حقیقت در مسلخ سکه و سنگ!

دسته: مقالات
۱۰ دیدگاه
سه شنبه - ۲۰ مرداد ۱۳۹۴

کوه با همه صلابتش شکسته و خرد می شود، تا هزاران و میلیونها تن سنگ، با همراهی «آب» و «آتش» تبدیل به فولاد و ریال و دلار و سکه شود.
سنگ «سر»  و «پا» می شکند و سکه «دل» و «چشم» می برد، و اینگونه است که سکه و سنگ، برای استانی ریشه دار و کهن، استاندار تعیین و حوزه انتخابیه تعریف می کنند، و بیچاره مردمی که بیگناه، ناخواسته و نادانسته، قربانی هوای آلوده و آب ناسالم و سوء مدیریت می گردند و مرگ آرام و تلخ و صدای پر از دردشان، در هیچ کجا دیده و شنیده و ثبت نمی شود، که رسانه ها را نیز گاه «سکه» به راه می برد و «دلار»!
منابع عظیم سنگ آهن و «اورانیوم» چادرملو، و ثروت بی حساب و کتاب حاصل از صادرات و فروش بی رویه آن، مافیا و چرخه قدرتمندی را در حوزه یک شهرستان کوچک درست کرده، آنقدر که می تواند در غیاب شخصیت های قدرتمند در مرکز استان، هر آنچه را که می خواهند دیکته کرده و بدست آورند؛ حال یا با سنگ و یا با سکه و یا با سیاست و دستمایه کردن نام سید محمد خاتمی! به بهانه های مختلف!
سالهاست در دیاری که زادگاه خاتمی است، نماد شاخص بی عدالتی، در کمال وقاحت، به همه لبخند می زند و مصلحت اقتضاء کرده که سیاست بازان، حتی در مجلس و دولت، براحتی چشم خود را بر این بی عدالتی بارز و آشکار ببندند و به سکه و سنگ فکر کنند!
بافق و بهاباد هم معادن عظیم سنگ آهن دارند و اما چون زادگاه خاتمی نبوده و چون نماینده اش خواهرزاده خاتمی نبوده و چون حوزه اش مستقل نگشته، نتوانسته به آنچه که می خواهد دست یابد.
فرق بافق و اردکان در چیست!؟
حوزه انتخابیه شهرستان بافق، با بهاباد و مهریز و خاتم و ابرکوه مشترک، و دارای یک نماینده در پهناورترین حوزه انتخابیه ایران است؛ و اما اردکان است و یک حوزه کوچک هشتاد هزار نفری و یک نماینده! و یک چادرملو! و اینگونه است که عدالت و قانون به مسخره گرفته شده و اصلاح طلبان با استفاده از تمام حربه ها، سعی در نادیده گرفتن این بی عدالتی مشخص آشکار دارند.
……….. اینگونه است که در میان شعارهای کرکننده و فریبنده دولت تدبیر و امید، مدیریت استان خیلی آرام و با سیاست و در زمانی که شخصیت قدرتمندی چون شیخ محمد علی صدوقی هم دیگر نیست، در دست اردکانی ها … قرار می گیرد، …
امروز همه راه ها به سکه و سنگ، و به مصلحت و سیاست، و به چادرملو و اردکان ختم می شود، و مخالفان و منتقدان، یا با سنگ تهدید می شوند و یا با سکه تطمیع! و انتخاب بین سکه و سنگ، آسان است و آسان نیست!
استان خشک و کویری یزد، دچار کمبود شدید منابع آبی است و با هزینه های بسیاری که به شیوه های مختلف توسط مردم «شهرستان یزد» پرداخت شده، خط انتقال آبی از کوهرنگ به یزد ایجاد گشته است، آب محدودی که با توجه به صنعتی شدن بی رویه اردکان دیگر کفاف نمی دهد، و حال طرح انتقال آب خلیج فارس در دستور کار قرار گرفته است، طرحی که بازمنافع عظیم عده قلیلی دلال آب را در درازمدت تامین خواهد کرد.
در آخرین نشست خبری که بمناسبت روز خبرنگار و با حضور چند نفر گزینش شده از بعضی سایت های همسو و هم خانواده یزد و بدون حضور خبرنگاران منتقد، در دفتر کار مدیرعامل مجتمع فولادی (گندله سازی» برگزار، و در آن با اهدای سکه ای کوچک از خبرنگاران حاضر تجلیل شد تا رپرتاژساز شوند، محمود مصری نژاد آمارهایی ارائه داده و گفته است: شرکت معدنی و صنعتی چادرملو سال گذشته بالغ بر ده میلیون تن کنسانتره سنگ آهن و پنج میلیون تن سنگ آهن دانه بندی تولید کرده و پنج میلیون و سیصد هزار تن کنسانتره تولیدی در گندله سازی اردکان نیز به گندله تبدیل و به واحدهای فولاد سازی انتقال داده شده است!
و همچنین از راه اندازی طرح فولاد ثامن اردکان با ظرفیت تولید سالیانه یک میلیون تن و قابل افزایش تا یک میلیون و سیصد هزار تن  و همچنین پروژه احیا مستقیم با ظرفیت تولید سالیانه پنجاه و پنج میلیون تن آهن اسفنجی گفته است، و اما برای اینهمه  تولید در دل کویر خشک یزد، به چقدر آب نیاز است و این آب از کجا و به چه قیمت تامین خواهد شد و مهمتر اینکه تاثیر زیست محیطی اینهمه تولید چیست و چه بر سر محیط زیست و سلامتی مردم خواهد آمد!؟
امروز منافع عظیم چادرملو نصیب سهامداران و مدیران و سرمایه گذارنی که در استان یزد نیستند می شود، و جزء کوچکی از این درآمدهای نجومی باور نکردنی برای پرداخت حقوق چند هزار کارگر و کارمند آن هزینه می شود، حقوق بگیرانی که حتی در روابط عمومی … نیز مستقر می باشند، و مزد تهیه خبرشان برای ……را چادرملو پرداخت می کند!!!

محمد رضا شوق الشعرا


پرینت اشتراک گذاری در فیسبوک اشتراک گذاری در توییتر اشتراک گذاری در گوگل پلاس
بازدید: ۲
برچسب ها:
دیدگاه ها
منتظر سه شنبه ۲۰ مرداد ۱۳۹۴ - ۲:۱۲ ب.ظ پاسخ به دیدگاه

درود بر قلم آزاد و شعور آزادت

یک چیز بگم و برم سه شنبه ۲۰ مرداد ۱۳۹۴ - ۳:۰۴ ب.ظ پاسخ به دیدگاه

نوشته قابل تاملی هست که افراد در آن تاملی نمی کنند و به دنبال بهانه های واهی می گردند من جمله… که بلند گوی افراد همیشه در سایه است
به نظر در بین مسئولین تفسیری و توجیه و استدلال و مرجعتی از اسلام و شیعه کشف و پیدا شده است که تمام موازین دینی را زیر سوال می برد تفسیری که در آن جهنم،حق الناس،دروغگویی ،آه مظلوم ،آبادانی ایران،خوشبخت بودن قشر کارگر و هزاران مورد دیگراز اخلاقیات و وجدان و انسانیت وجود ندارد،کاش همه مسایل و موارد سر جای خود بود و کسی به حوزه ،غیر مربوط به خود وارد نمی شد تا این سو مدیریت شدید و خطرناک به وجود نمی آمد که
عوارض آن دامان مردم را نگیرد
افسوس و صد افسوس خیلی از بزرگان در اوایل انقلاب نسبت به مدیریت نوین تعجب بر انگیز هشدار داده بودند که متاسفانه کسی به این هشدار ها توجه نکرد که آثار ان را در زندگی تک تک مردم میتوان حس کرد و دید
اگر تغییری در این شیوه مدیریتی نشود یا با دین جدید مدیریتی مبارزه نشود امیدی به پیشرفت فرهنگی و اقتصادی کشور نیست
عجب صبری دارد خدا

مطلع با انصاف سه شنبه ۲۰ مرداد ۱۳۹۴ - ۱۰:۱۶ ب.ظ پاسخ به دیدگاه

سلام برادر این ثروت عظیمی که از گیر اردکان امده از چادرملوی غصبی است.

رضایی چهارشنبه ۲۱ مرداد ۱۳۹۴ - ۷:۰۷ ق.ظ پاسخ به دیدگاه

اردکان از صداق سری چادرملو غصبی به اینجا رسیده است.

رضا دهقانزاده بافقی( رخصت) چهارشنبه ۲۱ مرداد ۱۳۹۴ - ۱۲:۱۷ ب.ظ پاسخ به دیدگاه

دنیا به کفر باقی میماند لاکن به ظلم نه. این پیامی است برای انانی است که خود را مالک همه چیز میدانند و با سیاست بازی حق مردم را پایمال میکنند. بترسید از روزی که صبرمردم به پایان رسد.

بافقیزاده چهارشنبه ۲۱ مرداد ۱۳۹۴ - ۵:۱۸ ب.ظ پاسخ به دیدگاه

سلام”بنده خدا شوق الشعرا نمیدونه ما یه مدتیه خیلی خوب شدیم وتوشهرمون برای رفع ممنوع التصویری خاتمی افطاری هم میدیم,(توسط اونهایی که خودشون را همه کاره شهر میدونن)حالاطوری نشده که چادرملو رابرده ,لااقل به دلیل نفوذ خواهرزاده اش نصف معدن d19راکه قرار شد بِدن خودمون.

داود خ.ش.م پنج شنبه ۲۲ مرداد ۱۳۹۴ - ۳:۳۴ ق.ظ پاسخ به دیدگاه

چرا این روزها حقوق کارگران عقب می افتد ؟
واقعیت این است که وضع اقتصادی کشور خراب است و سنگ آهن بافق نیز جدای از این مسئله نیست . از سال 2006 ، تحریمها علیه ایران بین المللی شد . بدین وسیله آمریکا توانست با کسب مشروعیت از تحریمهای بین المللی ، تحریمهای سنگینی علیه ایران تصویب کند . در همین راستا در سال 2010 آمریکا تحریمهای شدیدی را علیه ایران اعمال کرد که از ورود ارز به داخل ایران جلوگیری می کرد . اما همین آمریکا به چند کشور مانند ژاپن ، هند و … اجازه داد از ایران نفت بخرند . زیرا در صدد تضعیف ساختار سیاسی ایران بود نه در هم شکستن آن . از طرف دیگر بحرانهای سیاسی زیادی در همین سالها در کشور به وجود آمد که پولدارها را به وحشت انداخت. بنابراین این افراد سرمایه های خود را از بورس بیرون کشیدند و به دلار و طلا تبدیل کردند تا از کشور خارج کنند . پس قیمت دلار بالا رفت. به همین دلیل قانونی در بورس گذاشته شد که بر اساس آن هر کس در هر سال حداکثر 20 درصد سهام خود را بتواند بفروشد . بدین ترتیب از خالی شدن سریع ذخیره ارزی کشور جلوگیری می کرد و آن را 5 سال به عقب می انداخت. دولت که قادر به ورود ارز به کشور نبود دلار بدون پشتوانه چاپ می کرد . این اقدام بر تورم می افزود و دولت باید این موضوع را رعایت می کرد . پس به توافق اتمی تن داد تا دارایی های ایران آزاد گردد و مقداری ارز به داخل ایران بیاید . اما با توجه به مبهم بودن وضعیت اجرای توافق ، وحشت پولدارها از بین نرفت.بنابراین فردای توافق به جای صعود بورس ما سقوط بورس را داشتیم و این خود ذخیره ی ارزی را کاهش می داد .
بدین ترتیب عقب افتادن حقوق کارگران سنگ آهن به دلیل وضعیت وخیم اقتصادی است و انتظار می رود این مسیر ادامه یابد . ربطی هم به پرداخت بدهی واحدهای فولاد به سنگ آهن ندارد .چون وقتی در کل اقتصاد ایران با کمبود ورود ارز مواجه باشیم ، واحدهای فولاد هم پولی نخواهند داشت تا به سنگ آهن بدهند .
سنگ اهن 6000 نیرو دارد و اگر هر کدام از نیروها به طور متوسط 3 میلیون تومان حقوق بگیرند(که نمی گیرند) . حقوق یک ماه کارگران سنگ آهن می شود 18 میلیارد تومان . 400 میلیارد تومان کجا و 18 میلیارد تومان کجا.
نتیجه : در کل وضع اقتصادی ایران وخیم است و روز به روز بدتر هم می شود.زیرا افرادی که در راس هستند هیچ تلاشی برای بهبود معیشت مردم انجام نمی دهند و تنها به فکر خود هستند . در مورد توافق اتمی نیز نمی توان چندان امیدوار بود زیرا این توافق نیز پایدار نخواهد بود .چون هدف آمریکا این است که پس از اجرای توافق نیروهای خود را در ایران به قدرت برساند و این موضوع با منافع دیگر قدرتها در تضاد است. به همین دلیل است که علارغم میل آمریکا ف دیگر قدرتها برجام را به شورای امنیت بردند تا نگذارند آمریکا به تنهایی مدیریت بازی را در دست گیرد . پس آمریکا چاره ای جزء بر هم زدن توافق ندارد چون خواست او را تامین نمی کند . این موضوع همانا و تکرار سیکل کاهش ذخیره ی ارزی همانا .عقب افتاد حقوق کارگران همانا ….

    ... پنج شنبه ۲۲ مرداد ۱۳۹۴ - ۳:۴۵ ب.ظ پاسخ به دیدگاه

    این جمله اشتباه است :
    دولت که قادر به ورود ارز به کشور نبود دلار بدون پشتوانه چاپ می کرد.
    درستش ریال بدون پشتوانه چاپ می کرد .
    اما در کل تحلیل با واقعیت هم خوانی دارد . ذخایر ارزی رو به اتمام است و دولت بیش از این نمی تواند ریال بی پشتوانه چاپ کند . بنابراین مجبور است حقوق کارگران را به عقب بیندازد .

حسین پنج شنبه ۲۲ مرداد ۱۳۹۴ - ۱۲:۵۲ ب.ظ پاسخ به دیدگاه

سلام تا موقعی که جواب حرف حق را با گاز اشک اور وچوب وچماق وبدتر از همه انگهای جور و واجور میدهند کاری نمیتوان کرد جز صبر .

داود خ.ش.م جمعه ۲۳ مرداد ۱۳۹۴ - ۱۲:۳۵ ق.ظ پاسخ به دیدگاه

در متن بالا منظور من ریـــــال بدون پشتوانه بود . به عبارت دیگر دولت در حال چاپ پول بدون پشتوانه است .