یک کتاب، یک شهید بافقی(کتاب بیست و دوم: پرستوی مهاجر)

دسته: عمومی
یک دیدگاه
جمعه - ۱۵ خرداد ۱۳۹۴

bafghbook22

نام کتاب: پرستوی مهاجر- یادنامه شهید جواد قانعی بافقی
تهیه و تدوین: سید عباس حسینی باقرآبادی
ناشر: میراث ماندگار قم
سال چاپ: 1389
شمارگان: 3000 جلد
تعداد صفحات: 200صفحه
در بخشی از سرآغاز این کتاب آمده است:
آری همه شهدا زنده اند و می توانند در مشکلات و گرفتاری ها، کارگشای ما و راهنمای زندگی ما باشند و به حق می توانند اساتیدی شایسته برای رسیدن به عرفان واقعی و حقیقی باشند و دست جوانان عزیز را گرفته و به مقاماتی برسانند که هیچ کدام از این عرفان های دروغین نمی توانند در آن وادی قدم بنهند.
آقای حسینی باقرآبادی در قسمتی از پیشگفتار کتاب آورده است:
از روزی که این کار آغاز شد برکات آن را در زندگی خود مشاهده کرده و بارها مورد توجه و لطف شهید قرار گرفتم و همین توجهات ایشان بود که بسیاری از مشکلات کار را برای من آسان می کرد و انگیزه بیشتری به من می داد تا این کار را با تلاش زیاد پیگیری کنم.
نویسنده در ادامه پیشگفتار آورده است:
مجموعه ای که پیش رو دارید، خلاصه ای از زندگانی کوتاه اما پر برکت این شهید بزرگوار است که از زبان بستگان، دوستان و همرزمان وی و به قلم این حقیر نگاشته شده است. امیدوارم خوانندگان محترم از زندگی سراسر اخلاقی و عبادی این شهید عزیز، بهره کافی را برده و شهدا را الگوی خود ساخته و شفاعت ایشان را شامل حال خود قرار دهند. انشاالله.
این کتاب در یازده بخش با عناوبن زندگی نامه شهید، خاطرات، اخلاق شهید، عبادت و اخلاص، جبهه و جنگ، رویاهای صادقانه و کرامات، نامه ها، وصیت نامه شهید، شعر در مدح شهید، دست خط شهید و تصاویر تدوین گردیده است.
شهید جواد قانعی بافقی فرزند محمد در تاریخ 2/1/1349 در خانواده ای مذهبی و انقلابی در شهرستان بافق دیده به جهان گشود. در سال 1359 که جنگ بین ایران و عراق آغاز شد جواد وارد سال پنجم ابتدایی( دبستان خلدبرین) شد که بیش از 10 سال از سن او نمی گذشت. او از همان ابتدای جنگ علاقمند به رفتن به جبهه بود اما والدینش اجازه نمی دادند. بعد از اتمام دوره ابتدایی وارد مدرسه راهنمایی شیخ محمد تقی بافقی شد. بالاخره در 12 سالگی با شور وحال فراوان وارد جبهه شد. دوره راهنمایی را گاهی در جبهه و گاهی در کلاس درس گذراند و با اجبار وارد دبیرستان شهید رجایی شد. او در تاریخ 23/12/1363 در منطقه هورالعظیم و در عملیات بدر به آرزوی دیرینه خود و به درجه رفیع شهادت نائل آمد و پیکر این پرستوی مهاجر بعد از 11 سال دوری از وطن در مردادماه 1374به وطن بازگشت و در کنار حرم امامزاده عبدالله بافق آرام گرفت. روحش شاد و یادش گرامی.
سید محمد طباطبایی بافقی
عضو هیات علمی دانشگاه آزاد اسلامی واحد بافق


پرینت اشتراک گذاری در فیسبوک اشتراک گذاری در توییتر اشتراک گذاری در گوگل پلاس
بازدید: ۳
برچسب ها:
دیدگاه ها
بافقی شنبه ۱۶ خرداد ۱۳۹۴ - ۲:۵۰ ب.ظ پاسخ به دیدگاه

کتاب بسیار زیبا و آموزنده ای است
محال است کسی این کتاب را بخواند اما گریه نکند
من شخصا این کتاب را تا آخر خوانده ام نه یکبار بلکه چندین بار
به همه همشهریان عزیزم هم توصیه می کنم این کتاب را تهیه کرده و بخوانند خصوصا بخش کرامات این شهید عزیز که تاکنون چه مشکلاتی را حل کرده و چه گره هایی را باز کرده است اگر گره کار خودم باز نشده بود این حرف ها را نمی زدم
کاش برای دیگر شهیدان شهرمان هم چنین کاری انجام می دادند
روحش شاد