میراث گذشتگان

دسته: فرهنگی، هنری، مذهبی
یک دیدگاه
سه شنبه - ۹ خرداد ۱۳۹۱

چند روز پیش از نمایشگاه صنایع دستی و اشیاء موزه ای که به همت اداره میراث فرهنگی و گردشگری بافق در کاروانسرای میدان خان، برپا شده بود، دیدن کردم. چند نکته به ذهنم رسید.

اول تبریک به متولیان فرهنگی بافق که این کاروانسرا را _ که چند سال پیش تبدیل به مخروبه ای شده و پاتوقی برای اعمال خلاف بود _ به طرز نسبتاً زیبایی بازسازی کرده و به چنین کارهای باارزشی اختصاص داده اند. البته هنوز مرمت و زیباسازی این کاروانسرا جای کار دارد که امیدوارم متصدیان، دست از این مهم برندارند.

دوم آنکه تا جایی که من می دانم این کاروانسرا و تعدادی دیگر از ابنیه و باغ های شهر بافق متعلق به زرتشتیان بوده است و آنان دست به ساخت این بناها و آبادی این باغ ها زده اند. برای مثال الله آباد (یا علاآباد، درستش را نمی دانم) یا شهرآباد یا رستم آباد و همین کاروانسرای میدان خان. بجاست اگر کسانی اطلاع دقیقی از خدمت زرتشتیان دارند، مطلبی بنویسند.

نمایشگاه چند بخش داشت.

یکی تابلوهای نقاشی و معرق بود. در نوع خود زیبا و ارزنده. یکی نمایشگاهی از توانمندیهای معلولین. بخشی به اشیاء و وسایل دست ساز گذشتگان، بخشی به اشیاء عتیقه و قدیمی و بخشی دیگر به صنایع دستی.

درمجموع نمایشگاه جالب و جذابی بود و دست دست اندرکاران آن درد نکند که چنین مجموعه ای را برای بازدید مردم فراهم آورده اند. اما چند پیشنهاد _ که به نظرم اگر بشود _ مفید خواهد بود.

توجه همه مسئولان را به عصر دیجیتال جلب می کنم. درست است که وسایل و لوازم و اصلاً میراث گذشته، همه و همه دست ساز و بقولی آنالوگ است اما می توان با بهره گیری از ابراز دیجیتال فهم مسائل را برای بچه های امروز که هیچ تصویر و تصوری از دیروز ندارند، آسانتر کرد. برای مثال در نمایشگاه گرجینی هست که تقریباً اکثر بازدیدکنندگان نمی دانستند چیست و چگونه کار می کند. اگر مسئولان میراث، انیمیشنی یا حتا فیلمی از نحوه کار با آن می ساختند، فهم آن ساده تر می شد.

برای من و هم نسلان من _ که هر روز زنان بافنده بادبزن و جارو  را می دیدیم که چه بسا در هنگام حرف زدنهای طولانی مدت با همسایه ها و درحالیکه در کنار کوچه نشسته بودند، مشغول بافتن بادبزدن بودند _ بادبزن و جارو و سایر صنایع وابسته، امری قابل درک است ولی متاسفانه بچه های امروز کمتر با این صحنه ها مواجهه می شوند، نمایش فیلمی از این کار می تواند مفید باشد. مخصوصاً که تا چند سال آینده همین معدود زنان بافنده را هم نخواهیم داشت.

جای قنات و مقنی ها و ابزار و وسایل آنان در این نمایشگاه خالی بود. نمی توان کویر را بدون قنواتش تصور کرد. این فن ارزشمند و این کار خلاقانه می تواند بخش مهمی از هر نمایشگاهی باشد که برای کویر و کویر نشینان برپا می گردد.

جای لباس های محلی و قدیمی هم خالی بود. درست است که در زمان گذشته مردم از نظر وسعت معیشت، حال و روز خوبی نداشتند و لباس ها چندبار وصله بود، اما لباس های آن زمان معرف نوع نگاه و اعتقاد مردم به زندگی و حیات بود.

درهر حال از تلاش همه ی عزیزان قدردانی می کنم و امیدوارم روزی نمایشگاهی دایر کنیم که نشان دهنده تمام میراث گذشته بافق و این سرزمین باشد. و کاش اداره میراث فرهنگی، همین کاروانسرا را به نمایشگاهی دائمی برای عرضه صنایع و میراث درحال نابودی بافق، اختصاص دهد.


پرینت اشتراک گذاری در فیسبوک اشتراک گذاری در توییتر اشتراک گذاری در گوگل پلاس
بازدید: ۱
برچسب ها:
دیدگاه ها
علی سه شنبه ۹ خرداد ۱۳۹۱ - ۱۰:۵۳ ق.ظ پاسخ به دیدگاه

سلام_گرچه قصه کارخانه کاشی طولانی است/اما درختان فضای سبز جلوی کارخانه پس از تعطیلی این واحد در این گرمای شدید بدون آب ماندند و ظاهرا متولیی ندارند، لطفا مسئولان برای نجات این درختان اقدامی کنند.