حيله اي ديگر از سوي مافيا

دسته: مقالات
۳ دیدگاه
سه شنبه - ۲۲ اردیبهشت ۱۳۹۴

33333
” جمعي به خانه مردي ساده لوح ريختند و تمام اموال و دارايي او را به غارت بردند. در عين شلوغي و غارت، مرد ساده لوح که ديد چيزي برايش نگذاشته‌اند رو به دزدان کرده و گفت: حالا که تاختن و بردن است، صد تومان هم زير آن پالان است؛ آن را هم ببريد.” اين داستان قديمي بي ربط به موضوع و مسايل بافق نيست! سنگ آهن را که در حال بردن هستند؛حالا اين دي 19 و چند تا معدن ديگر هم هست، آن را نيز ببرند؛ تا دست خالي نباشند!

امروزه اذهان مردم بافق درباره مسايل مختلف باز مشوش شده است! روزي نيست که يک سناريو تازه براي مردمان دارالشجاعه نوشته نشود و به طرق مختلف اجرايي نگردد! اين چه بازي است که هر از گاهي بر سر اين مردم مي آيد! تا ديروز مسئله شرکت سنگ آهن مرکزي و چوب حراج بر آن و امروز مسئله مزايده مناطق معدني دي 19 و چاه گز و اين قبيل مسايل؛ گويي عده ايي در پشت پرده نشسته اند و آب در آسياب ديگري مي‌ريزند و متأسفانه برخي عناصر خودباخته محلي هم آب بيار اين آسياب شده اند تا بر وفق مراد آنها بچرخد! آنها، چنان در کار خود مهارت دارند که نه تنها عرصه را بر مردم؛ بلکه بر مسئولان نيز تنگ مي کنند! تا جايي که به اهداف و مقاصد خود برسند. ” گويا باور نمي دارند روز داوري/ کاين همه قلب و دغل در کار داور مي کنند ” (حافظ شيرازي)

اراده و اگاهي مردم بافق نشان داده در مقابل اين همه دسايس و نيرنگ ها ايستادگي کرده و هرگز نخواهند گذشت تا منافع مردم شهر در خطر بيفتد؛ اگرچه رانت هاي قدرت و مافياي پليد باز حيله ي ديگر به کار خواهند بست.

اگرچه اين سخن سر دراز دارد؛ اما اين را هم مي دانيم که مردان تدبير و اميد دست به کار هستند تا با اين مفاسد برخورد کنند که قطعا اخبار آن به آگاهي مردم خواهد رسيد.


پرینت اشتراک گذاری در فیسبوک اشتراک گذاری در توییتر اشتراک گذاری در گوگل پلاس
بازدید: ۲
برچسب ها:
دیدگاه ها
یادگار سه شنبه ۲۲ اردیبهشت ۱۳۹۴ - ۱۲:۴۶ ب.ظ پاسخ به دیدگاه

دریا ، صبور و سنگین، می خواند و می نوشت : من خواب نیستم ، خاموش اگر نشستم ، مرداب نیستم ، روزی که برخروشم و زنجیر بگسلم ، روشن شود که آتشم و آب نیستم

داود خ.ش.م سه شنبه ۲۲ اردیبهشت ۱۳۹۴ - ۶:۰۰ ب.ظ پاسخ به دیدگاه

سال قبل برای جلوگیری از اختصاصی سازی سنگ آهن مردم بافق اعتراض مدنی کردند . در همان روزها گفتیم اگر قرار است این اعتراض به جایی برسد ، باید از دید ملی به آن نگاه کنیم و تصور نکنیم که یک شهر به تنهایی و بدون کمک شهرهای دیگر می تواند حقش را بگیرد . بارها گفتیم که سیاست فعلی ، ایجاد اختلاف بین شهرها و اقوام ایرانی است . مثلا چادرملو برای ایجاد اختلاف بین بافق و اردکان،چاه گز برای ایجاد اختلاف بین بافق و بهاباد ، انتقال آب از اصفهان به یزد برای ایجاد اختلاف بین یزد و اصفهان،انتقال آب از کارون به اصفهان برای ایجاد اختلاف بین اصفهان و خوزستان،جوکهای قومیتی برای ایجاد اختلاف بین اقوام ایرانی و … . هیچکدام از اقوام ایران تجزیه طلب نبوده اند و اگر بخشهایی در طول تاریخ از ایران جدا شده است به واسطه ی جنگهای خارجی بوده است . امروز عده ای سعی دارند مردم بعضی از مناطق ایران را تجزیه طلب نشان دهند تا مردم سایر بخش های ایران را به سرنوشت آنها و سختی هایی که متحمل می شوند – و گاها اعتراض می کنند-بی تفاوت کنند .ایران یک کشور جعلی مثل بریتانیا نیست که ترس از تجزیه داشته باشد . پس باید همه ی شهرها و اقوام ایرانی در کنار هم برای فردایی بهتر تلاش کنند .

عاشق بافق سه شنبه ۵ خرداد ۱۳۹۴ - ۳:۴۹ ق.ظ پاسخ به دیدگاه

به نظر بنده حقیر این است که اتحاد کمرنگ شده اگر در اعتصاب قبلی که بسیار مسالمت آمیز بود همگی دست به دست همدیگه گذاشته بودند وپابرجا مانده بودند تا احقاق حق این گروه اندک اینچنین ظلمی درحق بافق و بافقی نمی کردند ولی افسوس چه اندک بودند دلسوزان واکثرا خود را تبرئه. می کردند در همراهی آنها واین است نتیجه اش که دودش به چشم همه وفرزندان ونسلهای بعدی خواهد رفت اگر بافقی باقی بماند