پنجره فرصت ها کوچک است و بزودی بسته خواهد شد

دسته: علمی - پزشکی
یک دیدگاه
دوشنبه - ۲۸ مهر ۱۳۹۳

1000 روز اول:

پنجره فرصت ها کوچک است و  بزودی بسته خواهد شد

بزرگ كردن نسلي از كودكان سالم كه در آينده ويژگيها، ارزشها و هويت كشور را نگه دارند و از توانمندي‌هاي فكري خود براي پيشرفت كشور خود در جامعة جهاني استفاده كنند، وظيفه و مسؤليت جمعيت بزرگسال كشور است. بنابراين، مشاركت جامعه در تضمين اينكه هر كودكي فرصت داشته باشد كه همة امكانات بالقوة خود را تحقق بخشد، اهميتي حياتي دارد.

شواهد حيطه هاي فيزيولوژي، تغذيه، سلامت، جامعه شناسي، روان شناسي و آموزشي همگي دلالت برنقش حياتي سال هاي ابتدايي زندگي در ايجاد شخصيت، قواي عقلاني و رفتارهاي اجتماعي دارند. كودكان با ظرفيت هاي رواني، اجتماعي و جسمي متفاوت متولد مي شوند كه اين ظرفيت ها به آنها اجازه مي دهد كه با ديگران ارتباط برقرار نمايند، بياموزند و تكامل يابند. اگر اين ظرفيت ها شناخته نشوند و مورد حمايت قرار نگيرند، به جاي شكوفا شدن، پژمرده شده و از بين خواهند رفت. اگر مغز خوب تكامل يابد، پتانسيل يادگيري افزايش و احتمال شكست تحصيلي و نيز شكست در زندگي كاهش مي يابد. موفقيت تحصيلي كودك در سال هاي مدرسه، مشاركت كودك در اجتماع و نيز مشاركت وي در اجتماع در زمان بزرگسالي، همگي بستگي به ساختارهاي ايجاد شده در طي سال هاي ابتدايي زندگي دارند. در نخستين لحظات ، ماه ها ، و سالهاي اول زندگي ، هر لمس ، حركت ، و ابزار علايم عاطفي در زندگي يك كودك ، در مغز او به شكل انفجاري از فعاليت هاي الكتريكي و شيميايي در مي آيد ، زيرا در آن سنين ميلياردها سلول مغزي درحال سازمان دهي شبكه هايي هستند كه مستلزم وقوع ميلياردها ميليارد  سيناپس(روابط ميان سلول هاي مغز و اعصاب) است.اين اتصالها معجزه هاي بدن آدمي هستندو در شكل گيري آنها ژن ها و وقايع سال هاي نخست زندگي تاثير عمده‌اي دارند.

انواع تجربه ها بر چگونگي تكامل مغزهاي جوان تاثير مي گذارند اما در اين راه هيچ چيز مهم تر از مراقبت و تغذيه مناسب در سالهاي نخست زندگي نيست.

قابليت شكل گيري مغز در سال هاي نخستين كودكي بدين معناست كه چنانچه كودكان مراقبت مورد نيازشان را دريافت نكنند يا گرسنگي بكشند و يا مورد ستم يا بي توجهي قرار گيرند ، رشد مغزشان ممكن است به خطر بيفتد.اثرات آنچه در دوره قبل از تولد يا در طول نخستين ماه ها و سال هاي زندگي كودك روي مي دهد ، مي تواند در تمام طول عمر ادامه يابد. همه عوامل كليدي ذهنيت عاطفي – از قبيل اعتماد ، كنجكاوي , هدفمندي ، خويشتن داري ، حفظ رابطه ، ظرفيت برقراري ارتباط با ديگران و برخوردار بودن از روح همكاري – يعني عواملي كه تعيين مي كنند كه كودك چگونه در مدرسه درس ياد بگيرد و چه طور در آنجا و به طور كلي در زندگي با ديگران ارتباط برقرار سازد ، بستگي به نوع مراقبت هاي نخستيني دارند كه او از پدر و مادر ، آموزگاران دوره پيش دبستاني و مددكاران دريافت كند. البته براي كودكان هيچ وقت دير نيست كه تندرستي و بالندگي خود را بهبود بخشند ، مهارت هاي تازه بياموزند ، بر ترس هاي خود غلبه كنند ، يا باورهاي شان را تغيير دهند اما – چنانكه غالبا نيز اتفاق مي افتد – وقتي كه كودكان از “سر آغازي ” درست و بايسته برخوردار نشده باشند ، هرگز از عهده جبران آثار كوتاهي هايي كه در حق آنها شده است بر نمي آيند يا به شكوفا كردن كامل استعدادهاي خود نايل نمي شوند.

تئوری تکامل:

  • تكامل مغز
  • مغز  در دوران ابتداي كودكي بالفعل کم و بالقوه بسیار بالایی دارد.
  • سلول های عصبی برای افزایش توانمندی مغز ناگزیر از ارتباط با یکدیگر(سیناپس) هستند.
  • مغز نوزاد انسان در بدو تولد به طور متوسط دارای100 میلیارد  سلول عصبی است.
  • هر سلول عصبی به طور بالقوه می تواند با 15000 سلول دیگر ارتباط برقرار کند.
    هرچه تعداد این ارتباطها (سیناپس)بیشتر باشد، مغز توانمند تر و کودک از عملکرد بهتری برخوردار خواهد بود.

محرکهای متعدد محیطی از قبیل مراقبت تکاملی، تغذیه مناسب، مراقبت کافی در برابر سوانح و حوادث این دوران و…، آموزشهای مناسب این سنین به والدین، مراقبین و کودکان و…… بر این فرایند تاثیر گذارند

 

 

طیبه عسکری

دفتر سلامت جمعیت و خانواده وزارت بهداشت و درمان و آموزش پزشکی


پرینت اشتراک گذاری در فیسبوک اشتراک گذاری در توییتر اشتراک گذاری در گوگل پلاس
بازدید: ۲
برچسب ها:
دیدگاه ها
بابا نظر سه شنبه ۲۹ مهر ۱۳۹۳ - ۸:۲۱ ق.ظ پاسخ به دیدگاه

زیبا بود استفاده کردیم