برای همیشه قطع شود
امیدوارم
واقعا امید وارم

مهدی دوشنبه ۱۵ اردیبهشت ۱۳۹۳ - ۷:۳۲ ق.ظ پاسخ به دیدگاه

برای همه ما هر دو مهمند هم فرزند و هم مادر.

هر دو را می خواهیم حواس مافیا جمع باشد که از این حق نمی گذریم و پیگیریم

کارگر دوشنبه ۱۵ اردیبهشت ۱۳۹۳ - ۹:۳۸ ق.ظ پاسخ به دیدگاه

جناب آقای قاسم زاده خداوکیلی چند خیر که تا کنون معدن برای بافق داشته رو بگین
ما که تا حالا جز ایجاد فاصله طبقاتی ، گرانی و تبعیض چیزی ندیدیم

ميرسليماني بافقي دوشنبه ۱۵ اردیبهشت ۱۳۹۳ - ۹:۴۹ ق.ظ پاسخ به دیدگاه

جناب نوه محمد تقي خان بافقي
اينها چيه نوشته ايد؟؟؟مگر مردم بافق مرده اند يا در غل و زنجيرند؟؟مردم دلاور بافق در طول تاريخ آنچنان زورگويان را سر جايشان نشانده اند كه ديگر نفسي از دهان كثيفشان در نيامده چه برسد به اينكه عده ا ي كه تمامشان به يك خاندان دهها نفري بيشتر نمي رسد وبه شهر همسايه وصلند و به يك اشاره سبابه جوانان غيور بافقي به گودالهاي قبليشان خواهند افتاد بخواهند پايشان جلوي مردم بلند مرتبه و شجاع بافق دراز كنند..اراده مردم غيور بافق هر سد زورمندانه و ظالمانه را خرد خواهد كرد و مطمئن باشيد دهان كثيف آنها را براي هميشه خواهد بست.مگر اينها كلفتتر از رضاخان مير پنج هستند؟؟؟او الان گذاشت؟؟اصلا ردي ازجنازه اش را مي توانيدبيابيد؟؟سيلي محكم آيت الله بافقي دهان اورا خرد كرد تا در نهايت به سال 1357 دودمانش را آواره دنيا نمود.مگر فرزندان آيت الله بافقي و نوادگان او مرده اند كه خاك بافق را يك خانواده به ظاهر اخلاقمدار ولي در باطن پست و شوم و كثيف به تاراج ببرند؟؟؟مگر فرزندان عبدالرضا خان بافقي جلاي وطن كرده اند كه بيگانگان ژاژخاي جرات كنند قدم بر خاك پاك بافق و روستاي نياكان آيت الله ميرغني زاده گذارند؟؟مگر غيرت جوانان شجاع بافق اجازه چنين سياه بازيهايي را مي دهد؟؟مگر از ياد برده ايد روزگاري كه مردم كوهبنان از غارتگري دزدان افغان وبلوچ به دامن تفنگداران بافقي پناه آوردند و جوانان غيور بافق دزدان غارتگر را سركوب و كوهبنان را به مردمش بازگردانند؟؟؟ هنوز از آن واقعه چند ده سالي نگذشته و بيش از يك يا دو نسل را نگذرانده ايم و هنوز همان توان،شجاعت،حميت،غيرت،و شكست ناپذيري در بازوان مردم مردم براي روز مبادا ذخيره و در حال استراحت است و در وقت مقتضي چنان بر سر متجاوزان وزورگويان فرود خواهد آمد كه ديگر تا فرسنگها و هكتار ها آن طرفتر كسي جرات نكند حتي به پرنده اي خوش پرواز در آسمان بافق نگاه چپ بيندازد.البته نكته اي را بايد اعتراف كنم كه مركز نشينان در استان و پايتخت از اين جوشش و توان همانند هميشه غافلند و وقتي خواهند فهميد كه كار از كار گذشته باشد.
آقايان غافل و نادانان بي خبر مواظب رفتارتان باشيد !!
حتي بنده فرهنگي و قلم بدست به اين تازه بدوران رسيده هاي مر كز استان و همسايه متجاوزمان مي گويم اگر لازم شود شمشير بدست در صف مقدم كارزار با تمام باطلتان تا سرحد مرگ خواهم جنگيد تابدانيد بافقي كيست و بافق كجاست و تا درسي براي تمامي زورگويان شاخ شكسته باشد و از هيچ چيز ابايي نخواهم داشت.

سيد محمد مير سليماني بافقي

سید امین رضوی دوشنبه ۱۵ اردیبهشت ۱۳۹۳ - ۱۱:۱۵ ق.ظ پاسخ به دیدگاه

سخنتان حق جناب میرسلیمانی عزیز…. ولی از آن روز باید ترسید که دوست و دشمن از یکدیگر شناخته نشوند. از آن روز باید ترسید که یاران دشمن اشکار ما در میان لشکر خودی اند…. از ان روز باید ترسید که ندانیم آنکه یاریمان می کند، انکه راهنمایی مان می کند، آنکه پشتگرممان است، همان خیانتکاری است که به ساز دشمنان آشکارمان می رقصد و ما نادانسته و ناآگاهانه برایش کف زده ایم. بی شک، بزرگترین شکست برای قویترین لشکرها، نفوذ دشمن در صفوف ارایش یافته آن است. وای بر روزی که دشمنان، در پیراهن دوستانمان، برایمان تصمیم میگیرند. وای برروزی که باطل لباس حق بپوشد که در این روز، دیگر شناخت حق و باطل مشکل است و این باطل است که حق را از درون می خورد و نابود میکند. تاریخ پرافتخار بافق و بافقی، پیروزی بر دشمنان آشکار است…. از رضا خان میرپنج تا دزدان غارتگر افغان… امروز دشمن ما، دوست خیانتکار و منافق ماست….. او را بپایید

ميرسليماني بافقي دوشنبه ۱۵ اردیبهشت ۱۳۹۳ - ۱۲:۱۵ ب.ظ پاسخ به دیدگاه

جناب رضوي عزيز فرمايشاتتان كاملا بجا و سنجيده و بحق است.اي كاش بافقي يكدست و آشكار داشتيم و دوستان بافقي مصالح شهر را بر مصالح شخصي و حزبي ترجيح مي دادند.

امیر دوشنبه ۱۵ اردیبهشت ۱۳۹۳ - ۱:۵۳ ب.ظ پاسخ به دیدگاه

ما در موقع خراب شدن ملک مان از ناحقی زاییدیم ولی کسی به دادمان نرسید حالا که دیدند ناحقی درد اور است بداد ما برسید و حق ما را بدید ما هم از شما حمایت می کنیم

ماشاالله حاجی شمس الدینی دوشنبه ۱۵ اردیبهشت ۱۳۹۳ - ۳:۰۵ ب.ظ پاسخ به دیدگاه

سلام
من فکر نمیکنم حتی قابله ترین قابله ها بتونن مشکل لاینحل بافقو به نحو مطلوبی حل کنن چون از یه طرفی پای چندین میلیارد پول یامفت در میونه از طرفی هم حقوق به حق مردم سخت کوش بافق کوتاه اومدن خیلی سخته البته باید در کمال آرامش به اعضای شورا ودلسوزان شهر اعتماد کنیم تا ببینیم چی میشه و چه کودکی قراره دنیا بیاد.

بافقی سه شنبه ۱۶ اردیبهشت ۱۳۹۳ - ۱۲:۰۸ ق.ظ پاسخ به دیدگاه

اقای قاسمی شما نگران قابله نباشید بارها بافق ازدست بعضی ازمسولین حامله وخودش زایمان کرده

رضا سه شنبه ۱۶ اردیبهشت ۱۳۹۳ - ۱۲:۴۰ ب.ظ پاسخ به دیدگاه

سلام اقای سلیمانی زیبا گفته اید ولی داشتم داشتم حساب نیست دارم دارم حساب هست تمام افتخارات گذشته در تاریخ ماندگار هست و پابرجا و هیچکس منکر آن نیست ولی امروز چه داریم و چه میکنیم که نسلهای بعدی از ان یاد کنند ؟؟؟