ایران جهانی در یک مرز

دسته: عمومی
یک دیدگاه
چهارشنبه - ۱۱ مرداد ۱۳۹۱

« من نباشم او بماند یادگار » را میتوان از مردی قبول کرد که چیزی حدود 4 میلیون کیلومتر سفر زمینی برای سرزمینش طی کرده است .
بافق همین چند ماهی را که از سال خورشیدی 1391 گذرانده میهمانان متعددی را میزبانی کرده است از آنها که سالها نام بافق را نشنیده بودند گرفته تا آنها که سالها نام بافق را با پسوند فامیلی خود همراه داشته اند . یکی از میهمانهای ویژه سال 91 بافق ، کسیست که در کارنامه اش عزمی جزم شده دارد وی توانسته در سازمان ملل عنوانی غرورآفرین برای ایران و ایرانی ثبت کند و آن عنوان چیزی نیست جز : ایران جهانی در یک مرز .
او که معتقد است در این مورد اغراقی نکرده به بافق آمده تا طبیعتش را زنده کند .
یادآوری برخی جملات این میهمان ، شاید بهتر بتواند تفکر کم نظیرش همراه با انرژی بینظیرش را وصف کند:
–           تاریخ تمدن شهری در ایران حدود 7000 سال است.
–           از حدود 250 هزار سال پیش در غارهای فارس نشانه داریم که بشر میزیسته ، چرا ؟ چون طبیعت این مملکت مناسب زیست بوده است .
–           شگفت انگیزترین گونه دنیا همان پستاندار 2 گرمی با نام حشرخوار کوتوله را ما در ایران در کنار پستاندار 130 تنی ، نهنگ آبی در قشم داریم .
–           بزرگترین دشمن ببر مورچه است و به بچه های ببر به دلیل چرب بودن حمله ور میشوند .
شاید هم بهترین زمانی که میتوان به تسلط وی بر ایران پی برد آن وقتیست که با برشمردن اقوام نوار مرزی ایران ، مرزی دلنشین را رقم می زند .
اینالویی را که تفکرش به دل کویر کشانده است می گوید : زمانی معیار کشور پیشرفته تر با مردمی بافرهنگ و شعور بالاتر داشتن بیشترین سپاه بود یک زمانی کشوری بود که بیشترین مصرف مواد شوینده را داشته باشد. یک وقتی تعداد تیراژ روزنامه های آن کشور معیار بود. مدتی پیش نیز تعداد کلاهک هسته ای معیار سنجش قرار گرفته بود اما امروز در هزاره سوم بی تردید کشوری که بهتر بتواند محیط زیستش را حفظ کند کشور پیشرفته تر شناخته میشود.
اما آیا میهمانهای دیگری که به بافق آمدند چنین نوع تفکری در مورد موضوع سفرشان داشتند ، یا توانسته اند چنین عزمی مثال زدنی برای ثبت عنوانی در کشور نه در سازمان ملل جزم کنند . آیا بالاخره برخی از این میهمانان میتوانند در کنار هم قرار بگیرند تا با آوردن دلایل و مثالهایی متعدد و شگفت انگیز از همین اطراف ، انرژی کم نظیر به ما هدیه دهند؟ آیا از جمع آنان مردی خستگی ناپذیر مثل اینالو بیرون می آید تا علارغم ترسیدن از پرواز و هواپیما برای رسیدن به هدف و تفکرش به آن تن دهد؟ آیا اینالو برای پیاده سازی تفکرش در منطقه ای یا برای رسیدن به هدفش هیچ مشکلی نداشته و ندارد پس چرا موفق بوده است؟ شاید ریسک پذیری وصف ناپذیرش که در ضبط کردن فیلم در فاصله حدود 5 متری یک یوزپلنگ آسیایی را دیگر میهمانان این روزهای شهرمان نتوانند حتی ببینند؟ شاید دیگر میهمانان شهرمان حتی نتوانند مرزشهرستانمان را با روستایهای آن بکشند ؟ و …
اینها همه در عصریست که معیار پیشرفت و توسعه داشتن تعداد بیشتری از این نوع میهمانان در شهرهاست البته آن میهمانانی که پسوند نام آن شهر را نیز به همراه نام خانوادگیشان داشته باشند!!!
به نظرتان داشتن چنین میهمانانی توقع زیادی باشد؟
مردم بافق سالهاست منتظر میهمانانی با این خصوصیت در عرصه های مختلف شهرند از همین عرصه نویسندگی و نشر خبر در بافق فردا بگیر تا داشتن موسسات و تشکلات فعال اجتماعی و شاخص.
براستی چه قدمی برای رسیدن به این هدف برداشته ایم ؟؟؟
 محمد مهدی علیزاده فلاح

پرینت اشتراک گذاری در فیسبوک اشتراک گذاری در توییتر اشتراک گذاری در گوگل پلاس
بازدید: ۱
برچسب ها:
دیدگاه ها
محمد حسن پنج شنبه ۱۲ مرداد ۱۳۹۱ - ۱۲:۲۸ ق.ظ پاسخ به دیدگاه

ای کاش بتوانیم مردم و شهرمان را بر خودمان و حزب و گروهمان ترجیح دهیم

ای کاش تفکرمان اینگونه شود