بافق شهر بی مَنار

دسته: مقالات
۸ دیدگاه
چهارشنبه - ۲۵ شهریور ۱۳۹۴

Untitled

اهل دانش، مجسمه سازی را هنر پنجم دانسته اند و چه حسن سلیقه ای. مجسمه ها و تندیس ها، مظهری از ذوق و نشانه ای از قریحه زیبایی خواهی بشری است.

من در این نوشته، مجسمه را به منار و محلی برای نورافشانی و پرتو افکنی درنظر گرفته ام. چیزی که وجودش ضروری است.

بافق دو چهره بسیار تابناک تاریخی و دو شخصیت شاخص دارد. البته دیگرانی هم هستند که ارزش، نماد و نمونه شدن را دارند. از آن دو تن مشهورتر، یکی وحشی بافقی است و دیگری شیخ محمد تقی بافقی.

بی هیچ تردیدی وحشی بافقی، شاعر تراز اول استان یزد است و تاکنون کسی به بلند آوازگی او در وادی شعر و شاعری در این استان علم نگردیده و قد و قامت نکشیده است. او کسی است که نامش تا آنسوی مرزهای ایران هم رسیده است. و شیخ محمدتقی بافقی هم ملقب به جان داده راه امر به معروف و نهی از منکر است. بحثی که این روزها حسابی داغ است. اما این آشیخ بافقی ما نزدیک 90 سال پیش کسی را امر به معروف کرد که یک ایران از او هراسیده بود و در احوال او نوشته اند که کسی زهره آن نداشت که در چشم رضاشاه بنگرد و با این همه، شیخ ژنده پوش بافقی، ولو به یک کلام، در برابر او ایستاد و همین می تواند دست مایه ای برای هنرمندان باشد تا از او با ساخت مجسمه ای، نمادی بیافرینند.

در سفر به چند شهر متوسط کشور، در این امر دقیق شدم و دیدم تقریباً تمامی میادین آن شهرها به زیور نمادی یا مجسمه ای آراسته شده است. هم نمادهای ملی و هم مذهبی و حتی طرح ها و نمادهای انتزاعی و هنری. مجسمه های بسیار از شخصیت های تاریخی و بزرگان علم و ادب.

همه ی اینها به عنوان مَناری و راهنمایی و چراغ روشنی بر راه آمدگان و روندگان قرار می گیرند. هر کس به شهری داخل می شود با دیدن مجسمه ای علاوه بر حظ بصری که می برد، مطالب بسیاری از آن شخص تجسم شده، در ذهنش تداعی میشود. یعنی بجای آنکه صدها کلمه بگوئیم و دهها تصویر رسم کنیم تا معنای مورد نظر را در ذهن بیننده خلق کنیم با گذاشتن یک مجسمه می توانیم چنین کنیم.

اما با این اوصاف تعجب من از این است که هیچ رد پایی و هیچ نشانی از این دو تن درشهر زادگاهشان در عرصه هنر پنجم نیست. این یک پرسش جالب است که چگونه تابحال در بافق تندیسی از این دو نفر انسان بلندآوازه که نام بافق بی وجود نام آنها ( البته بهمراه چغارت ) درهیچ جا شناخته نمی شود، در این شهر نصب نگردیده است؟ آنها مناری برای بافق هستند و چگونه است که بافق بی منار مانده است؟

پیشنهاد می کنم در میدان بزرگ ورودی شهر بافق از طرف یزد _ که با کمی کم سلیقگی به علت اعدام دو تن مجرم در آن، در گفتار مردم به میدان اعدام مشهور شده است _ با نصب مجسمه ی بزرگ چند ده متری از وحشی بافقی، علاوه بر ادای دین به نام آوران این شهر، اجازه بدهیم هر تازه واردی، دمی در سایه سار کلام روح بخش شاعر شهیر شهرمان، بیاساید.

فکر می کنم بعد از 400 سال وقت آن رسیده باشد که مناری برای شهر بی منار بافق بسازیم.

محمد علی پورفلاح بافقی

1sokhan.blogfa.com


پرینت اشتراک گذاری در فیسبوک اشتراک گذاری در توییتر اشتراک گذاری در گوگل پلاس
بازدید: ۱
برچسب ها:
دیدگاه ها
محمد باقر چهارشنبه ۲۵ شهریور ۱۳۹۴ - ۶:۴۳ ب.ظ پاسخ به دیدگاه

سلام احسنت یادی هم از حاج ملا اسدالله بردار حاج شیخ محمد تقی بکنیم که حقی مظاعف بر گردن ما بافقی ها دارند

امید پنج شنبه ۲۶ شهریور ۱۳۹۴ - ۸:۲۰ ق.ظ پاسخ به دیدگاه

هیس هیس !!!!!!!!! ساکت آقای پور فلاح مگر می خواهید خدای ناکرده به چشم یک بت پرست به شما نگاه کنند ، بگذارید …………….. فقط بگذارید آرام باشد ………………….

امیر پنج شنبه ۲۶ شهریور ۱۳۹۴ - ۴:۰۳ ب.ظ پاسخ به دیدگاه

سلام سفارش ساخت مجسمه وحشی در زمان شهرداری اقای عفتی داده شده بنا به گفته روابط عمومی شهرداری بزودی نصب میشود

لردی پنج شنبه ۲۶ شهریور ۱۳۹۴ - ۱۰:۵۰ ب.ظ پاسخ به دیدگاه

کی گفته بافق منار نداره پس اقای …. چی هستند

جواد شنبه ۲۸ شهریور ۱۳۹۴ - ۱۲:۰۵ ب.ظ پاسخ به دیدگاه

مجسمه زیبای پیر مردی که خوشه خرما به دست گرفته وبه وارد شوندگان تعارف میکند نیز نمادی از سخاوت مردم بافق ومحصول شیرین کشاورزی است که متاسفانه با قرار گرفتن در وسط میدان معلم ودر انبوهی از درختان باعث شده تا از دید مردم ومیهمانان دور بماند که در اینجا از شهردار عزیزمون خواهش میکنم در صورت امکان این مجسمه زیبا را به ابتدای میدان انتقال دهند

جلیل زعیمیان شنبه ۲۸ شهریور ۱۳۹۴ - ۵:۵۵ ب.ظ پاسخ به دیدگاه

باید قبول کنیم که این مورد ، یعنی عدم توجه به هنرِ مجسمه سازی از بدنِ انسان، ریشه ای مذهبی دارد ولی خوشبختانه در سال های اخیر ، این نوع نگاه ، در حالِ تغییر و ارزش گذاری است .

ممنون از توجه تان به مقوله ی هنر .

پیر دانای همدان پنج شنبه ۲ مهر ۱۳۹۴ - ۳:۴۹ ق.ظ پاسخ به دیدگاه

درود و صد درود بر شما عزیز خوش ذوق که همیشه کلامتان نافذ بوده و شنیدنی
امید که این گفته زیبای شما جهت ساخت نمای یادبود وحشی بزرک خاطرات تلخ آن شاعر شهیر از مردم بافق را از روح بزرگ آن مرحوم بزداید.
الا ای افتاب معلا جناب که از سایه ات آسمان پایه جوست
در اظهار انعام حکام بافق سخن بر لب و گریه ام در گلوست
در آن ده مجهور شدم هفت ماه نپرسید حالم نه دشمن نه دوست
جواب سلامم ندادند باز ………………………..
بدرود

رضا شنبه ۴ مهر ۱۳۹۴ - ۶:۵۸ ب.ظ پاسخ به دیدگاه

اقای پورفلاح راستی عکس جدید مبارک باشه بالاخره بعداز گذشت زمان طولانی یه عکس جدیدی تو سایت از شما دیدیم!