سایه روشن جشن های نیمه شعبان

دسته: مقالات
۳ دیدگاه
جمعه - ۱۵ خرداد ۱۳۹۴

IMG-20150218-WA0030-169x300

نیمه شعبان هم گذشت …

و ما همچنان منتظر …

گاهی اندک کاری ، آن هم سالی یک بار انجام میدهیم و دلمان خوش است و انتظار داریم یار امام زمان (عج) باشیم …

هی نشسته ایم و میگوییم چرا مولایمان نیامد …

الکی مثلا ما نمیدانیم اشکال کار از خود ماست …

این روزها جشن های نیمه شعبان همه نظر ها را به خود جلب کرده ؛

هر کسی در گوشه ای از شهر ، به شیوه خودش برای امام زمان (عج) کار میکند؛

گوشه ای جشن گرفته اند و مداحی میکنند ، گوشه ای احیا گرفته اند و استغفار میکنند ، گوشه ای نمایشگاه برای ترک گناه زده اند ، گوشه ای شربت و شیرینی و آش و حلوا میدهند.

از آن طرف گوشه ای دایناسور درست کرده اند که آتش از دهانش بیرون می آید ، گوشه ای ماکت پیرمردی سوار بر موتور درست کرده اند و بر بلندی گذاشته اند ، گوشه ای با ویدئو پرژکتور عکس و فیلم موتور کراس پخش میکنند ، گوشه ای پارچه یا صاحب الزمان (عج) زده اند ولی آهنگ آمریکایی پخش میکنند.

گوشه ای از خیابان اتومبیل هایی صدای موسیقی را زیاد کرده اند و جیغ و سوت میزنند ، گوشه ای از خیابان موتور سیکلت ها ویراژ میدهند و برف شادی به چشم هم میزنند ، گوشه ای جوان ها کیسه فریزر هایشان را از آب سرد کن مسجد پر میکنند تا به سر هم بزنند ، گوشه ای ترقه جلوی پای زن و بچه مردم میزنند.

امشب آخر شب چرخی در خیابان زدم و جوانانی را دیدم که اکثرا سوار بر موتور قصد دارند تا صبح در خیابان بمانند و آخرین ترقه هایشان را بترکانند و آخرین انرژی های نهفته شده جوانی را که گویی از بس تخلیه نشده عقده تخلیه اش را دارند ، خالی کنند.

دیشب هم سری به گوشه ای زدم که احیا گرفته شده بود و جمعیتی که ۹۸ درصدش جوان بودند تا صبح از فراق امام زمانشان زجه زدند.

با خودم فکری کردم …

این همه تفاوت برای برگزاری یک مراسم مذهبی ؟؟؟؟

شاید شاید امام زمان ما هم مثل امام زمان سال ۱۰ تا ۴۰ هجری ، از مردمش گله دارد و میگوید:

دشمنان شما در یاری از باطل خود وحدت دارند و شما در یاری از حق متفرقید (خطبه ۲۵ و ۲۷ نهج البلاغه)

در همین افکار بودم که ناگهان صدای آهنگ اتومبیلی که از کنارم رد شد مرا به یاد یکی از سخنرانی های استاد پناهیان انداخت که میگفتند:

<< این که یک جوانی در ماشینی صدای آهنگش را زیاد میکند چیز خوبی است ؛ این برای ما یک فرصت است؛این جوان این آهنگ را دوست دارد و میخواهد زیبایی آهنگ مورد علاقه اش را به بقیه نشان دهد؛ حالا شما فکر کنید این جوان اگر عاشق امام زمانش باشد چه میکند؟ >>

به راستی این همه کار در نیمه شعبان ، اینهمه شور و اشتیاق در جوانان ، اینهمه حوض و آب و آتش و ترقه و برف شادی و همه و همه برای ما یک فرصت است…

اگر این انرژی که برای نیمه شعبان در شهر گذاشته شد ، درست گذاشته میشد شاید …

اینهمه آدم میخواهند برای امام زمانشان کار کنند و به خیال خودشان کار درست را انجام میدهند ولی گاهی مسیر را اشتباه میروند چون نمیدانند …

چون ما به آنها نگفته ایم …

چون بسیاری از بزرگتر های شهر ، مسئولان و متولیان فرهنگی ، ریش سفید ها ، دلسوزان فرهنگی و مذهبی و آنها که به نوعی مسیر را بلدند ، خود را از مسیر نابلد ها جدا میدانند …

چند مسئول ، چند بزرگتر ، چند امام جماعت ، چند مسجدی ، چند تشکل خود جوش ، قبل از نیمه شعبان مردم کف جامعه را برای چگونگی برگزاری جشن راهنمایی کردند؟؟؟

چند نفر حین مراسم ها با چهره ای خوش به آنها که مسیر را اشتباه رفته اند ، تذکر دادند؟؟؟

چه راهکارهایی ارائه شد تا جذابیتش برای جوانها از ترقه زدن بیشتر باشد؟؟؟

چند نفر به آن مغازه ای که پارسال حین جشن آهنگ آمریکایی پخش میکرد و امسال هم همان کار را تکرار کرد سی دی مولودی مجانی دادند یا از باب نهی از منکر ، با روی خوش تذکر دادند؟؟؟

آیا همین که در مراسم نماز جمعه ، دربین دو نماز ، از طرف نیروی انتظامی اطلاعیه ای خوانده شود مبنی بر اینکه با فروشندگان و مصرف کنندگان مواد مترقه برخورد میشود کافیست ؟؟؟ ( هرچند همین کار هم انجام نشد )

البته امسال یک نهاد دولتی اقدامی در زمینه پخش کتاب و سی دی انجام داد که خوب است ولی کافی نیست .

چرا دشمنان ما در دفاع از باطل خود درست عمل میکنند ، ولی ما در دفاع از حق ، اینقدر بد عمل میکنیم ؟؟؟

اصلا ما عادت داریم فرصت ها را به تهدید تبدیل کنیم .

چند روز پیش نزدیک ولادت حضرت علی اکبر علیه السلام و روز جوان در خطبه های نماز جمعه گفتند : جوان ها سرمایه های جامعه هستند ؛ و قدرت جامعه به تعداد جوانانش هست .

ولی دو روز بعد در اخبار رادیو شنیدم که میگفت ورود چند میلیون جوان دهه هفتادی به بازار کار معضل جدیدی برای دولت شده …

دلا! تا باغ سنگی، در تو فروردین نخواهد شد

به روز مرگ شعرت سورۀ یاسین نخواهد شد

فریبت می‌دهند این فصل‌ها، تقویم‌ها، گل‌ها

از اسفند شما پیداست، فروردین نخواهد شد

مگر در جستجوی ربنای تازه‌ای باشیم

وگرنه صد دعا زین دست، یک نفرین نخواهد شد

به مشتاقان آن شمشیر سرخ شعله‌ور در باد

بگو تا انتظار این است، اسبی زین نخواهد شد

(علیرضا قزوه)

پیشنهاد میشود مسئولین فرهنگی ، آستین بالا بزنند ، وارد گود شوند و ستادی متشکل از دلسوزان کوچک و بزرگ فرهنگی شهر ، جهت نظارت و اصلاح مراسم های شهر از قبیل نیمه شعبان ، شب قدر ، محرم و صفر و غیره تشکیل دهند تا از این به بعد کمتر شاهد انحراف در مراسم های مذهبی باشیم.

امین بابایی


پرینت اشتراک گذاری در فیسبوک اشتراک گذاری در توییتر اشتراک گذاری در گوگل پلاس
بازدید: ۱
برچسب ها:
دیدگاه ها
ط.س شنبه ۲۳ خرداد ۱۳۹۴ - ۱۱:۳۸ ق.ظ پاسخ به دیدگاه

با سلام و خسته نباشيد
در اين بحث چيزي نميشه گفت جز اينکه به قول شما ……. (( مسئولین فرهنگی ، آستین بالا بزنند ، وارد گود شوند و ستادی متشکل از دلسوزان کوچک و بزرگ فرهنگی شهر ، جهت نظارت و اصلاح مراسم های شهر از قبیل نیمه شعبان ، شب قدر ، محرم و صفر و غیره تشکیل دهند تا از این به بعد کمتر شاهد انحراف در مراسم های مذهبی باشیم.)) در غير اينصورت هميشه همين آشه و همين کاسه ….

يه شهروند بافقي شنبه ۲۳ خرداد ۱۳۹۴ - ۱۱:۵۳ ق.ظ پاسخ به دیدگاه

با سلام و خسته نباشيد
جناب آقاي ……. گفته شما کاملاً درست… ولي کلاً همه ي جونا پر انرژي اند و معطل اينن که يه جايي يه مراسمي باشه تا انرژي هاشونو خالي کنن البته داخل پرانتز هم بگم که منم کلاً با اين جور حرکتهاي غير اصولي موافق نيستم… ولي،،، جوونا که جوونن و جووووني مي کنن پس بهتره که مسئولين که بزرگتر هستند لطف کنن يه فکراي درست و حسابي براي اين جور مواقع کنن ناگفته نمونه البته به مسئولين هم جسارت نشه کاري نکنن که باز از اين بدتر بشه محيط رو خيلي بسته نکنن که باز از يه جاي ديگش بزنه بيرون و وضع از اين بدتر بشه. به اميد روزهاي ………
موفق بشين.

علی سه شنبه ۲۶ خرداد ۱۳۹۴ - ۳:۳۷ ب.ظ پاسخ به دیدگاه

با سلام ضمن تشکر از مطلب شما واقعا گل گفتی
باید به عرض برسانم همانطور که خودتان و دوستان گفتید استعدادهای خوبی در شهر بافق در همه زمینه ها وجود داردکه می توانند خود را در کشور مطرح کنند ولی به دلیل نبود یک برنامه ریزی و عدم شناخت این استعداد ها در داخل شهر و ندادن فرصت به این جوانان ، ( ایجاد یک فرهنگسرا ، حمایت از انها ، زمینه سازی فرهنگ ، عدم همکاری خانواده ها ) در چنین مراسم هایی به قول شهروند بافقی حرکت های انجام می گیرد که باعث ناراحتی گروهی از مردم می گردد. شما نگاه کنید چند روز از نیمه شعبان گذشته هنوز آثار فعالیت های انجام شده در این روز از قبیل بستن داربست و …. مشاهده می شود که شاید صدمه رسان باشد ولی همشهریان هیچ اقدامی برای جمع اوری ان نکردند و شهرداری هم در این زمینه تذکری نداده کلا کارها در بافق اینجوریه اول با شور و هیجان بالا و در ادامه ترمز به دلایل مختلف ، در کل با نظر شما موافقم بایدانجام فعالیت ها توسط روابط عمومی ها و خانواده ها با تشکیل کمیته ها و شناخت استعدادها ساماندهی شود.موفق باشید