آیندگان چه خواهند گفت؟

دسته: عمومی
۱۲ دیدگاه
شنبه - ۱۷ خرداد ۱۳۹۳
aks-file
قریب به بیست روز از اعتصاب کارگران شرکت سنگ آهن مرکزی میگذرد اعتصابی که اگردرنوع خود بی نظیر نباشد کم نظیراست البته ازجهت زمان و شرایط خاصش. بیست روز است که کارگران شرکت سنگ آهن به نمایندگی اکثریت قریب به اتفاق مردم بافق دراعتراض به آنچه نادیده گرفتن حقشان ازطرف مسئولین رده بالای کشور اطلاق میشود دست ازکارکشیده اند و دراین بین متاسفانه گویا زمان چند صد سال به عقب رفته و اخبار و اطلاعات با سرعت چارپایان منتقل میشود که اگر غیراز این بود تاکنون چند صد بار به این صدای بلند حق خواهی پاسخی درخورداده شده بود. بنده قصد ندارم هیچ کس را مقصر این اوضاع بدانم و معتقدم مسئولین رده بالا حتما مسائل مهمترازرسیدگی به اعتراضی ازایندست دارند و امید دارم دروقت مقتضی به بهترین نحو ممکن به این موضوع رسیدگی کنند!!آنچه باعث شد چند سطری مزاحم شوم درد دلی است با مردم دارالشجاعه بافق :
خواهران و برادران بزرگوار امروز به نظربنده حقیر روزآزمایش همه ماست درصبر براتفاقات پیش رو. اگربتوانیم با همت همگانی و دست دردست هم از این موقعیت خطیر گذرکنیم میتوانیم برای آیندگانمان یادگاری برجا بگذاریم و بقول قدیمیها تحفه ایی قابل برای آیندگان به ارمغان بریم و به آیندگان کارنامه ایی ارائه کنیم از حداکثر تلاشمان برای رسیدن به هدفی واحد. لاکن اینطورکه از شواهد برمیاید رسیدن به تفاهمی که تحفه اش یادگاری برای آیندگان باشد بعید است.خدا میداند که مدتی است سایه غم بردل دلسوزان شهر نشسته از اینهمه هجمه و بدگویی . نمیدانم چرا هرکس که به طورآشکار بخواهد ازحق این مردم دفاع کند ناجوانمردانه مورد هجمه قرارمیگیرد. گویا مسابقه به فینال رسیده و بناست هرکس به میدان میاید ازطرف حریف ازمیدان بدرشود. فرق ندارد که چه کسی وازچه جایگاهی بخواهد برای حل این موضوع قدمی بردارد یا قلمی بزند وظیفه گروه مخالف فقط و فقط ازمیدان بدرکردن گوینده و نویسنده است. حال تصورمیکنید درموقعیتی که همه مدعی پیگیری برای گرفتن حق و حقوق شهرستان هستند کسی جرات داردعلنا اقدامی کند. ماراچه شده که آستانه تحملمان بقدری پایین آمده که تحمل یک خط صحبت ازطرف مقابل رانداریم. صحبت کوتاه کنم تا زمانی که ما خودمان به این باورنرسیم که باید داشته های خودمان را پاس بداریم و حمایتشان کنیم ازدیگران این انتظار بیهوده است. ودرپایان توجه خودم و همه بزرگوارن را به این صحبت گوهربار رسوالله جلب مینمایم:
و ما تکرهون فی الجماعةخیر ممّا تحبّون فی الفرقة، فی الجماعة رحمة وفی الفرقة عذاب
آنچه شما در اتفاق ناپسند می دارید، بهتر از چیزی است که شما آن را در افتراق، خوب می پندارید.
امیدوارم آیندگان درمورد ما به نیکی یاد کنند.
تابعد…رخصت

رضا دهقانزاده بافقی


پرینت اشتراک گذاری در فیسبوک اشتراک گذاری در توییتر اشتراک گذاری در گوگل پلاس
بازدید: ۲
برچسب ها:
دیدگاه ها
soheil شنبه ۱۷ خرداد ۱۳۹۳ - ۸:۴۴ ق.ظ پاسخ به دیدگاه

موافقم.حاجي جواد مثه كوه پشتتيم

مهدی شنبه ۱۷ خرداد ۱۳۹۳ - ۹:۱۱ ق.ظ پاسخ به دیدگاه

تو همه سایتهای داخلی و شبکه های خارجی حتی من و تو و بی بی سی فارسی خبر اعتصابات پخش شده … یعنی چی یکی میگه بایکوت خبری یکی میگه خبررسانیه کند و ضعیف

آدرنالین شنبه ۱۷ خرداد ۱۳۹۳ - ۹:۳۶ ق.ظ پاسخ به دیدگاه

ای حیف و صد حیف که به جای استفاده از خرد جمعی در فضای آرامش بعضی ازبیخردان آتش بیار معرکه میشوند و ای کاش داشتیم بزرگتری که بجای سکوت
همه را به گرد هم جمع میکرد، حیف، ،،،،.

محمدعلی شنبه ۱۷ خرداد ۱۳۹۳ - ۱۰:۲۱ ق.ظ پاسخ به دیدگاه

فعلا مردم با ایستادگی در برابر خصوصی سازی در حال خراب کردن کوه هستن

بافقی شنبه ۱۷ خرداد ۱۳۹۳ - ۱۰:۵۶ ق.ظ پاسخ به دیدگاه

مهدی خودت هم داری میگی سایت وبی بی سی … آقایون جلووچشم تو چشم ازشون راجع به واگذاری 28.5 درصد میپرسند میگه جلسه دارم چه توقعی داری میخواهند ما خسته شویم و موقعی که خسته شدیم شایعات بیشتر اثر میکند حقوق خبری نیست و ضرر دادیم و …..

م.فتاحی شنبه ۱۷ خرداد ۱۳۹۳ - ۱۱:۳۴ ق.ظ پاسخ به دیدگاه

قریب 40 سال از استخراج معدن چغارت بافق وديگر معادن پربرکت آن ميگذرد آيا داشتن امکاناتي مثل گاز شهري که 95 درصد شهرهاي کشور از آن بهره مندند خواسته زيادي است.دو روز پيش در کنار معدن گل گهر سيرجان به جز طرحهاي خطوط بزرگ فرآوري شش طرح صنعتي افتتاح شده است ولي عليرغم وعده و وعيد مسولان چه در زمان آقاي هاشمی چه خاتمي چه در زمان آقاي احمدي نژاد حتي يک طرح صنعتي در شهر بافق به اتمام نرسيده است. حق مردم شهر است که بدانند چرا معدن چادرملو ومناطق اطراف آن از حيطه شهرستان بافق جدا وبه اردکان الحاق شده است.کلنگ کارخانه گندله سازي توسط معاون اول هاشمي (آقاي حبيبي) در بافق زده ميشود وکارخانه آن در اردکان استارت ميخورد. حق مردم شهر من است که بدانند چرا فقط طرح فولاد بافق که جزو هشت طرح ملي فولاد کشور بوده است به ناگاه طرح خصوصي اعلام ميشود وبعد از واگذاري به بخش خصوصي از ادامه ساخت و ساز بازمي ماند و متوقف ميشود.چرا جواز تاسیس گمرک خشک بافق صادر میشود وافتتاح آن در مهریز صورت میگیرد.گویی بافق وبافقی خدای ناخواسته مطرود این نظام است.مردم شهر بافق هيچ مشکلي با اصل 44 قانون اساسي ندارند اما نگرانند.نگران آينده شهرشان.نگران فرداي کودکان امروزشان.چيزي نداريم جز همين معدن که با روند فعلي حداکثر ده سال ديگر و اگر به خريدار خصوصي واگذار گردد پنج تا شش سال ديگر عمر آن به پايان خواهد رسد.شهري با قريب پنجاه هزار نفر جمعيت که هيچ زير ساخت مناسبي جهت ادامه حياتش فراهم نيست.آقای دهقانزاده پاسخ دادن به مردم وبه این سوالات به منزله تایید این حق خوریها وکم کاریها وقبول مسولیت آن از طرف این دولت است که برای آنها به نظر سخت می آید.

عرفان شنبه ۱۷ خرداد ۱۳۹۳ - ۱۲:۱۶ ب.ظ پاسخ به دیدگاه

غیر از سایت ایلنا و شبکه من وتو بی بی سی که نقل قول از همین سایت کردن کدوم شبکه داخلی حرف زده. کدوم شبکه داخلی حرف از دل مردم زده؟؟؟؟
. هرچند اونایی که از درد دل مردم باید بشنوند شنیدن. اما کیه که در عمل برامون کاری کنه!!؟؟

محمدرضا شنبه ۱۷ خرداد ۱۳۹۳ - ۴:۵۰ ب.ظ پاسخ به دیدگاه

نظر دهنده شماره یک خیلی دلش خوشه،مثل کوه پشت کی هستی؟؟؟؟

حسن شنبه ۱۷ خرداد ۱۳۹۳ - ۵:۳۰ ب.ظ پاسخ به دیدگاه

ضمن تایید نوشته های آقای دهقانزاده اضافه میکنم که عقل ومنطق حکم میکند که به گونه ای رفتارکنیم که علاوه بر احقاق حق قانونمدار بوده وشهرمان را شهری شایسته برای سرمایه گذاری نشان دهیم احساسی عمل کردن عاقبت خوشی نداردسنگ آهن خواف الان سنگ میفروشد ودنبال صنایع جوارمعدنی هم هست ولی ماچکار کردیم با این اعتصاب حتی به گلها وفضای سبز خودمان نیز رحم نمیکنیم ادعا داریم میخواهیم کارخانه گندله بزنیم ولی اجازه نمیدهیم پیمانکاران گندله کار کننداین دیوانگی محض وانتحار است تیر خلاص به شرکت زدن است از بیرون، مردم بافق را مردمی خیالاتی احساسی بی منطق و… می پندارند وهیچ سرمایه گذاری حاضر نیست در بافق سرمایه گذاری کند چون احساس ناامنی میکند وای بر ما مردمان احساسی ولجباز، عقلانیت خوب است تابع بزرگان شهر بودن خوب است یک روز شورا را نماینده میکنیم روز دیگر صباغیان روز دیگر مانند کوفیان عمل میکنیم هرروز بهانه گیری اصلا با برنامه نیستیم یادم است کلاس دوم دبستان درس روباه وخروس که آخرش این بود نفرین بر چشمانی که بی موقع بسته شودونفرین بر دهانی که بی موقع باز شودآنروز که باید اعتصاب میکردیم چشمانمان را بستیم الان که کار گذشته هر دهانی بیخود واحساسی باز میشود بدون اینکه بفهمد چه میگویدواین حرفها چه تبعاتی برای بافق دارد الان باید از این فرصت استفاده کنیم ومدیر بومی خود راکه توسط مافیایی که نمیخواهد در بافق صنایع معدنی باشد وبدست خودمان در حال تخریب است حمایت کنیم نشود آنروز که حسرت بخوریم ومانند مرحوم دهستانی اورا تخریب کردیم والان غبطه میخوریم برگردیم ودوباره تجربه تلخ گذشته را تکرار نکنیم آنزمان مرحوم دهستانی وفرمانداربا همکاری هم ۲۰ روز سنگ به اصفهان ندادند ومجوز آب زاینده رود را از کمیته تخصیص آب که اکثرا اصفهانی بودند گرفتند ولی شانتاژ نکردند مردم را تحریک نکردنداعتصابی در کارنبود فقط گلوی اصفهان رامیفشردند تا مجوز آب را گرفتندنه اینکه ما با اعتصاب تیشه به ریشه خودمان میزنیم عقل حکم میکندباید دست از اعتصاب برداریم وعقل ودرایت داشته باشیم ونگذاریم سنگ از بافق خارج شود تا به خواسته ها برسیم نه اینکه کارگران فوج فوج در هرشیفت کارت بزنند وبروند خانه از بیرون در باره ما چه فکر میکنند آلت دست عده ای خام وجوان نپخته نباشیم اگر فردا اعلام شد معدن دولتی باشد آیا فکرنکردید با بودجه دولتی نمیتوان گندله احداث کردچرا اینقدر لجوج وبی کیاست هستیم اجازه نمیدهید مسئولین کارشان را با متانت وامتیاز گرفتن از بالا برای شهرستان انجام دهندوآبروریزی میکنید آیا امام جمعه وشورا ومعاون سیاسی استاندار وفرماندار واستاندار ونماینده محترم مجلس در شب عید مبعث ما را دعوت به عقلانیت نکردند شعور سیاسی تان کجاست اینها رامن نوشتم تا پیش وجدان خو دوآیندگان شرمسار نباشم

علی شنبه ۱۷ خرداد ۱۳۹۳ - ۷:۴۹ ب.ظ پاسخ به دیدگاه

بانظر9حسن موافقم

رضا یکشنبه ۱۸ خرداد ۱۳۹۳ - ۸:۱۴ ق.ظ پاسخ به دیدگاه

نظریه 9 واقعا درست می گوید

هوشیار دوشنبه ۱۹ خرداد ۱۳۹۳ - ۱۲:۱۹ ق.ظ پاسخ به دیدگاه

آقای نظر ۹ گول نخور