صبا نامه

دسته: عمومی
۵ دیدگاه
سه شنبه - ۱ اردیبهشت ۱۳۹۴

جلیل زعیمیان
*******
سه کاریکلماتور
*************
* اَبرِ عقیم . . . . خشمِ کویر
* صدای شکستن می دهد هم آغوشیِ سنگ و شیشه .
* عمقِ تنهایی اش را با مترِ فاصله اندازه گرفت .

داستان یک خطی
**************
* هر روز از سفر بازمی گردد . سفرکرده ای عزیز در چشمِ منتظری همیشه و چشم به راه .

داستانک
*******
* در شرایطِ حمله ، سرباز ، اسلحه اش را رو به فرمانده ی خود می گیرد و شلیک می کند . دشمن ، شاید جسم او را تهدید کند اما مطمئناً یک فرمانده ی نابلد و سرخود ، نه تنها جسم او و همقطارانش را که روحِ آن ها را هم به ورطه ی سقوط می کشاند .

تأمل
***
* در هر چیزِ جدِّی ، شوخی ی نهفته است . همان طور که در بطنِ شوخی ها ، نکاتِ جِدّی ، پنهان شده .

حاد
***
فقط مُردگان ، شبیهِ هم اند .
زنده باش و
متفاوت .

شعرک
*****
برف ،
سپیدیِ یکدست .
کلاغِ نشسته روی برف
تنها لکه ی سیاه .

شعرِ مُرده شوری
**************
چه کسی می گوید :
آضادی ! وجود ندارد .
اِدالت ! نیست .
طبعیض ! موج می زند .
دُضدی ! زیاد شده .
سُلح ! واژه ای خنده دار است .
این همه حرفِ مُفط !
این ها
همه اشتباه است .

نویسنده : جلیل زعیمیان ( صبا بافقی )


پرینت اشتراک گذاری در فیسبوک اشتراک گذاری در توییتر اشتراک گذاری در گوگل پلاس
بازدید: ۱
برچسب ها:
دیدگاه ها
سید امین رضوی سه شنبه ۱ اردیبهشت ۱۳۹۴ - ۸:۵۴ ب.ظ پاسخ به دیدگاه

به ذوق و قریحه جناب زعیمیان افرین باید گفت.از خوانندگان پروپاقرص نوشته های ایشان هستم. کاش دیگر دوستانی که دستی در هنر نوشتن و کاریکلماتور و خصوصا کاریکاتور دارند که دراین سایت و رسانه های بافق زیاد هم می بینیم، اندکی خمیرمایه ی این هنر را از افرادی نظیر جناب زعیمیان می آموختند. کاریکاتورهایی می بینیم که بیشتر شبیه نقاشی های کودکانه است اما با آب وتاب منتشر می شود. کاش دوستان بدانند و روزی دریابند که کاریکاتور کشیدن و کاریکلماتور نوشتن، هنری است ورای نویسندگی، شعر ونقاشی. با اطلاعاتی جامع از جامعه شناسی، اقتصاد، فرهنگ، جمعیت شناسی، فرهنگ، هنر و … ادبیات و وووو و آنگاه کشیدن یک کاریکاتور . نه اینکه هرکسی فردی را با دماغ بزرگ و دست کوتاه کشید، کاریکاتوریست است…. برای این هنر مند عزیز و مایه ی افتخار جامعه ی هنر بافق، آرزوی موفقیت و رسیدن به قله های افتخار و شهرت را دارم.

00 سه شنبه ۱ اردیبهشت ۱۳۹۴ - ۱۰:۳۲ ب.ظ پاسخ به دیدگاه

احسنت استاد زعیمیان
خوب حق مطلب و ادا کردی

00 سه شنبه ۱ اردیبهشت ۱۳۹۴ - ۱۰:۳۲ ب.ظ پاسخ به دیدگاه

منتظر مطالب بعدی شما هستیم

ناشناس چهارشنبه ۲ اردیبهشت ۱۳۹۴ - ۱۲:۱۵ ق.ظ پاسخ به دیدگاه

با سلام خدمت دوستان عزیز و بازدیدکنندگان محترم

* در آخرین مطلبی که در سایت بافق فردا از اینجانب درج شد

متاًسفانه شخصی به نام امیر یا ناشناس ، در قسمتِ نظرها ،

شعری از من رو که قبلاً در نشریه ی امین بافق درج شده بود

به نام خودش نوشت و همین مسئله باعث شد تا به عمق و

اهمیتِ فاجعه ی کپی برداری از آثار ادبی و هنری ، پی ببرم .

از امروز هم تصمیم گرفتم که بعد از چند سال فعالیت ،

وبلاگم رو که حاوی بیش از 180 مطلب ادبی و . . . بود ،

ببندم تا بیشتر از این ، قلبم به دستِ چنین آدم های بی وجدانی

نشکند و جانم توسطِ چنین آدم های بی هنری آتش نگیرد .

موفق و پیروز باشید .

جلیل زعیمیان ( صبا بافقی )
http://sabazaeim.mihanblog.com/
………………………………………………
آقای زعیمیان چرا از شوخی همشهریان اینقدر رنجیدید که وبلاگ خود را بستید ؟
حالا یکی شوخی کرده – به خود نگیرید.
این شوخی ها حتی با حافظ و سعدی هم میشه .
در ضمن بنده بر خلاف آقای رضوی ، نوشته های شما را هنرمندانه نمی دانم .
مثلا این یعنی چه ؟
در هر چیزِ جدِّی ، شوخی ی نهفته است . همان طور که در بطنِ شوخی ها ، نکاتِ جِدّی ، پنهان شده .

حاد
……..
به نظرم شما بیش از حد …..د .

سید احسان شریعتی چهارشنبه ۲ اردیبهشت ۱۳۹۴ - ۹:۲۸ ق.ظ پاسخ به دیدگاه

درود بر جناب آقای زعیمیان
اولین نوشته ایشان را چندین سال پیش در مجله داستان همشهری خواندم