اصلاح طلبان بازگشتند

دسته: مقالات
۱۶ دیدگاه
دوشنبه - ۲ شهریور ۱۳۹۴

porfala-225x300-225x300

درست دو سال پس از روی کار آمدن دکتر حسن روحانی و دولت اعتدالش، یکی دیگری از شعارها و وعده های انتخاباتی ایشان، عملی شد و فضای عمومی ایران، آمادگی یافت تا پس از چند سال رخوت، شاهد حضور دوباره و مشارکت نیروهای سیاسی با تفکر اصلاح طلبی باشد.

اولین کنگره حزب اتحاد ملت ایران اسلامی چند روز پیش با حضور چهره های سرشناس و بزرگان اصلاح طلب ایران، گشایش یافت تا نشانی از برنامه آنان برای فضای تازه سیاسی کشور باشد.

پرسش این نوشته این است که اصلاح طلبان با چه توش و توانی قصد بازگشت به عرصه اجتماع کرده؟  و چگونه می خواهند گلیم خود را از آب خروشان سیاست ایران بیرون بکشند؟

این یک واقعیت تاریخی است که تفکر اصلاح و گرایش به همگامی با دنیای نو، در ایران قدمتی چند صد ساله دارد. تلاش های فراوانی برای روبروشدن ایرانیان با تغییرات عصر جدید از سوی معرفت شناسان این مملکت صورت گرفته و هر کدام به فراخور وسع خود، دریچه ای تازه به روی مردمان این کشور گشوده اند. و این تلاش ها، هم در حوزه سیاست بوده، هم در حوزه دین و اندیشه های مذهبی، هم در عرصه هنر و فرهنگ و ادبیات و هم در اقتصاد و هم در سایر حوزه ها.

اما بصورت مشخص بعد از انتخابات دوم خرداد 76 و روی کار آمدن سید محمد خاتمی، گفتمان اصلاح طلبی بصورت فراگیر در جامعه، نضج گرفت و اندیشمندان و عالمانی، شروع به تبیین جایگاه این نوع نگرش در زندگی مردم کردند.  

تفکر اصلاح طلبی در چند انتخابات بعد از 1376، از سوی جامعه با اقبال روبرو شد و در چند انتخابات دیگر هم موفق به جلب نظر مردم نشد. اما نکته جالب اینجا بوده است که مردم ایران نشان داده اند علاقه ای به حذف کامل یک تفکر خاص از جامعه خود را ندارند. و همین است که ناگهان و در عین ناباوری از درخت ریشه دار ایران، شاخه های نویی می روید و و هواهای تازه ای به مشام می رسد. پیروزی گفتمان اعتدال و درخواست تدبیر در امور، آخرین شاخه تازه رسته بر درخت پربار ایران است.

حالا و با بازگشت میانه روی به کارها و طرد تند و کندروی از سوی مردم، نیاز جامعه به شنیدن همه ی صداها، اصلاح طلبان را نیز به صحنه آورده تا نغمه و آواز خود بخوانند و اگر سخن آنان از سوی جامعه پذیرفته شد، به سریر قدرت نیز برسند.

اصلاح طلبان نشان داده اند در گفتگو با جوانان و جلب و جذب آنان، شگرد دارند. و از آنجا که اکثریت جامعه ایران را جوانان تشکیل می دهند همواره این امید برای اصلاح طلبان هست که گفتمان آنان با اقبال روبرو شود. ویژه گی اصلی تفکر اصلاح طلبی، توانایی آن برای تطابق با محیط و جهان بشدت تغییر کننده اطراف است. کاری که کمتر از تفکر محافظه کارانه برمی آید.

اصلاح طلبان آمادگی بهتری دارند که با سرعت بیشتر خود را با مقتضیات زمان وفق دهند. اگر جهان مدرن را ژله ای دانسته اند بی شک بدلیل سرعت بسیار زیاد تغییرات آن است. و از آنجا که نوجوانان و جوانان مشتریان دایمی تغییر هستند، عمده رای اصلاح طلبان از بین همانا هست.

هنر و ادبیات اولین تبلور این دگرگون خواهی است و بیشترین درخواست برای تغییر هم در همین عرصه خود را نشان می دهند. موسیقی در وهله اول و سینما و ادبیات سه آوردگاه مهم این حوزه است که اصلاح طلبان نشان داده اند در هر سه مورد، حرف برای گفتن بسیار دارند.

در شکاف سنت – مدرن و بحرانی که از این رهگذر گریبان ایران را گرفته، اصلاح طلبان رو به نشانه های مدرن کرده اند و چون طبقه متوسط اقتصادی در ایران به نحوه بارزی گرایش های مدرن دارد _ و با وجود همه تضییقات دوره تحریم و تحلیل رفتن های این طبقه در دولت قبل، هنوز هم سرپا و تاثیرگذارند_ طبیعی است که اصلاح طلبان به حمایت آنان امیدوار باشند.     

درهر صورت ما ایرانیان در شش ماه آینده، به تدریج تب خواهیم کرد و گرمای انتخاباتی دیگر؛ وجودمان را خواهد گرفت. تفکرات مختلف طبق قانون، خود  را عرضه خواهند کرد و این مائیم که باید از بین همه ی آنها یکی یا چند تا را برگزینیم. اصلاح طلب یا محافظه کار یا میانه رو  را.

مهم این است که داریم تمرین می کنیم و آنقدر خواهیم نوشت و غلط هامان را خط خواهیم زد و مشق هامان را اصلاح خواهیم کرد تا یاد بگیریم ایران بزرگ ما، برای همه ی ما جا دارد. هم برای اصلاح طلبانمان، هم برای محافظه کارانمان و هم برای میانه روهایمان.

راستی !  مگر در  عالم جز اصلاح  و سامان امور، کار دیگری هم داریم؟

محمد علی پورفلاح بافقی

1sokhan.blogfa.com  


پرینت اشتراک گذاری در فیسبوک اشتراک گذاری در توییتر اشتراک گذاری در گوگل پلاس
بازدید: ۱
برچسب ها:
دیدگاه ها
میثم دوشنبه ۲ شهریور ۱۳۹۴ - ۱:۲۳ ب.ظ پاسخ به دیدگاه

جالبه که اصلاح طلبان فقط هنگام انتخابات برمی گردند . مردم را پای صندوق می کشونند و وقتی رای گیری تموم شد و عکس ها گرفته شد جمع می کنند و می رن و انتخابات بعد میان .
همتون سر و ته یک کرباسید چه اصلاح طلب چه اصولگر ا چه تندرو چه کندرو
جمع کنید بابا این بند و بساط رو .

سعید دوشنبه ۲ شهریور ۱۳۹۴ - ۲:۴۸ ب.ظ پاسخ به دیدگاه

ما که از اصلاح طلبان (حداقل اصلاح طلبان بافق) خیری ندیدیم….

م دوشنبه ۲ شهریور ۱۳۹۴ - ۴:۱۶ ب.ظ پاسخ به دیدگاه

اول برید اصول اصلاحات را یاد بگیرید نه اینکه با اصلاح مملکت و بر باد بدید نمونش دیروز رابطه ایران با انگلیس اصلاح شد به چه قیمت خدا بخیر گردونه میترسیم رابطه با اسرائیل رو اصلاح کنید.

    میثم دوشنبه ۲ شهریور ۱۳۹۴ - ۶:۳۶ ب.ظ پاسخ به دیدگاه

    اتفاقا اصلاح طلبان از بازگشت انگلیس ناخشنودند زیرا که اینها در صدد سازش با آمریکا هستند و این در تضاد است با منافع انگلیس .

      داود خ.ش.م سه شنبه ۳ شهریور ۱۳۹۴ - ۴:۳۰ ب.ظ پاسخ به دیدگاه

      دولت با مشکل ارزی روبرو است . توافق اتمی نیز نتوانست مشکلات ارزی را حل کند . این موضوع به ماهیت پرونده ی اتمی ایران بازمی گردد . پرونده ی اتمی ایران ساخته ی آمریکاست تا از این طریق به حکومت ایران فشار وارد کند و آن را مجبور نماید که از طریق یک انتخابات با نظارت بین المللی ، قدرت را به نیروهای تحت امر آمریکا-یعنی ملی مذهبی ها و اعضای نهضت ازادی – واگذار کند . تضعیف اقتصاد ایران در همین راستاست . به اخباری که در مورد موفقیت اوباما در کنگره است توجه نکنید . کلیت حکومت آمریکا به دنبال بر روی کار آوردن ملی مذهبی ها در ایران بوده است و ربطی به اوباما یا بوش ندارد . شاید کنگره نتواند وتوی اوباما را رد کند ، اما می تواند سایه ی تحریمها را نگه دارد . از طرف دیگر مکانیسم ماشه نیز وجود دارد .پس هیچ شرکتی حاضر نیست در ایران سرمایه گذاری بلند مدت انجام دهد . این دقیقا در راستای سیاست همیشگی آمریکا-یعنی تضعیف اقتصاد ایران-است .
      بازگشایی سفارت انگلیس تاثیر مثبتی بر روی بورس نداشت . علت آن نیز تضاد منافع و بالطبع اهداف آمریکا و انگلیس است . وقتی انگلیس به ایران می آید به این معنی است که قصد دارد در مسیر سازش با آمریکا سنگ اندازی کند . پولدارها به خوبی از این موضوع آگاهند و بدین دلیل است که دیروز و امروز شاهد ریزش شدید بورس بودیم .
      به علت اینکه پولدارها پس از خروج از بورس ، دلار می خرند و به خارج می فرستند ، بحران ارزی تشدید می شود .

        داوود آرام چهارشنبه ۴ شهریور ۱۳۹۴ - ۹:۰۸ ق.ظ پاسخ به دیدگاه

        سلام اق داوود
        من طرفدار هیچ حزب و گروهی نیستم ولی کفرم درمیاد آخه مسلمون ملی مذهبی دیگه چه صیغه ای هس؟
        اون فیلم بازی ها مال اول انقلاب بود و کلا نسخه اونا پیچیده شده شما نگران نباش.
        قشنگ معلومه داری طوری تحلیل میکنی و القا میکنی انگار طرفداران سید خندان انگلیسی و ملی مذهبی هستن.
        اخوی یه تحقیق درباره خانواده خاتمی بکن همشون از خانواده منسوبین امام(ره) هستن واگه میخوای نسبتی بدی اول یه گریز به اصالت خانوادگی اشخاص بزن بعد تراوش کن.
        داوود خان تو که تحلیل گر انواع نوشته ها و سیاست های داخله .خارجه.تاریخ.جغرافیا هستی بعیده خانواده روحانی الاصل خاتمی رو ملی مذهبی بدانی.
        مردم بخوبی درانتخابات جواب بددهنی های سیاسی و تخریبهای آنچنانی شمارا خواهند داد.
        اگه دوس دارید تو انتخابات رای بیارید مرد مردانه وارد بشید این مهملات چیه؟
        گروه اصلاحات همقدم با نظام و رهبری درپیشبرد اهداف عالیه نظام قدم برداشته وبرای پیشرفت و توسعه روز افزون مملکت درهمه ابعاد ازهیچ کوششی دریغ نخواهند کرد. با انگ زدن ها و تحلیل های زیرکانه راهی ازپیش خواهید برد .
        تمام آحاد مردم و منتخبین بحق مردم جزو همین ایران اسلامی هستند چرا یک عده سعی در جلوه دادن گروه رقیب به هم دست بودن با اجانب دارند این از عجایب دنیای امروزیست.
        یک توصیه دیگه .
        شماکه اینقده کارشناسی بهتره بانام اصلی خودتون نظر بگذارید تا همه شمارو بشناسند و بدونن چه شخصی و با چه نیتی تحلیل مغرضانه میکنه هرچند اکثر خوانندگان میدونند شما کدام بزرگواری
        لااقل منصف باش حاجی

          داود خ.ش.م چهارشنبه ۴ شهریور ۱۳۹۴ - ۱:۳۸ ب.ظ

          1-بحث بر سر تضمین امنیتی ذر مقابل بازگرداندن قدرت است . من کاری به خاتمی و یا خانواده ی خاتمی ندارم . قبلا هم گفتم که اصلاح طلبان مهره ی آمریکا-ملی مذهبی-نیستند.قبلا در جهت منافع انگلیس کار می کردند اما الان به آمریکا متمایل شدند. هاشمی و دوستانش در ابتدای انقلاب ، ملی مذهبی ها و مهره های آمریکا را حذف کردند.در این 37 سال آمریکا در جنگ فرسایشی با ساختار سیاسی ایران بود ، اما هیچ گاه در صدد متلاشی کردن آن نبود. مثلا تحریمها تشدید شد و ورود ارز به داخل ایران به شدت کاهش یافت ، اما همین آمریکا اجازه داد تا عراق از ایران-ایرانی که خود وارد کننده بنزین است-بنزین بخرد تا اندکی ارز وارد ایران شود . یا اینکه آمریکا تحریم صد در صدی نفت را اجرا نکرد و بهانه آورد که دنیا قبول نمی کند ، در صورتی که چین و روسیه از این امر استقبال می کردند زیرا که تکلیفشان در رابطه با ایران معلوم می شد . به عبارت دیگر آمریکا می داند اگر ساختار سیاسی ایران فرو بپاشد ، معلوم نیست بعد از آن چه بشود . بنابراین آمریکا با وارد شدن در یک جنگ فرسایشی با ساختار سیاسی ایران سعی در تحویل گرفتن قدرت دارد . نقش انگلیس هم که معلوم است و نمی تواند در گوشه ای نظاره گر باشد که آمریکا همه چیز را ببلعد.
          من کاری هم به اصولگرایان ندارم . بارها در نوشته هایم گفته ام که احمدی نژاد مهره ی هاشمی است . هاشمی زمانی که دید خاتمی نتوانست با چهره ی خندان از آمریکا تضمین امنیتی بگیرد ، احمدی نژاد را آورد تا از طریق لات بازی و خلق بحران اینکار را انجام دهد .
          دعوایی که در ایران بین گروه های سیاسی وجود دارد بر سر قوت تضمین های امنیتی و تقسیم آن است . مثلا افرادی که در روزنامه ی کیهان وجود دارند می گویند اگر قرار است قدرت را تحویل دهیم ، پس باید تضمین محکمی بگیریم.
          آمریکا عملا عراق را تجزیه کرده است . به ساختار سیاسی ایران می گوید من قسمت شیعه عراق را به شما می دهم ، در مقابل قدرت در ایران را به من واگذار کنید . پولدارها که وابسته به مراکز قدرت هستند قبول نمی کنند زیرا که پولهای آنها در بانکهای غربی است و اینها می خواهند در کشورهای غربی باشند نه در قسمت شیعه عراق.

          2-شما می گویید طرفدار هیچ دسته و گروهی نیستید ، اما سنگ خاتمی را به سینه می زنید . این نشان از دو رویی شماست .
          من واقعا طرفدار هیچ گروهی نیستم و تنها در جهت منافع مردم نظر می دهم . وقتی احمدی نژاد را مهره ی هاشمی می دانم ، یعنی اینکه هیچکدام از گروهها را قبول ندارم .من نه خط می دهم و نه خط می گیرم و نه رقیب کسی هستم .فقط آنچه می فهمم را می نویسم.کاری هم به انتخابات شما یا گروه رقیب شما ندارم . هدف من آشنا کردن مردم با تحلیل درست اخبار است .
          3-در حیطه ی جغرافی اگر نظری دادم ، نظرم کارشناسی نیست . اما در زمینه ی اقتصاد و سیاست نظرات من کارشناسی است چون که در این زمینه تحصیل کرده ام .

      داود خ.ش.م سه شنبه ۳ شهریور ۱۳۹۴ - ۷:۱۷ ب.ظ پاسخ به دیدگاه

      چند اتفاق زیر نظر مرا جلب کرد :
      1-برگزاری کنگره ی حزب اتحاد ملت ایران اسلامی در 29 مرداد
      -حضور ابراهیم یزدی -دبیر کل نهضت آزادی- و عماد بهاور-سرپرست شاخه جوانان نهضت آزادی- در این کنگره
      (نهضت آزادی تشکیلاتی وابسته به آمریکاست و مهره های آمریکا در آن حضور دارند)
      2-بازگشایی سفارت انگلیس در یکم شهریور
      3-هشدار مامورین امنیتی به اعضای جبهه ی ملی در دوم شهریور
      -جبهه ی ملی یک تشکیلات انگلیسی است که انگلیس ترجیح داد این تشکیلات را پس از انقلاب کنار بگذارد ، چون مهره های موثرتری داشت.لازم به ذکر است که مصدق از اعضای این جبهه بعدها به آمریکا پیوست.
      4-ریزش شدید بورس در دو روز گذشته
      -علارغم اینکه آمریکایی ها سیگنال دادند که اوباما توانست کنگره را راضی کند ، بورس ریزش داشت . این نشان می دهد که سرمایه داران به نقش بریتانیا آگاه هستند و می دانند علارغم اینکه این کشور مهره هایش را در ایران از دست داده و نفوذ سابق را ندارد ، باز موثر است.
      همانطور که می دانیم انگلیس و آمریکا همواره بر سر نفت دعوا داشتند . موارد بالا نشان می دهد ، دعوای این دو کشور دوباره بالا گرفته است و برای هم شاخ و شانه می کشند . به نظر هم می رسد آمریکا دست بالا را دارد . این اتفاقات نشان می دهد ، اصلاح طلبان اینبار قصد دارند در جهت منافع آمریکا حرکت کنند و انگلیس از این موضوع ناخشنود است.در این شرایط منافع مردم ایران با انگلیس همراستایی بیشتری دارد و باید از آن سود برند.

جواد دوشنبه ۲ شهریور ۱۳۹۴ - ۵:۵۹ ب.ظ پاسخ به دیدگاه

سلام خدمت پورفلاح عزیز ودوست داشتنی:هرچه بگندد نمکش می زنند وای بروزی که بگندد نمک
حیف شماست که قلم بزنی وجاده صاف کنی تا دیگرانی درشهر مثل م ش( که هیچ از ادبیات وشعر وموسیقی و هنر بویی نبرده وفقط جاه طلبی وپست را می خواهند)بهره اقتصادی ببرند.
اقای پورفلاح:برو قوی شو اگر قصد زندگی داری
که درنظام طبیعت ضعیف پایمال است
اگر بقول بعضیها جامعه جهانی باایران مذاکره می کند به برکت خون شهدا وهمرزمان آنها که درحال حاضر دانشمندان برجسته هسته ای ونانو وپزشکی و…هستندوپایمردی ومقاومت مردم ولایی ومتدین ایران است نه چهار بازیگر سیاسی به اصطلاح چپ وراست وسنتی واصلاح طلب .(که دیروز مقابل هم بودند بخاطر پست مقام وحالا در کنار هم هستند تا یکی از طبقه دیگری نیاید وپست های بالا رابگیردمثل ناطق نوری وخاتمی یا عالیجناب سرخ پوش وخاتمی درخرداد76 که حالا همشون باهم هستن )مامردم مثل خودشما هشیاریم وهمه را می بینیم .وبه عمل کاربراید نه به حرف.لذا خیلی سنگ این نون خوران جناح بازیها رانخوریدودین ودنیای خودتان را به خاطر دیگران نفروشید.

ایلیا سه شنبه ۳ شهریور ۱۳۹۴ - ۱۲:۴۳ ق.ظ پاسخ به دیدگاه

کاش برای برگشتشان راهی نبود

منتقد سرسخت شما سه شنبه ۳ شهریور ۱۳۹۴ - ۷:۱۱ ق.ظ پاسخ به دیدگاه

یه جوری میگه بازگشتند یه نفر ندونه میگه کی بودن چی بودن کجا بودن یه داستان کوتاه کلاغی بروی درختی نشست و بعد از مدتی به درخت گفت خودتو محکم بگیر میخوام بپرم و برم درخت خنده ای کرد و گفت من نفهمیدم کی اومدی که حالا میخوای بری .ما هنوز نمیدونیم اصلا چنین حزبی هست یا نه که حالا میخوان برگردن

احمدیان چهارشنبه ۴ شهریور ۱۳۹۴ - ۹:۵۸ ق.ظ پاسخ به دیدگاه

آقای پور فلاح شما سنگ کسایی رو به سینه می زنی که سودی برای مردم نداشتند .
مگه مجلس ششم دست اینا نبود ؟؟
چه کار کردند .
اصولگرایان هم الان مجلس دستشونه-چه کاری تونستن بکنند ؟؟؟
چرا فقط ما مردم باید حماسه بسازیم ؟؟؟؟

علی چهارشنبه ۴ شهریور ۱۳۹۴ - ۶:۲۹ ب.ظ پاسخ به دیدگاه

شرمنده ننه جون منم اگه باج بده خیلی امکانات و بهش میدن،این که نشد هنر ،هنر اونه که تحت شدیدترین تحریمهای کشور بتونی حقوق کارمندا و بازنشسته ها رو سر موقع بدی ،بتونی سرقولت وایسی و پول نفت و بدی به خود مردم،اینقدر به مردمت اعتماد داشته باشی که دنیا جلوت سرخم کنه،خداروشکر بعد از دوسال مردم دیدن خیلی چیزها اثری توی زندگیشون نداشت،نه کلید،نه کدخدا

ds پنج شنبه ۵ شهریور ۱۳۹۴ - ۹:۳۸ ب.ظ پاسخ به دیدگاه

سید امین رضوی در سایت یزدی نیوز نوشت:
http://www.yazdinews.ir/News/12226.html

مروجان تفرقه، یا خائن اند و یا جاهل!

سیاست “تفرقه بیانداز و حکومت کن” از اصطلاح انگلیسی divide and conquer گرفته شده است. تقسیم و غلبه. تفرقه بیانداز و تسخیرکن. در معنی این جمله می توان گفت:”استراتژی اتخاذ شده در حیطه های نظامی، اقتصادی، سیاسی و حتی اجتماعی توسط قدرتهای بزرگ تر از راه شکستن یک قدرت متمرکز به قطعات کوچکتری که هر کدام از این قدرتهای کوچکتر، توان رویارویی با قدرت بزرگتر را به تنهایی نداشته باشند.”
پایه و ارکان این استراتژی را می توان چنین برشمرد: تشویق تقسیمات زیردست به دامن زدن اختلافات خود به منظور جلوگیری از ایجاد اتحادی بزرگ که قدرت عالیه را به چالش بکشد و از طرفی تقویت کینه، عداوت، خصومت و بی اعتمادی بین مردم و حکمرانان تقسیمات زیردست.
سیاست “تفرقه بیانداز و حکومت کن” از سیاستهای دیرینه بشری است و از جمله استعمار پیر بر علیه کشورهای مستعمره و جهان سومی است که نمونه اش را می توان در کشورهای آفریقایی نظیر سودان و نیجریه و شبه قاره هند و پاکستان و … دید.
ماکیاولی می گوید: هنر یک کاپیتان این است که نیروهای تحت امر خود را به دو دسته مورد اعتماد و مشکوک (خودی و غیرخودی) تقسیم کند و ازاینطریق باعث شقه شدن قدرت زیردست شود. در اینصورت است که این دو نیروی متضاد، با استهلاک انرژی و اصطکاکی که از برخورد قدرت بین خودشان ایجاد می کنند، نمی توانند در شکل واحد قدرت کاپیتان، خللی ایجاد کنند. نمونه های بسیاری از این سیاست را در همه جا می توان یافت. اصولا می توان گفت که دولتها، بطور کلی، نیم نگاهی به این سیاست آزموده شده و بقول معروف جواب پس داده ، دارند.
تقسیم بندی های قومیتی، مذهبی ، جغرافیایی و … از این دسته اند. امام خمینی (ره) بارها نسبت به این سیاست، هشدار داده اند و حتی رواج لطیفه های توهین آمیز نسبت به قومیتها در ایران را بخشی از اجرای همین سیاست دانسته اند. مقام معظم رهبری نیز بارها در سخنان خود، وحدت شیعه و سنی را خواستار شده و هرگونه اختلاف مابین این دو را ناشی از بازی همین پرده نمایش “تفرقه بیانداز و حکومت کن” برشمرده اند.
هدف نگارنده از نوشتن این مطلب؛ تنها و تنها اشاره به اهمیت وحدت ملی و با هم بودن مردم است. تفرقه، از دیرباز در دین اسلام به عنوان حربه ای برای پیروزی کفر بر اسلام به شمار آمده تا جاییکه خداوند وحدت مردم را در یکی شدن و چنگ انداختن به ریسمان الهی می داند. تشبیه گرفتن ریسمان توسط مردم، تنها و تنها در صورت یکی شدن و وحدت، متجلی می گردد نه کثرت. چرا که وقتی ریسمان الهی ، یکتاست، مردم نیز باید یکتا شوند. در فرهنگ و ادبیات ما نیز بارها در سخنان بزرگان و فلاسفه، وحدت، مورد تاکید قرار گرفته و بهترین مثالش نیز، حکایت حضرت مولاناست که از سه گاوی که توسط یک شیر، با ایجاد تفرقه، خورده شدند، مثل آورده است.
یکی از زمینه های ایجاد تفرقه و شکاف بین مردم، بحثهای جغرافیایی است. در کشور پهناور ایران زمین، جای تاسف است که بسیاری از مناطق جغرافیایی همجوار، بدلایلی واهی و ناشی از نااگاهی مردم آن خطه، دچار اختلاف اند. بگونه ای که مردم مناطق همجوار و مخالف هم، حتی حاضر به ساختن لطیفه می شوند برای بازگو نمودن اختلافاتشان و ناخردمندانه به آنچه که موجبات اختلاف و تفرقه اشان است ، می خندند!
در هیمن استان یزد، شاهد هستیم که بسیاری از مناطق همجوار، باهم دچار مشکلات عدیده اند. گویی که دستی از بالا، برای ایجاد و تقویت تفرقه بینشان، شبانه روز در حال گربه رقصانی است. جای تاسف بیشتر اینجاست که بسیاری از نویسندگان و تحلیلگران سیاسی، اجتماعی و اقتصادی استان نیز دانسته (خائنانه) و یا نادانسته (جاهلانه) به آن دامن می زنند.
بارها در شهر بافق، شاهد بوده ام که اختلافات بافق و بهاباد و یا بافق و اردکان و یا بهاباد و اردکان، توسط نویسندگان و تحلیلگران بعضاً توانا، در بوق و کرنا می شود در صورتی که هر کدام از این مناطق، جزوی از کشور عزیز ایران اند که مهمترین چیزی که امروز، بدان نیازمند است وحدت ملی در برابر آنانی است که خواهان تضعیف تاریخ ایران اند. از مردم سرزمینم، درخواست می کنم از این پس، هر نوشته، تحلیل و یا پیامی در شبکه های اجتماعی راجع به تفرقه و اختلافات قومیتی، مذهبی، اجتماعی و اقتصادی و …. دیدید، نخوانید و اگر هم خواندید ، نشر ندهید چرا که درصورت منتشر کردن، سربازان بی جیره و مواجب جنگ همیشگی تاریخ یعنی “تفرقه بیانداز و حکومت کن” آنهایی هستید که در حال به یغما بردن هویت ایران و ایرانی اند. در هر گروه و یا کمپین مجازی ای که حضور دارید، با قاطعیت، از همه بخواهید هر آنچه را که موجب اختلاف است، از لطیفه های قومیتی تا تحلیل های اقتصادی و سیاسی که به وحدت شهرها و استان ها و قومیتها و فرهنگ های مردم ایران زمین، ضربه می زند، ممنوع کنید تا ببینید که وجوه اشتراک بسیاری در مردم ایران زنده خواهد شد. اشتراکاتی که قدرتی می سازد شایسته ی نام ایران و ایرانی. بامید آنروز

    داود خ.ش.م جمعه ۶ شهریور ۱۳۹۴ - ۳:۱۴ ب.ظ پاسخ به دیدگاه

    اتحاد ملی یعنی چه ؟
    عده ای اتحاد ملی را به گونه ای معنی می کنند که مترداف است با سکوت در مقابل خیانتها و عدم اعتراض در مقابل حق خوری ها . اما معنی اتحاد ملی ، این است که همه ی شهرها ، همه ی اقشار ، همه اصناف یک کشور در مقابل غارتگری دزدان سرمایه های ملی بایستند . در مورد بافق نیز همین معنی صادق است .
    آیا بافقی ها با هم متحد هستند ؟
    این اتحاد تا حدودی شکل گرفته است ، اما هنوز کامل نشده است . در جریان اعتصابات سال گذشته ، سایر اقشار جامعه به اعتصاب کارگران سنگ آهن نپوستند . مثلا اگر پرسنل راه آهن به کارگران سنگ آهن پیوسته بودند ، تیغ اعتصاب بران تر می شد .
    ایا بافقی ها برای جلب همراهی مردم سایر شهرها کاری انجام داده اند ؟
    خیر-بی شک مردم بافق بدون همراهی مردم سایر نقاط ایران نمی توانند به اهداف خود برسند ، اما در این مسیر اقدامی نکرده اند . مثلا کارگروه مطالبات مردم-هر چند مستقل نیست-باید در حمایت اعتصابات و اعتراضات کارگران سایر شهرها بیانیه صادر می کرد . اما در یکسال گذشته با هیچ یک از این اعتراضات همراهی نکرده است و این یک نقطه ضعف است .

ح، ا، ا جمعه ۶ شهریور ۱۳۹۴ - ۱:۴۹ ق.ظ پاسخ به دیدگاه

به امیدایرانی آباد وبه دورازجوان بیکار وبه امیدروزی که هرکس به پست واقعی خودش بنشیند وکارهای بزرگ را دست انسانهای کوچک نسپارند. موفق باشیدوسربلند