چغارت؛ بافق را بچه پولدار کرده است؟

دسته: مقالات
۱۵ دیدگاه
سه شنبه - ۶ آبان ۱۳۹۳

porfala

“بچه پولدارها، قدر پول خود را نمی دانند.” “در اقتصاد متکی به منابع زیرزمینی، هیچ نیازی به شناسایی، جذب و فعالیت نخبگان احساس نخواهد شد.”اینها بخشی از سخنان هفته قبل آیت الله خامنه ای است که به طرز عجیبی با وضع بافق، همخوانی دارد.

پرسش من در این مقال این است که آیا معدن آهن چغارت در 40 سال گذشته، ما را به بچه پولداری تبدیل کرده که قدر ثروت و پول خود را ندانسته ایم و با گشاده دستی در خام فروشی، کار خودمان را به جایی رسانده ایم که الان حسرت رشد و توسعه همسایگانمان را می خوریم؟

معدن سنگ آهن چغارت، چهره فقیرانه بافق را دگرگون کرد. در دل کویر که هیچ نشانی از سخاوت آسمان در باریدن و هیچ نشانی از باروری زمین در رویاندن و ایجاد درآمد برای مردم نبود، کشف و استخراج معدن، به مثابه پیدا کردن یک گنج باارزش بود. در حالیکه در اوایل دهه 40 خورشیدی شغل پایداری در بافق نبود، در دهه 50 از اطراف و اکناف ایران نیروی کار به این شهر سرازیر شد. بوی پول به مشام همه رسیده بود. صدها کارگر و تکنسین و مهندس از استان یزد و سایر استانها و حتی چند کشور مختلف به بافق آمدند و ساکن شدند. شهرکی هم برای زیست و زندگی آنان ساخته شد. کم کم چغارت، ما را بچه پولدار کرد. بچه هایی که قدر ثروت خود را ندانستند.

با اتکا به این پول بادآورده، حالا دیگر کسی حاضر نیست کاری سخت اما خلاقانه انجام دهد. آرزوی پسرها این است که کارگر و کارمند و نگهبان شرکت سنگ آهن شوند و همین راحت طلبی، داد معلمان و دبیرانشان را درآورده است.

دبیری می گفت: وقتی سر کلاس از بی رغبتی دانش آموزان به درس عصبانی شده بودم و از ارزش علم و عالم برایشان سخن ها گفتم، یکی بلند شد و گفت: آقا شما با کسوت معلمی تان چند حقوق می گیرید و وقتی مبلغ حقوقم را بازگو کردم، گفت: کسی را می شناسم (و نام هم برد) که در شرکت سنگ آهن پنج برابر مبلغ  حقوق من، دستمزد می گرفت.

من کارگاه نجاریی را می شناسم که کارگرانش به هوس پول راحت و نسبتاً زیاد سنگ آهن، کار در نجاری را رها کرده اند. حالا وضع بافق به آنجا رسیده که کارگر ساختمانی در آن کمیاب است.

چغارت، بچه پولدارهایش را بدعادت کرده است. شهردار بافق می گوید: پیمانکاران بافقی کاری را که در شهرهای دیگر مثلاً 15 روزه تحویل می دهند در اینجا  45 روزه تمام می کنند. چغارت، 40 سال بچه پولدارهایش را از اندیشیدن به صنایع جوار معدنی دور ساخت. چهل سال سنگ آهن را خام خام به سرزمین همسایه ی پرمدعا و پرفیس و افاده امان روانه کردیم و یکبار از خود نپرسیدیم از پس این روزهای خوش، چه می خواهیم بکنیم؟ حالا آنها صاحب ذوب آهن و فولاد شده اند و ما همچنان تکه سنگمان را بدست گرفته و خروار خروار ناز می کشیم و ادا می خریم.

چغارت، یا نخبگان ما را رماند یا نخبگی را از ما گرفت. چغارت با همه سخاوتش و با همه گشاده دستیش و با همه دارائیهایی که به ما بخشید، به علت ندانم کاری و آسان خوری و راحت خواهی فرزندان بافق، موفق نشد توسعه و پیشرفت را به بچه های این شهر بچشاند.  چغارت، ما را بچه پولدار کرد. بچه ای که آتش در خرمن ثروت خویش کشید.


پرینت اشتراک گذاری در فیسبوک اشتراک گذاری در توییتر اشتراک گذاری در گوگل پلاس
بازدید: ۱
برچسب ها:
دیدگاه ها
bi gbm سه شنبه ۶ آبان ۱۳۹۳ - ۲:۱۰ ب.ظ پاسخ به دیدگاه

سلام آقای پور فلاح ضمن تشکر از مقاله تان با نظر شما صد در صد مخالفم تحلیل شما اشتباه است مبنای فکری شما را نمی دانم بر چه اساسی است .اگر به چشم اندازی که در گذشته برای بافق دیده شده بود را اگر اجرا کرده بودند الانه این وضع ما نبود منطقه آزاد تجاری رفت سیرجان ،بندر خشک را بردند مهریز،گاز بردن شهر ها بد ن پتانسیل،جاده نکشیدند، از شما بعید بود با این تجربه این مطلب را بنویسید الان اردکان کارخانه فولاد و گندله و کنستانتره نداره آیا کارخانه ای دیگری دارد به جز شیشه که آن هم……اتیش میگیرم این استنباط ها را می خوانم معدن فرصتی بود
که فدای زیاده خواهی ها و خود نگری ها و جناح بازیها شد که در دوره هر کس تکه ای را بر گرفتند و رفتند .ای خدا با چه زبانی بگیم بابا الانه بافق به خاطر مافیا فولاد ،منطقه گرایی،انگ زدن به مردم بیش از حد خوب بافق هست .بودجه مملکت را به خاطر خودشان هدر می دهند تعمیرات لکوموتیو را می برن تعرض به حریم شهر می کنند ،ریل راه آهن را جا به جا می کنند ،بودجه به شهر نمیدن ،
آخ خدا خسته شدم فقط غرر فقط یاد آوری گذشته فقط قصه درخت خرما ،خود را مقصر دانتستن ،
خدا تو را به حق خودت ،خودت کمکمون کن دیگه خسته شدیم چقدر ببینیم و بشنویم و نتوانیم کاری کنیم
خدایا خدایا خدایا برگ آخرت را رو کن

عاقل سه شنبه ۶ آبان ۱۳۹۳ - ۴:۵۳ ب.ظ پاسخ به دیدگاه

دوست عزیزم اقای پورفلاح سلام مقاله شما بسیار عالی بود در این شهر نیاز به همت بیشتری است

امید سه شنبه ۶ آبان ۱۳۹۳ - ۶:۵۰ ب.ظ پاسخ به دیدگاه

بچه پولدار؟؟؟؟؟!!!!!!!!!!!!!!!!!

سید امین رضوی سه شنبه ۶ آبان ۱۳۹۳ - ۸:۵۷ ب.ظ پاسخ به دیدگاه

چند روز پیش مقاله ای را برای اصلاح طلبان بافقی نوشته بودم در وتس آپ گذاشتم و آقای پورفلاح ، دوست قدیمی گفت: امین، با اینکه فارسی می نویسی ولی نمی دانم چرا چیزی از نوشته ات در نمی آید… حال باید بگویم محمد علی، از نوشته تو نیز چیزی در نمی آید چرا که همه ما، فقط و فقط بلدیم بگوییم و بنویسیم که چنین هستیم و چنان، ولی بلد نیستیم بگوییم و بنویسیم که راه رشد کجاست؟ بچه پولدار؟!! و مگر نمی گویی معلم، کمتر می گیرد! در شرکت سنگ آهن، تنها 540 نفر رسمی وجود دارد که به نسبت تجربه، سابقه کار و تحصیلات، نسبت به دیگر کارکنان نهادهای دیگر پول زیادتری می گیرند، بقیه که خبری نیست. من نوعی، با یازده سال سابقه کار، فوق لیسانس، قرارداد معین و کارشناس روابط عمومی و البته معاونت روابط عمومی، حقوق بدون کسوراتم، هنوز به دو میلیون نرسیده است. اینقدر نگویید معدن، معدن. این قبری که فاتحه می خوانید، مرده ای توش نیست. باید به فکر توسعه بود. دیروز با یکی از مخالفان خصوصی سازی شرکت، که سخنران وقت سنج شب مبعث میلاد پیامبر و نماینده فعلی و به زعم برخی، غیر قانونی کارگران شرکت را به عنوان قصل الخطاب تمامی حق خواهی های بافقی ها می شمرد گفتم بجای اینکه بروید حرفهای گذشته تان را بزنید، یکبار هم شده به فکر بیفتید که فولاد بخواهید، گندله بخواهید، دو تا کارخانه فولاد و گندله بزنید، اصلا معدن را بدهید به هر کسی که خواست با این شرط که فولاد بزند، وقتی فولاد داشته باشیم، معدن چاه گز و آنومالی را بار نمی کنند ببرند، مجبور می شوند تعهد کنند بدهند به خود ما، به شهر بافق، هیچ یک از مردم آیا می دانند عوارض معادن چاه گز و آنومالی که در دوره گذشته آقای خواجه ای فرماندار از بافق جدا شد، آیا به شهر داده می شود یا نه؟ فقط چسبیدید به سنگ آهنی که تا 5 سال دیگر تمام است! چرا یکبار یادتان نمی آید کسانی که امروز خود را داعیه دار حقوق مردم می دانند ، در باره خصوصی شدن فولاد بافق، تنها طرح هشتگانه فولاد کشور که در کنار معدن سنگ آهن بود، کارشناسانه داد سخن می دادند و در دوره فرمانداری شان، فولاد را به بخش خصوصی دادند و یک نفر هم دادش در نیامد که هیچ، درش را تخته کردند و رفت، ! آیا یادتان می آید که چقدر آنومالی هایی که مال خود شرکت سنگ آهن بود را جدا کردند و به تهیه و تولید دادند، میشدوان و چاه گز و آنومالی شمالی و بعد همین آقای مدیر عامل بومی اش، چقدر به فکر این است که خوراک فولاد بافق را نگران باشد، چقدر عوارض می دهد، اصلا این دوستان دلسوز، آنزمان خواب بودند که اینهمه معدن رفت!؟ 54 میلیون تن چاه گز و 81 میلیون تن آنومالی شمالی، این خوراک برای بیش از 50 سال فولاد بافق کافی است تا شاهد رونق روزافزون و شتاب دهنده شهر باشیم، چرا یکی نمی گویید اعتصاب می کنیم و اعتراض می کنیم به شرط اینکه فولاد راه اندازی شود تا خوراک این معادن را خودمان فولاد کنیم، ؟! فقط و فقط بلدید بگید جواد عسگری برود. او برود که فردی بیاید تا منافع عده ای قلیل که اکنون تامین نمی شود ، تامین شود؟! خوب، 5 سال دیگه که معدن تمام شد، بر سر چه کسی می خواهید خراب شوید>>>>>>>> اینها را که گفتم، انگار مانند آدمی که شاخ در آورده، به من نگاهی کرده و می گوید : به ما که چیزهای دیگری می گویند. اونایی که ما رو ترغیب می کنند اعتصاب کنیم، می گن جواد عسکری خیانت کار اصلی است. راست می گی، این حرفایی که زدی، خداییش رو حساب و برحقه، ولی کسی نیست برای ما بگه. گفتم: فقط انصاف داشته باشید و بفکر باشید که چغارت رو بیخیال شین. اون 15 درصد رو هم که کلی دردسر داره و به همین راحتی که نمی آن بدن بافق، قانون می خواد و هزار تا مسله، 13 میلیارد عوارض دادن، شهرداری رفته 570 میلیون (به گفته خودشون) خونه خریده تهرون، کلی مسایل مالی و مشکلات دوروبرشون هست، بعد از یکسال، بالاخره تونستن هزینه ها و درآمدهاشون رو دربیارن، هزار تا حرف دیگه، حالا درنظر بگیر اینهمه بخوان پول تزریق کنن توی یک شهر، منفجر می شه از فساد. همین خود تو، اگر 5 میلیارد یکهو به ثروتت اضافه بشه، تراز زندگیت درمیره، می ری دو تا زن دیگه هم میگیری و اول دردسراته…. از حرفای اونروز، یکه خورد و یه مقدار به فکر فرو رفت. باید به نظر بنده، فکر چغارت رو از سر بیرون کرد و فقط و فقط به فکر توسعه جوار معدنی بود، اینهمه خوراک معدنی دو رو بر ماست، ول کنید این چغارت رو. حرف اول و آخر ما باید این باشه، کارخانه گندله سه چاهون 5 میلیون تنی به سرعت زده شه که الحمدلله با هزینه سنگ آهن و مجوزی که مو لای درزش نمی ره، داره راه می افته، و دوماینکه به قول محمد عباسی سخنگوی شورا، دست سرمایه گذار رو ببوسیم و فرش قرمز پهن کنیم تا بیاد فولاد بزنه…. فولاد، وقتی این ها باشه، شهر ، میشه همون شهری که سنگهای ماروبرد و پیشرفت کرد، میشه ماهی رو هر وقت از آب بگیریم تازه است. یه چیز دیگه، به سابقه اونایی که دارن براتون دلسوزی می کنن هم نگاهی بیاندازین ببینین برای شهرتون، مخصوصصا وقتی توی مدیریت بودن و تصمیم می گرفتن، چکار کردن؟ این خیلی مهمه. موفق باشید

سهیل چهارشنبه ۷ آبان ۱۳۹۳ - ۱۰:۰۳ ق.ظ پاسخ به دیدگاه

آقای رضوی هرچند از نحوه صحبتت کردنتان خوشم نمی آید اما با شما موافقم.

احمد فتاحی چهارشنبه ۷ آبان ۱۳۹۳ - ۱:۱۶ ب.ظ پاسخ به دیدگاه

سلام
آقای رضوی این حرفهایی که شما نوشتید چه ربطی به مطلب آقای پورفلاح داره
یه سر به داخل شهر بزن ببین چه خبره برادر .
فقط محل پول خرج کردن شده و مصرف و مصرف و مصرف .
شما راهکار میخواهید و میگوئید چرا همش به چغارت و حقوق بالای کارکنانش اعتراض میشه .
زرگری که حاضره برای یک مغازه 18 متری دویست و پنجاه میلیون تومان پول بده (متری حدود پانزده میلیون ) بعدش این پول رو از کی میگیره از معلم و کارگر شهرداری کارمند اداره های شهر ؟
بنده با مدرک فوق لیسانس مهندسی و سابقه شانزده سال کار رسمی دولت و کار سخت فنی در طول سال به
اندازه یک نیروی شرکتی که در شایان مهر کار میکنه حقوق میگیرم ( اسناد موجوده خواستید ارائه میدم )چطور میشه چغارت رو بیخیال شد فشار گرونی که این بریز و بپاش سنگ آهن روی گرده بقیه مردم اورده مگه قابل گذشته .
کاری کردن که هیچ کاسبکاری بدون پول پیش نمیاد براتون کار کنه . از همین بچه های تبدیل وضعیت سراغ دارم که به گچکار خونش نهصد هزار تومن ناهار داده . ما که بخیل نیستیم به همتون بدن بالای پنج میلیون ولی خواهشن دیگه ننه من غریبم در نیارین . اکثر بچه های تبدیل وضعیت و شرکتی چند وقت پیش آرزوی شرایط فعلیشون رو داشتن .حالا که به اون رسیدن دبه کردن و میگن که باید اندازه رسمی ها حقوق بگیریم .مطمئن باش که اگر حقوقشون هم به اندازه رسمیها بشه دفعه دیگه میگن پست و کار اونا رو هم میخوان.
نیروی شرکتی از نزدیکترین اعضای خانواده خودم سراغ دارم که بزور خواهش و تمنا والتماس یکسال پیش وارد یکی از شرکتهای بیتالرضا در آهنشهر شده با مدرک دیپلم کاردانش الان دریافتیش نزدیک یک میلیون و صده ولی حاضر نیست نیم ساعت برای شرکت کار کنه وقتی بهش میگم چرا اینفدر جیم میزنی و کار نمیکنی در جواب میگه :اونیکه حقوق پنج شش میلیونی میگیره بره کار کنه …….
حرف زیاده ولی خواهشن اثرات این نقدینگی بیحساب و کتابی که شرکت در شهر ایجاد کرده رو منکر نشید
نوش جان همتون هرچی که بهتون میدن و گوارای وجود.
ضمنا بنده حاضرم دریافتی کل سال شما را با سی میلیون تومان عوض کنم.

زنجره چهارشنبه ۷ آبان ۱۳۹۳ - ۱:۴۸ ب.ظ پاسخ به دیدگاه

آفای رضوی مطلب هایی که برای مدیر بومی می نوشتی یادت رفته.الان شما خودت چسباتدی به اصلاح طلبان تا به نون و نوایی برسی.یا زنگی زنگ باش یا رومی روم

ناشناس چهارشنبه ۷ آبان ۱۳۹۳ - ۲:۰۲ ب.ظ پاسخ به دیدگاه

آقای رضوی در زمانی اتفاقات. افتاده ما یک نفر بومی را داشتیم که پست حساسی را داشت و از همه چیز خبر داشته قضیه آنومالیها ،قضیه واگذاری، روز مزد دایم ولی بروز نداده شما که یک مفسربزرگ در همه قضایا هستید یک کارشناسی در این رابطه انجام دهید.اصلاح طلب هاسرمایه بافق را بردند مثل d19،منطقه آزاد تجاری ، و خیلی چیز های دیگر یک کارشناسی در این رابطه هم انجام دهیدق

کارگر مظلوم پنج شنبه ۸ آبان ۱۳۹۳ - ۸:۳۰ ق.ظ پاسخ به دیدگاه

سلام
ممنون جناب پورفلاح گل گفتی، اینهایی که نظر مخالف ب نظر شما دادند و اینقدر وقت گذ اشتن از سر همون پول های زیاد و نبود کار و اوقات فراغت بالا در سنگ آهن بوده ،خیلی ها میخوان به نظر شما لایک بدن ولی دسترسی به اینترنت ندارن و تو شرایط سخت مشغول کارند .
سنگ آهن به جز بی انگیزه کردن جون ها برای کار و پیشرفت هیچ کمکی به شهر نکرده و نخواهد کرد

محمد پنج شنبه ۸ آبان ۱۳۹۳ - ۱۲:۰۲ ب.ظ پاسخ به دیدگاه

سلام با مطلب آقای رضوی موافقم. چرا عده ای رسمی در دبی با خرج شرکت خوش میگذرانند. و عده ای در استخراج با جان خود بازی میکنند و نصف حقوق رسمی را نمیگیرند

bi gbm پنج شنبه ۸ آبان ۱۳۹۳ - ۳:۴۳ ب.ظ پاسخ به دیدگاه

سلام احمد آقا فتاحی با نظر موافقم ولی برادر من این مشکلی که شما بیان کردی مختص به شهر ما نیست یک مشکل کشوری که هیچ کس آن را ریشه ای حل نمی کند .خدا گواه ما خوشحالیم یک سیستم هما هنگ در کشور پیاده شود تا عامه از آن سود ببرن
ببین چند مدل نیرو ی کار داریم رسمی ،روزمزد دایم،پیمانی،قرار داد کار معین ،شرکتی،روزمزدی،نیرو کار بدون بیمه ،….دولت باید تدبیری بیاندیشد که این اختلاف و تبعیض،فاحش، را بر طرف
کند .در کشور اسلامی فقط یک لول کاری باشد و بعد بر اساس مدرک و سابقه و تجربه سازماندهی کنند .هر جا تبعیض باشد اختلاف پیامد آن است.شما حق داری ولی کاری از دست ما ساخته نیست این کار یک سیاست گذاری کلان می خواهد که نظر ما هم برای انها مهم نیست چون عده ای سود جو و از خدا بی خبر برای آنها این کار ضرر دارد و باعث خالی شدن جیب آنها می شود .ولی باز حق را به شما می دهم و در آخر
دعا کن خدا بده سلطان محمود خر کیه،

حسن ع پنج شنبه ۸ آبان ۱۳۹۳ - ۱۱:۴۴ ب.ظ پاسخ به دیدگاه

اقای رضوی لطفا فیش حقوقی خودتونو رو کنید تا ملت بفهمند معاون روابط عمومی سفارشی چقدر حقوق میگیرند و ایا واقعا حقوق شما همینی گه هست لطفا جو سازی نکنید مرد باشید و فیش خودتونو بگذارید البته فیش امسالتون را و با در نظر گرفتن ایام اعتصاب مرررررد باش

    سیدامین رضوی یکشنبه ۱۱ آبان ۱۳۹۳ - ۱۲:۰۸ ب.ظ پاسخ به دیدگاه

    فیش شهریورماه بنده 2 میلیون و 45 هزار تومان بوده است. در ضمن،اگر کسی اصرار به افشا دارد، اس ام اس دهد تا رمز اینترنتی حقوقی خود را برایشان ارسال کنم، تا به حقوقهای قبلی و بعدی بنده نیز دسترسی داشته باشد.در ضمن، اینها مردی نیست، این صفت را به این میزان، مبتذل نکنید

      سید امین رضوی یکشنبه ۱۱ آبان ۱۳۹۳ - ۱۲:۱۴ ب.ظ پاسخ به دیدگاه

      در ضمن، بنده سفارشی نیستم، بیش از دوماه، حتی حاضر نشدم برم بالا، توی دفتر معاونت بشینم. در ضمن، اگر یکنفر تخصص و تحصیلاتش در زمینه کاریش، هم بروز باشه و هم مرتبط، مطمئن باشید خود منم، سفارشی، مخصوص کسانی است که نه تحصیلاتش رو دارن، نه تخصصش و نه تجربه اش رو، اما تو پستای نامربوطشون، پول رو پول می زارن، اونوقت شما برای من، دم از مردی می زنید، اینقدر مرد نیستین که اسمتون رو بنویسین، آقای ع

داود خشم یکشنبه ۱۸ آبان ۱۳۹۳ - ۵:۵۸ ب.ظ پاسخ به دیدگاه

اینقدر به هم نپرید و از هم فیش حقوق و مزایا نخواهید.
بجه پولدار کجا بود.جوانانی که سرمایه ای ندارند کجا بروند .مطمئنا به سنگ آهن می روند .خوب یا بد همین است.جوان بافقی نهایتا اگر بخواهد کاری هم راه بیندازد.در کنار کار در سنگ آهن به آن می پردازد.کارهای جانبی آنقدر داری درآمد نیست که یک جوان علاقه داشته باشد همه ی وقتش را بر روی آن بگذارد.
اقتصاد ما مافیایی شده است .این مافیا رونق اقتصادی را از بین برده است و تا زمانی که این مافیا متلاشی نشود وضع به همین منوال است.
پس اینقدر خود را فریب ندهید و به هم نتازید.عده ای دیگر دزدی می کنند .شما به جای اینکه متحد شوید و ریشه ی آنها را بسوزانید از یکدیگر فیش حقوق می خواهید.واقعا تاسف برانگیز است.