کتاب و کتابخوانی در ایران

دسته: کتاب , مقالات
یک دیدگاه
یکشنبه - ۲۴ آبان ۱۳۹۴
با شادباش 24 آبان روز کتاب و هفته کتابخوانی
کتاب و کتابخوانی در ایران
کتاب واژه ای عربی است در گذشته مردم ما کتاب را نامه و کتابخانه را نامه سرا می نامیدند . کتاب و کتابخوانی از دیرباز با مردم ایران همراه بوده است . به گذشته ها که باز می گردیم و پژوهشی در خط و نسک اوستایی و پارسی انجام می دهیم ، می بینیم ایران در زمینه کتاب بر مردم دیگر جهان پیشی دارد. همیشه هنگامی که سخن از خط و نوشتار به میان می آمد، نخستین خط و پیدایش آن را از سومر می دانستند ولی پس از پژوهشهای نو دانستند که اینگونه نیست . در تاریخ 7 هزار ساله جیرفت توانستند به خط برسند . خط جیرفت از سومر نیز قدیمی تر است و امروزه خیلی راحت می گوییم ایران در زمینه خط و کتاب پیشرو در جهان است . تا کنون خط« دین دبیره » را نخستین خط ایران باستان می دانستند که چهار هزار سال قدمت دارد ولی خطوط حکاکی شده بر مهرهای یافت شده در جیرفت به هفت هزار سال پیش می رسد . به جز جیرفت مهره هایی در تپه مارلیک پیدا شد که از سومر و بابل قدیمی تر است .
پیدایش خط نخست از نقوش آغاز گردیده ، مهره های استوانه ای و غیراستوانه ای را با حکاکی نقوش برای مهر کردن سرکوزه ها و خمره ها برای حفظ مالکیت بکار می برده اند . با گذشت زمان نقوش کوتاه شده و علائم به جای حروف به کار رفته است . خط میخی کم کم از روی اینگونه خطوط بوجود آمدند . ایرانیان از سه هزار سال پیش از میلاد مسیح به ثبت افکار و تجربه های خود با خط پرداختند .
ایرانیان پیش از اسلام نه نوع خط داشته اند : 1- دین دبیره که با آن اوستا می نوشتند 2- ویش دبیره ، با آن اصوات ، آهنگ ها و اشاره ها را ثبت می کردند 3- گشتک دبیره که با آن عهدنامه ها و نامهای روی انگشتر و سکه را می نوشتند 4- پاره گشتک ، برای نگاشتن پزشکی فلسفه بود 5- شاه دبیره که شاهان و خاندان شاهی آن را به کار می بردند 6- راز سهریه خطی بود که هنگام نامه نوشتن شاهان ایران برای پادشاهان کشورهای دیگر به کار برده می شد 7- راس سهریه خطی بوده با 24 حرف برای بیان منطق و فلسفه 8- خط هزوارش هجایی بوده 9- خط پیراموز
خط دین دبیره کاملترین خطی است که بشر توانسته تا کنون اختراع کند . در این خط هر حرف نماینده یک صداست و دانشمندان زبان شناس آن را کاملترین خطوط الفبایی جهان می دانند . ایرانیان از چهار هزار سال پیش اندیشه های خود را ثبت می کرده اند و توانسته اند از همان زمان کتاب را به وجود آورند و کتابخانه ایجاد نمایند زمانی که مردم دیگر هنوز نمی توانستند بنویسند، ایرانیان دانشهای گوناگون را به خطهای زیبا می نوشتند . آنها حتی صدای آبشار ، نغمه پرندگان و آوای درندگان را ثبت می کردند . در زمان هخامنشی شاهان برای آنکه گوشه ای از تاریخ ایران ثبت شود و به چشم دوست و دشمن بیاید، آن را بر صخره ها حک می کردند . هنر و ابداع داریوش چون روزنامه های بر دل کوه نگاشته شد . آنان خود خط داشتند ولی برای آنکه همه ملل بتوانند با خط و زبان خود پیروزیهای ایران را بخوانند، آن را به چند زبان نوشتند .
در ابتدا ایرانیان نوشته ها خود را بر پوست گاو دباغی شده حک می کردند . در دوران ساسانيان اوستاي جمع‌آوري شده بر روي 12000 رقعه پوست گاو نوشته شد . چون پوست گاو گندزا بود ، ایرانیان توانستند کاغذی از پوست درخت خدنگ بسازند و آن را توز بنامند . جهشياري در كتاب الوزراء و الكتاب مي‌نويسد: مردم ایران فخر مي‌كردند كه نوشته‌هاي خود را بر چيزي مي‌نويسند كه در كشور خودشان بدست مي‌آيد . كتزياس پزشك اردشير دوم ساساني كه از 401- 398 پيش از ميلاد در دربار اين پادشاه بوده وكتاب پرسيكا را درباره ايران و سفر خود نوشته بیان می دارد كه كتابش را از روي دفترهاي پوستي كتابخانه شاهي اردشير نوشته است .
در خراسان کاغذ از کتان می ساختند و کاغذهایشان گوناگون بود . زمانی که مسلمانان خراسان را فتح کردند، از دیدن کارخانه های کاغذ سازی شگفت زده شدند . سیزده کاغذ سمرقندی و ترمه ایران قرنها شهرت داشته است . رواج کاغذ در ایران از زمان اشکانیان بوده است . ایرانیان کتابخانه های بسیاری داشتند که از دانشهای آن زمان بود ولی با ورود اعراب به سرزمین ما بسیاری از آنها در آتش سوخت . اعراب مسلمان عقیده داشتند کتاب برتر و تنها کتابی که باید خواند قرآن است، بنابراین به دستور آنها کتابخانه ها ویران شد و کتابها در آتش سوخت .
امروزه مردم ما با آنکه نیاکانی دانشمند و کتاب خوان داشته اند کمتر گرد کتاب می آیند و شوربختانه ساعات زندگی خود را به جای پربار نمودن اندیشه خویش با کتاب ، صرف هدر دادن زمان می کنند .
عالیه نقیب الذاکرین بافقی(مهرگان)

پرینت اشتراک گذاری در فیسبوک اشتراک گذاری در توییتر اشتراک گذاری در گوگل پلاس
بازدید: ۵
برچسب ها:
دیدگاه ها
سیدرسول موسویان یزدی چهارشنبه ۱۸ آذر ۱۳۹۴ - ۱۰:۰۸ ب.ظ پاسخ به دیدگاه

به بهانه کتاب وکتاب خوانی وتشکر از سرکار خانم مهرگان .که بابی را دراین خصوص باز نموده اند…
بنده به سایت الکترونیکی وپربینده بافق فردا معتاد شده ام که البته نقش وتلاش بردار عزیزم جناب قاسم زاده را نباید نادیده گرفت اما مکمل این سایت بنظرمن که دررشته کتابداری تدریس میکنم شعر وداستان است .در واقع چشم وچراغ هر رسانه شعر وادبیات داستانی است .بنابرین سوالی در ذهن بنده ایجاد شده که چرا دیگر داستانهای پرکشمکش واموزنده جناب سیروس قزلباش دیده نمی شود ایا این شایع درست است ایشان از بافق تشریف برده اند.امیدوارم دراینده شاهدقصه های شیرین ایشان وشعرهای دیگر همشریان باشیم .چه اشکالی دارد گزارشی با چند شعر از برگزاری شب شعر هم از هنرمندان دیگر بافق بطور کامل هرزگاهی بچشم بخورد . تشکر