لهجه شناسي بافق (3)

دسته: فرهنگی، هنری، مذهبی , مقالات
۸ دیدگاه
یکشنبه - ۲۰ مهر ۱۳۹۳

مدتي اين مثنوي تاخير شد.با پوزش از دوستان ادامه مقاله را خدمتتان ارائه مي نمايم.

 فرهنگ  به عنوان ماندگارترين شناسنامه هويتي هر مردمي  از جايگاه ويژه اي برخوردار است. شايد مهمترين و رسا ترين  متغير تشكيل دهنده فرهنگ ؛زبان و لهجه گفتاري مردم هر سرزميني است. لهجه مردم بافق  يا به قول فرهنگستان گويش بافقي  شبيه هيچيك از گويشهاي مرسوم در  استان يزد  وحتي كرمان وخراسان نيست وحتي برخي اصطلاحات زيبا و بكر همانند” تن خود سر دادن” اختصاص به اين قلمرو دارد وبس!!  اگرچه به برخي گويشهاي كرمان نزديكتر است.آنچه در پي مي آيد گويش بافقي است كه نگارنده سالياني است ياداشت كرده ام.از شما عزيزان هم كمك مي طلبم تا چنانچه كلمه اي را نياورده ام  يا اشتباه نگاشته ام به اينجانب يادآوري فرما ييد. اميد آنكه لهجه باستاني و ماندگار بافقي همچنان  جاودانه  تاريخ باقي.ماند.قبلا 62 واژه را نوشته بودم

سید محمد میر سلیمانی بافقی

رديـفگويش بافقیمعناتلفظ
63باسا/باسیدنبایست/ایستادنBas-sa
64باجوگهواره با وصل طناب به درختBajo
65بارش

 

بارانBaresh
66بارختنتمام شدن مجلسBarekh
67باد خوردنتاب خوردنBaad
68باد گرفتنغش کردنBaad
69بادارکردنمجبور و وادارکردنBadar
70بادیدپیدا کردBadeed
71بالادادنازروی متن خواندنBaladadan
72بادی شدهصفراوی شدهBadi-shode
73باد دارهتکبر دارهBad-dare
74بالشته مارهشت پای سیاهBaleshte-mar
75باچرتیدتعجب کرد/حیران شدBa-chorteed
76بادنووکهنه کردنتفریح وگردشBade-no
77باکعیب و ایرادBaak
78بامبولبهانه گیری بعد معاملهBam-bul
79برداشتش کردتحویلش گرفتBardashteshkerd
80بد پیلهسریش/مصرBadpile
81بجّهبدوBej-je
82بجمبجنب/عجله کنBe-jom
83بچه زادهنوهBach-chejezade
84بخ شدنمطلع شدنBakh shodan
85بخموقفBakhm
86برجهبپر/بلندشوBar-jeh
87برماسچربی روی ماستBare-mas
88برجه برجوبالا پایین پریدنBarje-borjo
89بلگ گرفتنمحل آبیاری را عوض کردنBalq
90بز مچنوعی سوسمارBozmoch
91بق بق واق واق سگBagh-bagh
92بی کنآغل گوسفندBikan
93بوچوچوبBuchu
94بشل بشللنگان لنگانBeshalbeshal
95بُ- وَرباورBo-bar
96بکوروقورباغهBakuru
97بل بگذارBel
98بلنبلندBolan
99بل وچِل خلBolo-chel
100بنگ صبصبح زودBonge-sob
101بنگ شوسر شب/نزدیک غروبBonge-sho
102بود شداندازه شدBood shod
103بودبه اندازه Bood
104بوززنبورZanbur
105بوونهبهانهbone
106بیلیویلی/لاابالیBeili
107بیله گروه /دستهBeile
108بیلو شونهاسنخوان پهن شانهBilu
109بوم طبپسند/باب طبعBome-tab
110   
111بهبوکدرختی خاردارBam-buk
112   
113پایهرگبار بارانPaye
114پادهپایهPade
115پاپیمواظبPapei
116پتپژمردهPet
117پتموی ژولیدهPot
118پت پت کردنپرکندن مرغPot-pot
119پتکوندننخ گردن تسبیحPat-kundan
120پتهحوالهPate
121پتی رفتزودی رفتPet-ti
122پتیلنان فطیرPateel
123پخلبرگ وساقه خشک غلف ودرختPokhal
124پختهفاختهPokhte
125پخی نیسشخص مهمی نیستPokhi
126پچقپهن شدهPachakh
127پچلکثیفPachol
128پرسه گرفتنمجلس ختم گرفتنPorse
129پرپوچبیهودهParpuch
130پرنپیراهنPe-ran
131پرز ا گوش بکشقطع امید کنPorz –a-gush
132پرواته؟حوصله داری؟Par-vate
133پرهبرگ زردآلوPare
134پریروقیل از دیروزpariru
135پسا گرفتنتهیه دیدنPas-sa
136پسکیوارونه/عوضیPasaki
137پسیمپسین/عصرPasim
138پس موییکلیپس موPasmooee
139پس بارونوارونهPas-baroon
140پشتی کردنحمایت Poshti
141پپهبیسکویتPa-pe
142پلپتاآتیش به جونPal-pata
143پلتهفتیلهPel-te
144پلیسیدنسوزاندن کله پاچه گوسفندPolisidan
145پففوتPof
146پفتالخس وخاشاک روی آبPaf-tal
147پورپورریزریز شدهPur-pur
148پوزآب بینی/نوعی چکمهPuz
149پوزه باددم باد/معرض بادPuze
150پق پهنPagh
151پول نوتاسکناسNut
152پیچو بچهگهواره بچهPichu
153پیکووشگونPeeku
154پیره زالپیره زنpeerezal
155پیرزادهنوه دختریPeerzade
156پناپنهان/پوشیدهPana
157پنگلپنجه دستPangol
158پنپهنPan
159   

   


پرینت اشتراک گذاری در فیسبوک اشتراک گذاری در توییتر اشتراک گذاری در گوگل پلاس
بازدید: ۸
برچسب ها:
دیدگاه ها
عسکری یکشنبه ۲۰ مهر ۱۳۹۳ - ۸:۰۰ ق.ظ پاسخ به دیدگاه

ممنون از جناب سلیمانی؛ البته «پخته» به معنی «فاخته» نیست، بلکه به معنی «یاکریم» است.

علیو پسرابقاسم یکشنبه ۲۰ مهر ۱۳۹۳ - ۳:۰۳ ب.ظ پاسخ به دیدگاه

جناب آقا کلمه پت وپت را ننوشتی میشه موهای زائد بدن

مهرگان یکشنبه ۲۰ مهر ۱۳۹۳ - ۸:۰۰ ب.ظ پاسخ به دیدگاه

با سپاس فراوان از استاد میرسلیمانی
همانگونه که فرموده اید پخته همان فاخته است و یا کریم که دوست بزرگوار فرموده اند تنها در بین تهرانی ها به فاخته گفته می شود

علی چهارشنبه ۲۳ مهر ۱۳۹۳ - ۱۱:۳۶ ب.ظ پاسخ به دیدگاه

دوست عزیزم همینکه به این مهم اهتمام ورزیدی جای تشکر دارد اما تن خود سر دادن در گویش یزد متداول بوده است از افراد بالای 60 سال بپرسید. دوم اینکه یا شما گویش کرمانی را نمی شناسید که فکر می کنید به کرمان نزدیک است و یا اصلا با گویشهای دیگر در استان آشنا نیستید. برای بنده جالب است بافقی ها یک اخلاق خاص دارند فکر می کنند با تمام جهان متفاوت هستند. اغلب غد و خودخواهی بی دلیلی دارند و جالب است حکم های محکمی می دهند و اگر یک نفر بفرض سالمند باشد می گویند سالمندترین انسان جهان در بافق! صفر و صد هستند طرفشان یا دجال دجال است یا معصوم معصوم. خاکستری وجود ندارد. برای همین این نکته در نوشته هایشان هم به چشم می خورد. البته قصد توهینی ندارم و رفتار شناسی است و بنده کارشناسی ارشد در زمینه زبانشناسی دارم در خصوص گویشهای یزد هم تحقیق کرد ه ام خواهش می کنم این کلمات را به یزدی ها میبدی ها اردکانی ها و سایر نقاط یزد نشان دهید قول می دهم 97 درصد آن در جاهای دیگر رایج باشد. اگر لهجه عقدا، نایین انارک و دو سه جای منحصر بفرد باستانی را می گفتید می گفتم درست می گید که دلایلی دارد.بنده حدود هزار و سیصد کلمه گویش استان یزد را موفق به تدوین و ریشه یابی کرده ام و کلمات شما اگر می گفتید به شیرازی نزدیکتر است باورکردنی تر بود تا بگویید کرمان! مثلا پکیده را شیرازی ها و یزدیها بکار می برند یا پشفته که مشترک است اما کرمانی ها می گویند تره شو که منظور همان ترشح است یعنی پشفته. خواهشا تحقیق بیشتری نموده و بدون پژوهش حرفی را نزنید. باز هم از زحمتهای شما متشکریم

حمیدرضا رنجبر شنبه ۲۶ مهر ۱۳۹۳ - ۱۱:۲۶ ق.ظ پاسخ به دیدگاه

با سلام
جناب آقای “علی”
شما که تحصیل کرده اید و صاحب نظر چرا بدون نام اظهار نظر می کنید اگر شهامت دفاع از نظریات خود را دارید.
برای حقیر جای سوال است .

میرسلیمانی بافقی جمعه ۲ آبان ۱۳۹۳ - ۵:۲۷ ب.ظ پاسخ به دیدگاه

جناب علی آقای دروغگو و منافق

1- از محتوای نوشته هان متوجه شدم که اصلا نم سواد ندارید چه برسد به اینکه زبانشناسی خوانده باشید. علی آقای بیسواد بکار بردن تنوین بر روی کلماتی که اصالتا فارسی است خلاف مقررات ادبی و نوشتاری است شما چطور زبانشناسی خوانده اید که الفبای ویراستاری کلمات را بلد نیستید؟؟این می رساند که صرفا برای ان قلت درآوردن و نیش زدن امده اید لذا بنده با پورش از خوانندگان عزیز و فرهیختگان بافقی پاسختان را با تندی دادم تا هر بیسوادی نخواهد برای تحقیقات میدانی ودانشگاهی اظهار فضل نماید.
2- همین که شما در لباسدروغین دوست آمده و مطالب را خوانده اید خوشحالم و قسمت دیگر مطلبتان را پاسخ می دهم.
بنده تمام واژه های فارسی را با لهجه رفسنجانی وزرندی و خرمدشتی و نیز یزدی در اختیار داشته وبا مقایسه آنها اظهار نظر کرده ام وچنانچه همایشی با حضور اساتید وعلاقمندان برگزار شود حضورا نظرم را به اثبات خواهم رساند.
بنده نوشتم لهجه شناسی بافق حال اگر هم کلمه ای در بافق و میبد بقول شما مشترک بود باید از لهجه بافق حذف نمود؟؟؟مگر بنده لهجه شهرهای نام برده را نوشته ام که می نویسید در فلان شهر هم وجود دارد!!!
3- باز هم می گویم لهجه بافقی با تمامی لهجه های اطراف مخصوصا شهرهای استان یزد تفاوت ساختاری دارد و متنوع ار آنهاست و کاملا قابل اثبات است!!!.خوب است مطالعه نداشته تان را بیشتر کنیدو کلمات شهرهای نام برده را برای فهم بیشتر ضبط کرده گوش داده و سپس مقایسه کنید تا بهتر بفهمید و چرت وپرت ننویسید.پسر خوب کجا کلمات بافقی را سایر شهرهای استان بالای 97 درصد یکسان بر زبان جاری می سازند؟؟؟؟!!!!!!فکر می کنم شمای زبانشناس کلمه شناسی را با لهجه شناسی قاطی کرده اید وگرنه باید به حال دانشگاهی که چنین زبانشناس بیسوادی را تحویل جامعه داده گریست…….
4- امثال تن خود سردادن را خود شما هم نوشته اید که از بالای 60 ساله ها در یزد بپرسیم!!!پس الان بکار نمی رود ولی در بافق هم اکنون هم جنبه کاربردی دارد و زیاد می شنوید.
5- آقای سفسطه باز بیسواد و دروغگو چرا از کلماتی که بنده اصلا نیاورده ام برای مغلطه بازی بهره برده اید؟؟بنده کی کلمات پشفته یا پکیده را ذکر کرده ام؟؟؟بله اینها را بقیه جاها با همین تلفظ بافقی ها می گویند و مشترک است لذا نیاورده ام.
6- لطفا نامتان و نام دانشگاهتان را کامل بنویسیدتا ببینم این چه دانشگاهی است که در حال خیانت به ادبیات و فرهنگ این کشور است.
با احترام

حسن نصیرزاده بافقی دوشنبه ۱۲ آبان ۱۳۹۳ - ۱:۳۳ ب.ظ پاسخ به دیدگاه

از حسن نیت شما سپاسگزارم-دست شما درد نکند

محمد جمعه ۱۲ آذر ۱۳۹۵ - ۵:۱۵ ب.ظ پاسخ به دیدگاه

سلام من یه بافقی هستم .هیچ یک از بافقی ها فکر نمی کنند که باهمهی جهان متفاوت اند علی اقای دروغ گو