امامزاده گان بافق چند نفر و كيانند؟

دسته: مقالات
۳ دیدگاه
جمعه - ۲۸ شهریور ۱۳۹۳

s

به اعتقاد اينجانب با عنايت به سنگهاي ذكر شده ونظريه مرحوم دكتر افشار كه از اعاظم مورخين و صاحب نظران اسناد ومدارك تاريخي بودندو  نيز شجره نامه هايي كه درج نمودم آرامگاه امامزادگان زير در بلده طيبه بافق وجود دارد اگر چه گمنام و ناشناسند:

1-                        امامزاده عبدالله فرزند موسي ابن جعفر(ع) كه نقل مشهور  بوده وهست.حال با عنايت به اينكه بافق در مسير بزرگراه راه خراسان بوده و ايشان همانند خواهر وبرادرشان كه در قم وشيراز مدفونند مخفيانه عازم طوس براي پيوستن به امام رضا(ع) بوده اند برادر تنيشان بوده وساير امامزاده هايي كه به نام عبدالله در گرگان وساوه هستند از نوه ونتيجه هاي حضرت موسي ابن جعفرند نه فرزند بلافصلشان.

2-امامزاده ابراهیم ابن محمد بن علی بن عبدالله رحمة الله علیه درگذشته در ماه رجب  سال 537قمری از سادات عريضي  كه سنگ قبرشان را جناب خاضعين در پايين مسجدجامع بافق رويت نموده بودند والان ظاهرا نيست؟؟؟اينكه  كجاست را بايد ميراث فرهنگي بافق پاسخگو باشد.البته در جايي خواندم  كه  بعد ها به امامزاده عبدالله منتقل شده بود. لازم به ذكر است كه جناب آقاي خاضعين از باستانشناسان و خط خوانان بنام خطوط ونقوش قديمي و كوفي  در يزد بودند.

3-امامزاده فخرالدین ابو جعفرمحمد بن عبیدالله بن محمد العلوی الحسینی العریضی در گذشته در ماه صفر  سال515قمری كه بنابر اظهار مرحوم دكتر افشار در بافق مدفون بوده ا ند و سنگ قبرشان به فهرج منتقل و در اوايل انقلاب اسلامي با پيگيري و همت و سماجت مرحوم  آسيد ابوالحسن ميرسليماني (پدر اينجانب) به بافق برگشت داده و در رواق امامزاده عبدالله نصب گرديد ولي اكنون آن سنگ هم در جايش نيست!!!!لازم بذكر است كه حجار اين سنگ قبر و تاريخ ساخت آن دقيقا با قديمي ترين سنگ مقبره حضرت امام رضا(ع)  كه در موزه آستانقدس نگهداري ميشود يكي و از آثار بسيار باارزش و نفيس و زيباي تاريخ بافق بشمار مي آيد.به نظر اينجانب سنگ قبر مزبور متعلق به مقبره قاضي مير جعفر كهَ در حومه بافق قرار دارد بوده كه در سيل ويرانگري كه حدود سالهاي 1300 خورشيدي تمام بافق را بجز بارگاه امامزاده عبدالله كه در بلندي قرار داشت به زير آب برد بدست افرادي به فهرج منتقل شده بود و مرحوم دکتر افشار بنابر اقرار کدخدای وقت فهرج آنرا متعلق به بافق دانسته بودند.

لازم به ذكر است كه مقام امامزادگان عريضي در نزد علماي انساب از امامزاده عبدالله بالاتر است واين همان نكته اي كه مرحوم آيت الله العظمي شيخ محمد تقي بافقي عارف ومبارز مشهوردوره اخير بارها بدان اشاره فرموده بودند و هميشه وقتي در بافق بودند به زيارت قاضي مير جعفر مي شتافتند.

امامزاده عبدالله در متون تاريخي

در متون تاریخی یزد که مربوط به قرون گذشته می شود هیچ جایی به تفضیل اشاره ای به امامزاده بافق و بنای آن نشده است . تنها جايي که از امامزاده نام برده می شود به داستان ورود شاه نعمت الله ولی به بافق در سال797 هجری قمری وزیارت ” امامزاده عبدالله ” مربوط می شود که مستوفی بافقی در جامع مفیدی از آن  یاد می نماید. تنها تحقیقی که به نظر نگارنده به طور کامل در مورد آثار تاریخی وتوصیف جزییات بقعه امامزاده  صورت گرفته به وسیله دانشمند ومورخ گرانقدرجناب اقای دكتر افشار/رحمت خدا بر او باد/ انجام شده که در اثر ارزشمندایشان بنام یادگار های یزد درسال 1348 منتشر مي شود  که مانیز ازآن اثر گرانسنگ ومنحصر بفرد نقل می نمائیم و هرجا که لازم باشد توضیح خواهیم داد.

بنای امامزاده سالیانی پیش خود مجموعه ای از فرهنگ ،هنر، تاریخ و نمادهای دینی و اگاهی بود که با توجه به نو سازیها ی انجام گرفته از چند سال قبل به اینطرف هر روز که می گذرد طراوت ، اصالت  وارزش هنری و باستانی خود را از دست می دهد وبنایی که روزی به عنوان یک اثر باستانی و تاریخی در حکومت طاغوت جزء فهرست اثار باستانی بشماره   919 بثبت رسیده وهرگونه دخل وتصرفی در هرجای ان مستلزم صدهااجازه وبررسی و کارشناسی بود چهره تاریخی خود را به یکباره در سالیان قبل براثرندانم كاري هاي عده ای که چيزي ازهنر و فرهنگ نمی دانند به بهانه نوسازی دگرگون یافت به طوری که اگر گنبد رفیع وزیبا و حسینیه بزرگ آنرا ناديده بگيريم از آن بنای تاریخی وباستانی که بعضی از نمادها ی آن  در جهان اسلام  و ايران  منحصر بفرد بشمار  می آيد تنها آرامگاه حضرت می ماند و مشتی گل وخشت و بدا به حال  ماکه با وجود دستگاههای عریض  وطویل باید شاهد تخریب و تحریف میراث فرهنگیان باشیم ودم نزنیم . ای کاش یکجو از غیرت بیگانگان را بعاریت می گرفتیم  وآنطور که مردم هلند در دوران دوم جنگ جهنی با وجود  نياز شديد گرسنگي  را برپنج کشتی آذوقه آمریکائیان  ترجيح داده و از اهداء یک عدد تابلوی نقاشی اثر رامبراند خودداري كردند (1) حداقل در حفظ و صیانت از نمادهای فرهنگی و ملی خود که بازگو کننده هویت اسلامی ماست کوشا تر وجدی تر بودیم. مرحوم دكتر  افشار بنای امامزاده را مفصل ،عالی و از حیث سبک ، بنا ، گنبد، کاشیکاری وتزئینات داخلی از آثار تاریخی و دیدنی در گستره یزد وکرمان بشمار آورده و آثار مخطوط و منقور ش را به ترتیب ورود به امامزاده چنین نام مي برند:

1-                        دو تخته آجر پاره که بر سردر ورودی نصب و یک قطعه سنگ كه ما بین آن دو قرار داده و بر روی آنها سه بیت شعر زیر به خط نستعلیق منقور وپخته شده است.

این بارگه که برشده از چرخ چارمین

                                             وزرشک اوست برین دائمأ غمین

هم طعنه می زند ز صفا بر ریاض خلد

                                         شاهان نهند بر درشان از ادب جبین

خواهی اگر شناسی و دانی تو صاحبش

                                           عبد الله بن موسی کاظم ظهیر دین

ظاهرأ با توجه به گفته مرحوم پدرم مجموع آ جر های مذکور چهار عدد بوده است که در موقع نصب  آنها در جای فعلی  تخته سوم از آنها مفقود شده بود لذا تخته چهارم که سه مصرع شعر بر ان منقوراست فعلأ در انبار نگهداری می شود.

متن زیر برروی سنگ منصوب بین دو اجر ذکر شده با خط نسخ وجو دارد:

“بسم الله الر حمن الرحیم ، الحمدالله رب العالمین ،صلی الله علی محمدأ بنیه وعلی ولیه وبعد چون حاکم سابق دارالعباده یزد و مباشرین موافق دفاتر دار العباده یزد مطالبه عشروسایر رسومات دیوانی از قنات طاهر اباد واقعه بافق که وقف است بر جناب امامزاده واجب التعظیم عبدالله ابن موسی بن الجعفر سلام الله علیه می نمودند واز این جهت مخارج بقعه شریفه در عهده تعویق بود لهذا بندگان ذی شوکت و شان مقرب الخاقان محمد خان حاکم به سعی واحتمام عالیجاه محمد حسن خان بیگدلی نایب وقت بافق وبهاباد قنات مزبور را از عشر وسایر رسومات دیوانی معاف داشته ، لعنت خدا و نفرین رسول بر کس باد که من بعد مطالبه نماید.

حررّه فی شهر رجب المرجب سنه 1224″

سنگ تاریخ آب انبار امامزاده نیز با حدود 400 سال قدمت  به اندازه 32 * 45 به خط نستعلیق كه در انبار  نگهداری می شود. متن ان چنین است:

امروز به دور شاه عباس –   کز عدل شدست ظلم نایاب

اهو با شیر کرده وصلت –   با بره شدست گرگ همخواب

در بافق به حضرت قتابیک –   توفیق رفیق شد به هر باب

آب انباری سبیل فرمود –         در راه خدا کریم وهاب

عقلم تاریخ بر که می جست – از غیب رسیده حوض پر اب

لازم بذکر است که آب انبار مزبور در محلی که هم اکنون گود برداری و مدتهاست بحال خود رها شده واقع بود.

از جمله آثار ارزشمند موجود در امامزاده طاس مسی بزرگی است که در سابق مردم ازآن آب می نوشیدند و بر دور آن عبارت وقفنامه آن کندو کاری شده است : واقف آن “عالی حضرت گرامی منزلت سلاسة السادات  والا عیان آقا میر محمد بن آقا میر عباس  بافقی است که آن را با سه طاس کوچک دیگر بر اهالی قصبه بافق که در مجامع و مجالس  تعزیه سید شهدا اب نموده بیا شامند و آنرا نفروشند ونخرند واز بافق بیرون نبرند وتغیر ندهند در تاریخ  ذی الحجه الحرام سال 1226 قمری وقف ابدی نموده است.

دیوارهای حرم و رواق امامزاده با کاشیهای مسدس لاجوردی و حاشیه سفید که خاص قرون هشتم و نهم است تا ارتفاع حدود یک متر از سطح زمین پوشیده شده بود که حدود سال 1360 خورشیدی  با حفظ نقشهای مزبور با زیبایی تمام  نوسازی  گردیده است.

 بر روی  دیوار سمت راست حرم محرابی وجو داشت که در دو طرف ان مجموعهای از زیباترین گچبریهای  برجسته با استفاده از کلبه اشکال  هندسی  که داخل ادعیه  ونقوش هندسی وگل و بوته های  زیبائی نقش شده بود. اندازه  هر کدام  از انها حدود دو در سه متر بود و بنظر نگارنده  بعد از گنبد امامزاده ارزشمند ترین اثر تاریخی محسوب می شد وجود داشت  که بنوشته  اقای افشار خط حسین یزدی  وعمل حسن ولد دین جعفر  استاد معمار باشی بوده(2) و متاسفانه  در روند تخریب  اثار  تاریخی  که گفته شد زیر گچ مدفون شد وآه از نهاد دوستاران  هنر اسلامی برخاست . در بالای درب بین حرم  و رواق ونیز بين درب ورودی حسینیه  امامزاده نیز گچ بریهای زیبائی همانند بالا وجود داشته که آنها نیز از بین رفتند وغارتگران میراث فرهنگی  بر این تقسیم ارث لبخند مسرت زدند . در طرف بالا سر امامزاده در قسمت فوقانی اطاق معروف به ابوالفضل ودیواروگوشه واره های زیر گنبد  رنگ آمیزی ، نقاشی ها وطرحهای بدوی اما زیبا بکار رفته که در داخل  طرحهای مزبور قطعات شعری نیزاز نقاش بافقی 1281 “(3) نوشته شده است که خوشبختانه هنوز از تعرض  مصون مانده است ، ولی قسمتهایی از نقاشی های قسمت فوقانی اطاق ابوالفضل را زیر پرده ای از گچ مدفون ساخته اند. توضیح اینکه  بگفته قدما تمای رنگهای بکار رفته  در نقاشی ها و طرحهای مذکور با استفاده از گیاهان  طبیعی ورنجهای  طاقت فرسای مرحوم ملا حسن نقاش بافقی  طی چندین سال تهیه شده  بود وصد افسوس که کسی را قدر شناسی نیست .

تمامی طرحهای  داخل سقف قرنسی گنبد که دارای خطوط هندسی به همراه  تصاویری از خورشید درخشان و خندان  بود و تقریبأ شبیه  به تزئینات  سر در بنای قدیمی میمونه  که احتمالأ  از عصر تیموری (921-771 قمری ) بوده که متاسفانه تمامی آنها بدنبال نوسازی و ائینه کاری  از بین رفته است. نقش هورشیدی مزبور رگه های از آثار دوره کهن میترالیسم را تداعی می نمود که می توانست بیانگر قدمت بنای اولیه بقعه باشد که ممکن است بعدها بدن امامزاده مزبور در آن بخاک سپرده باشد یعنی قدمت بنا بسیار بیشتر از صاحب بقعه باشد و این محل زیارتگاه یا پرستشگاهی قبل از ظهور اسلام بوده باشد.

 درب مابین حرم  ورواق  که به سنگ سیاه شهرت ومنبت  سازی  شده است و یکی از اثار نفیس و ظریفی است که در ارزش آن  می گوید  در زمان حکومت پهلوی می خواستند آنرا برای یکی از موزه های تهران ببرند که با مقاومت مسئولین و مردم بافق عملی نشد.درب مزبور نيز تعويض و هم اكنون در كنار ضريح چوبي قديمي در حسينيه بزرگ قرار دارد.

بر روی دیوار سمت راست رواق  مطهر قطعه سنگی در مورد وقفیات بخط نسخ وجودارد که برای آشنا سازی محلات و مزارع  آن موقع  بافق مفید است . متن آن چنین است:

بسم الله الرحمن الرحیم ،وقف موُبد  نموده جناب حاجی سید جواد وصایه عن ابه حاجی سید حسن بافقی ده حبه از مجرای میاه هنیه و یمامه را برکافه  طایفه  اثنی عشریه محقه سوای متظاهرین به فسق  مهما  امکن  به ایشان  ندهند که در روز عید غدیر صرف ایشان نمایند از نقد و جنس وطعام  هر قسم  که متولی صلاح بداند از غنی و فقیر ، سید وغیر سید.

و چارک وسی درهم از مجرای ساه  مزرعه  علی ابا د را وقف نمودم  به کسی که روزی یک جزو کلام— تلاوت  نماید به نیابت والدم حاجی سید حسن وزوجه  او که بنت  ملا محمد سعید وتا ممکن شود در مسجد قرب لجام گیر باشد.

وسی درم از همین مزرعه علی آباد را وقف نمودم بر خمره جنب خانه حاجی سید حسن که آب شود به جهت  مسلمان  و چهار  دانگ  از باغ زه چین  را وقف  نمودم  برافطار صا ئمین ما ه رمضان  غربا مستمند  برسکنه بافق

ویک طاق فتح آباد را وقف نمودم  به تعزیه داران سید مظلومان  از ذاکر و مستمع ازاطعام  وغیره  در ماه محرم و صفر  وسه طاق و نیم وپانزده درم تقیبأ  از مزرعه شمس اباد راوقف نمودم  بر طلاب مدرسه  احداثی جدم  حاجی میرا ابو تراب  وتعمیر انجا و تعمیر مقدم بر طلاب  در صورت ضرورت ومتولی اولا خود حاجی سید جواد است  بعد از حقیر اکبر اولاد از ذکور زمان خودش واگر نباشد اکبر ذکور  زمان خودش واگر نباشد اکبر ذکور از اناس از اولادم وبعد از انقراضهم  امام عادل مسجد لجام گیر هر زمان  هرکس باشد وحق متولی  عشرست بعد از مخارج  لازمه دیوانی .

وقف نمود حاجی خدیجه بیگم  بنت حاجی میرا بوتراب  عم حقیر سه حبه از مجرای میاه هنیه ویمامه را یک حبه بر افطار صائمین ویک حبه بر تعزیه داران سه روز اخر ماه صفر ویک حبه  بر صرف کافه  طایفه  اثنی عشریه  در عید غدیر.

 وطاق و پنج طشته  از مجرای سیاه مزرعه شمس اباد را وقف نمودم بر تعزیه داران خامس  ال عبا  علیه السلام در ایام محرم وصفر  در بافق  هر کجا متولی  بعد از حقیر حاجی سید جواد اولاد ذکور  از اناس عمه واقفه  وبعد فقدانهم  عالم عادل  محله سفلاب بافق سنه 1295 عمل عبدالحالق شاعر .

قبلا در گچبری دیوار  صفحه بادگیر در گوشه صحن  قدیم امامزاده این شعر نقش بسته بود که دهها سال قبل از بین  رفته است:

تا نام نشان هست از این گنبد و ایوان

پاینده و زنده  ملک مانده به دوران

.ملک  نام  یکی از حاکمان قدیم  بافق است  که در ساخت  بنای  امامزاده  اهتمام داشته است.

در جنب حرم ورواق مطهر بنای حسینه بزرگی  وجود دارد  که محوطه  اصلی و مرکزی آن دارای سقف ضربی  بزرگ و رفیعی است که قبلأ بر بالای  آن عمارت  کلاه فرهنگی وجود داشت ودر روند تخريب آثار تاریخی چند سال قبل  آن نيزتخریب شد !!!!!!!. سنگ قبوری  که اقای افشار  در حسینیه مزبور مشاهده کرده بودند تا یکماه قبل (منظور سال 1365 خورشيدي است كه بنده مطالب را مي نوشتم) در گوشه بازار چه امامزاده رها شده بود که به دنبال اعتراضی که كردم  به درون امامزاده منتقل شده وهم  اکنون  در انجاست . مشخصات  انها چنین است:

1- سنگ به اندازه 37  *  155 وبه ارتفاع سی سانتی متر  بخط نسخ بامتن:

تاریخ وفات عمادی بن عین الدین ابن یعقوب عین الدین در شهر صفاهون در غره شهر جمادی الول سنته و عشرین  سال 1020 قمری

2- سنگ سفید رنگ باندازه 32  * 148 وبارتفاع 22 سانتی متر که بر روی آن 15*15متر مربع  در قسمت فوقانی وتحتانی  ودر داخل یکی اشکال هندسی و دردیگری چهار علی به خط کوفی ودر مستطیل وسط یک سر وبا گل وبوته در اطرافش کنده كاري شده است .

در حاشیه سنگ دوازده امام به خط نسخ و نستعلیق  دیده می شود .متن آن چنین است:

” وفات   مآب شرافت {انتساب} حسین بن مولانا شاه محمود جمادی الثانیه  سنه972″

این سنگ نیز سرگذشت سنگ سابق را داشته است و بواسطه نقل و انتقال  گوشه های شکسته واز بین رفتهاست.  محل پیدا یش این سنگها  وفق گفته مرحوم پدرم  در قبر ستان کهنه  ای که در محل حسینیه سقف آیینه ای فعلی قرار داشت بوده.

گنبد زیبا  ومنحصر به فرد امامزاده  یکی از شاهکاریهای معماری اسلامی  است که به گفته یکی متخصصین معماری  بعد از گنبد سابق  بارگاه  امام حسن  عسگری (ع) در نوع خود بزرگترین گنبد می باشد . وجه تمایز  این گنبد  با سایر گنبدها در شکل آن است  که تقریبأ شکل شلغم  را تداعی  مینماید . نقوش هندسی ، چند ضلعی و خطوط زیبای هندسی و حاشیه پائین گنبد عبارت لااله الا الله می باشد که در 35 سال قبل بازسازی شده است.

در سال 1368 ضریح  قدیمی امامزاده  که چوبی وپنجره های  آن از میله های فلزی  بود تعویض و بجای  آن ضریح طلا ونقره کاری  شده زیبایی  که کار صنعتگران  اصفهانی  می باشد  نصب گردید. داخل  حرم  نیز تماما آینه کاری شده است  که تنها  کتیبه  کاشی  کاری شده ای  که سوره والفجر  را به خط نسخ  زیبایی نگاشته  ونیز خطوط هندسی  ساده ای که با آینه تزئین  شده است  قابل توجه واهمیت  می باشد . همزمان با نوسازیهای  مذکور دو گلدسته  نیز بر سر  در ورودی  شمالی صحن  آن ساخته  شد ولی افسوس  که تمامی این نوسازیها  به بهای  انهدام  قسمتی  ازآثار  فرهنگی  وهنری  اسلامی  کشورمان  انجام گرفت .هشتی های رفیع و زیبایی با معماری اصیل اسلامی در  ورودی های صحن و نیز بازارچه بزرگی  با طاقهای ضربی مقرنس با آجر  و دربهای چوبی ساخت اصفهان وبدون استفاده از مصالح  ساختمانی  جدید به اهتمام و نظارت مهندس ناظریان کرمانی از سال 1355 خورشیدی  ساخته شده است که بنده نظیر آن را در هیچ شهری ندیده ام.

سید محمد میرسلیمانی بافقی


پرینت اشتراک گذاری در فیسبوک اشتراک گذاری در توییتر اشتراک گذاری در گوگل پلاس
بازدید: ۹
برچسب ها:
دیدگاه ها
ایلیا شنبه ۲۹ شهریور ۱۳۹۳ - ۹:۱۴ ب.ظ پاسخ به دیدگاه

جناب استاد امامزاده تازه ای راهمچون مرواریدی دردل کویر یافته اید؟

جواد یکشنبه ۳۰ شهریور ۱۳۹۳ - ۱:۱۰ ق.ظ پاسخ به دیدگاه

جناب آقای میرسلیمانی سلام.بنده تمام مطالب را خواندم بنده نیزازتخریب اماکن تاریخی به بهانه نوسازی رنج میبرم ولی اما به نظر شماآیامسئولین فرهنگی بافق بی اطلاعندیامیدانندوبه مانند دیگر مسئولین خاموش نشسته اند؟

ميرسليماني بافقي یکشنبه ۳۰ شهریور ۱۳۹۳ - ۱۱:۰۴ ق.ظ پاسخ به دیدگاه

سلام و درود بر شما.
متاسفانه كسي ارزش واقعي و گران اين آثار را نمي داند.خوب است اداره محترم اوقاف و ميراث فرهنگي بافق كه تا كنون هيچ واكنشي در مورد سنگهاي ظاهرا ناپيدا؛ نشان نداده اند نسبت به پيگيري موضوع اقدام و حداقل سنگ امامزاده ابراهيم را در كنار مقبره امامزاده عبدالله جاسازي و براي زيارت مردم بافق كارسازي نمايند.نمي گويم بارگاه وضريح ساخته شود ولي در معرض ديد مردم قرار گيرد تا اين امامزاده پر كرامت كه فرزند امامزاده جعفر يزد مي باشد از اين غربتي كه بافق برايش ساخته وپرداخته خارج شود ودل دوستداران خاندان عصمت وطهارت نيز شاد گردد.
در مورد سنگ مقبره قاضي مير جعفر هم شجره نامه ايشان در تابلويي نوشته ونصب گرددولي سنگ قبرشان با عنايت به اينكه قابل قيمت گذاري نيست فقط در موزه امامزاده عبدالله(ع) كه درحال ساخت است نگهداري وصيانت گردد.
با كمال احترام