شهبازی دستور داد:مسیر پذیرش سهام شرکت سنگ آهن مرکزی ایران در شرکت فرابورس را به سرعت ادامه دهید

دسته: اخبار ویژه
۲۱ دیدگاه
چهارشنبه - ۲۴ دی ۱۳۹۳

نامه به شماره ۹۳/۲۰۳۹۹ مورخ۹۳/۱۰/۲۲

جناب آقای شهبازی

قائم مقام محترم مدیرعامل

موضوع: پذیرش سنگ آهن مرکزی ایران

با سلام

احتراما پیرو مذاکرات صورت گرفته در خصوص پذیرش سهام شرکت سنگ آهن مرکزی ایران در شرکت بورس اوراق بهادار تهران یا شرکت فرابورس طبق بررسی های صورت گرفته در خصوص تفاوت های این دو بازار، اهم موارد مشروحه ذیل به استحضار می رسد.

مریم میرزا مومن

کارشناس سرمایه گذاری

پی نوشت:

بسمه تعالی

سرکار خانم میرزا مومن

پیرو مذاکره قبلی و مشورت آقای اسلامی بیدگلی پیشنهاد پذیرش در فرابورس با توجه به شرایط اقتصادی شرکت سنگ آهن مرکزی و سایر مسایل دیگر، منطقی است. لطفا با آقای اسلامی و آقای نجفی جمع بندی نهایی را انجام و طبق همان مسیر پذیرش را به سرعت ادامه دهید.

امضا: شهبازی

رونوشت : مدیرعامل محترم صندوق جهت استحضار

sang3


پرینت اشتراک گذاری در فیسبوک اشتراک گذاری در توییتر اشتراک گذاری در گوگل پلاس
بازدید: ۲
برچسب ها:
دیدگاه ها
mohsen پنج شنبه ۲۵ دی ۱۳۹۳ - ۱۲:۰۶ ق.ظ پاسخ به دیدگاه

با سلام
نکته اول نامه به شماره ۹۳/۲۰۳۹۹ مورخ۹۳/۱۰/۲۲ از طرف کی!!!
نکته دوم می خواستم از آقای شهبازی بپرسم سهام سنگ آهن مرکزی رو که بابت رد دیون ساختگی کانون بازنشستگان فولاد از دولت به چه قیمتی بهشون واگذار شده و با چه قیمتی قرار است مثلاعرضه شود که اگر هم واگذار شود از الان معلوم چه کسانی هستندزحمت کاغذ بازی نکشید.
نکته سوم آقای شهبازی فکر نمی کنیداین حقه بازی ها کمی لوس شده. سر تا پای این واگذاریها همش رانت و باند بازیه. از ذوب آهن اصفهان خبری نیست چیزی کمو کسر ندارند!!! اصفهان به بافق خیلی مدیونه پس لطفا به گوش تصمیم گیرندگانش برسانیدکه سنگ آهن با ذوب آهن بهم وابسته اند.جا دارد که به بافق توجه شود و جواب این مردم زحمتکش که چند ده ست خوراک تولیدمی
کنندداده و رسیدگی شود.

    ناشناس پنج شنبه ۲۵ دی ۱۳۹۳ - ۳:۰۴ ب.ظ پاسخ به دیدگاه

    ما هنوز نمی خواهیم قبول کنیم اگر اتحادی با هم نداشته باشیم یکی یکی سراغ همه ی ما می آیند.دیر یا زود نوبت هر کدام از ما می شود و کار به جایی می رسد که فریاد رسی برای ما نمی ماند.
    حیوانات این موضوع را فهمیده اند اما ما هنوز در مقابل فهمش مقاومت می کنیم .
    فیلم زیر را ببینید که چگونه یک دسته بوفالو برای نجات یک بوفالو از چنگ شیرها با هم متحد می شوند و آن را نجات می دهند.
    یکی برای همه،همه برای یکه
    http://www.aparat.com/v/hgO51

ناشناس پنج شنبه ۲۵ دی ۱۳۹۳ - ۱۲:۲۴ ق.ظ پاسخ به دیدگاه

چقدر به ما در این مدت دروغ گفتند.
از هر طرف،عده ای می آیند و قسمتی از دارایی ما مردم را می برند.
نسل بعد از ما در فقر و بدبختی به سر خواهد برد چون چیزی از خود ندارد.
همه چیز ما مافیایی شده است و این مافیا در حال بلعیدن ایران است.
روزی می رسد که ایرانی هیچ چیز از خود ندارد.آن روز است که باید به حال خود بگریم ،که چرا به این روز افتادیم.
بی تفاوتی مردم، یک جامعه را به سوی نابودی سوق می دهد.مردم ما در این سالها بی تفاوت بودند و در مقابل تاراج سرمایه های خود سکوت می کردند.الان بیدار شدند و باید تا لحظه ی برآورد شدن خواسته های خود استوار باشند.
در این سالها به جناحهای مختلف ، اعم از اصولگرا و اصلاح طلب دل بستیم و به آنها اعتماد کردیم اما آنها هیچ فایده ای برای ما نداشتند.
هر سرزمینی پدر می خواهد که چون شیر از فرزندانش حفاظت کند و برای نسلهای بعد ثروت به ارمغان بگذارد.
بعضی ها نشان دادند لیاقت پدری را ندارند .اگر آنها را راهزن ندانیم پس باید نام مترسک بر آنها نهاد که گناهش از راهزنی کمتر نیست .به قول شاعر :
حاجت به اشارات و زبان نیست ، مترسک
پیداست که در جسم تو جان نیست ، مترسک
با باد به رقص آمده پیراهنت اما
در عمق وجودت هیجان نیست، مترسک
شب پای زمینی و زمین سفره ی خالی ست
این بی هنری، نام و نشان نیست، مترسک
تا صبح در این مزرعه تاراج ملخ بود
چشمان تو حتی نگران نیست، مترسک
پیش از تو و بعد از تو زمان سطر بلندی ست
پایان تو پایان جهان نیست، مترسک
این مزرعه آلوده ی کفتار وکلاغ است
بیدارشو از خواب زمان نیست، مترسک
در طول تاریخ مللی بوده اند که نتوانستند خائن و خادم را از هم تشخیص دهند.برای خائن مقبره ساختند و در مقابل مقبره ی خادمین را به آبریزگاه مبدل کردند.از خائنین به گرمی استقبال کردند و خادمین را از سرزمین خود بیرون کردند.
حاصل این حماقتها بر باد رفتن جان ، ناموس و میهن این مردم بوده است .روزگار به بسیاری از آنها رحم نکرد و فرصت جبران را نداد اما بودند مردمی که حماقتهای خود را جبران کردند.
شکسپیر، ریچارد دوم
ماهِ رنگ باخته با نگاهی خونین خیره ی زمین است
و پیامبرانِ چهره تکیده، دگرگونی هایی خوف انگیز نوید میدهند.
اغنیا غمگین اند و الواط دست افشان و پاکوبان
اولی از بیم از کف دادن اموال و دومی به سودای جنگ و جدال:
اینان همه آیات مرگ یا سقوط پادشاهانند …

ناشناس پنج شنبه ۲۵ دی ۱۳۹۳ - ۱۲:۴۷ ق.ظ پاسخ به دیدگاه

یاد آهنگ زیر از محمد اصفهانی می افتم :
بهشت از دست آدم رفت از اون روزی که گندم خورد

ببین چی میشه اون کس که یه جو از حق مردم خورد

کسایی که تو این دنیا حساب ما رو پیچیدن

یه روزی هر کسی باشن حساباشونو پس می دن

عبادت از سر وحشت واسه عاشق عبادت نیست

پرستش راه تسکینه پرستیدن تجارت نیست

سر آزادگی مردن ته دلدادگی میشه

یه وقتایی تمام دین همین آزادگی میشه

کنار سفره ی خالی یه دنیا آرزو چیدن

بفهمن آدمی یک عمر بهت گندم نشون می دن

نذار بازی کنن بازم برامون با همین نقشه

خدا هرگز کسایی رو که حق خوردن نمی بخشه

کسایی که به هر راهی دارن روزیتو می گیرن

گمونم یادشون رفته همه یک روز می میرن

جهان بدجور کوچیکه همه درگیر این دردیم
همه یک روز می فهمن چه جوری زندگی کردیم
آهنگ را از اینجا گوش کنید :
http://dl.pop-music.ir/music/Mohammad%20Esfahani%20-%20Ye%20Tike%20Zamin.mp3

ناشناس پنج شنبه ۲۵ دی ۱۳۹۳ - ۴:۰۱ ق.ظ پاسخ به دیدگاه

به گزارش بافق نیوز؛ دادستان ساری در گفتگو با خبرنگار واحد مرکزی خبر گفت : این متهم به همراه دو نفر دیگر در سال ۸۷ یک دانشجوی دختر دانشگاه ساری را پس از ربودن ،مورد آزار و اذیت قرار دادند .

حجت الاسلام جعفری افزود : با شکایت این دختر دانشجو و صدور قرار مجرمیت و کیفر خواست، متهم ردیف اول متجاوز به عنف، به اعدام محکوم و این حکم پس از تایید دیوان عالی کشور امروز در زندان ساری اجرا شد .

وی گفت: متهمان ردیف دوم و سوم نیز هرکدام به تحمل ۹۹ ضربه شلاق تعزیری و اقامت اجباری در شهرهای بافق و طبس محکوم شدند.
http://www.bafghnews.ir/news/74260/%D8%A7%D9%82%D8%A7%D9%85%D8%AA-%D8%A7%D8%AC%D8%A8%D8%A7%D8%B1%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%D8%A8%D8%A7%D9%81%D9%82-%D8%B3%D8%B2%D8%A7%DB%8C-%D9%85%D8%AA%D9%87%D9%85-%D8%B1%D8%AF%DB%8C%D9%81-%D8%AF%D9%88%D9%85/
………………..
همانطور که می بینید قول دوستان به ثمر نشست و بعد از قطعی شدن خصوصی سازی، بافق به یک قطب صنعتی مبدل گشت.البته قطب صنعتی ای که در جهت صنعت تبعیدگاهی فعالیت می کند و افراد مختلف را به بافق تبعید می کنند.
بافق خود یک تبعیدگاه است و بافقیها نیز تبعید شده به این تبعیدگاه بزرگ اند.البته ما بافقیها نه آدمی کشتیم،نه تجاوزی کردیم نه دزدی کردیم و … . نمی دانم چرا ما را به بافق تبعید کردند.شاید همه ی تبعیدیها اینگونه اند.
سر در بافق باید بنویسند به تبعیدگاه خوش آمدید.

ندای بافق پنج شنبه ۲۵ دی ۱۳۹۳ - ۸:۱۰ ق.ظ پاسخ به دیدگاه

اقای شهبازی اقایون هیئت مدیره اقایون مثلا مسئول اون دنیا و 2 متر قبری هم هست فراموش نشه

یادگار پنج شنبه ۲۵ دی ۱۳۹۳ - ۸:۲۸ ق.ظ پاسخ به دیدگاه

ختم جلسه را اعلام میکنم بر محمد و آل محمد (ص) صلوات

مش مراد پنج شنبه ۲۵ دی ۱۳۹۳ - ۹:۰۹ ق.ظ پاسخ به دیدگاه

حالا ایی که گفتی یعنی چه ؟!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

احمد پنج شنبه ۲۵ دی ۱۳۹۳ - ۱:۴۱ ب.ظ پاسخ به دیدگاه

عسکری منظورت را از قطب صنعتی حالا فهمیدیم، صنعت تبعید بافق
مبارک باشه

حسین پنج شنبه ۲۵ دی ۱۳۹۳ - ۲:۳۷ ب.ظ پاسخ به دیدگاه

این نامه خیلی مشکوک است .توجه کنید که اعلام قطعی شدن واگذاری سنگ اهن در سایت خصوصی سازی مربوط به واگذاری ۲۸/۵ درصد از سهام شرکت از طرف دولت به فولاد خوزستان است که این معامله تمام شده و فولاد خوزستان مالک ۲۸/۵درصد شده است .اما این نامه مربوط به پذیرش ۷۱/۵درصد سهام شرکت که متعلق به صندوق بازنشستگی است در فرابورس است یعنی صندوق به دنبال فروش۷۱/۵ درصد سهم خودش از طریق فرابورس است به عبارت ساده تر صندوق بازنشستگی به دنبال فروش ۷۱/۵ درصد سهام شرکت در فرابورس است در این صورت صندوق سنگ اهن را می فروشد و دیگر از شر تعهداتش نسبت به شهر بافق که البته قرار هم نیست انجام دهد راحت می شود و ما می مانیم وفولاد خوزستان که به شدت به خوراک برای فولاد سازیش احتیاج دارد و مالک جدید ۷۱/۵درصد که هیچ تعهدی به مردم بافق نداده است.اگر درنامه اول دقت کنیم می بینیم که صندوق به دنبال یافتن راهی ساده برای فروش شرکت بوده و بورس و فرابورس را با هم مقایسه کرده است و از انجا که پذیرش شرکتها در بورس قوانین سخت تری دارد و باید صورتهای مالی و سود وزیان شرکتها شفاف باشد به این نتیجه رسیده که سهام را در فرابورس عرضه کند(قسمت دوم نامه).کاملا واضح است که صندوق بازنشستگی تمایلی به حفظ سنگ اهن ندارد و قصد فروش سهام خود را دارد.دلیل عجله داشتن انها برای این کار هم این است که مثل قضیه واگذاری ۲۸/۵درصد به فولاد خوزستان مردم بافق را مقابل کار انجام شده قرار دهند.این هم عاقبت سنگ اهن .در ضمن انجا که نوشته اید مسئولین از این نامه خبر ندارند مگر می شود مدیر که دائم در تهران است از این کارها و نقشه ها خبر نداشته باشد .اگر بگوید خبر نداشته ام که معلوم می شود که مدیر نبوده لولو سر خرمن بوده است.واقعا خجالت دارد

ناشناس پنج شنبه ۲۵ دی ۱۳۹۳ - ۳:۵۷ ب.ظ پاسخ به دیدگاه

لطفا جواب بدهید مسئولین کار گروه

آریا پنج شنبه ۲۵ دی ۱۳۹۳ - ۶:۱۱ ب.ظ پاسخ به دیدگاه

همه بد بختی بافق به خاطر این هست که بزرگتر ندارد کسی را در مجلس و…. ندارد. و یکی هم اینکه حسود زیاد داره

    ناشناس جمعه ۲۶ دی ۱۳۹۳ - ۴:۵۱ ب.ظ پاسخ به دیدگاه

    بعید می دانم بافق اگر نماینده داشت وضع فرق می کرد .شهرهای ثروتمند زیادی هستند که نماینده دارند ولی وضعشان از بافق بدتر است.اگر همین آقای صباغیان نماینده ی مجلس بود هم نمی توانست بیش از این کاری برای بافق انجام دهد زیرا عضو باندهای مافیایی نیست.
    بافق باید نماینده ای در یکی از باندهای مافیایی داشته باشد .البته نماینده ای که کمی زادگاهش را دوست داشته باشه.
    اگر ایران یک پدر داشت که همه ی استانهای ایران برایش مثل فرزند بودند شاید اوضاع عوض می شد.

مجید جمعه ۲۶ دی ۱۳۹۳ - ۱۲:۳۲ ق.ظ پاسخ به دیدگاه

راستی صحبتهای عسکری در مسجد جامع بدون اطلاع از فروش شرکت بوده یا /.

وحید جمعه ۲۶ دی ۱۳۹۳ - ۴:۴۳ ب.ظ پاسخ به دیدگاه

خداحافظ ای خیرات کردن وبخشیدن ازجیب دولت ای مدیر….وسلام ای مدیریت جدیدو الگوبرداشته ازمعدن کوشک

محمد زضا جمعه ۲۶ دی ۱۳۹۳ - ۵:۳۰ ب.ظ پاسخ به دیدگاه

جناب آقای صباغیان شما که داد و بیداد و منم منم می کنید چطور شد؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟حالا بدو برو تهران از تو بورس درش بیار عروس بافق را؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

ناشناس جمعه ۲۶ دی ۱۳۹۳ - ۶:۱۹ ب.ظ پاسخ به دیدگاه

روحانی در کتاب خاطراتش نوشته است خوشحالترین خبری که در تمام عمرم شنیدم خروج شاه از ایران بود.
http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=13930619000153
فکر کنم در چاپ جدید کتاب خاطراتش می نویسد : خوشحالترین خبری که شنیدم اختصاصی سازی سنگ آهن مرکزی ایران(سنگ آهن بافق)بود.
منتظر چاپ کتاب خاطرات جدید روحانی هستیم.

محمد شنبه ۲۷ دی ۱۳۹۳ - ۴:۱۷ ق.ظ پاسخ به دیدگاه

مشکلی نداره عوضش اورانیوم غنی کردیم و کیک زرد درست کردیم.
واقعا وضعیت اقتصادی فاجعه بار است.

ناش شنبه ۲۷ دی ۱۳۹۳ - ۲:۳۰ ب.ظ پاسخ به دیدگاه

موفق و موید باشید

روح الله یکشنبه ۲۸ دی ۱۳۹۳ - ۱۰:۵۳ ب.ظ پاسخ به دیدگاه

قابل توجه آقای محمدرضا که گفته آقای صباغیان بدو
یه دست صدا نداره باید مردم و کارکنان شرکت سنگ آهن از آقای صباغیان دفاع کنند!!!!!!!!!!!!!!!
شب نوزده دی اگر کارکنان سنگ آهن را میشمردی به پانصد نفر نمی رسیدند !!!!!!!!!!!!!!! در صورتی که شش هزار نفر در سنگ آهن مشغول کارند چرا با توجه به تبلیغات وسیع نمی آیند !!!!!!!!!!!!!
وقتی حضور پررنگ باشه پر کارها میشود کرد ولی افسوس که !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
و این را بدانید تنها کسی که ضرر می کند همین مردم هستند نه مسولین !!!!!!!!!!!!!!!!!!
مسولین حقوق بالا دارند ماشین و امکانات مفت دستشونه و دارند استفاده میکنند!!!!!!!!!!!!
پس بدانید که خود مردم باید دست در دست هم دهیم و شهرمان را کنیم اباد
انشالله به امید آنروز

علی سه شنبه ۷ بهمن ۱۳۹۳ - ۱۰:۳۷ ق.ظ پاسخ به دیدگاه

اقای محمد رضا بافق همیشه چوب تفرقه اندازی و حسادت را خورده اگر دلسوز وطنمون بافقید جوانمردانه به صحنه بیایید و مردانه جلو مخالفین بافق بایستید نه اینکه هر کس از حق مردم دفاع کرد را تمسخر کرد همه میدانیم و میفهمیم حق با کیست ولی امان از دنیا…..