انتخابات، پیامی برای تصمیم سازان

دسته: سیاسی , مقالات
بدون دیدگاه
یکشنبه - ۲۵ دی ۱۳۹۰

اندیشمندان غربی وقتی در 250 سال قبل خواستند در احوال مردمانشان تغییری دهند، و با نشاندن هر قدرتمندی در جا و جایگاه خود، بر او نظارت داشته باشند به این نتیجه رسیدند که فقط این مردم هستند که شایستگی این را دارند که به کسی قدرت بخشند و ناظر اعمال و تصمیم های او باشند و در موعد مقرر هم او را برکنار کنند.

بر همین اساس، ساز و کارهای انتخاباتی را بنیان نهادند تا در یک بازی قانونی، کسی یا کسانی توسط مردم و برای انجام امور مردم، برگزیده شوند. قوا تقسیم شدند و هرکسی بر مسند خویش نشست و برای آنکه قدرتمندی با سوء استفاده از جایگاه قانونی خود، عصیان نکند و بر دیگر قوا برنشورد، راههای مختلفی برای مهمیزه زدن بر اسب سرکش قدرت برگزیدند که یکیش مدت دار کردن زمان ریاست و حکمرانی هر کسی است.

بی تردید انتخابات در هر ملک و در میان هر ملتی که مردمسالاری را برای حرکت اجتماع خود سودمند یافته، یک پیام اساسی دارد و آن این است که مردم چه می خواهند!

به نظر من مهمترین کار و فایده هر انتخاباتی این است که حاکمیت و تصمیم گیران جامعه به خوبی می توانند بفهمند که مردمشان در آن برهه از زمان به چه می اندیشند و از آنها چه می طلبند.

جهان غرب برای آنکه بازی قدرت را سر و سامانی داده باشد، یک راهکار جالب ارائه کرد. حزب.

البته این نکته از قلم نیفتد که از همان اول در بلاد غرب به حقوق اولیه انسانی اشاراتی رفته است و برای همه ی انسانها، جدای از رنگ و نژاد و دین و… حقوقی در نظر گرفته شده که حق آزادی بیان و ابراز عقیده از پایه های آن است. ( البته در طول زمان و در اجرای این اصول، تنگناهایی برای مردم گذاشته شده است و آزادی به مفهومی که مد نظر اندیشمندان قرن 17 و 18 میلادی بود، هرگز محقق نشد).

مهمترین کارکرد حزب، ضابطه مند کردن بازی قدرت است. یعنی هرکسی می تواند بیاید و در چارچوب قواعد وضع شده توسط مردم، حرفش را برای دیگران عرضه کند و اگر مورد پسند واقع شد، با سازوکار انتخاباتی، به راس هرم قدرت دست یابد و براساس همان اعتقاد، در خدمت مردم و جامعه درآید.

حزب و انتخابات دو مقوله به  هم پیوسته و جدایی ناپذیرند. بدون وجود احزاب قوی ، انتخابات نمی تواند نمودار، خواسته های واقعی مردم باشد.

احزاب، با جمع کردن نخبگان هر جامعه در کنار هم و رصد اوضاع، دست به تدوین برنامه می برند. مهمترین نیاز مردم را می بینند و بر اساس همان نیاز، شعار می سازند و راهکار رسیدن به آن نیاز را ارائه می کنند. در همین میان احزاب دیگر نیز دست به نقد برنامه ها و شعارهای این حزب  می زنند و در این کش و قوس، نقاط ضعف و قدرت یک تصمیم مشخص می شود و مردم می توانند به یکی رای آری و به دیگری رای نه بدهند.

البته برای رساندن صدای احزاب به مردم، وجود رسانه های متفاوت با نگرش های بعضاً متضاد، ضروری است. داشتن تریبون برای بیان نظرها و نقدها در هر انتخابی جزو ضروریات است.

یکی دیگر از کارکردهای احزاب، کادرسازی است. یعنی هرکسی که می خواهد در زمین سیاست، پایی به توپ قدرت بزند باید اول الفبای این کار را بیاموزد و چه جایی بهتر از حزب برای این آموختن. احزاب با جذب علاقمندان به قدرت، آنان را برای رسیدن به جایگاه قانونی پرورش می دهند و در موقع لزوم آنان را وارد رقابت می کنند و با به دست آوردن نظر و دل مردم، بر مسند قدرت می نشینند تا شعارهای خود را تحقق بخشند و اگر موفق شوند رضایت مردم را جلب کنند می توانند سالهای سال، به این حکمرانی و چشیدن مزه عجیب و غریب فرمانروایی، ادامه دهند.

پس انتخابات در هر مملکتی می تواند یک عمل بسیار عالی برای انتقال خواسته های مردم به سیستم تصمیم گیر آن کشور باشد.

وقتی حزبی با شعار کاهش تورم با کاهش بیکاری به میدان می آید و رای هم می آورد یعنی اینکه مردم آن جامعه از بیکاری و تورم در رنج بوده اند. وقتی حزبی با شعار حفاظت از محیط زیست رای آری مردم را به دست می آورد، یعنی اینکه مردم آن جامعه مشکلات معیشتی را پشت سر گذاشته و به محیط زیست اطرافشان توجه کرده اند. بر همین اساس احزابی که با شعارهای عدالت یا آزادی یا … بر سرکار می آیند.

انتخابات آینده مجلس ایران هم می تواند، به نوعی منعکس کننده خواسته های مردم باشد. این نعمت بزرگی است که آدمهای یک جامعه به جای آنکه برای نشان دادن خواسته هایشان با هم درگیر شوند، در رقابتی مدرن و متمدنانه، شرکت جویند. این امر مستلزم فراهم شدن، مقدمات گفته شده در بالاست.

محمد علی پور فلاح

 


پرینت اشتراک گذاری در فیسبوک اشتراک گذاری در توییتر اشتراک گذاری در گوگل پلاس
بازدید: ۸
برچسب ها: