قلم شکستنی است

دسته: مقالات
۸ دیدگاه
دوشنبه - ۲۲ دی ۱۳۹۳

MTB_0095

اکنون می خواهم « قلم را لختی بگریانم « نه بر احوال رفته ای؛ بلکه بر احوال زمانه؛ از ناحقی که بر اهل قلم می رود به حکم آنکه ننویسند! و یا بنویسند به رسم فرمایشی! و از دردی نگویند و فریاد حق طلبانه ای را به گوش مسئولی ولو الکن نرسانند! اگر قلم شنوایی نکند و گوش به فرمان نباشد او را با هر ابزاری شده خردش می کنند! هزاران مشکل به آیین، مشکل تراشی برایش می سازند و می بافند تا زبان تیز قلم را با دست زور خود دوتا کنند.
این است حال و روز قلم! که هر چه در توان دارند از تهدید و ارعاب گرفته تا قطع لقمه نانی به کار می گیرند تا قلم را یارای نوشتنش نباشد؛ آنچنان که سودای حکمروایی بر قلم را در سر می پرورانند! چه روزگار بدی خواهد شد که سرنوشت قلم بدست اینان بیفتد. قلمی که اگر می نویسد نه برای خود نه برای نان و آبی و نه برای پست و مقامی و نه برای رئیس و مرئوسی؛ بلکه می نویسد که رسالتش به حکم قانون نوشتن از دردهاست! نوشتن از کاستی ها و نوشتن از خوبی هاست. می نویسد تا زبان بی زبانان باشد! آنان که جرأت ندارند در برابر مسئولی صدای خود را آزاد کنند! درد خود را بگویند، می ترسند و واهمه دارند که نان گرمشان سرد شود؛ اما قلم هم توانی دارد آن مقدار نیست که در زیر سنگ زمانه تحمل درد کند، قلم نحیف است و به اندک سایه سنگین می شکند، آری قلم شکستنی است و قلم رفتنی! نه تاب درد دارد و نه تاب ماندن! می رود آنجا که دردش را بشناسند و قدرش را بدانند! « قدر زر زرگر شناسد قدر گوهر گوهری»  اما مرام و اندیشه قلم جاودان است که از عشق می گوید از آن چیزی که قرنها برایش گفته اند و تا پایان عمر آدمی هم برایش خواهند گفت: از صدای سخن عشق ندیدم خوشتر  یادگاری که در این گنبد دوار بماند
این عشق گفتن است که سالیان سال در نهاد قلم به ودیعه سپرده شده و خداوند بر صاحبان قلم تکلیف کرده « ن وَالقَلَمِ وَ ما يَسْطُرُونَ « – سوگند به قلم و آنچه می‏نويسند (قرآن کریم)
محمدحسین تشکری


پرینت اشتراک گذاری در فیسبوک اشتراک گذاری در توییتر اشتراک گذاری در گوگل پلاس
بازدید: ۲
برچسب ها:
دیدگاه ها
ناشناس دوشنبه ۲۲ دی ۱۳۹۳ - ۱:۰۵ ب.ظ پاسخ به دیدگاه

برای اینکه جامعه ی ما از شر مفاسد رهایی یابد باید مطبوعات آزاد داشته باشیم.برای داشتن مطبوعات آزاد نیازمند داشتن آزادی بیان و آزادی پس از بیان هستیم و متاسفانه در جامعه ی ما این امر وجود ندارد.آزادی بیان از طریق حکومت و کارهای اصلاح طلبانه به جامعه تزریق نمی شود بلکه مردم هستند که باید این آزادی را به وجود آورند و در پشت قلم بدستان قرار گیرند تا آنها قلم را برای حقیقت بگردانند و به نان نفروشند.
به قول شاعر :
نطق آزاد و بیان آزاد است

روح آزاد و روان آزاد است

همه جا زمزمه ی آزادی است

پیر آزاد و جوان آزاد است

در هدف ساختن سینه ی خلق

تیر آزاد و کمان آزاد است

از پی ریختن خون بشر

تیغ آزاد و سنان آزاد است

اگر از وضع جهان نالانی

ناله آزاد و فغان آزاد است

بر سر خود بزن و نعره بکش

دست آزاد و دهان آزاد است
یا شاعری دیگر می گوید :
گفت آزاد شدی، هرچه دلت خواست بگو
فقط هر نکته که بی مورد و بی جاست نگو

فی المثل از ملخ و عقرب و از مار بگو
ولی از مرغ و از آن گربه که زیباست نگو

یخمک و پشمک و کشک است تماما آزاد
ولی از نرخ پنیر و شکر و ماست نگو

ز ره و راهی و سالک یک نفس حرف بزن
ولی از سنگ وز آن درد که در پاست نگو

بگو از آنکه بخفت و خبر از سیل نداشت
ولی از هر که نشست یا که بپاخاست نگو

نکته هرچند عیان است، بیانش منما
و دگر نکته که مخفی و نه پیداست نگو

بگو از کوچه گذشتی ، بر آن جوی نشستی
ولی از آنطرف کوچه که دعواست نگو

حرف دیروز مزن چونکه به امروز رسید
نقل امروز که خود دیشب فرداست نگو

مژده، آزاد شدی هرچه دلت خواست بگو
فقط از صد کلمه یک کلمه “راست ” نگو

علیرضا دوشنبه ۲۲ دی ۱۳۹۳ - ۱:۳۸ ب.ظ پاسخ به دیدگاه

آقای تشکری تشکر از متن زیبایتان دستتان درد نکند ولی کو گوش شنوا هرمسئولی هرکاری بخواهد بکند میکند و به حرف مسئول زیر دست خود گوش نمی کند (حالا کو قانون) قانونی وجود ندارد هرکس هرکاری میخواهد میکند )

فرهیخته بافقی دوشنبه ۲۲ دی ۱۳۹۳ - ۲:۵۵ ب.ظ پاسخ به دیدگاه

قلمی که جوهر آن را انسانیت و عدالت تشکیل دهد وکاتب آن در مسیر الهی قلم فرسایی کند هیچ وقت شکسته نمی شود.

ناشناس دوشنبه ۲۲ دی ۱۳۹۳ - ۷:۰۹ ب.ظ پاسخ به دیدگاه

نوشتن برای این مردم حماقت است زیرا خادم و خائن را نمی شناسند.بروید تاریخ را بخوانید،خادم را با مرگ بدرقه کردند و خائن را با درود استقبال.این است حکایت ما

مروج سه شنبه ۲۳ دی ۱۳۹۳ - ۱۲:۱۶ ق.ظ پاسخ به دیدگاه

دانی چرادرسیرخودبرخویش میلرزدقلم……….ترسدکه ظلمی راکند درحق مظلومی رقم (وزیری یزدی)

علی سه شنبه ۲۳ دی ۱۳۹۳ - ۷:۱۶ ق.ظ پاسخ به دیدگاه

وقتی قلم با اندک قیمت و با اهدا کم ارزش ترین وسیله ای توسط سردمداران زور و زر خریده می شود دیگر قلم نیست
بله در همین شهر خودمان چه قلم ها و چه اندیشه هایی که توسط باندهای قدرت فعلی خریداری شدند و به نفع زر و زور مطالب نوشتند و به به و چه چه نگاشتندچه در فضای حقیقی چه مجازی
ولی قلمی که هدفش ” ن والقلم و ما یسطرون” با شد هرگز ره کج نخواهد کرد حتی به قیمت جان صاحب قلم

ماشاالله شمس الدینی سه شنبه ۲۳ دی ۱۳۹۳ - ۲:۵۴ ب.ظ پاسخ به دیدگاه

سلام
نویسندگان مطبوعات همواره درهمه گوشه کنار دنیا مورد بی مهری قرار میگیرند.مظلومند چه میشه کرد.

سید امین رضوی سه شنبه ۲۳ دی ۱۳۹۳ - ۸:۴۶ ب.ظ پاسخ به دیدگاه

احسنت بر نظر شماره 4 مرحبا …. امروز برای مردم، نوشتن، آنهم مردمی که حق و باطل را تشخیص نمی دهند، آب در هاون کوبیدن و باد روفتن است. برای نویسنده یا تهدید باقی می ماند، یا بی آبرویی. پس در مارپیچ سکوت می خزیم تا قلمهایی بیرون آیند که نه ارزش نوشتن را می دانند و نه ارزشی برای خواندن دارند. قلمهایی پست و سطحی نگر که به لقمه نانی دم می جنباند. باشد برای آنها.