چهار سال پیش که به این مکان آمدم برایم بسیار قشنگ و جذاب بود زیرا طبیعتی بود دست نخورده

دسته: عمومی
۲ دیدگاه
یکشنبه - ۳۰ فروردین ۱۳۹۴

با توجه به اینکه خانه ی پدری من واقع در میدان خان یکی از آثار تاریخی بافق است ،گردشگران و توریست های زیادی را دیده بودم اما دیدن این گردشگر برایم جذابیت زیادی داشت.

کریستین ایوان گردشگر اهل رومانی و تا حد بسیار خوبی مسلط به زبان فارسی به همراه “آدری” همسر فرانسوی و فرزندان خود “لوکاس و امیلیا” ، در مرسدس RV خود که گویا قبلا متعلق به شرکت پستی UPS بوده در حال مسافرت از کشور های مختلف هستند.

به گفته ی کریستین وی یک شرکت تجاری موفق داشته و توانسته از این راه از لحاظ مادی خود را تامین کند اما آرامش و خوشحالی مورد نیاز را حس نمی کرده و روزانه تنها میتوانسته حداکثر سه یا چهار ساعت وقت خود را با خانواده بگذراند، به همین دلیل تصمیم بر تغییر ادامه زندگی خود کرده و راه مسافرت و گردش از دنیا را برنامه ی کار خود قرار داده است. برای اینکار خانه ی خود در شهر کاس آلمان را اجاره داده است و حتی زمانی که به شهر خود بازمیگردد نیز در خانه ی سیار خود زندگی میکند.

IMG_2603-puya640-300x200

وی تا به حال از کشور هایی مثل هند، پاکستان و شهرهایی از ایران دیدن کرده ولی از ایران بر خلاف اتفاق تلخ سرقت پاسپورت هایشان در آذر ماه سال ۹۲ با عشق و خوشحالی یاد میکند و میگوید این حادثه هیچ تآثیر منفی در ذهن من نسبت به ایران ایجاد نکرده است و حتی برخورد مهربان و پر از محبت مردم بعد از این اتفاق برایش خاطره ای زیبا به جای گذاشته است زیرا سرقت از گردشگر ممکن است برای هر کسی در هر کشوری اتفاق بیفتد اما معذرت خواهی و ارادت مردم آن کشور را به همراه ندارد.

کریسیتن تا به حال ۴ سفر به ایران داشته است و بعد از اولین سفر های خود تصمیم به اجرای پروژه ی IRAN IS GREAT ” ایران با عظمت است” کرد که برای اجرای این کار وب سایتی را راه اندازی و تجربیات خود را از سفر به ایران در آن قرار داده است. وی هدف خود را از این کار نشان دادن چهره ی واقعی ایران به مردم کشورش و کشور های دیگر بیان کرده است زیرا در کشور های اروپایی از ایران به عنوان کشوری نا امن و پرخطر تبلیغ شده است. شیوه این کار را اینگونه بیان کرد که بعد از رسیدن به کشور های مختلف با نشان دادن تصاویر و فیلم ها و در میان گذاشتن تجربیات خود از سفر به ایران آگاهی مردم را از ایران بالا میبرد.

IMG_2616-puya640-300x200
خانواده ی کریستین در خانه ای زندگی میکردند که شاید کوچک بود، سرویس بهداشتی و حمام نداشت اما پر بود از خوشحالی و صمیمیت . چیزی که متآسفانه در بسیاری از خانواده های ایرانی گم شده است .

لوکاس پسر خانواده که در این سفر خانواده ی خود را همراهی میکند از شیوه ی آموزشی تحصیل در منزل درس خود را ادامه میدهد و با توجه به اینکه شغل آدری مادر وی معلمی بوده است توانسته طوری پیش برود که از تحصیل عقب نماند، حتی میتوانم بگویم امیلیا نیز که هنوز به سن مدرسه نرسیده است نقاشی های کودکانه ای و تمرین های الفبایی داشت که بر دیواره ی داخلی ماشین نصب شده بود، که این نشان دهنده اهمیت تدریس و سواد برای این خانواده بود.

تهران ، کرج ، شیراز، یزد ، اردکان ، ابرکوه ، و… از جمله شهر هایی بوده که کریستین در ایران از آن ها دیدن کرده است اما وی بافق و کویر های بافق را پرخاطره ترین شهر دانست.

وقتی از وی سوال شد چرا شهر کویری و چرا مانند دیگران شمال ایران را برای تفریح انتخاب نکرده، با لحن قاطعی گفت: شمال ایران را در اروپا داریم و وقتی همه تعریف کردند علاقه مند به دیدن آن شدم ولی برایم تازگی نداشت زیرا در اروپا این جنگل ها و دریا و سرسبزی را داریم ولی کویر و ریگهای روان را نداریم. اینجا احساس آرامش میکنم و از بودن در این مکان لذت میبرم. باید بگویم که در بروشور هایی که میراث فرهنگی ایران به گردشگران خارجی میدهد زیبایی های ایران از دید یک ایرانی نشان داده شده است ، این اشتباه و ضعف کار است و قصد دارم این بروشورها را اصلاح کنم.

دین این خانواده گردشکر مسیحیت بود و وی با کلمه هایی سراپاکنده ی فارسی گفت نوع دین مهم نیست، انسانیت مهم است و اینکه من و شما با دو دین متفاوت در کنار یکدیگر نشستیم و با هم در حال صحبت هستیم این مهم هست.

در حرف ها کمی ریزتر شدیم و به سراغ شن های روان صادق آباد رفتیم . به گفته ی وی چهار سال پیش که به این مکان آمده بودم برایم بسیار قشنگ و جذاب بود زیرا طبیعتی بود که دست نخورده باقی مانده و حفظ شده بود اما امروز در این مسیر دیدم که زباله ریخته شده و نظم و بکر بودن طبیعت را از بین برده است البته امکانات الان در این مکان بهتر ازقبل شده است که این خود نکته مثبت این تغییرات میباشد.

IMG_2639-puya640-300x200

یک سوال همراه باشیطنت با توجه به اتفاقات اخیر در قشر معلم ها نیز از آدری که در کشورش معلم بود پرسیدم. از وی پرسیدم حقوق یک معلم در کشورش با یک پزشک چقدر تفاوت دارد ، بعد از اینکه توانستیم سوال را به وی بفهمانیم، پاسخ داد تقریبا در یک سطح میباشد و تفاوت عمده ای ندارد.

در آخر از کمک کریستین به همسرش در تهیه نوشیدنی ، کمک به آدری در فهماندن صحبت ها و راضی بودن از زندگی در این مکان کوچک میتوان به عنوان نقاط مثبت این مصاحبه نام برد.

محبوبه رنجبر


پرینت اشتراک گذاری در فیسبوک اشتراک گذاری در توییتر اشتراک گذاری در گوگل پلاس
بازدید: ۲
برچسب ها:
دیدگاه ها
جلیل زعیمیان سه شنبه ۱ اردیبهشت ۱۳۹۴ - ۵:۱۷ ب.ظ پاسخ به دیدگاه

متفاوت بود و عالی . ممنون

Mohsen_s سه شنبه ۱ اردیبهشت ۱۳۹۴ - ۷:۵۷ ب.ظ پاسخ به دیدگاه

بسیار عالی
ولی کاش به میراث از جا مانده بیشتر توجه میشد تا اینکه خراب شوند
http://www.bafqcity.com