چرا بافق باید فریاد بزند؟

دسته: مقالات
۲۱ دیدگاه
جمعه - ۹ خرداد ۱۳۹۳

لایحب الله الجهر بالسوء من القول الا من ظلم و کان الله سمعیا علیما ( نساء ؛ 148)

خداوند بلند کردن صدا را به بدگویی دوست ندارد مگر از آن کس، که به او ستمی شده باشد و خدا شنوا و داناست. “

بیش از ده روز است که بافق دارد برای آینده اش و رهایی از سرنوشت شومی که در انتظارش نشسته، دست و پا می زند و به نوعی می جنگد. بافق فهمیده است راهی که رفته و سرانجامی که در پیش رو دارد، هولناک تر از آن چیزی است که تا حالا فکر می کرده است.

بافق تکه پنیری داشته، بجانش افتادند و هر کس از راه رسید گازی بر آن زد و به بهی گفت و رفت.

کوه سرشار از آهن چغارت _ که هویت بافق به آن گره خورده است _ چون گوشت قربانی بدست قصاب ها افتاد و هر کس کوشید تکه ای بزرگتر از آن را برباید.

کارگران و کارمندان شرکت سنگ آهن مرکزی به نشان اعتراض به نحوه و نوع نگاه دولت به تکه پنیرشان، اعتصاب کرده و دست از کار کشیده اند و دنبال فریادرسی می گردند و گوش شنوایی می جویند و دست توانایی که مگر از آستین بلند همتی برآید و کاری کند.

بدون اینکه بخواهم به سرانجام این اعتصاب بپردازم که هر اتفاقی که بیفتد و در این نبرد نابرابر، بافق چه ببازد و چه ببرد و چه به یک راه حل مرضی الطرفینی ( که محتمل تر است) رضا بدهد، از آن جهت که بعد این روزها در نزد فرزندانمان رو سفیدیم که آنچه از دستمان برمی آمد را انجام دادیم، به صحنه پیش آمده می نگرم.

1-     بی هیچ تردیدی بافق اکنون در یک لحظه سرنوشت ساز و بر سر یک پیچ حساس تاریخی قرار گرفته است. در این روزها هر کاری که بکنیم و هر تصمیمی که بگیریم بر زندگی فرزندانمان و آیندگانمان تاثیر مستقیم خواهد داشت.

2-     بافق بدون چغارت اگر نگویم خواهد مرد، بسیار سختی و مرارت خواهد دید. همه چیز در این چهل سال به آهن این کوه گره خورده و معیشت مردم وابسته به آن شده و رفاهی که چغارت برای بافقی ها به ارمغان آورد، مثل یک خواب خوش قیلوله همه را با خود برد.

3-     ما بافقی ها سالها در خواب ناز ماندیم یا خودمان را بخواب زدیم. حالا چشم باز کرده و می بینیم آن رویاهای شیرین دارد تمام می شود و ما در تمام این سالها دست روی دست گذاشتیم و به کشمکش های بی حاصل مشغول شدیم و زمان را از دست دادیم.

4-     حالا شهری داریم که آوازه ثروتش همه را وسوسه می کند اما خودمان در نهایت رنجوری و محرومیت روزگار می گذرانیم. بافق نه کشاورزی کارآمدی دارد نه صنعت درآمدزایی نه زیرساخت قرص و محکمی. نه جاده ی آبرومندی و نه شهرک صنعتی درستی و نه منابع آبی مطمئنی که این یکی از همه مهمتر و خطرناک تر  است.

5-     از آنجا که شرکت سنگ آهن مرکزی ایران تماماً دولتی بوده است، امروز بافقی ها به خودشان حق می دهند از دولت بپرسند در تمام این سالها شما برای ما چه کردید؟ مایی که چهل سال در حد توان خود و پدران زحمتکشمان به معنی واقعی کلمه در معدن جان کندیم و با افتخار، گوشه ایی از چرخ اقتصاد ایران را گرداندیم اما شما حتی به اندازه دیگر شهرها هم به ما نگاه نکردید و امروز که به آخر خط رسیده ایم تیر خلاص را بر شقیقه بافق نهاده اید.

6-     خزانه مملکت خالی است ( این حرف را به استناد دو نوبت سخن صریح آقای حسن روحانی رئیس جمهور ایران می زنم) پس طبیعی است که دولت برای این خزانه خالی دست به فروش اموالش بزند و به راحتی در برابر خواسته ی ما که چشم پوشی از فروش شرکت سنگ آهن _ تا زمان تهیه زیرساختی قابل اتکا برای تامین معیشت آینده مردم  _ است، وقعی ننهد.

7-     فساد در لایه هایی از دستگاههای حکومتی و بنگاههای اقتصادی نفوذ و رسوخ کرده است ( اعدام مه آفرید خسروی آخرین نشانه ی افشا شده این موریانه اعتماد سوز است) به همین دلیل بافقی ها در زیر هر کاسه ای، نیم کاسه ای می بینند و عجیب نگران دست های پشت پرده خریداران معدنشان هستند.

8-     بافق تصمیم به مقاومت گرفته است. مهمترین برگ برنده اش هم، همان تکه پنیری است که امروز دیگر چیز زیادی از آن باقی نمانده است.

9-     عمده خطر برای بافق در این لحظه، این نگرش است که سنگ آهنی ها که حقوق های میلیونی می گرفتند حالا هم خودشان بروند با مشکلشان دست و پنجه نرم کنند. ( داخل پرانتز بگویم معتقدم که حقوق و دستمزد کارکنان سنگ آهن بالا نیست بلکه حقوق و دستمزد سایر کارکنان نهادها و ارگانها و موسسات پائین است)

10-خطر دیگر، طرد و کنارگذاشتن و ناسزا گفتن و مقصر دانستن مدیران بومی است. البته در وقت خود باید به این مسائل پرداخت اما فراموش نشود که بافق برای رسیدن فرزندانش به مدارج بالای مدیریتی کم هزینه نکرده است.

11- تا اینجا کارگران کار سترگ خود را بخوبی انجام داده اند، از اینجا به بعد است که وظیفه مذاکره کنندگان و آگاهان و مسئولان بافق و استان شروع می شود و الحق، کاری است سخت. اما باید فقط یک صدا شنیده شود.

12- علاوه بر تمرکز بر لغو فروش 28 درصد شرکت سنگ آهن به بخش خصوص تا سال 95، باید بر واگذاری عجیب معدن به صندوق بازنشستگی فولاد به بهانه رد دیون دولت، پرداخته شود. دولت جمهوری اسلامی ایران کم ثروت ندارد، می توان بجای واگذاری 70 درصد شرکت سنگ آهن،در حال حاضر مثلاً 20 یا 30 درصد این شرکت را به صندوق داد و طی دوسال آینده هر سال ده درصد به آن افزود و در این مدت صداقت مسئولان صندوق برای ساخت کارخانه های جوار معدنی را سنجید( کاری که از امیرعباس هویدا تا محمود احمدی نژاد تحقق نیافته و من سخت در تعجبم که چگونه حسن روحانی می خواهد با صندوق عیالوار بازنشستگان فولاد این کار را انجام دهد)

13-مسئولان استان یزد نیک می دانند که جدایی سنگ آهن از بدنه دولت، چه خسارت هنگفتی به آنان خواهد زد، قاعدتاً نباید راضی به این معامله شوند.

14-مسئولان امنیتی می کوشند دامنه این بحران را در محدوده شرکت سنگ آهن کنترل کنند. تجربه خشونت بار حوادث سال 90 به هر دو طرف آموخته است که کشاندن درگیری به سطح شهر، بازی خطرناکی است. البته فاصله چند کیلومتر شرکت تا شهر بافق، تدابیر ویژه ای برای خویشتنداری هر دو طرف می طلبد.

درهرصورت فکر می کنم هنوز امکان مصالحه هست و باید به بافق و بافقی ها حق داد صداشان را بلند کنند و فریاد بزنند چون بی شک در حق آنها ستم بسیار شده استو  این اجازه ای است که خداوند به ما بخشیده است.

محمد علی پورفلاح


پرینت اشتراک گذاری در فیسبوک اشتراک گذاری در توییتر اشتراک گذاری در گوگل پلاس
بازدید: ۹
برچسب ها:
دیدگاه ها
فاطمه جمعه ۹ خرداد ۱۳۹۳ - ۲:۱۹ ق.ظ پاسخ به دیدگاه

مخالفت با خصوصی سازی خیانت به اسلام است.من خواهان برخورد قاطع با فتنه آهنم.آقای پور فلاح در روز قیامت در پیشگاه خداوند خجل خواهید بود.آیایه بالا در برخورد با مشرکان قابل استفاده است نه در برخورد با دولت اسلامی .این حرف شما انحرافی است.در سال 90 مسئولین مماشات کردند و گرنه قضیه زودتر جمع می شد.

    بافقی جمعه ۹ خرداد ۱۳۹۳ - ۹:۳۹ ب.ظ پاسخ به دیدگاه

    یه جوری ایده ها شبیه خانم تاچره

      کاوه آهنگر دوشنبه ۱۲ خرداد ۱۳۹۳ - ۱۱:۰۱ ب.ظ پاسخ به دیدگاه

      به نظر من به جای این بحث ها باید به اصل 27 قانون اساسی عمل کنیم.

علی رضا جمعه ۹ خرداد ۱۳۹۳ - ۱۲:۱۵ ب.ظ پاسخ به دیدگاه

فاطمه خانم با چه استدلالی به این محکمی مخالفت با خصوصی سازی یا بهتر بگویم “شخصی سازی” را خیانت به اسلام می دانید؟
برای شما و دوستان همفکر شما(اگرمغرض و از هم دست های عوامل نباشید) باید تذکر دهم لطفا اصل 44 را دقیق مطالعه فرمایید مصادیق ” رعایت عدالت اجتماعی” و ” افزایش سطح عمومی اشتغال” و تشویق اقشار مردم به پس انداز و سرمایه‏ گذاری و بهبود درآمد خانوارها” و” افزایش سهم بخشهای خصوصی و تعاونی در اقتصاد ملی” و غیره که هیچکدام در نحوه خصوصی سازی کنونی رعابت نشده است. لطفا بدون اطلاعات مسایل را به اسلام نچسبانید.
ضمنا هیچ کس به بیچاره شدن خانواده 5 هزار کارگر راضی نیست
.

    فاطمه جمعه ۹ خرداد ۱۳۹۳ - ۱:۲۱ ب.ظ پاسخ به دیدگاه

    اگر شما خود را به نفهمی زدید نمی دانم.من چندین بار دیدم که رسانه های بیگانه بارها اعتصاب کارگران را با آب و تاب تعریف می کنند.آنان از کارگران حمایت می کنند.اتکا من به سخن زیر از امام خمینی است که فرموده‌اند “اگر دیدید دشمن از شما تعریف می‌کند، در موضع‌گیری خود شک کنید”
    من اعتقاد دارم بیانات امام خمینی و مقام معظم رهبری همان اسلام ناب محمدی است پس با یک نتیجه گیری کلی می توان فهمید که این اعتصاب خیانت به اسلام است.
    لطفا درج کنید.

      مهدی یکشنبه ۱۱ خرداد ۱۳۹۳ - ۳:۰۶ ب.ظ پاسخ به دیدگاه

      خانم فاطمه ، اشتباه نکن اسلام برای گرفتن حق است و امام هم برای سیاسیون و مسئولین این حرف را زده ، برای اینکه آنها مردم را هدایت می کنند .

      امام و اسلام هیچ وقت نخواستند به کسی و شهری ظلمی این چنینی روا شود همان طور که شاه نخواست .
      پس اگر می خواهی رسانه های بیگانه از اعتصاب نگویند به مسئولین کشورت بگو چه کرده اید که مردم بافق دلگیرند و کارگران معتصب و رسانه های بیگانه منتشر .

      لذا امروز مسئولین کشور باید قدمی برای حل مشکل بردارند چرا که این استخوان سالهاست در گلوی بافق

محمد جمعه ۹ خرداد ۱۳۹۳ - ۱۲:۳۷ ب.ظ پاسخ به دیدگاه

…حتما فاطمه خانم فولاد بافق را ندیده و یا

مجید شاهی جمعه ۹ خرداد ۱۳۹۳ - ۲:۲۴ ب.ظ پاسخ به دیدگاه

دراین که در حق بافق ظلم شده ومیشود تردید نداشته باشید در طول سالهای سال به بافق وبافق ظلم شده وهیچ قدمی برداشته نشده اما اینکه یک شبه فکرکنیم همه سختیها برگردن عسکری بوده این ظلم بزرگی به ایشان وهمه کسانی است که در جهت ابادانی شهر زحمت میکشند مقاله دوست گرامی آقای پورفلاح حاوی نکات ارزشمندی بود که امیدوارم در دستور کار بزرگ مردان بافقی ومسئولین استان قرار گیرد مشکل فعلی بافق با شعار دادن ونقاق ودرویی قابل حل نیست بلکه همت وتلاش بزرگی را میطلبد ..فاطمه خانم که در کامنت اول به آقای پورفلاح تازیدی حتما نه ایشان را میشناسی ونه تفکرات ایشان را ازش اطلاع داری من به جرات میگم ایشان یکی از نخبه های بافقی هستند که مثل ومانند ندارند اما چرا تا به حال سکوت کردن حتما دلیلی دارن که از خودشان باید پرسید.پایدار وسربلند باشید

س جمعه ۹ خرداد ۱۳۹۳ - ۴:۴۵ ب.ظ پاسخ به دیدگاه

سلام
من نمیدونم خصوصی سازی وبدبخت کردن یک شهر چه ربطی با اسلام داره؟؟؟
اسلام مسلمونی که برای حق خودش نجنگه رو نمی خواد!!

موسی جمعه ۹ خرداد ۱۳۹۳ - ۶:۵۰ ب.ظ پاسخ به دیدگاه

تفکر الساعه خیر من العباده سبعین سنه فاطمه خانم نمی دانم از کی تقلید می کنی که بدون تعمق حکم صادر می کنی هیچ کس با اصل 44 ابلاغی از سوی مقام معظم رهبری نیست تاسف ما از استفاده دولت از کلمه تدبیر وامید است این واگذاری های دیمی چه سنخیتی با اصل 44 داردو…..

جاده خاکی جمعه ۹ خرداد ۱۳۹۳ - ۸:۳۶ ب.ظ پاسخ به دیدگاه

احسنت آقای پور فلاح بسیار زیبا بیان نمودید
اگر باطل را نمی توان ساقط کرد،میتوان رسوا نمود
دکنر شریعتی

ناشناس شنبه ۱۰ خرداد ۱۳۹۳ - ۱۲:۰۹ ق.ظ پاسخ به دیدگاه

فاطمه خانم لطفا معنی خیانت را بفهمید بعد نظربدهید

امیر خان شنبه ۱۰ خرداد ۱۳۹۳ - ۲:۲۹ ق.ظ پاسخ به دیدگاه

اقای پور فلاح در جواب شماره های 6و7 مگر نمی دانید در زمان دولت کی خزانه خالی شدهدر زمان کی اینفدر فساد مالی به وجود اومد لطفا زندگی اقای خسروی رو بخونید در سال 85 با 50 میلیون وام کارش رو شروع کرده وبعدش به کجاها که نرسیده من با خصوصی سوزی مخالفم ولی تمام این مشکلات رو دولت قبل به وجود اورده درسته واینکه اختلاس 3000میلیاردی استارت اولیه اش از همین فولاد خوزستان شروع شده وبعد که به کجاها نکشیده پس بیشتر مطالعه کنید

شمس شنبه ۱۰ خرداد ۱۳۹۳ - ۷:۳۷ ق.ظ پاسخ به دیدگاه

درخواستهايي كه مطرح مي شود ، چند گونه است و اين به ضرر بافق است ، بايد مسئولين همه با مردم يك راي باشند اينكه مثلا لغو كامل خصوصي سازي يا واگذاري به كاركنان سنگ آهن؟ درصدها هم متفاوت است يكي مي گويد 15 يكي 5 يكي ..درصد و اين ها به صلاح نيست . درضمن اينكه آقاي پورفلاح ميگويد در مورد حقوق ، كاملا صحيح است . ودر مورد اعتماد سازي نبايد به چند مهر و امضا اكتفا كرد بلكه بايد راههايي مثل آنچه ذكر كردند و يا مثلا پس از ايجاد فلان كارخانه و يا .. آن موقع از اين طرف اقدامي در حد آن يا كمتر انجام داد. به اميد روزي كه عدالت برقرار بشه … و ديگه نخواهيم فرياد بزنيم .

بافقی شنبه ۱۰ خرداد ۱۳۹۳ - ۸:۲۴ ق.ظ پاسخ به دیدگاه

احسنت بر آقای پورفلاح
راستی فکر کنم کاملا ماجراهای d19 و آریز به فراموشی سپرده شده است
از قدیم می گفتند که بافق نفت هم دارد ولی الان شنیده می شود که آن را هم به جایی دیگر تقدیم نموده اند .
به فکر باشیم و هم اکنون که تنو رداغ است تمام حقمان را بگیریم

عقیل شنبه ۱۰ خرداد ۱۳۹۳ - ۱:۰۷ ب.ظ پاسخ به دیدگاه

سناریوی تبلیغاتی دو تن از اعضای شورای شهر دی نوزده بود چی شد دی نوزده را که نگرفتند هیچ سنگ آهن را هم از دست دادند….واقعا جای خجالت داره از اون همه فیلم بازی در جلسات زنانه و مردانه

ولی الله رنجبر بافقی شنبه ۱۰ خرداد ۱۳۹۳ - ۲:۴۱ ب.ظ پاسخ به دیدگاه

دست گلت بی بلا اقای پور فلاح با نوشته های شما کمی آرام میشویم و امیدوار

سرو شادکام شنبه ۱۰ خرداد ۱۳۹۳ - ۴:۱۹ ب.ظ پاسخ به دیدگاه

فاطمه خانم : لطفاً با اسلام نخواهید همه کارهاتون رو پیش ببرید داران همه چیزتون رو می برن حالا حرف از اسلام میزنی اسلام میگه کسی که معاش ندارد معاد ندارد.

مهدى شنبه ۱۰ خرداد ۱۳۹۳ - ۹:۰۴ ب.ظ پاسخ به دیدگاه

دستت درد نكنه اقاى بور فلاح اتفلقى كه قراره 5 سال ديكه بعداز تموم شدن معدن بيفته انكار ميكنيم همين حالا افتاده

محمود شنبه ۱۰ خرداد ۱۳۹۳ - ۱۰:۱۵ ب.ظ پاسخ به دیدگاه

یلام وخسته نباشید خدمت کارکنان محترم شرکت سنگ ااهن و مروم غیور بافق ‘آنان که برای ادعای خود از اسلام مایه میزارن (به اسم فاطمه)بدانند اسلام همیشه مخالف ظالم و طرفدار مظلوم. است.مرد بافق بخواهید یا نخواهید همانند اتش زیر خاکسترند و هرزمان بویی از خیانت استشمام کنند فوران خواهند نمود .

وطن خواه یکشنبه ۱۱ خرداد ۱۳۹۳ - ۱:۳۳ ق.ظ پاسخ به دیدگاه

دوستان لطفا بیش از این پیرامون نظرات فردی که خود رافاطمه معرفی کرده نپردازید.ارزش وقت همه مابخصوص درزمان فعلی بیش از اینهاست