اعترافات و دلنوشته عباس یزدانی مدیر مسئول سابق بافق فردا

دسته: عمومی , مقالات
۵۷ دیدگاه
یکشنبه - ۲ شهریور ۱۳۹۳

فقط نوشتم كه تاريخ گواهي دهد كه من ديدگاهم اين بود

هي به خود نهيب مي زنم خلايق هر چه لايق ، من كه ديگر با اين شهر كاري ندارم . من كه از بافق فردا – تعاوني مسكن و هرچه كار مردمي بود استعفا دادم ، به من چه؟ در جريان اعتصاب قبلي چه حرف و حديثهايي كه برايم ساختند و چه چيزهايي كه به من نسبت دادند( من رفتم تهران امضا دادم – 30 تا اتومبيل 206 بالا كشيدم و ماشين لكسوز دارم و…. ) من كه لااقل در زمينه هاي مختلف كارگري براي اين قشر زحمت زيادي كشيده بودم مستحق اين حرف و حديثها لااقل از اين جامعه كارگري نبودم ولي چه كنم دوباره با چند تا تلفن و ديدار دوباره مي گويم نه بافق شهر من است و مردمش همشهريانم . پس بهتر است بگويم شايد براي اخرين بار
شنيده ام يكي از مسئولين بومي سه شنبه شب در جمع كارگرهاي آمده و با بغض و گريه چنين وانمود كرده كه مدير بومي شهرمان خيانت كرده و بايد برود و بعضي از كارگرها هم احساساتي شدند و شعارهايي بر عليه مدير بومي سردادند
نمي دانم بايد نصيحت كنم ، خواهش كنم ، روشنگري كنم ،شايد بهتر باشد اول اعتراف كنم .در دعواهاي ان دوره مرحوم مهندس دهستاني و مهندس جواد تشكري دانشگاه ازاد حامي بي چون و چرا تشكري بودم و تفكرم اين بود كه چون تشكري برحق است پس دهستاني بايد برود و چون رفت خيلي خوشحال شدم و بشكن مي زدم اما وقتي ركود شهرستان را بعد از مديريت ايشان ديدم فهميدم كه چه تفكرات اشتباهي داشتم و اما كار از كار گذشته بود البته اين چيزي از بزرگي مهندس جواد تشكري كم نمي كند .منظورم اين است كه بايد بزرگان بايد همدل باشند تاشهر ساخته شود وحذف هر شخصي به ضرر شهر خواهد بود. لااقل براي تسكين دلم و يا گول زدن خودم هم كه بود چندين بار در جمع هاي خصوصي و عمومي از مهندس دهستاني بايت اين تفكراتم حلاليت طلبيده بودم و الحق و انصاف چه بزرگ مردي بود كه براحتي همه را حتي كساني را كه دانسته و با علم به شهرشان خيانت كرده بودند را هم بخشيده بود .
هميشه با خودم فكر ميكردم چرا شهرستانهاي يزد حتي جديدترينشان يعني بهاباد در مركز استان و حتي در پايتخت افراد شاخصي دارند كه در مواقع اضظراري و نياز به كمكشان مي شتابند ولي شهرستان ما ؟؟؟
ولي كم كم دليلش را فهميدم . بافقي در شهرش بالاتري و برتري بافقي را نمي پذيرد. چرا مردم نبايد با مدير بومي همراهي كنند تا شهرشان را اباد كند؟! چرا مردم مدير غير بومي را ترجبح مي دهند حتي اگر برايشان قدمي هم بر ندارد ؟!
اينجانب با اينكه به بعضي از عملكردهاي جناب عسكري از جمله توجه نكردن به خواسته هاي بحق كارگران انتقاد شديد دارم و بارها و بارها به ايشان تذكر داده ام و با اينكه ايشان براي برگرداندن شغل من هيچ كاري نكرد ولي اينجانب گواهي مي دهم كه ايشان چه دلسوزيهاي بزرگي و چه كارهاي بزرگي براي شهر انجام داده است من در تهران در يك جلسه گندله به صورت اتقاقي شركت داشتم و ديدم كه با چه ظرافت خاصي ايشان مجوز گرفت من شهادت مي دهم اين زمين 40 هكتاري كه توانست 1000 نفر از پرسنل را زمين دار كند توسط ايشان درست شد . …البته بعضي از چيزهايي كه صلاح نيست بگويم شايد وقتي ديگر
اما اين را هم بگويم اگر آن مسئول بومي به اصطلاح دلسوز مدركي ارائه كند كه جناب عسكري به شهرش خيانت كرده مطمئن باشيد كه من اولين شخصي خواهم بود كه خواستار استعفاي سريع ايشان هستم
چرا ما با ندانم كاريها ، با فدا كردن يك يك نخبگان با شهرمان چنين مي كنيم . چرا بزرگتر ها به جان هم مي افتند . چرا بزرگ شهرمان خاموش مي نشيند و فقط به خدا واگذار مي كند و به جايش كوچكترها بزرگي ميكنند ؟!
من در مركز استان مبينم چطور دارند به ريشمان مي خندند. يكي از مسئولين ديروز با خنده بمن گفت شهرتان جادو شده . مردم كي ميخواهيد بيدار شويد و بازي را نبازيد ؟! مي گفت هروقت توانستيد همديگر را تحمل كنيد و از يكديگر دفاع كنيد و پشت هم را داشته باشيد به دنبال كرسي استانداري ، مجلس و…. باشيد.

یار این طایفه خانه برانداز مباش از تو حیف است به این طایفه دمساز مباش
میشوی شهره به این فرقه هم آواز مباش غافل از لعب حریفان دغل باز مباش
وسلام روستازاده مركز نشين : عباس يزداني


پرینت اشتراک گذاری در فیسبوک اشتراک گذاری در توییتر اشتراک گذاری در گوگل پلاس
بازدید: ۶
برچسب ها:
دیدگاه ها
میراث یکشنبه ۲ شهریور ۱۳۹۳ - ۷:۵۳ ب.ظ پاسخ به دیدگاه

آقای یزدانی اینقدر بازی در نیارید.من فقط سوال دارم که چرا باید بومی یا غیر بومی بودن مدیر مهم باشد.اگر قانونی هست پس باید سهم هر شهر معلوم باشد.سوال دیگر من این است که چرا باید از واژه ای به اسم انفال استفاده کنیم.این واژه را هر کس طبق عقیده ی خود تفسیر می کند.رفتن یا نرفتن عسکری مهم نیست.مهم این است که زندانیان آزاد شوند و خصوصی سازی به طور کامل لغو گردد.

موسی یکشنبه ۲ شهریور ۱۳۹۳ - ۸:۴۷ ب.ظ پاسخ به دیدگاه

برادر عزیز بعضی از کارگران امروزی عین شما در زمان مرحوم دهستانی فکر می کنند هرچند بعدها از کرده خویش پشیمان خواهند شد ولی دیگر نیش دارو بعد از مرگ سهراب است من در جمع بعضی از این کارگران بودم خدائیش 90 درصد آنها ساده لوح واحساساتی هستند وهرچه بگوئی باور می کنند اما 10 درصد باقی مانده متحجر ند میخ فولادی باهمه قدرتی که دارد تو مخشان فرو نمی رود جالب است بدانید همه اینها را خود آقای عسکری بکار گمارده ولی یادشان رفته هرچه بهشون میگن اعتصاب ضررش دهها برابر است اصلا نمی فهمند این 10 درصد باید پالایش بشوند چون خوشی آزارشان می دهد

ناشناس یکشنبه ۲ شهریور ۱۳۹۳ - ۸:۵۳ ب.ظ پاسخ به دیدگاه

سلام بر دوست بسیار عزیزم عباس خان یزدانی
عباس عزیز نميدانم سرمنشاء تهمتها به شخص تو کی بوده ولی آنهایی که در وصف تو اینها را گفتند قطعاً در آینده پشیمان خواهند شد. دروصف تو همینقدر کفایت میکند که به خاطر تبديل وضعیت ما کارگران شرکت بارها بدون هیچ چشمداشتی و با هزینه شخصی به تهران رفتی و از این رو بدون شک تا ابد مدیون تو بزرگوار هستیم. عباس عزیز خودت بهتر میدانی که اگر امروز این آقا بر منسب مدیریت تکیه داده است فقط وفقط به خاطر امثال من و تو و نقشمون در جریانات سال90 بود نه براساس شایستگیهایش. بعد از روی کار آمدنش چه شد، تنها دلخوشیمون این بود که عباس یزدانی به نمایندگی از ما پست گرفته است اما نمیدانستیم این از سیاستش هستش که میخواد در سایه شخص تو هرکار خواست انجام دهد،که حتی به هشدارهای تو هم هیچ وقت توجه نمیکرد. دوست ندارم خیلی از مسائل را باز کنم که شاید در آینده این کار را انجام دهم ولی بدان وقتی جلو درب اداره درمورد تفاوت فاحش حقوق رسمی و تبدیل وضعیت ازش توضیح خواستم با تمسخر و توهین حرف از نون گندم و جو زد و ای کاش بهش میگفتم زمانی که نون جو نمیدانستی چیست ما نون گندم میخوردیم. عباس جان بارها خواستیم در زمینه های گوناگون مذاکره کنیم اما دوستان نزدیک و نادانش اجازه نمیدادند و این درد ما هستش که افرادی بیسواد و ناکارآمد که نقشی در روی کار آمدنش نداشتند اطرافش هستند که نزد مردم هیچ جایگاهی ندارند و باعث بدنامیش شدند. 0

سعید،ن یکشنبه ۲ شهریور ۱۳۹۳ - ۹:۴۹ ب.ظ پاسخ به دیدگاه

دوست عزیزم عباس خان یزدانی
قبل از هر چیز باید بگویم ما کارگران همیشه قدردان زحمتهای تو هستیم و نسبت ناروای به تو ،از طرف ما قابل قبول نیست و هرکس باعث و بانی تهمت بوده قطعاً در آینده پشیمان و شرمسار خواهد شد. عباس عزیز ما کارگران هیچ وقت فراموش نمیکنیم که تو برای تبدیل وضعیت ما با هزینه شخصی و بدون هیچ چشمداشتی بارها به تهران سفر کردی و اگر نبود دلسوزیهایت و پیگیریهات شاید الان مجموعه شرکت به واسطه دخالتهای امثال مدیر، نیروی تبدیل وضعيت نداشت.
عباس جان خودت میدانی که اگر امروز این آقا بر صندلی مدیریت تکیه داده فقط و فقط به خاطر نقش بنده و شما و امثال ما در جریانات سال 90 هستش نه براساس شایستگیهایش. دوست ندارم خیلی از مسائل را بازگو کنم که اگر لازم باشد در آینده خواهم گفت، ولی همینقدر خواهم گفت که دلمون به این خوش بود که عباس یزدانی یکی از ما توانسته پست و مقام بگیرد و به مدیریت شرکت نزدیک شده غافل از اینکه اینها فریبی بیش نبود تا در پشت یا شاید در سایه وجود عباس یزدانی براحتی کار کند و حتی توجهی به توصیه های دلسوزانه تو نمیکرد و ارزشی برای کارگر قائل نشود. عباس جان سال قبل وقتی جلوی درب اداره در مورد تفاوت فاحش حقوق رسمی و تبدیل وضعیت توضیح خواستم با تمسخر و خنده و توهین حرف از نون جو و نون گندم زد و کاش بهش میفهماندم زمانی که نون جو واسه خوردن گیرش نمیومد من و امثال من نون گندم میخوردیم. بارها خواستیم در مورد موضوعات مختلف باهاش صحبت کنیم اما دریغ از یک دقیقه وقت. اطرافیان ناکارآمد و بیسوادش اجازه نزدیک شدن نمیدادند انگار که رئیس جمهوره! ! و درد ما همینه که کسانی بهش خط میدادند که هیچ نقشی بروی کارآمدنش نداشتند و معدن را ازآن خود ميدانستند. عباس عزیز قطعاً قدمهای مثبتی هم برداشته شد اما قدمهای منفی بیشتر بود و نمیخواهم باز کنم تا موجب تشویش بیش از این اذهان عمومی شود. بهرحال ما تا برکناری وی دست از اعتصاب نخواهیم کشید و مطمئنأ اجازه نخواهیم داد پروسه بعد از دهستانی و روی کار امدن مدیر غیر بومی تکرار شود و بدان اینقدر مدیر شایسته و کارآمد در شهرمون داریم که جای هیچ نگرانی نداریم و اگر بنا به دلایلی هم ماندگار شد امیدوارم راه قبل را نرود و بیش از این برای کارگر ارزش قائل شود

غریبه یکشنبه ۲ شهریور ۱۳۹۳ - ۹:۵۳ ب.ظ پاسخ به دیدگاه

هر چی داری و بدست اوردی نوش جونت
ما تو یه شهری زندگی میکنیم که بنده کارمند یه شرکت دو دست پیرهن و شلوار تو یک سال خریدم همکارم تحمت دزدی و اختلاس بهم زده تا حسابهای بانکی ام رو رفتن تفتیش کردن با اینچنین ملتی میشه زندگی و کار کرد

روح ا... یکشنبه ۲ شهریور ۱۳۹۳ - ۱۰:۳۰ ب.ظ پاسخ به دیدگاه

احسنت بر آقای یزدانی حرف دل ما را زدی

نقی یکشنبه ۲ شهریور ۱۳۹۳ - ۱۰:۴۰ ب.ظ پاسخ به دیدگاه

عباس آقا گل گفتی ایکاش کمی مردم با خود خلوت میکردند و بعد تصمیم میگرفتن وهمه شاهد بودن همان کسی که با احساسات مردم بازی کرد و خود را نماینده کارگران معرفی کرد چکونه به خاطر پست مدیرکلی فنی و حرفه ای سکوت نموده

بافقی 2 اتیشه یکشنبه ۲ شهریور ۱۳۹۳ - ۱۱:۳۴ ب.ظ پاسخ به دیدگاه

روستازاده ی مرکز نشین بسیار کارها در مثال مرحوم دهستانی انجام دادی
نیازی هم به تایید شدن خیانت مسوولان برای جنابعالی نیست مردم خودشان اگاه و فهمیده شده اند انشاا… این دفعه به جای گوش فرا دادن به رهنمودهای افراد ی از جمله حضرتعالی خودشان راهشونو پیدا میکنند
خواهشا شما لطف کرده همچنان به روزه ی سکوتتان که قبلا اعلام کرده بودید ادامه دهید
با تشکر

حسین دوشنبه ۳ شهریور ۱۳۹۳ - ۱:۵۴ ق.ظ پاسخ به دیدگاه

اقای یزدانی با سلام .امیدوارم نظرات را هم بخوانی وپاسخ دهی.ما هم مثل شما از اختلافات مسئولان با هم ناراحتیم و دوست داریم مسئولانی یکدل داشته باشیم ولی امان از پول مفت.در ضمن امیدوارم که ادعای شما درباره صداقتتان درست باشد و حرفهایی که در مورد شما می زنند وخودتان هم در نوشته خود به انها اشاره کرده اید دروغ باشد چون انشاالله اولین خواسته کارگران بعد از ختم به خیر شدن موضوعات فعلی ومشخص شدن وضعیت شرکت یک حسابرسی قانونی و کلی در شرکت است تا معلوم شود کی برده وکی خورده.تا سیه روی شود هر که در او غش باشد

کارگر معدن دوشنبه ۳ شهریور ۱۳۹۳ - ۱:۵۷ ق.ظ پاسخ به دیدگاه

اقای یزدانی خودتو ارزون فروختی. اون دفتر بیمه ای که به نامتونه بهتره یا موقعیت شغلیتون که دوباره تبدیل وضعیت بشین ؟؟؟ شما تز موج کارگری استفاده کردی و موج سواری کردی . من که افتخار میکنم بافقی هستم و اینچنین مردمی همشهری من هستند. به امید خدا و یاری مردم دست مافیا ی فولاد و وطن فروشان رو از معدن کوتاه میکنیم.

همکار دوشنبه ۳ شهریور ۱۳۹۳ - ۷:۳۹ ق.ظ پاسخ به دیدگاه

اقای بافقی 2 اتیشه همین 2اتیشه بودم بدبختی میاره.ارام باش و معتدل

غریب آشنا دوشنبه ۳ شهریور ۱۳۹۳ - ۷:۴۷ ق.ظ پاسخ به دیدگاه

با کامنت شماره 8 موافقم

111 دوشنبه ۳ شهریور ۱۳۹۳ - ۸:۱۵ ق.ظ پاسخ به دیدگاه

آقای دکتر یاراحمدی هم بومی تحصیل کرده وآینده نگر بودند پس چرااز ایشان حمایت نکردید ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

محمد رضا دوشنبه ۳ شهریور ۱۳۹۳ - ۸:۱۹ ق.ظ پاسخ به دیدگاه

درود بر جناب آقای یزدانی : این آقایانی که دارند داد شهر را می زنند دروغ است به خاطر منافع شخصی خودشان است هر کارگری در سنگ آهن داره ماهی 7 به بالا حقوق میگیره؟ بعد بدون حساب و کتاب و به راحتی اعتصاب می کنند و می گویند حق ما ضایع شد ؟جناب آقای فرماندار و اداره محترم اطلاعات ما اکثر کارگرها می خواهیم سر کار برویم اما عده ای انگشت شمار نمی گزارند خواهش می کنم با این افراد برخورد جدی شود خدا خیرتان بدهد

حمید دوشنبه ۳ شهریور ۱۳۹۳ - ۸:۲۶ ق.ظ پاسخ به دیدگاه

آقای یزدانی روستا زاده
لطفا شما سکوت کنید که خیلی سنگینتره
همه شما را می شناسند
اگه برای تبدیل وضعیت کارگاران کاری کردید اولا تنها نبودید و خیلی افراد دیگیه ای هم تلاش کردند تا کار به ثمر رسید لیکن خودنمایی نمی کنند
دوما اگه برای رضای خدا کا کردید که هی نباید در بوق و کرنا کنید درست مثل عسکری، دهستانی و امثالهم که کوچکترین اقدام خود را اون هم از پول بیت المال فقط تبلیغ می کنند
سوما خود بنده بارها از زبان خود شما شنیدم که تلاش آن روزهای شما برای تبلیغات عضویت شورای شهر بافق بوده که خوشبختانه با درایت مردم فهیم بافق بی نتیجه ماند و شما به شورا راه نیافتید وگرنه که وای به حالمون بود
حرفهای دیگه ای هم دارم که بعدا می شه گفت

کارگر معدن دوشنبه ۳ شهریور ۱۳۹۳ - ۹:۱۵ ق.ظ پاسخ به دیدگاه

اقای یزدانی خوب گفتی اکثر کارگران ومردم عادی با اقای عسکری هم صدا هستند وای کاش یک نفر که می تون حرف بزند می امدوما هم حمایت خود را از عسکری اعلام می کردیم

ایران دوست دوشنبه ۳ شهریور ۱۳۹۳ - ۱۰:۱۶ ق.ظ پاسخ به دیدگاه

مشکل مردم ما برکناری یا ابقاء جواد عسکری نیست.مشکل ما این است که قوانین ما به گونه ای است که هرکس می تواند با برداشت خاص خود از آن ما را چپاول کند.مثلا قضیه ی انفال را در نظر بگیرید.نفر اول می گوید معدن انفال نیست.نفر دوم می گوید هست.نفر سوم می گویند انفال مال همه ی مسلمانان است و باید بین مسلمانان جهان از جمله غزه تقسیم شود ،سهم بافق هم همین مقدار کنونی است.و …. .پس گروههای سیاسی از این قوانین قابل تفسیر استفاده می کنند و اهداف خویش را جلو می برند.تا زمانی که ما خود را درگیر مسائل جناحی می کنیم وضعمان به همین صورت است.کشورهای توسعه یافته قوانین خود را بر اساس حقوق بشر می نویسند تا حقوق مردمشان تضمین شود.با نوشته شدن قوانین بر پایه ی حقوق بشر هیچ کس نمی تواند بر اساس منافع شخصی خود آن را تفسیر کند

رنجبر دوشنبه ۳ شهریور ۱۳۹۳ - ۱۰:۴۵ ق.ظ پاسخ به دیدگاه

با سلام و عرض ادب
اقای یزدانی حناتون دیگه بیرنگ شده لطفاٌ شعار ندید همه مردم فهمیدن که حرکتهای قبلی تون هم به خاطر پست و مقام بوده و نه به خاطر مردم
یه جوری مطالب رو بیلن کردید که ……

سید دوشنبه ۳ شهریور ۱۳۹۳ - ۱۰:۴۹ ق.ظ پاسخ به دیدگاه

سلام
عباس جان اگر قرار به هوای هم داشتن و همشهری گری است چطوره که آقای عسکری بجای اینکه پست معاونت معدنی رابه بچه بافقی بدهد به غریبه می دهد و حکم جلب برای همشهریهاش میگیره و از آنها شکایت می کند.

حسن دوشنبه ۳ شهریور ۱۳۹۳ - ۱۰:۴۹ ق.ظ پاسخ به دیدگاه

شرکتی درمعدن است که روزی که وارد بافق شد هیچی نداشت وی الان هزاران میلیارد سرمایه دارد ولی به خاطراینکه بافقی نیست کسی ازش یاد نمیکنه ولی ما بافقیا تا پیشرفت کسی رو میبینیم به او انگ دزدی میزنیم

احمد دوشنبه ۳ شهریور ۱۳۹۳ - ۱۱:۱۸ ق.ظ پاسخ به دیدگاه

اقای عسگری برای افراد تبدیل وضع بسیار کار کرد وفقط فیش حقوقی حالا با قبلاشان رامقایسه کنند تفاوتش را میبینند و ریهم رفتنه برای رفاه افراد وبافق خیلی کار کرده نباید ازحق گذشت

حسن طالبي دوشنبه ۳ شهریور ۱۳۹۳ - ۱۱:۲۲ ق.ظ پاسخ به دیدگاه

زمين هاي بالاي300متري وجاهاي خوب شهرک رابالا کشيديدوفکر ميکنيد ملت نمي فهمند ازشماره قطعه کهازشماره850به بال از خود کرديد اسمش
ر ک رو قرعه کشي مي کذاريد همه شما به طريقي

گمنام دوشنبه ۳ شهریور ۱۳۹۳ - ۱۲:۰۶ ب.ظ پاسخ به دیدگاه

یزدانی
اگر من هم مسئول. هتل آرمان. مشهد بودم از اون یارو حمایت میکردم

مهدی رضایی دوشنبه ۳ شهریور ۱۳۹۳ - ۱۲:۳۳ ب.ظ پاسخ به دیدگاه

کور خوندهاند اگه بخواهند مدیر عامل برامون بیارنداون هم از نوع غیز بومی

محمد110 دوشنبه ۳ شهریور ۱۳۹۳ - ۱۲:۴۲ ب.ظ پاسخ به دیدگاه

این که همش تعریف ازان روستازاده ی مرکزنشین بودولی خدای خودتان به این نظرات نمیخندیدافتاب همیشه پشت ابرنمی ماندحنایتان دیگررنگی ندارد

بافقی اصیل دوشنبه ۳ شهریور ۱۳۹۳ - ۱:۵۱ ب.ظ پاسخ به دیدگاه

کامنت شماره 4 یک عقب گردی بکن و سابقه خودت را ببین بعد برای بافقی تعیین تکلیف کن

يالايالا دوشنبه ۳ شهریور ۱۳۹۳ - ۳:۲۸ ب.ظ پاسخ به دیدگاه

عباس جون پست جديد بهت پيشنهاد شده؟

ما دوشنبه ۳ شهریور ۱۳۹۳ - ۳:۳۸ ب.ظ پاسخ به دیدگاه

به کسی تهمت نمیزنم ولی خیلیها در این تحصن پس کشیدن وکم کاری میکنن شاید دستی پشت پرده باشد رسوایی نزدیک است

فتاحی بافقی دوشنبه ۳ شهریور ۱۳۹۳ - ۳:۵۹ ب.ظ پاسخ به دیدگاه

با نظر کامنت شماره 4 کاملاً موافقم، احسنت حرف دل ما رو زدی داداش

عمو دوشنبه ۳ شهریور ۱۳۹۳ - ۴:۰۶ ب.ظ پاسخ به دیدگاه

پست جديد پيشنهاد شده

دايي دوشنبه ۳ شهریور ۱۳۹۳ - ۴:۰۷ ب.ظ پاسخ به دیدگاه

نكنه پست جديد تو راهه؟

دايي دوشنبه ۳ شهریور ۱۳۹۳ - ۴:۰۹ ب.ظ پاسخ به دیدگاه

منم پست ميخوام؟بايد مثل شما از موقعيتهايي كه دارم سواستفاده ببخشيد درست استفاده كنم$$$$$$

عمو دوشنبه ۳ شهریور ۱۳۹۳ - ۴:۱۱ ب.ظ پاسخ به دیدگاه

ببين هر چي دوس داري پستهاي منو حذف كن دوباره مينويسم نكنه به مزاجتون خوش نمياد؟

دايي دوشنبه ۳ شهریور ۱۳۹۳ - ۴:۱۲ ب.ظ پاسخ به دیدگاه

پستهاي منو چرا حذف ميكني و دوباره ميزاري ؟؟؟؟؟

بافقی دوشنبه ۳ شهریور ۱۳۹۳ - ۵:۲۴ ب.ظ پاسخ به دیدگاه

باسلام خدمت اقای یزدانی شما اگر برای رضای خداوند کار می کردی اینقدر منت نمی گذاشتی پس معلوم میشه برای رضای خدا نبوده واگر عباس یزدانی شدی صدقه سر همین بچه هاست که به جایی رسیدی واگر برای خدا کار می کردی تواین چند ماه کجا بودی مگر حق وحقیقت رانمی بینی که کنار کشیدید مشکل شما اینه که برای بنده کار می کنید وتوقع پاداش از بنده را دارید ببین پست ومقام های کوچک با بچه های صنف چی کار کرده که همشون کنار کشیدن وای به حال روزی که پست بالای بگیرنن فکر کنم بافق رابفروشند

بافقی دوشنبه ۳ شهریور ۱۳۹۳ - ۵:۳۰ ب.ظ پاسخ به دیدگاه

اقای یزدانی مگر بافق شهر شما وامسال شما رییس ها نیست که فقط کارگر باید گرما وسرما بخوره مثل اینکه معدن فقط برای کارگر ها ست خدا جای حق نشسته

سعید دوشنبه ۳ شهریور ۱۳۹۳ - ۵:۳۲ ب.ظ پاسخ به دیدگاه

با سلام به دوستان عزیز /نوشته آقای یزدانی یا بقول خودش اعترافاتش؛ مثل آینه میتونه عملکرد گذشته مارا نشون بده که چطور سریع احساساتی میشدیم وچقدر هزینه دادیم.قبول کنید مردمی. احساساتی و آتشی هستیم افرادی را برای خودمون قهرمان کرده ایم که نقاب. مردم فریبی دا رند. آنقدر چشممان را محکم بسته ایم که حتی حاضر نیستیم عملکرد مدیر بومی خود را ببینیم بیایید منطقی تر باشیم. شعار مرگ و زنده باد. بدانید فقط برای تفرقه اندازی است وسودش برای. یزدیها واردکانی هاست

حسن ابراهیمی بسابی دوشنبه ۳ شهریور ۱۳۹۳ - ۶:۱۵ ب.ظ پاسخ به دیدگاه

آقای یزدانی سلام، چه بنویسم که نانوشتنش خوش تر است. بدرود

شهرزاد سه شنبه ۴ شهریور ۱۳۹۳ - ۱:۰۴ ق.ظ پاسخ به دیدگاه

سلام بر دوستان وبردار روستازاده
من همیشه از این روستا زاده زبان باز بدم میامده وخواهد امد ولی دوستان عزیز او شاید برای پست و مقام بگوید ولی فقط وفقط برای یه لحظه فکر کنید اخرین لحظه عمرتان هستید ایا باز حاضرید به مدیرتان بدون سند ومدرک واقعی تهمت بزنید و فقط به حرف های اقای حسن تشکری که همه و همه می دانیم از روی غرض شخصی هست و حتی نامه رهبری را جعلی درسته کرده اعتماد کنیم

محمد سه شنبه ۴ شهریور ۱۳۹۳ - ۵:۲۱ ق.ظ پاسخ به دیدگاه

اقای یزدانی همه ابروی و اعتبار تو به خاطر اعتماد این کارگران به تو بوده وی متسفانه در این خواسته بحق کارگران کجا بودی چرا حرفی نزدی مگه اعتراض این کارگران غیر از اینه که حق شهرشونو می خواهند اقای عسکری هم کار برای شهر کرد ولی در این اقدام و خواسته کارگران خودشو روبروی اونه قرار داد در صورتی که می توانست با مردم و کارگران همسو شود امروز روزیست که باید در برابر این خط قرمز و انهم حق شهر از سنگ آهن ایستاد و هر کس کوتاهی کند ولو اینکه صد تا کار کوچیک و مفید هم برای شهر کرده باشد مثل گاو نه من شیر است اگر 15 درصد از سنگ آهن را به بافق واگذار کنند تا سالیان سال فرزندان و نوه های ما به ما درود می فرستند این کار کاری ارزشی است که متاسفانه شما خود را به خاطر مصالح شخصی از مردم دور کردی همچنانکه اقای عسکری علیرغم اینکه کارهای خوبی برای شهر کرد ولی در این موضوع بسیار کوتاهی کرد مرد آقای یاراحمدی بود وقتی دید که منافع شهر در خطر است استعفا داد چقدر باج به آقایان بالا بدهیم که زنده بمانیم هر کس به اوضاع و احوال این شهر بافق با این سرمایه های زیادش نگاه بکند گریه می کند حالا که مردم بیدار شده اند باید ما هم کمک کنیم و منافع خودمان را در نظر نگیریم آقای عسکری می توانست به اقایان بالا بگوید که بافقیها برای خصوصی از منافع شهرشان کوتاه نمی ایند و من هم مجبورم همراهشان باشم اگه دوست ندارید من استعفا می دهم ولی امان از ….

رنجبر 4 سه شنبه ۴ شهریور ۱۳۹۳ - ۹:۲۹ ق.ظ پاسخ به دیدگاه

اقای روستازائیده
نکنه پست جدید بهت پیشنهاد دادن که دوباره پیدات شده برو بیش از این ابروزی نکن

افقي سه شنبه ۴ شهریور ۱۳۹۳ - ۱۲:۱۳ ب.ظ پاسخ به دیدگاه

سلام اقاي يزداني يادت رفته که تو وبلاگ اميدت چقدر بد دکتر يار احمدي گفتي دکتر مگه بومي نبود حرفت درسته نبايد بومي خفه کنيم ولي اين بومي که داره خيانت مي کنه بنده در دوره قبل حمايتش مي کردم ولي الان فهميدم کيه ودچه خيانت ها که نمي کنه دکتر اومد فاصله رسمي و قرارداد معين کم کرد ولي اين با طرح طبقه بنديشون فاصله. حقوقي چند برابر کرد بايد هم الان رسمي ها حمايتش کنن

علی سه شنبه ۴ شهریور ۱۳۹۳ - ۳:۰۵ ب.ظ پاسخ به دیدگاه

مدعی خواست که از بیخ کند ریشه ما عافل از آن که خدا بود در اندیشه ما عباس آقا کارگران که قدر زحمت های شما را نمی دانند انشاالله به پاس زحمات شما بلیط هواپیمای تهران طبس نصیبت شود

مسعود سه شنبه ۴ شهریور ۱۳۹۳ - ۳:۱۳ ب.ظ پاسخ به دیدگاه

گویند که عمر به بطالت بگذشت با بار گنه بدون طاعت بگذشت فردا که به صحنه مجازات آرند گوید که هنگام ندامت بگذشت تقدیم به روستازاده ای که از صدقه سر این کارگران الان مرکز نشین شده و بی خیال اونهایی که برای رسیدن به پست و مقام ازشون به عنوان نردبان استفاده کرد

فدایی ولایت(سربازولایت) سه شنبه ۴ شهریور ۱۳۹۳ - ۹:۳۶ ب.ظ پاسخ به دیدگاه

مردم بافق بصیرت خود را افزایش دهید و فریب اغتشاشگران را نخورید :
نظر زیر در این قسمت نیز منتشر شود تا ناآگاهان بصیرت خود را افزایش دهند :
واگذاری سنگ آهن کاملا قانونی و طبق منویات و دستورات امام خامنه ای صورت گرفته است.عده ای آشوبگر ابتدا ادعا نمودند که امام خامنه ای نامه ای برای لغو خصوصی سازی صادر کرده است.این ادعا کذب محض بود.حال این عده سعی دارند با بحرانی کردن فضای بافق ،دفتر امام خامنه ای را وادار کنند تا نامه ای برای لغو خصوصی سازی صادر کند.در حقیقت این افراد قصد دارند چنین بنمایانند که امام خامنه ای در مقابل خواست عده ای قلیل عقب نشینی کرده است.این افراد از حمایت رسانه های بیگانه چون بی بی سی و صدای آمریکا نیز برخوردارند.فتنه ی این افراد آشوبگر در جهت صدمه زدن به اصل مترقی ولایت فقیه است.

لبیک یا امام خامنه ای

پیر دانای همدان چهارشنبه ۵ شهریور ۱۳۹۳ - ۳:۱۸ ب.ظ پاسخ به دیدگاه

سلام بر مردی از دیار کوههای بلند
اقای یزدانی یک جمله
هیچ گربه ای راه رضای خدا موش نمی گیرد
خود حدیث مفصل بخوان از این مجمل
شرکت تعاونی
بیمه ایران
هتل مشهد
ماموریت
وووووووووو هرجا هستی موفق باش ولی بدان همه می فهمند که هر کس داره چیکار میکنه من پیر که بخیل نیستم ..

گمنام پنج شنبه ۶ شهریور ۱۳۹۳ - ۱۲:۳۰ ق.ظ پاسخ به دیدگاه

روستا زاده چطور در زمان مدیریت برادر بسیجی جانباز حاج محمد جواد عسکری باقر آبادی یه بچه 30 ساله باید قرارداد آگلومراسیون 11 میلیاردی را برنده بشه با وجود این همه شرکت با سابقه بالا واقعا عجب حاجی است اینقدر خیر خواه جون دهاتی پست بعدی چیه

ساشا جمعه ۷ شهریور ۱۳۹۳ - ۴:۰۲ ق.ظ پاسخ به دیدگاه

با سلام خدمت همشهری های عزیز اون کسانی که جنبه منفی را در پیش گرفته اند ….من چند روز است که کلیه اخبار بافق را زیر نظر دارم دارم میبینم چطور تیشه به ریشه شهرمان میزنید این اقای یزدانی وچند تن ازاین بی ادعا ها بودند که از صدقه سر این این اقایان حقوق شما ها چند برابر شده ما بافقیها هر چه سرمان بیاد حقمان است ///راستی این مثل راشنیدی شهری مه نخل داره مردمانش همتایان مردمان کوفه هستند برید خجالت بکشید که این گونه مورد تمسخر ایرانیان شدید ببینید تا چه حد که رجوی کثافت دلش برایتان سوخته بیاید دست از این کار ها بردارید اقایان عسکری و چند تن دیگر باید باشند باید از انها دل جویی شود درود بر زحمت کشان بافقی

رضا جمعه ۷ شهریور ۱۳۹۳ - ۱۰:۰۶ ق.ظ پاسخ به دیدگاه

وچقدر عباس خان توی امید بافق مسئولین بومی راتخریب کردی وامروز می گویی بد کردم ر

بافقی کم در آمد جمعه ۷ شهریور ۱۳۹۳ - ۱:۰۱ ب.ظ پاسخ به دیدگاه

واقعا این مطلب شما صحت دارد کامنت شماره 47 ؟

ریوالدو یکشنبه ۹ شهریور ۱۳۹۳ - ۱۲:۳۹ ق.ظ پاسخ به دیدگاه

باسلام من این روستا زاده را از زمانی که توروستایی ///زیبایی هنسک /پاریس کوچولو// با هم گوسفند هارامیچروندیم میشناسم افتخارم اینه که بچه ارتفاعاتم …….. فقط بلدت با دهان باز وچشمی کو تهمت وافتراع نثار کسانسی بکنید که از دست روزگار همشهری شماها شدند این است جواب خوبیشان ببنید کاری کردت که اقای سلیمانی نمیخواستند این هفته نماز جمعه بیایند شماها کی باشید که می گویید این برود ان بییاید امام جمعه بارای رهبری منسوب شده اند …………………………. خدارا شاکرم وافتخام اینه که روستا زاده هستم ولی با هواپیما اومدم مسئول محترم سایت لطفا این حقایق را چاپ کنید ممنونم

ناشناس دوشنبه ۱۰ شهریور ۱۳۹۳ - ۱:۵۹ ب.ظ پاسخ به دیدگاه

ناشناس میگوید عباس جان تو که خودت را روستا زاده معرفی کرده ای چه طوری مدیر عامل نمونه مسکن در استان شدی چه طوری پریشب خونه ی حمید خان جلسه داشتی چه قدر حمایت کردی ازش یادت رفته سال 90 چگونه همین مردم و بچه های تبدیل وضیعت چه قدر براش سنگ بر سینه زدند عباس جان هیچ وقت ماه پشت ابر نمی ماند و نماینده ی کارگران در جمع 10 هزار نفری در سنگ اهن گفت سال91 شرکت خصوصی شده ان موقع مدیر عاملش چه کسی بوده خواهش مندم روزه ی سکوت بگیری و صحبت نکنی

گمنام دوشنبه ۱۰ شهریور ۱۳۹۳ - ۷:۱۴ ب.ظ پاسخ به دیدگاه

کامنت 50
سلام دوست عزیز
بله شرکت ج ف که ابتدا کار خدماتی وکپی رادر سنگ آهن داشته وبعد رستوران والان. آگلومراسیون را بدون مناقصه. حدود 12میلیارد مثلا برنده شده که همه میدونند که این کار ساخت و پاخت با مدیر بوده و هر جور ما حساب میکنیم این کار بیشتر از 7. میلیارد. ارزش نداشته یعنی حدود5 میلیارد. سود پس الکی نیست اینقدر آقایان سنگ مدیر را به سینه میزنند

غلام جمعه ۱۴ شهریور ۱۳۹۳ - ۱۰:۵۶ ق.ظ پاسخ به دیدگاه

همه میدانند چه جلساتی گذاشتند برای
از بین بردن این مرد بزرگ یزدانی ….

کارگر بخت برگشته یکشنبه ۲۳ شهریور ۱۳۹۳ - ۱۱:۲۸ ق.ظ پاسخ به دیدگاه

هرچه بگندد نمکش میزنند
وای به روزی که بگندد نمک.هرکسی خودش قضاوت کنه.جناب یزدانی به نظر شخصی من جنابعالی زحمات و مشقتهای فراوانی را در خدمت به کارکنان و ما کارگران فراموش نمی کنم.اما ما تجربه مرحوم دهستانی دکتر یاراحمدی و احمدیه و عسکری را داریم و بالخره زمستان تمام میشود و روسیاهیش واسه ذغال میماند.همانطور که ماند.

دوست دوشنبه ۲۴ شهریور ۱۳۹۳ - ۱:۳۶ ق.ظ پاسخ به دیدگاه

اقای یزدانی واقعا ک.،

حسین جمعه ۲۰ شهریور ۱۳۹۴ - ۱:۵۹ ب.ظ پاسخ به دیدگاه

با سلام خدمت فعال کارگری جناب یزدانی تمام این تهمت های که به شما روا شده مطمن هستم کذب محض هست هر کس ندونه بنده چون خودم فعال کارگری هستم با این حرفا اشنا هستم تمام این تهمت ها به خود من هم زدن ..کسی که وارده این کارها میشه فقط باید توکل به خدا کارش را ادامه بده و توجه ای به این حرفا نداشته باشه..هدف خدمت به قشر کارگری هست..