مشکل اصلی نمایندگان استان در مجلس از نگاه طنز

دسته: تلخند و لبخند
یک دیدگاه
سه شنبه - ۴ آذر ۱۳۹۳

به گزارش یزدی نیوز به نقل از روزنامه بشارت نو؛ در این مطلب طنز آمده است: در خواب دیدم مناظره‌ای بین نمایندگان استان  جابلقا برسر منابع شهرستان خود برقرار شده و مردم گرداگرد آنها را گرفته و باشور آن را دنبال می‌کنند مجری خطاب به نمایندگان بودجه را چطور باید تقسیم کرد؟
تابنده: براساس عدالت بوجه که ازپایتخت می‌آید به اولین حوزه که رسید هرچه خواست  برمی‌دارم به حوزه دیگر می دهیم تا از ته استان خارج شود
گندم کار: خیر براساس استراتژی جنگ ستارگان و زدن مشت محکم هرکه محکم بزند بیشتر می‌دهیم
متوسل الرعیه:ابدا اینطور نیست هرکه بامش بیش برفش کمتر هرکه در کمیسیون شوراهاست!
سوال دوم فکر می‌کنید چه تغیراتی باید در محدوده‌ی حوزه انتخابی صورت گیرد؟
تابنده: اصلا لازم نیست فقط به بنده ظلم شده انتخابات حرارتی و شور و هیجان ندارد
گندم کار:حوزه انتخاباتی من کوچک است باید با استراتژی دشمن شکن توسعه بیابد  فکر کنم وجود این تابنده زیادی است خیلی تو دست و پاست هر جا می روم قامت رعنای او ویارانش را می‌بینم
متوسل الرعیه:حوزه ی انتخابیه فقط برای رای دادن به من خوب است و طرح درکمیسیون شوراها کمیسیون اگر نبود من چی چی داشتم بگم راستی می توانند بیشترش کنند بهتر است!!
مجری: برای عوض شدن بحث یک سوال متفاوت طرح می‌کنم اگر بوجه‌ی احداث کارخانه کشتی سازی به استان جابلقا بدهند در کدام شهر کلنکش را بزنند
تابنده: واضح و مبرهن است جایی که همه چیز داره تا کلکسیونم کامل شود بله ما که همه نوع کارخانه پل و زیرگذر وروگذر دانشگاه داریم یک دفعه زحمت این هم می‌کشیم  قبلا بوجه اسکله و بندرگاه را گرفته ام توجیب فرماندار است
گندم کار:وای به حال شما غرب زدگان فریب دشمن خور کشتی چرا؟! ناو جنگی که هم دشن داخلی وهم خارجی را سرکوب کند البته با استراتژی بلند مدت
متوسل الرعیه من اگر مردم خونم گردن تابنده چقدر حرص می‌خورم چرا  به این دو به من بدهند که باید به من بدهند که باید نصف استان را سربزنم لااقل با کشتی بروم راحت تر است
مجری:در حال خنده این سوال انحرافی بود استان شما وسط کویر قاف است چه ربطی به کشتی و بندر و اسکله دارد
تابنده با2-2کردن اعتراض نمود گفت انحرافی خودت هستی هرکه بوجه اسکله و بندر را وسط کویر جذب می کند فکر آن راهم کرده ازشهر من تا دریا دوتا استان فاصله است که با هماهنگی‌های لازم قرار است به عنوان  بخش به شهرم ملحق شده و مشکل قانونی بوجه آن هم حل شود
مجری: ممکن است بفرمایید جایگاه سیاسی شما در کدام جناح است؟
تابنده:آخرین نقطه جناح چپ البته چسبیده به راست!
گندم کار:مااز هر دو جناح به دشمن حمله می‌کنیم چپ و راست ندارد.
متوسل الرعیه:من اینها نمی دانم فقط می دانم هرجا تابنده ایستاده من می‌نشینم و برعکس! یکدفعه بیاید تو کمیسیون شوراها دیگه جناحم را به او نمی دهم؟!! جناح برود فقط من ذی الجناح می شناسم
مجری بزرگ ترین مشکل شهرتان چیست؟
تابنده:گستردگی حوزه ی کمبود بودجه نبود کارگر برای این کارخانه ها نداریم محلی که بودجه ها را هزینه وجذب کنیم نداریم پل زده ام کسی نیست ترافیک درست کند تا توجیه بودجه‌ای داشته باشیم آقاجان چه مشکلی از این بالاتر که دانشگاه دارم استاد دارم بودجه دارم دانشجو ندارم!!
گندم کار و متوسل الرعیه (با حالت عصبانی) ما هیچ مشکلی جز (وجود تابنده )نداریم که امید است به زودی زود آن هم رفع شود
سوال آخر:سیاستمدار؛بازیکن؛هنرمند مورد علاقه‌تان را نام ببرید؟
تابنده!دایی مجری: علی دایی؟ نه دایی جان خودم!!
گندم کار!دشمن شکار( قهرمان تیر اندازی با ایجاد مانع)
متوس الرعیه رئیس کمیسیون شوراها !شورا چون فقط من کمیسیون شوراها را میشناسم
بازیگر به معنی واقعی می‌خواهید تابنده من با او قهرم قهر قهر
در این حال صدای موبایل تابنده بلند شد با عجله گفت من جذب می‌کنم بله من منصوب می‌کنم فقط فقط شهر من و با عجله بیرون رفت گندم کار متوسل الرعیه با سرعت رفتند که شاید مجری بابا کجا مناظره تمام نشده


پرینت اشتراک گذاری در فیسبوک اشتراک گذاری در توییتر اشتراک گذاری در گوگل پلاس
بازدید: ۳
برچسب ها:
دیدگاه ها
علی چهارشنبه ۵ آذر ۱۳۹۳ - ۳:۳۱ ب.ظ پاسخ به دیدگاه

واقعا مزخرف بود