مجله هفتگی بافق فردا – شماره 5

دسته: عمومی
یک دیدگاه
جمعه - ۱۶ آبان ۱۳۹۳

کتاب هفته: فاجعه کربلا
این هفته به سراغ رمانی از جرجی زیدان، لبنانی مسیحی مذهب می رویم که در قالب یک ماجرای عاشقانه حوادث تاریخی پس از مرگ معاویه تا مرگ یزید را به تصویر می کشد.
داستان از سفر سلمی دختر زیباروی حجر بن عدی به همراه عامر عمو و عبدالرحمن عموزاده و دلداه اش به شام برای گرفتن انتقام خون پدر از یزید آغاز می شود در ادامه حوادثی رخ میدهد که وی را به صحرای کربلا می کشاند و او از نزدیک ماجرای شهادت امام حسین(ع) را می بیند و روایت می کند، پس از آن هم همراه کاروان اسرا به دربار یزید می رود و از آنجا هم آنچه رخ داده است را روایت می کند.
عبارات زیر از این کتاب انتخاب شده است:
… منظره سر بریده حسین (ع) همه را متأثر و محزون ساخت … وقتی چشمان یزید بر سر بریده افتاد سر تا پا بلرزید و دانست چه عمل بزرگ و فجیعی را مرتکب شده است …
عجیب است که یزید به حضرت زینب (س) گفت : پدر و برادرت (علی و حسین ) ازدین خارج شدند.
زینب گفت : تو و پدر و جدت به دین خدا و دین پدر و برادر و جدم داخل شدید.
مضمون نامه عبیدالله بن زیاد به عمربن سعد که شمر فرستاد، چنین است :
من ترا به طرف حسین نفرستادم که با او به ملایمت و خوشی رفتار کنی و به او امان دهی … اگر تسلیم شدند پیش من بفرست وگرنه با آن ها بجنگ و همگی را به قتل برسان ، زیرا مستحق کشته شدن می باشند… اسب ها را از روی نعش آن ها بگذرانند اگر اوامر ما را اجرا کنی پاداشی خوبی به تو خواهم داد و گرنه از کار کناره گیری کن ، شمر بن ذی الجوشن فرماندهی کل را به عهده خواهد گرفت …

 

p66

 

شخصیت هفته: گاندی
شخصیت هفته کسی نیست جز ماهاتما گاندی مبارز نجات بخش هندی ها که پوست را رها کرده و مغز قیام امام حسین(ع) که همانا آزادگی و فداکاری بود را سرلوحه حرکت آزادی خواهانه اش قرار داد.
گاندی می گوید:
«من‌ براي‌ مردم‌ هند، چيز تازه‌اي‌ را نياوردم‌، فقط‌ نتيجه‌اي‌ كه‌ ازمطالعات‌ و تحقيقاتم‌ درباره‌ تاريخ‌ زندگي‌ قهرمانان‌ كربلا به‌ دست‌ آورده‌ بودم‌، ارمغان‌ملت‌ هند كردم‌. اگر بخواهيم‌ هند را نجات‌ بدهيم‌، واجب‌ است‌ همان‌ راهي‌ را بپيماييم‌ كه‌ حسين‌ بن‌ علي‌ (ع) پيمود.»

 

Portrait_Gandhi

موسیقی هفته: سقای تشنگان
موسیقی هفته ترانه زیبایی است سروده حبیب الله چایچیان متخلص به حسان که به زیبایی محمد اصفهانی آن را خوانده است. و ترجیع بند آن شاه بیتی است که باب الحوائج حضرت ابوالفضل عباس(ع) در روز عاشورا خواند:
والله اِن قَطعتم یَمینی
انی احامی ابداً عَن دینی
به این ترانه زیبا گوش جان بسپارید

 

شعر هفته: روزیست اینکه حادثه کوس بلازده‌ست

این هفته ترکیب بندی از وحشی بافقی برایتان انتخاب کرده ایم که در رثای ماتم سید الشهدا سروده است.

 

روزیـسـت ایـنـکـه حـادثـه کـوس بــلـازده سـتکــوس بــلــا بــه مـعــرکــه کــربــلـا زده ســت
روزیـسـت اینـکـه دسـت سـتـم ، تـیشـه جـفـابــر پــای گـلـبــن چــمـن مـصــطـفـا زده ســت
روزیـسـت ایـنـکـه بــسـتـه تـتـق آه اهـل بـیـتچــتـــر ســیــاه بـــر ســر آل عــبـــا زده ســت
روزیسـت اینکه خـشـک شـد از تـاب تـشـنگیآن چـشـمه ای که خـنده بـر آب بـقـا زده سـت
روزیـســت ایـنـکــه کــشــتــه بــیـداد کــربــلــازانـــوی داد در حــــرم کــــبــــریـــا زده ســــت
امــروز آن عــزاســت کــه چــرخ کــبــود پــوشبـر نـیـل جـامـه خـاصـه پـی این عـزا زده سـت
امـروز مـاتــمـی سـت کـه زهـرا گـشـاده مـویبــر سـر زده ز حـسـرت و واحـسـرتـا زده سـت
یــعــنــی مــحـــرم آمــد و روز نــدامــت اســتروز نــدامــت چـــه ، کــه روز قــیــامــت اســت
روح القدس که پـیش لسـان فـرشـتـه هاسـتاز پــیــروان مــرثــیــه خــوانــان کــربـــلــاســت
ایـن مــاتــم بــزرگ نــگــنــجــد در ایـن جــهـانآری در آن جــهــان دگــر تــیــر ایــن عــزاســت
کـرده ســیـاه حــلـه نـور ایـن عــزای کـیـســتخـیرالـنسـا کـه مردمک چـشـم مصـطـفـاسـت
بـنـگـر بـه نـور چـشـم پـیمـبـر چـه مـی کـنـنـداین چـشم کوفیان چه بـلا چشم بـی حیاست
یاقوت تـشـنگی شـکند از چـه گشـت خـشـکآن لب کـه یک تـرشـح از او چـشـمه بـقـاسـت
بـــلــبـــل اگــر ز واقــعـــه کــربـــلــا نــگــفـــتگـل را چـه واقـعـسـت کـه پـیراهنش قـبـاسـت
از پـــا فــتـــاده اســـت درخـــت ســـعــادتـــیکـزبــوسـتــان دهـر چـو او گـلـبــنـی نـخـاسـت
شـاخ گـلـی شـکـسـت ز بــسـتــان مـصـطـفـاکـز رنـگ و بــو فــتــاد گـلـســتــان مـصــطــفــا
ای کـوفـیـان چـه شـد سـخـن بـیعـت حـسـینو آن نــامــه هــا و آرزوی خــدمــت حـــســیــن
ای قوم بـی حـیا چـه شد آن شوق و اشتـیاقآن جــد و هــد درطــلــب حــضــرت حــســیــن
از نـامـه هـای شــوم شــمـا مـســلـم عـقـیـلبــا خــویـش کـرد خـوش الـم فـرقـت حــسـیـن
بـــا خـــود هــزار گــونــه مــشـــقــت قــرار داداول یـکـی جــدا شـدن از صـحــبــت حــســیـن
او را بــه دســت اهـل مـشــقــت گـذاشــتــیـدکـو حــرمـت پــیـمـبــر و کـو حــرمـت حــسـیـن
ای وای بــر شــمــا و بــه مــحــرومـی شــمــاافــتــد چــو کــار بــا نـظــر رحــمـت حــســیـن
دیــوان حـــشـــر چـــون شـــود و آورد بـــتـــولپـر خـون بـه پـای عـرش خـدا کسـوت حـسـین
حــالــی شــود کــه پــرده ز قــهــر خــدا فــتــدو ز بـــیـــم لـــرزه بـــر بـــدن انـــبـــیـــا فـــتـــد
یـا حـضـرت رسـول حـسـین تـو مـضـطـر اسـتوی یک تن است و روی زمین پر ز لشکر است
یـا حـضـرت رسـول بـبـیـن بـر حـسـین خـویـشکـز هر طـرف که می نگرد تـیغ و خـنجـر اسـت
یــا حـــضــرت رســـول ، مــیــان مــخـــالــفــانبـر خـاک و خـون فـتـاده ز پـشـت تـکـاور اسـت
یـا مـرتــضـا ، حـسـیـن تــو از ضـرب دشـمـنـانبـنگر که چـون حـسین تـو بـی یار و یاور اسـت
هـیـهــات تــو کــجــایـی و کــو ذوالــفــقــار تــوامروز دسـت و ضربـت تـو سخـت درخـور اسـت
یـا حــضــرت حــســن ز جــفــای ســتــمـگـرانجــان بـــر لــب بــرادر بـــا جــان بــرابــر اســت
ای فـاطـمه یتـیم تـو خـفتـه سـت و بـر سـرشنـی مـادر اسـت و نـی پـدر و نـی بـرادر اسـت
زین الـعـبـاد مـانـد و کـسـش همـنفـس نمـانـددر خـیـمـه غـیـر پــردگـیـان هـیـچ کـس نـمـانـد
یــاری نــمــانــد و کــار ازیــن و از آن گــذشــتآه مـــخـــدرات حـــرم ز آســـمـــان گـــذشـــت
واحـــســـرتـــای تـــعــزیــه داران اهــل بـــیــتنی از مـکـان گـذشـت کـه از لـامکـان گـذشـت
دسـت سـتـم قـوی شـد و بـازوی کـین گشـادتـیغ آنـچـنـان بـرانـد کـه از اسـتـخـوان گـذشـت
یـا شـاه انـس و جـان تــویـی آن کـز بــرای تــواز سـد هزار جـان و جـهـان مـی تـوان گـذشـت
ای مـن شـهـیـد رشـک کـســی کـز وفـای تــوبــنـهـاد پـای بــر سـر جـان وز جـهـان گـذشـت
جــانــهـا فــدای حــر شــهـیـد و عــقــیـده اشکـه آزاده وار از ســر جــان در جــهـان گـذشـت
آنرا که رفـت و سـر بـه ره بـه ذوالجـناح بـاخـتاین پـای مزد بـس که بـه سـوی جـنان گذشت
وحشی کسی چه دغدغه دارد ز حشر و نشرکـش روز نـشـر بــا شـهـدا مـی کـنـنـد حـشـر

 

مجله هفتگی بافق فردا – شماره چهارم

مجله هفتگی بافق فردا – شماره سوم

مجله هفتگی بافق فردا – شماره دوم

مجله هفتگی بافق فردا – شماره اول

 

سید احسان شریعتی


پرینت اشتراک گذاری در فیسبوک اشتراک گذاری در توییتر اشتراک گذاری در گوگل پلاس
بازدید: ۳
برچسب ها:
دیدگاه ها
naderizadeh جمعه ۱۶ آبان ۱۳۹۳ - ۱:۰۷ ب.ظ پاسخ به دیدگاه

قدر مجموعه گل مرغ سحر داند وبس که نه هرکو ورقی خواند معانی دانست
تشکر اقای مهندس شریعتی از ایده ی جالب شما به امید موفقیت روز افزون