قیام عاشورا و درس های عبرت آموزش

دسته: مقالات
۶ دیدگاه
دوشنبه - ۲۶ آبان ۱۳۹۳
 TASHEKOROI

حسین- علیه السلام- برای برپایی امر به معروف و نهی از منکر قیام کرد. پیشوای سومین شیعیان و رهبر آزاد مردان جهان برای احیای سنت غبارآلود دین جدش، محمد مصطفی(ص) بر پا خاست و تا بدان جا پیش رفت که خود و خاندانش راه شهادت را برگزیدند تا زیر بار زر  و زور و تزویر حاکم بر جهان به اصطلاح اسلام آن دوره نشوند. قیام امام حسین(ع) نه برای تصاحب حکومتی بود و نه برای به دست آوردن زمین و ملکی که اگر غیر از این بود با 72 نفر به مصاف دشمنان دین خدا نمی رفت! آنچه که از عاشورا و درس رادمردی حضرت اباعبدا…(ع) برای ما، در طول تاریخ، به یادگار مانده است؛ همان آزاده گی و جوانمردی است و همان روحیه امر به معروف و نهی از منکر است که  خود و همراهانش جان شیرین خود را در راه زنده نگهداشتن دین رسول نبی اکرم (ص) اهداء کردند. فریاد “هیهات من الذله” آیینی شد تا مردم در ازمنه تاریخ از آن الگو گرفته و حرکتهای عدالت خواهانه خود را با تاسی از آن انجام دهند.
حضرت سید الشهداء(ع) در رویارویی با زورگویی، تعدی، ظلم و استبداد معاویه و یزید این کلام نشات گرفته از قرآن مجید را بیان می کنند که”هیهات منا الذله” یعنی پستی و ذلت و خواری از ما (اهل بیت) دور است‌.
سخن زیبا و منطق صریح و آشکار آن پیشوای شیعیان ریشه در آیات وحی دارد. حضرت سبحان در  کتابش آورده؛  انسان نباید هرگز ذلت را بپذیرد،
بلكه لازم است  در مقابل ظلم و ستم برپا خیزد. همانگونه که در سوره مبارکه حدید، آیه 25 بیان می دارد: “لَقَد اَرسَلنا رُسُلَنا بِالبَیِّناَت‌ِ واَنزَلنا مَعَهُم‌ُ الكِتـاب‌َ والمیزان‌َ لِیَقوم‌َ النّاس‌ُ بِالقِسطِ واَنزَلنَا الحَدیدَ فیه‌ِ بَأس‌ٌ شَدیدٌ ومَنـاَفِع‌ُ لِلنّاس‌ِ ولِیَعلَم‌َ اللّه‌ُ مَن یَنصُرُه‌ُ ورُسُلَه‌ُ بِالغَیب‌ِ اِن‌َّ اللّه‌َ قَوی‌ُّ عَزیز؛ یعنی
ما رسولان خود را با براهین روشن و آشکار فرستادیم و با آن‌ها كتاب آسمانی و میزان شناسایی حق و قوانین عادلانه‌ نازل كردیم تا مردم قیام به عدالت كنند و آهن را نازل كردیم
كه در آن قوت و نیروی شدیدی است‌، منافعی برای مردم‌، تا خداوند بداند چه كسی او و رسولانش را یاری می‌كند، بی‌آن كه او را ببینند، خداوند قوی و شكست‌ناپذیر است‌. از مفاد این آیه شریف بر می‌آید كه خداوند- بلند مرتبه- پذیرش ظلم از سوی انسان را مورد سرزنش قرار داده  و تأكید می‌دارد كه انسان در مقابل بی‌عدالتی و ستم نباید ساكت باشد.
امروزه، متاسفانه، سنت امر به معروف و نهی از منکر پدیده ایی شده تا مردمان کمتر خود را با آن درگیر می کنند و این خود آفت دین است. چرا ما نباید فریادمان برای کج روی یک مسئولی بلند باشد! اگر می دانیم و اطمینان داریم، این مسئول راه صواب را نمی رود! و چرا صدایمان در تشویق یک مسئول به کار درست پایین است، آنجا که می شنویم و می بینیم که یک مسئول زحمت می کشد و برای توسعه و عمران و آبادانی شهر بدون هیچ چشمداشتی تلاش می کند. این دوگانگی ناشی از چیست یا ما نسبت به مسایل آگاهی نداریم و یا فرصت دیدن این کارها را نداریم و یا توقع مان چیز دیگری است. به هر حال هر آنچه که هست راه صواب و درست، آن است که پشتیبان توسعه و عمران شهر باشیم و منافع اجتماعی و ملی را بر منافع خود ترجیح بدهیم. در برابر حق و ناحقی ها ساکت ننشینیم و راه خطا را به مسئول با زبانی نرم بیان  کنیم و نباید این واهمه در ما ایجاد شود که گفتن اشکال و ایراد به یک مسئول ممکن است به ضرر موقعیت شغلی ما باشد؛ چرا که در حدیث نبوی آمده است “قولوا الحقّ ولو علی أنفسکم” حق را  بگویید؛ اگرچه به ضررتان باشد. اینجاست که جامعه راه اصلاح را در پیش خواهد گرفت و صورت اجتماع دگرگون خواهد شد. این همان جامعه پویا و پرتحرک است که برای آینده خود و نسلهای بعدی برنامه و ساز و کار دارد.
محمدحسین تشکری


پرینت اشتراک گذاری در فیسبوک اشتراک گذاری در توییتر اشتراک گذاری در گوگل پلاس
بازدید: ۲
برچسب ها:
دیدگاه ها
داود خشم دوشنبه ۲۶ آبان ۱۳۹۳ - ۱۱:۲۷ ب.ظ پاسخ به دیدگاه

همه ی ما می دانیم یزید به گزافه بر جایگاه رسول اکرم تکیه زده بود.جایگاهی که تنها در شان معصومین است.یزید جنایتکار از امام خواست با او بیعت کند.امام نپذیرفت .
امام از مدینه به طرف مکه حرکت کرد.در مکه نیز ، انصار یزید جنایتکار باز از ایشان خواستند با اوبیعت کند.امام از بیم اینکه خونش در مکه بر زمین ریخته شود از مکه به طرف کوفه حرکت کرد.چون مردم کوفه نامه های بسیاری برای دعوت از ایشان فرستاد بودند.
لشکریان یزد در صحرای کربلا جلوی امام را گرفتند و از ایشان خواستند یا بیعت کن و یا اینکه آماده ی جنگ باش.امام از آنها خواست که اجازه دهند که او برگردد.اما آنها به گرفتن بیعت و یا ریختن خون امام اصرار ورزیدند.اینجاست که شاعر می گوید :
بزرگ فلسفه قتل شاه دين اين است
كه مرگ سرخ به از زندگی ننگين است

حسين مظهر آزادگی و آزادى است
خوشا كسی كه چنينش مرام و آيين است

نه ظلم كن به كسی نی به زير ظلم برو
كه اين مرام حسين است و منطق دين است
حسین ننگ بیعت با یزید را نپذیرفت.منظور او از امر به معروف ، امر به معروف در برابر حکومت و هسته ی قدرت بود.قدرتی که از دین به نفع مقاصد خود سود می جست و یک غیر معصوم بر جایگاه معصوم تکیه زده بود.
نمازی که حسین از آن سخن گفت .نمازی است که در سایه ی آزادی خوانده شود.نمازی که در آن نه هیچ زور گویی نباشد که از دین سوءاستفاده کند.
یزید بیعت حسین(ع) را برای مشروعیت بخشیدن به حکومت فاسد خود می خواست.اما حسین (ع) حکومت دینی را تنها لایق معصومین می دانست.همانطور که امام حسن(ع) به شرطی حاضر شد با معاویه صلح کند که او خود را امرالمومنین ننامد.یعنی نگوید حکومت من دینی است.
تنها زمانی می توانیم از حسین (ع) الهام بگیریم که هیئات را از حالت کنونی که سرشار از ریا ،و رئیس بازی است بیرون بیاوریم.اشعاری بخوانیم که در بزرگداشت آزادی و آزادگی است.
جناب تشکری عزیز
من و شما همسایه ی دیرینه هستیم.به عبارت دیگر من و شما از بدو تولد در یک کوچه زندگی کردیم .من می دانم پدر شما جلسات روضه در خانه ی خود برگزار می کند.بهتر نیست شما دست به کار شوید و این جلسات را با اشعار جذاب برای جوانان زینت بخشید.
خواهش می کنم به روضه ی زیر که مر بوط به روضه ی هیئت بعث یزددر محرم 93 است گوش کنید :
اگر شما دوست داشته باشید حاضرم در این زمینه با شما همکاری کنم .
http://besateyazd.ir/up/Azadi-Besat-93.mp3
نظر حتما درج شود.فکر کنم مفید باشد.

    مصطفی سه شنبه ۲۷ آبان ۱۳۹۳ - ۵:۱۷ ب.ظ پاسخ به دیدگاه

    موافقم
    حسین (ع) در برابر یک حکومت سکولار قیام نکرد بلکه در مقابل یزیدی قیام کرد که خود را خلیفه ی مسلمین می نامید و بر جایگاه معصومین نشسته بود.یزدی که از دین برای رسیدن به اهداف شومش سود می جست و آزادی خواهانی چون حسین(ع) را سرکوب می کرد.

mohsen سه شنبه ۲۷ آبان ۱۳۹۳ - ۱۱:۲۶ ق.ظ پاسخ به دیدگاه

قیام عاشورا و درس های عبرت آموزش
حسین- علیه السلام- برای برپایی امر به معروف و نهی از منکر قیام کرد.
در برابر حق و ناحقی ها ساکت ننشینیم و راه خطا را به مسئول با زبانی نرم بیان کنیم و نباید این واهمه در ما ایجاد شود که گفتن اشکال و ایراد به یک مسئول ممکن است به ضرر موقعیت شغلی ما باشد؛ چرا که در حدیث نبوی آمده است “قولوا الحقّ ولو علی أنفسکم” حق را بگویید؛ اگرچه به ضررتان باشد. اینجاست که جامعه راه اصلاح را در پیش خواهد گرفت و صورت اجتماع دگرگون خواهد شد. این همان جامعه پویا و پرتحرک است که برای آینده خود و نسلهای بعدی برنامه و ساز و کار دارد.

حقیقت تلخ سه شنبه ۲۷ آبان ۱۳۹۳ - ۱۲:۴۳ ب.ظ پاسخ به دیدگاه

سلام …برمدیر محترم و خوانندگان عزیزسایت محترم بافق فردا …متاسفانه بعضی از شیادان در این شهر موسسات خیریه یا موسسات فرهنگی یا مذهبی یا حسینیه وهیات یامسجد را وسیله درامد یا خودنمایی خود قرار داده اندواز اعتقادات پاک مردم به نفع خودسواستفاده می کنندوکسی هم نیست برعملکرد این موسسات و تشکلها و هیاتهایامساجدنظارت داشته باشد

حسینی سه شنبه ۲۷ آبان ۱۳۹۳ - ۱:۰۸ ب.ظ پاسخ به دیدگاه

سازمان تبلیغات اسلامی واداره اوقاف وامور خیریه وظیفه نظارت بر این امور رادارند