کدام دستهای پشت پرده جلو صنعتی شدن بافق را می گیرد؟

دسته: صنعت و معدن , مقالات
۶ دیدگاه
چهارشنبه - ۲۹ بهمن ۱۳۹۳

hr_ranjbarآیا پس از چهل سال استخراج سنگ آهن هنوز این اصل معتبر است؟

“بافق بزرگترین تولید کننده سنگ آهن،کمترین برخوردار از ارزش افزوده آن”

گاهی با خود فکر می کنم تعهد نا نوشته بلوک معدنی آهنی بافق به صنعت فولاد ایران را چه کسی نوشت و چه کسی بر آن مهر تایید زد؟

سال ها بلوک معدنی بافق به مرکزیت چغارت یکه تاز تولید سنگ آهن ایران بود .پس از جنگ و بعد از روشن شدن موتور سازندگی ایران هر منطقه ای به صورت جدی آغاز به سازندگی و احداث کارخانه های صنعتی کرد جز بافق!

پس از چغارت ،معدن چادرملو فعال شد که فرزندی از چغارت است که به عاریه داده شد .

پس از آن گل گهر و هم اکنون سنگان.

در حال حاضر سنگ آهن مرکزی (بافق) دارای مقام اول تولید سنگ دانه بندی با تولید بیش از 3 میلیون تن سنگ آهن دانه بندی و سومین تولید کننده کنسانتره ایران با تولید بیش از3 میلیون تن کنسانتره می باشد .

با نگاهی به پیشینه صنعت فولاد ایران دلایلی پر واضح موید اصل بالا خواهیم یافت که در زیر به بعضی از آنها اشاره خواهیم کرد:

اولین نکته موید اصل بالا واگذاری طرح فولاد بافق از میان هشت طرح فولادی بود که به نظر می رسد مسئولین امر واقف بودند که خریدار کاری از پیش نخواهد برد در غیر اینصورت درصدی هرچند اندک را نزد ایمیدرو نگه می داشتند ولی به امید تعطیلی 100 درصدی تمامی سهام آن را واگذار کردند .

پس از چند صباحی که غلیان خریدار را مشاهده کردند در راستای سرد کردن تب فعالیتش کوشیدند و تا کنون موفق بوده اند .

 عملکرد ایمیدرو پس از واگذاری مهر تاییدی است بر این موضوع که نباید در بافق جز استخراج سنگ آهن کاری بشود .

و شاهد این مدعا سنگ اندازی هایی است که در برابر بخش خصوصی فولاد بافق انجام می شود .

برای مثال تامین زیرساخت های این پروژه ملی بر عهده دولت بود ولی به محض واگذاری مجوز 100 لیتر آب کوهرنگ آن لغو شد و حتی اجازه برداشت آب از دشت حسن را هم به او ندادند در حالی که همسایگان در حال مکیدن آن سفره هستند .

مگر این عمل غیر از تعطیلی فولاد سازی بافق پیامی می تواند داشته باشد ؟
دومین عامل موید اصل فوق اینکه مجوز ده ها ساله گندله سازی سنگ آهن مرکزی ،سال ها در کشو میز مدیران خاک می خورد و هر از گاهی که بحث فعال شدن آن پیش آید به نوعی وِتو می شود و چند سالی به فراموشی سپرده می شود .

چند سالی است به امید فعال شدن آن چشم خود را باز نگه داشته ایم ولی متاسفانه هنوز فعالیت جدی مشاهده نکرده ایم .

به نظر می رسد هدف از فعال کردن بلوک معدنی بافق ،استخراج،تغذیه دیگر مناطق و در آینده ای نه چندان دور مرگ این بلوک معدنی است.

فعالیت اخیر وزارت صنایع نشان داد عزم جدی در پشت پرده وجود دارد که از تبدیل شدن بافق به قطب صنعتی خوشش نمی آید .

چرا که مجوز گندله سازی 5 میلیون تنی ابویی (خریدار فولاد بافق) پس از 3 سال ناگهان تقلیل یافته ،شاید به امید اینکه از توجیه اقتصادی بیفتد یا با هدف دل سرد کردن این بخش خصوصی پیگیر صورت پذیرفته است .

خالی از لطف نیست بدانیم سنگ آهن با طی مراحل زنجیره تولید فولاد به مراتب ارزش افزوده ایجاد می کند که به گزارش روزنامه دنیای اقتصاد شماره 3418 مورخ 25/11/93 این ارزش افزوده به شرح ذیل خواهد بود :

Untitled1

این جدول بیان می کند یک تن سنگ‌ آهن کلوخه(استخراج شده از معدن) 2 درصد یک تن فولاد ارزش دارد .

با تبدیل کردن کلوخه به سنگ آهن دانه بندی شده ارزش آن به 4 درصد ،کنسانتره 16 درصد ،گندله 24 درصد و یک تن آهن اسفنجی 51 درصد یک تن فولاد ارزش دارد .

یک تن سنگ آهن استخراج شده از معدن 7 دلار ارزش دارد و با تبدیل شدن به فولاد قیمتش به 450 دلار می رسد .

این اعداد و ارقام نشان می دهد در صورت دایر نکردن صنایع جوار معدنی ،معادن سنگ آهن کمترین عایدی را در زنجیره تولید فولاد ،کمترین اشتغال و کمترین بهره را از این نعمت خدادادی خواهند برد .

در این میان وظیفه مسئولین بومی و استانی و نمایندگان محترم مجلس این دیار رنج کشیده چیست؟

حال که طرح فولاد بافق به بخش خصوصی واگذار گردیده و خریدار حسن نیتش را اثبات کرده کمال همکاری را با وی داشته باشند نه اینکه هر روز در عوض کمک برایش مشکلی بتراشند و تمرکزش در راستای انجام پروژه بر هم بزنند .

ما مردم بافق از مسئولین دولت تدبیر و امید تمنا می کنیم درصدی از حقوق پایمال شده مردم ولایی بافق را احیا کنند و با حمایت بخش خصوصی بگذارند بارقه های امید به زندگی در بافق خاموش نشود .

وَنُرِيدُ أَن نَّمُنَّ عَلَى الَّذِينَ اسْتُضْعِفُوا فِي الْأَرْضِ وَنَجْعَلَهُمْ أَئِمَّةً وَنَجْعَلَهُمُ الْوَارِثِينَ

حمیدرضا رنجبر بافقی- بهمن ماه 93


پرینت اشتراک گذاری در فیسبوک اشتراک گذاری در توییتر اشتراک گذاری در گوگل پلاس
بازدید: ۱
برچسب ها:
دیدگاه ها
بافقی چهارشنبه ۲۹ بهمن ۱۳۹۳ - ۱۱:۱۲ ق.ظ پاسخ به دیدگاه

سلام آقای رنجبراطلاعات خوبی بود.

داود خ.ش.م چهارشنبه ۲۹ بهمن ۱۳۹۳ - ۱۱:۱۶ ق.ظ پاسخ به دیدگاه

بنده می دانم چه خبر است اما اگر بنویسم مظمئنا منتشر نمی شود و بدین دلیل زحمت نوشتن را به خود نمی دهم .
پشت پرده را ول می کنم و به آیه ی آخر متن می پردازم :
وَنُرِیدُ أَن نَّمُنَّ عَلَى الَّذِینَ اسْتُضْعِفُوا فِی الْأَرْضِ وَنَجْعَلَهُمْ أَئِمَّهً وَنَجْعَلَهُمُ الْوَارِثِینَ
من خودم فرد مذهبی ای هستم و بارها قرآن را خوانده ام و بسیاری از آیات آن را حفظ می باشم . صنعتی کردن بافق چه ربطی به این آیه دارد ؟
اگر تاریخ را بخوانیم روشنفکرانی مثل دکتر شریعتی با استفاده از همین آیات ، مردم را علیه مدرنیته و صنعتی شدن شوراندن .
اینکه وعده ی خدا حق است و مستضعفان بر روی زمین به سروری می رسند کاملا صحیح است اما بنده به عنوان فردی مذهبی که به شیعه ی سنتی شدیدا معتقد هستم و تنفر شدیدی از روشنفکران دینی نظیر شریعتی،خاتمی،سروش و … دارم ، متوجه نمی شوم این آیه چه ربطی به صنعتی شدن بافق دارد .
اگر روزی در این مملکت توانستیم دهان روشنفکران چه دینی نظیر خاتمی و غیر دینی (کسانی که با توهین به دین در جامعه تنش ایجاد می کنند) را گل بگیریم می توانیم به آینده ی ایران امید داشته باشیم .
عرصه ی دینی باید محل جولان محبان واقعی اهل بیت باشد . مشکل ما ، روشنفکران دینی و ضد دین هستند . تا اینها هستند ملت روز خوش نمی بیند .

محمد رضا فتاحی قلعه ای چهارشنبه ۲۹ بهمن ۱۳۹۳ - ۱:۲۷ ب.ظ پاسخ به دیدگاه

مهندس جان سلام استفاده مبرم می بریم از نظرات کارشناسیتان. ممنون

مجتبی پنج شنبه ۳۰ بهمن ۱۳۹۳ - ۸:۱۲ ق.ظ پاسخ به دیدگاه

جنا آقای مهندس رنجبر. تشکر از مطلب خوب و کارشناسی شده شما.
درحالی که گل گهر چشم انداز 20 میلیون تن گندله و 20 میلیون تن کنسانتره را تدوین و برنامه ریزی کرده.
همچنین چادر ملو علی رغم تولید گندله در حال حاضر طرح های توسعه ای آنرا نیز در دست اقدام دارد.
و با توجه به چشم انداز تولید فولید ایران و کم بود گندله در آینده کم کردن ظرفیت گندله خصوصی چه توجیهی دارد.سنگ اندازی برای چه منظور انجام می شود.
امیدورام در سفر آقای رئیس جمهور به استان یزد ، بزرگان بافق این جواب این سوال را از ایشان بگیرند.
یک بار برای همیشه جواب مردم این شهرستان داده شود. مردم از این همه وعده و وعید خسته شدند و نا امید از مسولان. و این ناامیدی می تواند تبعات زیانباری برای همه در بر داشته باشد

ساسان سه شنبه ۵ اسفند ۱۳۹۳ - ۱:۵۶ ق.ظ پاسخ به دیدگاه

اقای شماره دو
اگر خیلی مردی اسمت را درست بنویس

زنده باد یاد و نام معلم شهید دکتر علی شریعتی

سوسن سه شنبه ۵ اسفند ۱۳۹۳ - ۱:۵۹ ق.ظ پاسخ به دیدگاه

وجود افرادی مثل اقای شماره دو در شهر است که این قدر عقب مانده ایم
درود بر مهندس رنجبر
سلام بر دکتر شریعتی