سرعت كاه ،سرعت گيريا دست انداز

دسته: مقالات
۱۵ دیدگاه
پنج شنبه - ۲۲ مرداد ۱۳۹۴

محمد-رضا-رضایی

 

چند قدمي بيشترازاداره دورنشده بود كه ايستاد،افكارش پريشان بود شب گذشته اصلا نخوابيده بود مدتي بود كه خرج ودخلش همخواني نداشت،با وجود تورم سنگين درآمدهاچندان افزايشي نداشتند.

روزگذشته كه براي خريد به بازاررفته بود دوست مغازه دارش از درآمدهايش گفته بود.از ويلاي شمال وآپارتمان مجللي كه هفته گذشته درمشهد مقدس خريده است گفته بود دراين شهر هرقيمتي بفروشي نه كسي نظارتي ميكند ونه شكايتي.نهايت گرانفروشي ميتواندجريمه نقدي باشد .آنهم يك شبه جبران مي شود.گفته بود دراين شهراكثر موادسود صددرصدي دارند.

وهمين سخنان جرقه اي بود درذهنش تا به فكرتاسيس مغازه اي باشد.مغازه اي كه كمك خرجش باشد وبتواند خانواده اش را از حقوق كارمندي نجات دهد.حقوقي كه تا نيمه ماه هم نميرسد.

شروع به تحقيق كرد. سوپرماركت .ميوه فروشي وانواع فروشگاههاي لباس دراين شهر زياد بود.كارتوليدي هم ريسك بالايي دارد.ناگهان بياد مسافرت ماه گذشته اش افتاد.در كوپه قطار باجواني اشناشده بود كه بيكاربوداوقبلا در يك كارگاه جلوبندي سازي كارميكرد ولي بخاطرحقوق كم كارش رارهاكرده بود وبدليل نداشتن سرمايه نميتوانست  كارگاهي براي خودش ايجاد كند.

فوري به سراغ همان جوان رفت وپس ازوعده پرداخت بموقع حقوق .كارگاهي كوچك ايجاد كرد.كارگاهي كه كارش سرويس وتعميرجلوبندي انواع خودروبود.كم كم دستش به دهانش مي رسيد.اگر ميتوانست ارباب رجوع بيشتري داشته باشد بطبع درآمدبيشتري نصيبش ميشد.

با رفقا مشورت كردوقرار شد درشورا پيشنهادخودش را مطرح كند.

صبح روز بعد اولين نفري بود كه وارداطاق كنفرانس شد.پس از يكي دوساعت تاخير شركت كنندگان ديگر هم آمدندومشكلات شهررا موردنقدو بررسي قرار دادند .هركسي پيشنهادي وراهكاري داشت اما بهترين پيشنهادي كه درجلسه مورد توافق اكثريت قرار گرفت پيشنهاد اوبود.قرار شدتعداد زيادي دست اندازدرخيابانهاي شهرايجادكنندوبراي اينكه مردم معترض نشوند نام آنرا سرعت كاه بگذارند.كاراين سرعت كاه ها خراب كردن جلوبندي .كمك فنر.فنر.وگاهي ايجاد تصادف بودكه نياز به صافكاري ونقاشي هم داشت.وبصورت توافقي قراربراين شد حاضرين درجلسه هركدام گوشه اي از كاررا متقبل شوند .يكي صافكاري كند وديگري نقاشي.يكي فنر وكمك فنر بفروشد ودوست ما زحمت تعويض آنرا بكشدوحتي جلوبندي هم تعمير كند.

عصركه براي سركشي به مغازه رفته بود تعدادزيادي خودرو جلوي مغازه اش صف كشيده بودند وهمين باعث شد چند نفر كارگرويك منشي هم براي كارگاهش استخدام كندوبفكر خريد يك كارگاه بزرگتر بيفتد.گاوصندوق بزرگي تهيه كرده ودستگاه كارتخوان تمام بانكهارا درمغازه اش نصب كرده بود تا همشهريان راحت باشندودعاگوي اووخانواده اش باشند اوكه مشكلاتشان را فوري حل مي كردقطعا مستحق دعاي خير هم بود.همينطور كه وارد مغازه اش ميشدصداي همسرش راشنيد كه اورابراي نماز صبح بيدار مي كرد.چند بار چشمانش را روي هم فشارداد تا شايد ادامه خوابش راببيند اما مگرهمسرش كوتاه مي آمد. بيدارشد وپس ازصرف صبحانه براي پيداكردن كاراز منزل بيرون زد.

محمدرضا رضايي بافقي

 

 


پرینت اشتراک گذاری در فیسبوک اشتراک گذاری در توییتر اشتراک گذاری در گوگل پلاس
بازدید: ۳
برچسب ها:
دیدگاه ها
کارمند پنج شنبه ۲۲ مرداد ۱۳۹۴ - ۴:۳۴ ب.ظ پاسخ به دیدگاه

عین حقیقته واقعا

ناظر پنج شنبه ۲۲ مرداد ۱۳۹۴ - ۴:۴۶ ب.ظ پاسخ به دیدگاه

بسیار زیبا و قشنگ.
مرحبا به این قلم

علی پنج شنبه ۲۲ مرداد ۱۳۹۴ - ۶:۲۸ ب.ظ پاسخ به دیدگاه

اقای رضایی برو درست را بده یا فرهنگ سازی کن

احمد پنج شنبه ۲۲ مرداد ۱۳۹۴ - ۷:۰۶ ب.ظ پاسخ به دیدگاه

البته وجود سرعتگیر لازم است اما سرعت گیر اصولی نه من درآوردی

همشهری پنج شنبه ۲۲ مرداد ۱۳۹۴ - ۹:۴۷ ب.ظ پاسخ به دیدگاه

علیرغم اعتراضها ،آقایان برخطای خود اصراروهمچنان مردم رابه هیچ میگیرند.تا کی مردم جدیترواکنش نشان دهند،خدا میداند.

یک چیز بگم و برم جمعه ۲۳ مرداد ۱۳۹۴ - ۳:۵۵ ق.ظ پاسخ به دیدگاه

خواب قشنگی بود ،چرا ما باید همه چیز را خوابش ببینیم واقعا علت
چی هست
وضع خوب میشه برو خوابش ببینین
کار خوب گیرت میاد برو خوابش ببین
زن خوب گیرت میاد برو خوابش بینین
بافق پیشرفت میکنه برو خوابش ببین
و الی آخر بدشانسی اینه تو خواب هم شانسی نداریم خواب که می رویم مثل آقای رضایی کابوس می بینیم تو خواب هم به قولهایی که بهمون دادند نمی رسیم دلمون به خواب خوش بود که تو خواب میدیدیم لااقل بافق پیشرفت کند،آدم بد که نداریم آدمهای خوب خوبتر بشوند
سیاسیت مدارهای بی سیاستمون سیاستمدار بشوند ،آدمها ،آدم باشند پراید با ایرانیها خداحافظی کند برود بغل دست اولین و آخرین اسطوره خودرو سازی ایران پیکان قرار بگیرد ،و یک روز که تلوزیون که روشن میکردی تو اخبار بگوید امروز کسی در دنیا کشته نشد و جنگها تمام شده و دست اندازهای بافق را هم جمع کردند ووهزاران خواب دیگر ،حالا ماندیم این آرزوها را در کدام ناکجا آبادی جستجو کنیم. اشکال نداره برگشتیم پیش خدا اونجا همه آرزو هامون با خدا تسویه می کنیم
به قدری دغد دغه ها زیاد شده که به خوابمون هم سرایت کرده ،تازه گیها خوابمون سیاسی هم شده یک دفعه خواب دیدیم یارانه امون قطع کردند بیدار شدیم خدا را شکر کردیم که خواب بوده ،یک دفعه خواب دیدیم سنگ آهن ورشکست کرده و همه دارند از بافق می روند داشتیم غصه میخوردیم که از خواب بیدار شدیم
برادر رضایی خواب هایی که بعضی ها برای بافق دیدند به واقعیت پیوست ولی خواب های ما به خواب دیگری پیوست

بافقی جمعه ۲۳ مرداد ۱۳۹۴ - ۹:۴۱ ق.ظ پاسخ به دیدگاه

سلام بهتر نیست جای سرعت گیر خیابانها شهر رابه دوربین مجهز کنید وکسانی که سرعت غیر مجاز می روند جریمه شوند به خدا وقتی با ماشین می خواهم به خیابان بیام به خاطر سرعت گیرها جوش می کنم

اندکی تفکر جمعه ۲۳ مرداد ۱۳۹۴ - ۳:۳۲ ب.ظ پاسخ به دیدگاه

وقتی یک عده فرهنگ ترافیک ندارند بهترین گزینه همین اقدام می باشد تا آنجا که من مطلع هستم وسوال کردم اگر با سرعت پایین از روی این سرعت کاهها عبور شود به ماشین هیچ صدمه ای نمی خورد،بنده فکر می کنم بیشتر معترضین جزو افرادی هستند که خیابان را باجاده خارج از شهر اشتباه گرفته اند ،بله اگر با سرعتی که در جاده رفت آمد می شود خواسته باشید از خبابان هم عبور کنید جلو بندی ماشین خراب می شود در هر صورت باید به شورای ترافیک وشهرداری دست مریزاد بگویم

قزلباش جمعه ۲۳ مرداد ۱۳۹۴ - ۳:۴۶ ب.ظ پاسخ به دیدگاه

اقای مهندس رضایی من هم خواب دیدم ماشین غراضه ام را اوردم شما بگویی درستش کنند حیف که از خواب بیدار شدی من کسی رو نداشتم بیدارم کنه واسه همین تا 7صبح ماندم دم در کارگاه ی توخوابت حالا باید واسه یکی دیگه خواب ببینم…درضمن خداروشکرکن توخواب کارهات راس وریس میشه ماکه توخواب چیزی که باهامون موافقت نمیشه هیچی تازه طلب کارها ی سبیل کلفت با چوب دنبالم میکنند .بازم هیچکس وندارم بیدارم کنن تا کتک مفصلی بخورم.
مطلب جالبی بود.ممنون

یکم بیشتر از اندکی تفکر شنبه ۲۴ مرداد ۱۳۹۴ - ۸:۰۹ ق.ظ پاسخ به دیدگاه

آقای اندک تفکر اولا اگه کسی بخواد تند بره نگاه به این حرفا نمیکنه دوما ندانسته به کسی تهمت نزن تو از کجا میدونی بیشتر معترضین خیابان رو با جاده اشتباه گرفتن رو استغفار کن و دیگه ندانسته و با اطلاعات ناقص و ناچیز نه اظهار نظر کن نه تهمت بزن ساکت باش تا حداقل گناه نکنیحتما که نباید تو هر کاری دخالت کرد.ای بابا

ماشالله شمس الدینی شنبه ۲۴ مرداد ۱۳۹۴ - ۹:۰۸ ق.ظ پاسخ به دیدگاه

سلام.
جناب آقای رضایی مطلب به زیبایی نگارش شده و درد شهر را بیان نموده بودید.
فکر نمیکنم شهر بافق اولین شهرمورد تست انواع و اقسام طرحها و سایر موارد باشد.
لااقل باکمی پرس و جو و مسافرت به شهرهای توسعه یافته ایران عزیز نیز میتوان الگوی مناسبی برای مهار رانندگان متخلف پیدا نمود.
فقط دعا کنید در سطح شهر بیمار ویا مصدوم نیمه جانی احتیاج به اعزام به مراکز درمانی نداشته باشد و یا ساختمانی آتش نگیرد که در اون صورت هم بیمار و هم ساختمان فاتحشون خوندس.
عزیزان مسئول ایجاد دست انداز آخرین گزینه برای مهار رانندگان متخلف میباشد باوجود این همه ابزار پیشرفته مدرن امروزی مانند دوربین های کنترل ترافیک و سرعت سنج های پیشرفته ایجاد دست انداز اون هم به تعداد زیاد درسطح شهر و بلوارها کار خوبی نیست.

الهه یکشنبه ۲۵ مرداد ۱۳۹۴ - ۱:۵۴ ب.ظ پاسخ به دیدگاه

عالی بود اقای رضایی

سمانه چهارشنبه ۲۸ مرداد ۱۳۹۴ - ۱۰:۳۰ ق.ظ پاسخ به دیدگاه

لایک آقای رضایی .
روز اول که دست انداز ها احداث شده بود رانندگان بافق رو هوا بودن D:

شهروند پنج شنبه ۲۹ مرداد ۱۳۹۴ - ۱:۲۴ ب.ظ پاسخ به دیدگاه

سلام هروقت مادر مریضم سوارماشینم هست میگه ننه توحساب دست اندازباش که تپش قلبم بدترنشه به فکرسالمندهاهم باشیدتشکر

بیکار پنج شنبه ۲۹ مرداد ۱۳۹۴ - ۱۱:۳۹ ب.ظ پاسخ به دیدگاه

درود بر این کارآفرین نمونه