نگذارید تراژدی مرحوم دهستانی تکرار شود

دسته: صنعت و معدن , مقالات
۳۵ دیدگاه
چهارشنبه - ۱۸ تیر ۱۳۹۳

DO3P0551-copy2-228x30011

سید امین رضوی مدیر مسئول سایت بافق امروز در همین سایت نوشت :

نگذارید تراژدی مرحوم دهستانی تکرار شود

: چند تن از دوستان، به بنده خرده گرفتند که “چرا تجمع کارگران شرکت سنگ آهن در محل شورای شهر را در سایتت منتشر نکردی؟” در جواب گفتم: مردم شهرمن، خسته شدند از اینهمه اعتصاب، اینهمه زیان و خسارت، اینهمه تهدید به اعتصاب، آن هم اعتصاب بخاطر منافع شخصی عده ای و یا یک نفر!

آیا شهر ما آینده نمی خواهد؟ بافق، امروز بیش از هر روز دیگری نیازمند آرامش است. آرامشی که بتواند فکر کند. بتواند برنامه توسعه ای بریزد. آرامشی که به کشور نشان دهد، جای امنی برای سرمایه گذاران است. آینده شهر ما، به بودن یا نبودن جواد عسکری ساخته و یا خراب نمی شود. آینده شهر ما و خانواده ما و فرزندان ما، به داشتن مهمترین فاکتور آبادانی، یعنی ثبات همه جانبه، ثبات اقتصادی و سیاسی و اجتماعی وابسته و نیازمند است.

امروز، مردم و همکاران زحمتکشم در شرکت سنگ آهن را برادرانه توصیه میکنم، خصوصاً دوستانم را که اندکی زودباورند : توصیه میکنم فریب بازی عده ای که نقاب دروغین دلسوزی برای مردم را بر چهره زده اند، نخورید. منظور من کسانی اند که در هزارتوی نقاب ایمان، صداقت، دلسوزی و گره گشایی مردم، تنها و تنها به پستهای نان و آبدار می اندیشند و بس.

کسانی را منظورم است که قلبشان برای گرفتن رشوه های کلان، زد و بندهای غیرقانونی، دست اندازیهای بیشمار به بیت المال همین مردم زجر کشیده کویری، خرید و فروش های آنچنانی محموله های شیرین و لقمه های گنده سنگ، زمین خواری و گرفتن باج های آنچنانی و خریدن خانه های لوکس و تجملاتی شهرهای بزرگ به تاپ تاپ می افتد و له له می زنند. شیطان به گونه ای تسخیرشان کرده است که حتی اندکی در خوردن و بالاکشیدن حق و حقوق همین مردم زحمتکشی که شاید از خانواده و محله و اقوام خودشانند، ترسی بخود راه نمی دهند.

به چهره های خسته و رنجور برادران کارگرم در تجمع مذکور، که می نگرم، می بینم کسانی که با زبان روزه، صبح را تا به ظهر در شرکت و چه بسا برای تامین معاش سخت و جانفرسای زندگی، عصر را نیز در کار دیگری سپری کرده اند، تا شرمنده فرزند و عیال خود نباشند، حال، با چه انگیزه و چه نیتی، بدنبال تهدیدی و یا تطمیعی و یا فریبی، تجمع کرده اند و به بهانه گزارش مطالبات (به ظاهر) و به دنبال تغییر مدیرعامل (به واقع) در محل شورا تجمع کرده اند، بخود لرزیدم و خداوند را شاهدم که ناراحت شدم.

کاش می توانستم، صدایم را بلندتر و رساتر بر سر اهریمن قدرت طلبی و جاه طلبی های عده ای که چون اختاپوس بر مال و اموال همین کارگران افتاده اند هوار کنم. در چهره خسته این همکاران زحمتکشم، دیدم که از صداقت، ایمان و سادگی کویریشان و دریادلی این دوستانم، سوء استفاده کرده اند برای رسیدن به مقاصد پلیدشان.

به این دوستانم باید بگویم، کسانی فریبمان می دهند که به خدای احد واحد، یک زدوبند غیرقاونی و معامله خلاف قانونشان، به اندازه یکصد سال همین 30 نفر کارگری که در این محل تجمع کرده بودند، سود خالص به جیب می زنند. کاش برادرانم به خود آیند.

امروز، بافق نیاز به اعتماد و اطمینان دارد. عجیب است از سیاست فرار به جلوی افرادی که دستشان برای مردم و دولتمردان و صد البته مجاری اطلاعاتی و مامورین برخورد مفاسد اقتصادی در حرکات اخیر و اعتصابات گذشته رو شده است و بموقع اخباری از فسادهای مالی اشان را خواهیم شنید.

این نکته را نیز یادآوری کنم که در خبر منتشر شده بافق نیوز آمده است که رئیس شورا بر سیاست انتخاب معاون غیربومی توسط مدیرعامل شرکت تاخته است. البته بنده در جایگاهی نیستم که سیاست مذکور را تایید یا رد کنم، و این برمیگردد به سیاست مدیریت شرکت، اما این دوگانگی را از رئیس شورا برنمی تابم و مورد قبولم نیست. سوال من اینجاست که اگر بومی بودن و غیربومی بودن، ملاک انتخاب مدیران از دیدگاه ایشان است، چرا زمانی که در حضور استاندار یزد، به مدیرعامل بومی شرکت، از طرف عده ای معدود، شعارهای ناروا و ناپسندی داده شد، هیچگاه، رئیس شورا نه در سخنانش، نه در سایتها و رسانه های بافق و نه در هیچ جلسه ای ، این حرکت را محکوم نکرد؟ اگر امروز، به مدیرعامل شرکت، می تازید که چرا معانی غیربومی برگزیده است، چرا به کارگرانی که شعار بر علیه مدیر ارشد بومی روبروی استاندار یزد سر دادند، هیچگاه خرده نگرفتید که کاری اشتباه بوده است؟ چرا بعد از گذشت نزدیک به دو هفته از آن ماجرا، در جلسه ای و یا جمعی، این حرکت را محکوم نکردید؟ آیا، این شایعه، که شما، خود را برای این معاونت لایق و کاندید می دانستید، صحت دارد؟

من به برادران و همکاران صادقم، توصیه میکنم نه بخاطر حرف من، بلکه به خاطر خود، خانواده و فرزندانتان و خداوندی که همیشه حق و باطل را جلوی دیدگان شما قرار داده و به قدرت و نیروی عقل، توان بازشناختن آن را نیز به شما عطا فرموده است، قبل از هر اقدامی، حرکتی، سخنی و نظری به درون خود، به دل خود رجوع کنید، صدای باطن خود را بشنوید، با خودروراست باشید، کلاه خود را قاضی کنید، ببینید برای چه به این اقدامات دست می زنید؟! بخدا اگر صدای باطن خود را بشنوید و اقدام کنید، خداوند نیز باشماست وگرنه اسیر شیطان و هوا وهوس خود و دیگرانید. بدانید بسیاری از کسانی که امروز، مدعی حق خوری دولتمردان اند، یا از دروغگویی دولت، دم می زنند، (نمی خواهم بگویم دروغ در این دولت نیست) خود اینها 8 سال تمام حامی کسانی بودند که با دروغ، سرمایه های مملکت را به تاراج بردند. چرا دولتی با نفت 130 دلار، باید بدهکار باشد که شرکت سنگ آهن را به عنوان بدهی به صندوق بدهد؟ قدری فکر کنیم و اسیر گفته های کسانی نشویم که خود می فهمند دنبال چه هستند ولی ما نادانسته ، مهره بازی آنهاییم.

یاد مرحوم دهستانی (1) به خیر. اینروزها بیشتر به عکسها و نوشته های آرشیویم از وی رجوع میکنم. دیروز دست نوشته اش را از آرشیو نامه هایش بیرون آوردم. به فرزند شهید همرزمش نوشته بود: ” ما بافق را می سازیم، اگر عده ای کج فهم و زمین خوار بگذارند.” نمی دانم چرا این جمله اش به دلم نشست.

دوستان و همکاران دریادلم، شما که نشان دادید نگران آینده مردم و فرزندانتان هستید، نگذارید تراژدی دهستانی، دوباره در شهرمان تکرار شود. دلم میخواهد دوستان کارگرم را که در تجمع دیروز بوده اند، به اسم صدا بزنم و بگویم: “راه را اشتباه رفته اید، برگردید”

(1) : محمد دهستانی بافقی، مدیر عامل فقید شرکت سنگ آهن مرکزی (79-85) که بسیاری از طرح های توسعه ای بافق را انجام داد و بسیاری دیگر نیز، بدلیل تفرقه افکنی ها و زیاده خواهی های افرادی ، ناتمام ماند. وی 12 مهرماه سال گذشته بر اثر سکته قلبی درگذشت. روحش شاد


پرینت اشتراک گذاری در فیسبوک اشتراک گذاری در توییتر اشتراک گذاری در گوگل پلاس
بازدید: ۳
برچسب ها:
دیدگاه ها
حمید چهارشنبه ۱۸ تیر ۱۳۹۳ - ۹:۰۹ ب.ظ پاسخ به دیدگاه

جناب آقای رضوی
با تمام احترامی که برای مرحوم دهستانی قائلم، خواستم بپرسم شما معنی واژه تراژدی رو می دونید چیه که همه چیز رو تشبیه به تراژدی می کنید؟؟؟ برید جستجو کنید؟!!!

    ناشناس پنج شنبه ۱۹ تیر ۱۳۹۳ - ۶:۰۹ ب.ظ پاسخ به دیدگاه

    البته در پاسخ به اقای حمید بگویم، بیشتر باید شما بخوانید. تراژدی یک کلمه انگلیسی نیست. یونانی است. تعریف آنرا بخوانید متوجه می شوید تشابه بسیاری با جریان دهستانی دارد. در تعریفش آمده است: تراژدی نمایش اعمال مهم و جدی است که در مجموع به ضرر قهرمان اصلی تمام می شود یعنی هسته داستان جدی به فاجعه منتهی میشود . این فاجعه معمولا مرگ جانگداز قهرمان تراژدی است . مرگی که البته اتفاقی نیست بلکه نتیجه منطقی و مستقیم حوادث و سیر داستان است .
    البته این را بگویم فرق تراژدی با حزن و اندوه و غم در این است که تراژدی یک حس روشنگری و تفکر به خوانننده و یا بیننده القا می کند که این حس، بسیار عالی است. از اینرو، می بینیم در واقعه دهستانی، بعد از مرگش، حتی فرماندار وقت که روزگاری زمینه رفتنش از بافق را فراهم کرد و دهستانی در باشگاه غذاخوری آهنشهر، درحضور بسیاری از جمله خود من، که عکس آن لحظه را دارم و خواهم گذاشت در سایتم که او و یکی از اعضای شورای شهر وقت، می خندند، به وی گفت: “دیدار ما به قیامت، با تو خداحافظی نمی کنم، تو به بافق و به مردم بافق خیانت کردی”. می بینیم که در تشییع جنازه دهستانی، وی، کنار خود بنده در منزل نشسته بود و بسیار ناراحت بود. مطمئنم او بیشتر از همه این تزاژدی را می شناخت چرا که یکی از بازیگران اصلی این سناریو هم او بود. بنابراین، نه تنها معنی تراژدی را می دانم، که می توانم برایتان نمایشنامه های تراژیک را نیز نقد کنم. هر چه باشد، در دانشگاه شهید بهشتی تهران، آنهم در سالهای دولت رفسنجانی و خاتمی که هنوز اساتید برجسته اروپا و امریکا درس خوانده، استاد بودند و نه مثل هشت سال گذشته که همه را بازنشسته کردند و عده ای بیسواد اما فارغ التحصیل دانشگاه تربیت مدرس و جعفر صادق و …. شدند استاد، درس خواندم و جامعه شناسی هنر را نزد پروفسور حسین باهر، فوق دکترای جامعه شناسی گذرانده ام. مجبور به تعریف شدم چرا که توهین دانستم این جملات بی ارزش شما را. عذر خواهی

    سید امین رضوی پنج شنبه ۱۹ تیر ۱۳۹۳ - ۶:۱۰ ب.ظ پاسخ به دیدگاه

    البته در پاسخ به اقای حمید بگویم، بیشتر باید شما بخوانید. تراژدی یک کلمه انگلیسی نیست. یونانی است. تعریف آنرا بخوانید متوجه می شوید تشابه بسیاری با جریان دهستانی دارد. در تعریفش آمده است: تراژدی نمایش اعمال مهم و جدی است که در مجموع به ضرر قهرمان اصلی تمام می شود یعنی هسته داستان جدی به فاجعه منتهی میشود . این فاجعه معمولا مرگ جانگداز قهرمان تراژدی است . مرگی که البته اتفاقی نیست بلکه نتیجه منطقی و مستقیم حوادث و سیر داستان است .
    البته این را بگویم فرق تراژدی با حزن و اندوه و غم در این است که تراژدی یک حس روشنگری و تفکر به خوانننده و یا بیننده القا می کند که این حس، بسیار عالی است. از اینرو، می بینیم در واقعه دهستانی، بعد از مرگش، حتی فرماندار وقت که روزگاری زمینه رفتنش از بافق را فراهم کرد و دهستانی در باشگاه غذاخوری آهنشهر، درحضور بسیاری از جمله خود من، که عکس آن لحظه را دارم و خواهم گذاشت در سایتم که او و یکی از اعضای شورای شهر وقت، می خندند، به وی گفت: “دیدار ما به قیامت، با تو خداحافظی نمی کنم، تو به بافق و به مردم بافق خیانت کردی”. می بینیم که در تشییع جنازه دهستانی، وی، کنار خود بنده در منزل نشسته بود و بسیار ناراحت بود. مطمئنم او بیشتر از همه این تزاژدی را می شناخت چرا که یکی از بازیگران اصلی این سناریو هم او بود. بنابراین، نه تنها معنی تراژدی را می دانم، که می توانم برایتان نمایشنامه های تراژیک را نیز نقد کنم. هر چه باشد، در دانشگاه شهید بهشتی تهران، آنهم در سالهای دولت رفسنجانی و خاتمی که هنوز اساتید برجسته اروپا و امریکا درس خوانده، استاد بودند و نه مثل هشت سال گذشته که همه را بازنشسته کردند …… اما فارغ التحصیل دانشگاه تربیت مدرس و امام جعفر صادق (ع) و …. شدند استاد، درس خواندم و جامعه شناسی هنر را نزد پروفسور حسین باهر، فوق دکترای جامعه شناسی گذرانده ام. مجبور به تعریف شدم چرا که توهین دانستم این جملات بی ارزش شما را. عذر خواهی

      بیسوادم اما روشنفکرنیستم جمعه ۲۰ تیر ۱۳۹۳ - ۳:۰۴ ب.ظ پاسخ به دیدگاه

      شما که ادعا می کنید توهین نباید که مثل برخی از دوستانتان به خیلی ها توهین کردید. اری این پیشرفتهای علمی از همین اساتید به اصطلاحبی سواد شما به دست امده است.اخرتی هست و اقاسید باید پاسخ این توهینتان را بدهید . اصلا شما منطقی نیستید.

امیرحسین چهارشنبه ۱۸ تیر ۱۳۹۳ - ۱۰:۱۲ ب.ظ پاسخ به دیدگاه

با سلام و احترام خدمت سید اولاد پیغمبر
با تشکر از این مطلب و دلسوزی ای که برای شهر عزیزمان میکنید
خواستم تنها نکته ای را یاد آور بشوم
در چند جای مطلبتان گوش زد کردید که هم اکنون بافق نیازمند آرامش، اطمینان و اعتماد است.
و اما سوالی که پیش می آید اینست که آیا زمانی که کتاب تاریخ شدید و مقاله ای نوشتید با موضوع “آقای صباغیان، یادتان هست ؟ “و تخریب شخصیت ایشان درست زمانی که به عنوان نماینده کارگران انتخاب شدند یاد بحث اطمینان و اعتماد بافق نبودید؟؟؟
و یا زمانی که در سایتتان تیر زدید “چند سوال از شورای شهر بافق!” که در مورد مسائل شهری سوال پرسیدید (که البته سوالات کاملا صحیح بود و حق هر شهروندی است که از مسوولین شهرش سوال بپرسد و مسوولین موظف اند به پاسخگویی) ولیکن اما طرح این سوالات در اوج مسائل و مشکلات خصوصی سازی که بیشتر نقش را در این موضوع شورای شهر داشت، بد جلوه دادن عملکرد شورا، به یاد آرامش بافق نبودید؟؟؟
رئیس شورا از مدیرعامل انتقاد کرده که چرا برای سمت معاونت از شخص غیر بومی استفاده شده است و شما در جواب خطاب به رئیس شورا گفته اید: “آیا، این شایعه، که شما، خود را برای این معاونت لایق و کاندید می دانستید، صحت دارد؟”
جوابی که شما دادید سوال بود؟ یا انتقاد بود؟ یا …. ؟
که به نظر بنده بیشتر شکل شایعه پراکنی و تهمت به وی را داشت تا سوال!!!

    پیگیر جمعه ۲۰ تیر ۱۳۹۳ - ۲:۵۴ ب.ظ پاسخ به دیدگاه

    آقای رضوی متاسفانه شما اکثر مطالبتان را از روی غرض نوشته اید.خودتان در اوج مسائل مهم مسائلی را مطرح کردید که لازم بود در زمان و بگونه ای دیگر مطرح می شد.امیدوارم که منشتان را اصلاح کنید . در اینکه اکنون حاج جواد باید باشد و انشااللهبا همدلی طرحهایش را به اتمام برساند شکی نیست ولی به هبهانه حمایت از فردی نباید فردی دیگر را تخریب کرد.

آزمایش چهارشنبه ۱۸ تیر ۱۳۹۳ - ۱۱:۱۷ ب.ظ پاسخ به دیدگاه

به نظر من اگر. در زمان اعتصابات اختلافاتی بود و صداهای دو گانه و شاید چند گانه از لابلای. بعضی ازصحبتهای آقایان که خود نیز مسآول بودند شنیده میشد چنین برداشت میشد که به خاطر حقوق از دست رفته مردم و احقاق حقوق بود ولی در حال حاضر اگر آقایانی مبادرت به تفرقه افکنی در بین مردم میکنند شک نکنید که از روی دلسوزی و پیشرفت شهر که نیست هیچ فقط به خاطر منافع شخصی و قدرت طلبی است و آنان مطمآن باشند به جزء افراد قلیلی که افرادی بی سواد و فرصت طلب هستند هیچ کس همراهی با چنین جریاناتی نخواهد کرد به امید شهری آباد و درخور این مردم شریف

بافقی چهارشنبه ۱۸ تیر ۱۳۹۳ - ۱۱:۳۲ ب.ظ پاسخ به دیدگاه

از م’ بپرسید جریان پول های پنجاه هزار تومانی چیست’کدام مدیر فعلی در پس جریان بود

کارگربافقی چهارشنبه ۱۸ تیر ۱۳۹۳ - ۱۱:۴۵ ب.ظ پاسخ به دیدگاه

من هم موافقم مسئولین امنیتی خواهشاجلوافرادفرصت طلب رابگیرید

دلسوزبافقی چهارشنبه ۱۸ تیر ۱۳۹۳ - ۱۱:۵۰ ب.ظ پاسخ به دیدگاه

رئیس …….دنبال منافع خودشه

علی فتاحی چهارشنبه ۱۸ تیر ۱۳۹۳ - ۱۱:۵۰ ب.ظ پاسخ به دیدگاه

آقای …..خجالت نمیکشه حالاپست میخواد

ناشناس چهارشنبه ۱۸ تیر ۱۳۹۳ - ۱۱:۵۴ ب.ظ پاسخ به دیدگاه

نماینده فرماندار کارگران توجیه بکنندتاازشون سوءاستفاده نشود

جواد پنج شنبه ۱۹ تیر ۱۳۹۳ - ۱۲:۰۸ ق.ظ پاسخ به دیدگاه

در خصوص زمین خوار که مرحوم دهستانی اشاره کردند وشماهم نوشته اید منظور چه کسانی هستند؟
در شمن شنیده شده رئیس شورا که این قدر دم از بومی و بافقی میزند یکی از رفقای خود را که بهابادی است جهت ریاست معدن چاه گز که مدیر آن مرشدزاده بافقی است به یزد و تهران معرفی کرده است لطفا توضیح دهید

جواد پنج شنبه ۱۹ تیر ۱۳۹۳ - ۱۲:۱۷ ق.ظ پاسخ به دیدگاه

آقای ابراهیمی شما هم که شدی مثل قاسمزاده وسانسورچی بنده فقط در خصوص زمینخوار توضیح خواستم که منظور چیست؟

تفکری پنج شنبه ۱۹ تیر ۱۳۹۳ - ۳:۲۱ ق.ظ پاسخ به دیدگاه

سلام”سید یادشان رفته بعداز مراسم جشن اسوه تقوا،باسایت یزد رسا چه آرامشی رابرای بافق وبافقی رقم زدند.ازاین موارد در چند ماه گذشته توسط این بزرگوارزیاد دیدیم که درکامنت دو بعضی از آنها رایاداور شده اند.بنظر میرسد سید از این کارها نیتی دارد،یا دنبال پست است ویا توسط افرادی اجیر میشود تا شخص یااشخاصی را تخریب کند به هر حال کاملا روشن است که دلش برای شهر نمیسوزد.

    سید امین رضوی پنج شنبه ۱۹ تیر ۱۳۹۳ - ۲:۳۰ ب.ظ پاسخ به دیدگاه

    جناب تفکری با تشکر از اینکه مطالب را می خوانید
    بنده در نوشته ای که در بافق نیوز نوشتم، در مورد جشن، گفتم یک کار اشتباه بوده و دل مذهبی ها و روحانیت و خانواده شهدا، به در دآمده است. در ضمن فیلمهایی که در یزد رسا گذاشته شد، واقعا خوب نبود. در آن نوشته گفتم، به جای اینکه سریع سایتی را به رشوه گیری و باج خواهی متهم کنید، با یک معذرت خواهی کوتاه، می توانستید سر و ته قضیه را جمع کنید. دیدید روز بعد از نوشته بنده، روابط عمومی شرکت، معذرت خواهی کرد و اگر نمیگرد، شاهد اتفاقات بسیار بدتر ی بودید. کجای این نوشته بنده، تفرقه افمنانه بود و یا ارامش به هم زن؟ نوشته خود حاجی حبیب که به سرعت برداشته شد و عباس یزدانی که طوری مدافع این جریان شد که از صدتا حمله کننده بدتر بود، ارامش را بر هم زد. نه نوشته منصفانه بنده که گفتم، یک معذرت خواهی شهر را آرام می کند که کرد. اینکه که شما می گویید بنده اجیر می شوم تا کسی را تخریب کنم، یا معنی اجیر را نمی دانید یا معنی تخریب را! هر کسی توانست در نوشته های بنده، تخریب یک شخص را پیدا کند، جایزه دارد. بنده عملکرد و سخنان افراد را نقد کرده ام و اگر کسی عمل و یا گفته ای خلاف منافع شهر و عملکرد نظام و یا قانون داشته باشد، حتما باید نقد شود و این خود این شخصیت است که با گفته و عملکرد بد خود، زمینه تخریب خود را فراهم کرده است نه کسی که نقد می کند. این نمی شود که هر کسی با هر صبغه و گذشته ای که دارد، بیاید و در این بحبوحه، با نقاب دلسوزی بر صورت زدن، خود را خواهان حقوق مردمی بداند که در زمان گذشته و مدیریتهای دوستان همفکرشان، در بردن همه سرمایه های این شهر به ثمن بخس، جیکشان درنیامده است.

      ناشناس جمعه ۲۰ تیر ۱۳۹۳ - ۲:۵۷ ب.ظ پاسخ به دیدگاه

      مثل اینکه الزایمر داری مطالب کامنت دو را بخوانید

حسین پنج شنبه ۱۹ تیر ۱۳۹۳ - ۳:۴۳ ق.ظ پاسخ به دیدگاه

فعلا که بازار تهمت زنی باز شده وطرفهای مختلف ماجرا تهمت هایی شبیه به هم را به یکدیگر نسبت می دهند وجالب این که همه انها می گویند بعضی ها به فکر سواستفاده وپر کردن جیب خود ورسیدن به پست ومقام هستند ولی هیچ کدام از انها حاضر نیستند این بعضی ها را معرفی ورسوا کنند.تا کارگران ومردم تکلیف خودشان را بدانند و بدتر از ان این که مسئاله اصلی که واگذاری سنگ اهن بود فراموش شده ودر بیخبری ما این مسئله در حال قطعی شدن است .

    سید امین رضوی پنج شنبه ۱۹ تیر ۱۳۹۳ - ۲:۳۲ ب.ظ پاسخ به دیدگاه

    دوست عزیز، وظیفه ما محدود و معلوم است. معرفی افراد در حیطه وظایف ما نیست. اگر نام کسی را ببریم، قانون برخورد می کند. معرفی این افراد بر عهده سازمانهای قضایی مربوطه است که البته به زودی معرفی خواهند شد.

رسول پنج شنبه ۱۹ تیر ۱۳۹۳ - ۷:۲۵ ق.ظ پاسخ به دیدگاه

خواهشا دنبال درد سر نباشید و بگذارید ما کارگران آسوده خاطر به سر کار خود برویم و لینبار هر کس دم از اعتصاب بزند با مشت محکم به دهان او خواهیم زد

سید پنج شنبه ۱۹ تیر ۱۳۹۳ - ۸:۴۷ ق.ظ پاسخ به دیدگاه

اقای رضوی شما که می گویید ارامش خودتان دنبال چه هستید این مطالب شما بوی جدال می دهد.خواهشم این است کمی بخود بیایید دم از خدا وپیغمبر نزنید سعی کنید به سیره نبوی تمام اعمال خود را انجام دهید.این وان را محکوم نکنید قضاوتهای بی جا نکنید .سعی کنید خدایی صحبت کنید.من وقتی مطالب شما را می خوانم بوی صداقت را از مطالب شما متوجه ونمیشوم .کمی به خود بیایید.خدا را مد نظر داشته باشیدبه امید روزیکه………

    سید امین رضوی پنج شنبه ۱۹ تیر ۱۳۹۳ - ۲:۳۳ ب.ظ پاسخ به دیدگاه

    کاش سید عزیز می فرمودند وقتی نوشته های دیگر و سخنان دیگر را از منتقدان و مخالفان ما و دولت می خوانند و می شنوند، نیز بوی صداقت را می فهمند یا خیر؟ آیا آنها خدایی صحبت می کنند و ما شیطانی؟

بافقی پنج شنبه ۱۹ تیر ۱۳۹۳ - ۱:۱۱ ب.ظ پاسخ به دیدگاه

اونی که دنبال اغتشاشه آقای …..می باشد

محمد پنج شنبه ۱۹ تیر ۱۳۹۳ - ۱:۳۶ ب.ظ پاسخ به دیدگاه

اقاى رضوى باوركن با اين كارات دارى اختلاف مي اندازى من فكر ميكنم حركات وروش هاى زمان دهستانى داره تكرار ميشه مگر چند ميگيرى اينكار مى كنى

    سید امین رضوی پنج شنبه ۱۹ تیر ۱۳۹۳ - ۴:۱۳ ب.ظ پاسخ به دیدگاه

    آقای محمد، خوشحالم که فهمیدید همان حرکات و روشهای زمان دهستانی داره تکرار می شه… پس بازی رو خوب فهمیدید. عجیبه که با من مخالفت کرده ای!؟ البته اینو بگم بیش تر از اون چیزی که فکرش رو بکنی شما و یا همفکرانتون، پول گیر من می اد!!! بابا، برای یکبار هم شده، بخاطر خودمون و شهرمون، بیخیال نویسنده بشین و ببینین چی نوشته… اگر این نوشته رو به نام مثلا مستعار ” حق طلب ” می نوشتم، چی داشتین توی نظرها بگین؟

ناشناس پنج شنبه ۱۹ تیر ۱۳۹۳ - ۲:۰۱ ب.ظ پاسخ به دیدگاه

اقای ابراهیمی تو هم ول کن برو دنبال کارت با این نظر تایید کردنت

بافقی اصیل پنج شنبه ۱۹ تیر ۱۳۹۳ - ۶:۲۰ ب.ظ پاسخ به دیدگاه

آقای رضوی چرا در مورد آقای س، ن که در بازداشت هستن مطلب نمینویسی و اعتراض نمیکنی، خواهشا پاسخ بدین

    سید امین رضوی پنج شنبه ۱۹ تیر ۱۳۹۳ - ۷:۳۶ ب.ظ پاسخ به دیدگاه

    در پاسخ به آقای بافقی اصیل باید بگویم که اقای سعید نیکخواه که در وبلاگ بافق امروز نوشته شده که بازداشت می باشد، درست نبوده، و بنده پیگیری کردم در سفر خارج از کشور و در تایلند به مرخصی رفته اند. هیچ صحبتی از بازداشت نبوده و شایعه کامل است.

علیرضا جمعه ۲۰ تیر ۱۳۹۳ - ۶:۴۳ ق.ظ پاسخ به دیدگاه

کامنت 1 دوتا پاسخ داره عین هم یکی به اسم ناشناس یک به اسم آقای رضوی جالبه

محمد شنبه ۲۱ تیر ۱۳۹۳ - ۷:۴۱ ق.ظ پاسخ به دیدگاه

اقای ابراهیمی من کامنت محمد هستم که گفته بودم بیش از بیست سال سابقه کاردارم ومطالبی عین واقعیت را نوشتم وگفتم اگه شما که قلم بدست هستی واقعیت ها را اطلاع رسانی نکنی با خائنین به بافق که به خاطر پست همه چیز را وارونه جلوه میدهند شریک هستی ، می باشم ، کامنت مراکه نگذاشتی وسانسور کردی ! لااقل به اطلاع دوستان مربوطه ات برسان که هنوز افرادی هستند علی رغم تبلیغات زیاد موارد را خوب متوجه میشوندوهمینا اتیش زیر خاکسترند

سید امین رضوی شنبه ۲۱ تیر ۱۳۹۳ - ۸:۴۵ ق.ظ پاسخ به دیدگاه

بنده جواب کامنت شماره 2 آقای امیرحسین را هم داده ام که نمی دانم چرا اقای ابراهیمی تایید نکرده اند؟!!!

عین الف حسین اباد دوشنبه ۳۰ تیر ۱۳۹۳ - ۳:۱۲ ب.ظ پاسخ به دیدگاه

سلام.هرچند دیر نظر دادم ولی کاملا موافقم.کاش همه شهر به این واقعیت میرسیدند که برای آبادانی بافق باید آستین همت بالا زد، نه با شورش و آشوبگری.شورش و اغتشاش دردی رو دوا نمیکنه فقط روز بروز چهره این شهر رو مخدوش تر میکنه.موفق باشید

امین دوشنبه ۳۰ تیر ۱۳۹۳ - ۱۰:۱۰ ب.ظ پاسخ به دیدگاه

قای رضوی من مطالب شما رو دنبال میکنم چیزی که قابل درک است گرایش شدید ولی مخفیانه شما به گروهی خاص است نمیدانم برای چه شاید پست وشاید چیز دیگری.

شگفت زده سه شنبه ۳۱ تیر ۱۳۹۳ - ۴:۲۶ ب.ظ پاسخ به دیدگاه

18000 هزار نفراین متن راخواندند.کمی عجیب به نظر می رسد.اگر هیجده هزار نفر بافقی اهل سایت هستند پس ما یک جامعه فوق فرهنگی هستیم.
بعید می دانم در تمام سایت های خبری کشور به این عدد رسیده باشیم مگر درموارد خاص.
اگر این عدد واقعی باشد ما باد به خودببالیم .
جالب این جاست که خبرها در همان روزهای اول به اوج می رسد نه بعد از دوهفته….

سید13 چهارشنبه ۱ مرداد ۱۳۹۳ - ۱:۱۰ ب.ظ پاسخ به دیدگاه

خیلی جالبه همه بافق و روستاها و توابع اطراف این مطلب روخوندن
43000 نفر خیلی بالاست