منم میدان خان

دسته: عمومی
بدون دیدگاه
پنج شنبه - ۲۸ خرداد ۱۳۹۴

810618295_21687_10709152038244594263

راستی چه زیباست نامی که بزرگان بر من گذاشتن در آن زمان
زمانی برو بیایی برای خود داشتم,مغازه هایم رونق داشت,هرکسی مشغول کاری بود,صدای چکش آهنگر,مسگر محله,استاد نجار,بوی نان محلی و …
چندسالی گذشت و یکی یکی مغازه ها از رونق افتاد,اکثرا بسته شده یا تبدیل شده به انبار بعضی از مغازه های شهر.سکوت سراپای وجودم را فرا گرفته بود و هیچکس هم حرفی نمی زد.دو سه سالی است که بعضی از عزیزان دوباره به من روحیه داده و تعدادی از مغازه ها دایر شده و مشغول کسب و کار هستند ولی چه فایده! من که رنگ و رویی برایم نمانده و همه مسئولین به فکر همه جای شهر هستند غیر از من که بنایی هستم تاریخی و دلسوزی ندارم.خیلی که تعارف می کنند هرسال ایام عید با یک تانکر آب آمده و آبی می پاشند,حوض را آب می کنند و می روند. ای کاش این کار را هم نمی کردند چرا که بجای آب زلال و ماهی های زیبا چیزی جز لجن در آن حوض نیست و نمی شود در کنار آن ایستاد. راه پله آب انبار هم شده توالت عده ای!
دلم می سوزد و افسوس می خورم نسبت به آثار تاریخی دیگر استان؛ خودتان قضاوت کنید وقتی مردم از شهرهای دیگر برای گردش و زیارت به بافق آمده و سری به من می زنند، در برابر آنان خجالت می کشم. میهمانان، هر کسی، حرفی می زند چرا به فکر این بنا نیستند,چرا مسئولین اقدامی نمی کنند, واقعا حیف است و …
همه این عزیزان با حسرت و اندوه با من خداحافظی می کنند و به شهر خود برمی گردند. مسئولین عزیز! شما که از همه جای شهر به مناسبت های مختلف بازدید دارید؛ یک روز هم دسته جمعی سری به من بزنید چرا که من جزیی از این شهر هستم.
عزیزان بجای پاس دادن به یکدیگر,دست به دست هم و با همدلی نسبت به مرمت,نورپردازی,آب نما,نصب سطل زباله و خلاصه آنچه شایسته یک مکان تاریخی است؛ نسبت به من اقدام نمایید تا باعث دلگرمی فرهنگ دوستان، اهالی و عزیزانی که تمایل کار در این مکان را دارند باشد.
با تشکر


پرینت اشتراک گذاری در فیسبوک اشتراک گذاری در توییتر اشتراک گذاری در گوگل پلاس
بازدید: ۲
برچسب ها: