چرا باران نمی بارد؟

دسته: مقالات
۱۱ دیدگاه
یکشنبه - ۲۰ مهر ۱۳۹۳

image_92515

مدتی است موضوعی، گوشه فکر برخی از مسئولین استانی و کشوری را فرا گرفته است و دغدغه ای به مشغله هایشان افزوده است و آن کاهش نزولات جوی، کمبود آب و تهدید خشکسالی است که البته بحثی کاملا جدی و معظلی فراگیر است. مشکل کجاست و راهکار چیست؟ هرکدام از ما به نوعی آن را لمس نموده ایم و با تیترهای خبری آن در روزنامه ها و سایت ها مواجه شده ایم . “وضعیت آب یزد در نقطه خطر قرار گرفته است.”بحران آب یزد جدی است.”ایران به زودی با بحران آب مواجه می شود.” هر مقامی با توجه به جایگاه شغلی و مسئولیت خود نظراتی مطرح و راهکارهایی را ارائه داده است. یکی معتقد است :” برداشت بی رویه آب، بالا بودن مصرف در بخش کشاورزی و افزایش مصرف خانوارها باعث بروز کم آبی شده است.” دیگری می گوید: “ما در يك منطقه اي با اقليم خشك و منابع آبي كم زندگي ميكنيم بنابر اين بايد صرفه جويي را امري ضروري بدانيم.” آن یکی توپ را به زمین دولت می اندازد که: “دولت بايد براي مسئله كمبود آب در يزد تدبيري اساسي بيانديشد و اگر لازم است باید با صرف هزینه و وقت زیاد، این مشکل رفع شود.”جیره بندی آب، انتقال آب از کشورهای همسایه به ایران، مهاجرت استانی، افزایش آب بهای مصرفی و … از دیگر فرمول های ارائه شده در کشور ما بوده است.

با خود فکر می کنم اگر در کشور دیگری غیر از ایران اسلامی ، این معظل و به نوعی بحران پیش آمده بود چه راهکارهای برون رفتی مطرح می شد؟ چه سیاست و چه دستورالعمل هایی ارائه می شد؟

یکی از نقص های مبنایی در کشور ما این است که در مبانی، نظریه پردازی و مباحث تئوری سعی می کنیم از گنجهای در اختیار خود یعنی قرآن و عترت (ع) به نوعی بهره برداری کنیم لیکن وقتی پای در میدان عمل می گذاریم همین مقدار کم معیارها و رفتارهای خدایی و اهلبیتی نیز رنگ می بازد و این در نگاه کلان به سیاست، اقتصاد، فرهنگ و غیره بیشتر به چشم می آید. اگر قرآن که آیینه تمام نمای اسلام است لب به سخن باز کند چه می فرماید؟ اگر یک رسول الهی در جمع ما حضور یابد چه راهکاری را ارائه می نماید؟

هود(ع) قومش را اینگونه نصیحت می کند : وَیَا قَوْمِ اسْتَغْفِرُواْ رَبَّکُمْ ثُمَّ تُوبُواْ إِلَیْهِ یُرْسِلِ السَّمَاء عَلَیْکُم مِّدْرَارًا …(52 هودع) . ای قوم! از پروردگارتان آمرزش بخواهید و به سوی او بازگردید ، اینگونه خداوند ابرهای پرباران به سویتان می فرستد.

نوح (ع) ، این رسول اولی العزم خداوند نیز در مواجهه با قومش می فرماید : فَقُلْتُ اسْتَغْفِرُوا رَبَّكُمْ إِنَّهُ كَانَ غَفَّارًا ؛ يُرْسِلِ السَّمَاءَ عَلَيْكُمْ مِدْرَارًا و … (10و11 نوح ع ) و گفتم: از پروردگارتان،آمرزش بخواهید که او بسیار آمرزنده است،ابرهای پر باران برای شما می فرستد،تا باران های سودمند بر شما فرو ریزند و شما را با اموال و پیروانی یاری می کند و بوستان های انبوه، از درختان، برای شما پدید می آورد و جویبارهایی، برایتان، قرار می دهد.

 نوح و هود(ع) از یک رفتار الهی صحبت می کنند و مسیری را مشخص می نمایند. عجیب که رسولان الهی مقدمه بارش رحمت الهی را طلب غفران از قصور و کوتاهی و گناهان و بازگشت حقیقی به سمت خداوند می دانند. این آیات نظر خداست و نه رای و نظر این و آن . با این نگاه دلیل قرآنی خشکسالی ها و کمبود آب و کاهش نزولات جوی چیست؟

آیا کسی نیست که خدایی ببیند، خدایی تبیین کند و خدایی راهکار بدهد؟ چرا در یک جامعه توحیدی همه راهکارها و فرمول ها بیان می شود الا راه توحیدی؟ نکند با خودمان، جامعه و مردم رودربایستی داریم و با خدای خود نه؟! نکند اگر بگوییم : دلیل اصلی بسته بودن درهای آسمان و کم آبی زمین ، گناه ما و بندگان خداست؛ دیگران جور دیگری به ما نگاه می کنند و به سخنمان پوزخندی می زنند؟ اگر در جلسه ستاد بحران یا جلسه شورای اداری ، مردی بلند شود و بگوید راهکار این است که به مردم بگوییم بیایید گناه نکنیم ؛ جلسه بعد آن مرد دعوت نمی شود؟!

البته دو نکته را باید یادآور شد ؛ یکی اینکه شاید این سوال مطرح شود که برخی از جوامع غیرالهی و کافر نیز هستند که در آن بیشترین بارش ها صورت می گیرد و این موضوع نتایج این آیات را زیر سوال می برد. اگر به صورت اجمال بخواهیم جواب بدهیم اینکه سنت و رفتار خداوند متعال در جامعه مومنین و مسلمان با سایر جوامع متفاوت است و این حاکی از دوگونه رفتارخدایی در دو نوع اجتماع است. اگر ما خدایی خدا و قرآن او را قبول داریم ، مکانیزم و نوع منش خداوند با ما طبق همین معیارها و فرمول های قرآنی است. نکته دیگر اینکه با این نگاه قرآنی کسی نمی خواهد منکر راهکارهای مدیریتی و تذکرات منصفانه مسئولین و یا دعوت به صرفه جویی بشود لیکن آیا به حقیقت این امور در مقابل رحمت واسعه الهی خرد و ناچیز نیست؟ آیا اگر به واسطه مغفرت و لطف و رحمت خداوند ، چند سال نزولات جوی افزایش یابد و باران رحمت الهی بر این زمین تشنه بیارد دیگر کسی به فکر جیره بندی و افزایش آب بها و … می افتد؟ آیا اصلا عدم بارش باران از جانب خداوند دلیل و حکمتی دارد؟ شیعه معتقد است که تمام امورات یک سال آینده اعم از تولد و موت و رزق و حتی تعداد قطرات بارانی که قرار است نازل شود توسط خلیفه خدا از جانب خداوند در شب قدر تقدیر و امضاء می شود ؛ آیا این مقدرات حکمتی نیز دارند و یا…؟ اگر بخشی از اینها بند به اعمال و رفتار بندگان و در گرو استغفار و توبه خلایق است؛ آیا ما وظیفه ای نداریم؟

گناهان کبیره که بماند. شرک و قتل و زنا و ربا و غیبت و دروغ و تهمت و… بماند. وقتی به روایت امام سجاد(ع) نگاه می کنم و ظلم بر دیگران ، از دست دادن عادت به کار خیر ، کفران نعمت ، ترک شکر ، ترک نماز در وقتش ، ترک صله رحم ، قمار ، مزاحهای بیهوده ، ترک امربه معروف ، علنی کردن گناه ، اسراف ، کم صبری، تنبلی و… را هم در لیست گناهان می یابم؛ در می مانم که از کدام گناهم استغفار کنم و چگونه به سوی خدایم توبه کنم؟تنها یک راه مانده است.

خدایا! از اینکه قبل از ورود به دنیا عهد و میثاق تو را لبیک گفته ام ولی اکنون امامان و اولیاء تو را تنها گذاشته ام، استغفار می کنم. از اینکه در اصلاح اموراتم به دست تو به بندگان تو نیز رو می کنم ، استغفار می کنم. از اینکه حرام تو را حلال و حلال تو را حرام کرده ام طلب بخشش می کنم.

خدایا! از اینکه به جای رجوع به قرآنت و کلام عترتت ، مشغول مجازها و فضاهای مجازی شده ام ، استغفار می کنم. ببخش که قرآنت را محجور و اهل بیتت را غریب رها کرده ام.

خدایا! از اینکه هرجا کارم گیر می کند با توجیه های مختلف به رشوه و زیرمیزی و هدیه رو می آورم، استغفار می کنم. از اینکه با اختلاس و رانت و هزار کوفت و زهزماری دیگر دل تو را و پیامبر تو را می آزارم استغفار می کنم. از اینکه درهای پشت بام منزلم را به روی ورود هرگونه صادرات غربی و شرقی باز کرده ام استغفار می کنم. ببخش مرا از اینکه پای بیرق ثارالله سینه می زنم ولی به خونهای ریخته شده انقلاب اسلامی اعتنایی ندارم. خدایا! از اینکه اخلاق و منش رسول رحمت تو را کنار گذاشته ام و اخلاق طاغوتی و نفسانی خود را در پیش گرفته ام مرا ببخش. مرا ببخش که فکرم مصلحانه نیست، قلبم رئوف نیست، رویم خوش و کلامم نرم و لطیف نیست. ببخش که وجود نورانی و فطری ام را با کبر و غرور و خشم آلوده کرده ام.ببخش که در برخورد با بنگان تو مدارا نمی کنم و صبور نیستم.ببخش.

خدایا! از اینکه غیرتم را به بهای اندکی به حراج گذاشته ام ، استغفار می کنم. خدای من! ببخش مرا از اینکه مادرم چادری، همسرم مانتویی و دخترم …! ببخش از اینکه در بانکداری اسلامی به نام تو جنگ با تو را به راه انداخته ام. ببخش از اینکه آهنگ حرام غنا را و تصاویر آتشین و زشت را به زندگی ام راه داده ام. ببخش از اینکه آنچه را مایحتاج مردم است را انبار می کنم تا در فرصتی مغتنم آنرا عرضه کنم . ببخش مرا از اینکه می خواهم شکم خود و خانواده ام را سیر کنم اگر چه آن شبهه ناک باشد، اگر چه حرام تو باشد. ببخش از اینکه در فضای آرامش و امنیت کشورم زندگی می کنم ولی به هر صورت که از دستم بر بیاید زندگی را برای دیگران تنگ می کنم. ببخش مرا اگر سخن هادیان دینت را به سخره می گیرم و حرف و حدیث دشمنانت را حقیقت می پندارم. ببخش که دختر و پسرم را به امان تو رها کرده ام و در کوچک ترین گرفتاری که دامن گیرم می شود تو را و دینت را مقصر می دانم. ببخش از اینکه خوبی می کنم و به یاد دارم و گناه می کنم و از خاطر می برم. ببخش از اینکه…

وای! که چقدر گناهانم زیاد است و فرصتم کم. خدایا! به امامانم ببخش و  به سوی خودت پذیرا باش.آمین.

محمد حسین فیاض


پرینت اشتراک گذاری در فیسبوک اشتراک گذاری در توییتر اشتراک گذاری در گوگل پلاس
بازدید: ۶
برچسب ها:
دیدگاه ها
محسن5 یکشنبه ۲۰ مهر ۱۳۹۳ - ۱۱:۱۰ ق.ظ پاسخ به دیدگاه

جالب بود.اما امان از شیطان

بافقی یکشنبه ۲۰ مهر ۱۳۹۳ - ۱۱:۲۴ ق.ظ پاسخ به دیدگاه

آقای فیاض به نکات جالبی اشاره کردید و فکر کنم اولین مقاله ای جدی شما باشه البته مقالات قبلی شما زیاد پایینی نبود

bi gbm یکشنبه ۲۰ مهر ۱۳۹۳ - ۱۱:۵۹ ق.ظ پاسخ به دیدگاه

سلام اخ که دلم واسه این مطلب چقدر تنگ شده بود هی میگشتم
پیدا نمی کردم واقعیتی که همه کتمان می کنند چقدر به دوستان می گفتم مشکل کم آبی به خاطر خودمون به خاطر ظلم و ستم و آه مظلوم و به خاطر بی عدالتی به خاطر اون صدا هایی که حق خودشون و شهر میخواستند ولی چیزی دیگر پایشان نوشتند و همه جور انگی بهشون زدند و برای اینکه صداشون به جای جایش نرسد……..آفای فیاض ما این مسایل را در شهر بافق دیدیم و با خود گفتیم اگر از آسمان سنگ ببارد سخن گزافه ای نگفته ایم
لطف حق با تو مدارها کند
چون که از حد بگذرد رسوا کند
چقدر دلم میخواست بنویسم ولی میبنم نه هنوز مردم در خواب زمستانی هستند
خدا ما که بنده رو سیاهت هستیم ولی جود و کرمت و رحمتت امید ماست
خدا ببخشمون
لطفا اگر میشه این مطلب داخل جراید کثیرالنتشار هم بگذارید
بهشون زدند

بانوی خسته یکشنبه ۲۰ مهر ۱۳۹۳ - ۱:۳۷ ب.ظ پاسخ به دیدگاه

بخدا یادم است یکی از اشنایان ما تصادف وحشتناکی کرده بود تاقبلش همیشه دنبال بی بندوباری بود اما موقع تصادفش یادش بخدا وائمه افتاد وشفا گرفت واین تجربه ای بود که اون از زمین تا آسمان فرق کرده خداروشکرمیکنم که سلامتیشو بدست آورد اگر همه ما توجه مون بخدا که خیلی کمرنگ شده بیشترشود مطمنا دیگه صحبت از بی آبی نمیزنیم. اقای فیاض برادر گرامی بابت نوشته هاتون دست مریضا. دور و زمونه عجیب شده مردو زن و نمیشه تشخیص داد استغفرالله .

مجید یکشنبه ۲۰ مهر ۱۳۹۳ - ۹:۲۹ ب.ظ پاسخ به دیدگاه

الحمد لله رب العالمین
خدایا شکرت که مطلبی که بوی خدایی میدهد و اصل مطلب است نوشته شد
با تشکر از آقای فیاض

یک دلسوز دوشنبه ۲۱ مهر ۱۳۹۳ - ۷:۱۵ ق.ظ پاسخ به دیدگاه

سلام
واقعا همین است . گناهان کبیره و صغیره . کم کاری ها . فرار از انجام کار و هزاران عیب دیگر که خیلی از جوامع غربی هم انجام نمی دهند . کجای دنیا وام 25 درصد به بالا می دهند . کشورهای اروپایی وام بیش از دو درصد سود ندارند.کجای دنیا قیمت ها را ساعت به ساعت بالا می برند . و هزاران عیب دیگر
ما مسلمانان خودمون را مانند کرم ابریشم در پیله کرده ایم و …

پیر دانای همدان دوشنبه ۲۱ مهر ۱۳۹۳ - ۱:۱۳ ب.ظ پاسخ به دیدگاه

دستتان درد نکند شعبه دوم کلید اسرار افتتاح شد
اگر چه حکمت الهی و قدرت قادر متعال هر انچه بخواهد می شود . ولی عزیزان هر شهر و کشوری بنا بر شرایط اقلیمی و جوی باید مبادرت به تولیدات محصولات کشاورزی کند . چه علتی دارد که ما که در کویر لوت زندگی می کنیم بیش از صد ها هکتار زمین را زیر کشت پسته ببریم . در باغ چهار دیواری خود حفر چاه مخفیانه بکنیم و وووصدها روش نابودی دیگر منابع .که همگان میدانند . شک ندارم که الان نقش انسان و بشر در نابودی حیات از اراده خدای متعال بالاتر رفته .رفته . قطعا اگر مطالعه کنیم می بینیم .خیلی از کشورها صنعت توریست و و صنعت های دیگر را جزو منابع در امدی خود قرار دادند نه کشاورزی را و نابودی حیات.
تشکر بابت مطلب زیباتون غرض بنده نفی صحبت شما عزیز نیست

آشنای غریبه یکشنبه ۲۷ مهر ۱۳۹۳ - ۴:۴۳ ب.ظ پاسخ به دیدگاه

سلام
یادمه سال قبل هم یک نفر در این زمینه مطلب نوشته بود ولی بیشتر دوستان خصوصا برخی معروفین این سایت بدجور علیه اون جبهه گیری کردند و در وبلاگشون هم علیه اون مطلب، مطلب نوشتند
چی شده ایندفعه خبری از اونا نیست؟
شلید هم حس همکار بودنشون گل کرده
ولی از آقای فیاض بابت توجه دادن به این مساله متشکرم
کاش همه باور داشته باشند

سلام دوشنبه ۲۸ مهر ۱۳۹۳ - ۱۲:۴۳ ب.ظ پاسخ به دیدگاه

دوست عزیز چرا ما اشتباهات وبی رویه مصرف کردن ها را با ادله عجیب وغریب به خداوند نسبت می دهیم دوست عزیز خداوند فرموده ما سرنوشت هیچ قومی را تغییر نمی دهیم مگر انکه خود بخواهند وقتی شما بی رویه مصرف کرده ای واگر صبح در کوچه ها یشهر قدم بزنی میبینی خانم با شیلنگ آب درب خانه اش را می شوید ویا من وشما باشیلنگ آب ماشین وفرش هایمان رابرای اینکه پول ندهیم می شوییم اینها هیچ ربطی به خداوند وگناه شما ندارد دوست من باید درست مصرف کنیم وقتی در شهر ک.یری مانند بافق بجای کاشت محصولات کم اب گندم جو یا علوفه ویا پسته می کاریم مقصر من شما واداره کشاورزی وابخیزداری است که درست مدیریت نمیکند پس بجای توجیه اعمال وارتباط دادن به ماوراءوخود را بی تقصیر کردن کمی بیندیشم ودرست مصرف کنیم

پیر دانای همدان سه شنبه ۲۹ مهر ۱۳۹۳ - ۱۲:۲۷ ق.ظ پاسخ به دیدگاه

کلید اسرار
کلید اسرار
کلید اسرا
کلید اسرا
پدیده ال نی نو
کلید اسرار

تو خود بخوان مفصل از این مجمل

ناشناس پنج شنبه ۲۸ بهمن ۱۳۹۵ - ۱۰:۵۱ ب.ظ پاسخ به دیدگاه

به خدا همش درسته خدایا ازسرتقصیرگناهانمون بگذر و رحمت الهی برما عطافرما