مردها برتری جو هستند ونمی خواهند کسی از آنها پیشی بگیرد

دسته: بانوان، کودکان
۳ دیدگاه
چهارشنبه - ۱۱ مرداد ۱۳۹۱

از دیدگاه من  چه در ادیان مختلف همچون  زرتشت که  خلقت زن ومرد را براثر گیاه ریواسی می داند  که بدستور خداوند رشد نمود و دو شاخه بهم پیچیده داشت که یکی از آنها مرد ودیگری زن بود وچه در دین اسلام که خلقت مرد را مقدم بر خلقت زن می داند  و حتی عده ای پا را فراتر گذاشته وبراین عقیده هستند که خداوند زن را از دنده مرد آفریده است واین یعنی اولویت بخشیدن نوعی بر نوعی دیگر وچه در مذاهب ومکاتب دیگر همین یک حقیقت مخفی مانده است
به نظر من کودک که متولد می شود نیازهای محدودی دارد . او احتیاج به غذا وحمایت و….. دارد ولی گذشت زمان او را به جهتی  سوق می دهد که احساس می نماید احتیاج به چیرهای جدید تری دارد ودیگر نیازهای ابتدایی او را آرام نمی سازد به همین خاطر است که فرزند کم کم از خانواده فاصله می گیرد, به جمع دوستان رو می آورد. ولی این تمام ماجرا نیست
دست طبیعت او را بگونه ای پیش می برد که نگاه به جنس مخالف وطنین صدای او برایش جذاب می شود
انسان اسم این احساس را می گذارد عشق
در این زمان او حاضراست دست به هر کاری بزند وهر شرطی را بپذیرد حتی اگر به او بگویند در صورت پیوستن به شخص مورد نظر از چتر حمایت او خارج خواهد شد.
ولی به محض دستیابی به محبوب شرایط فرق می کند.
شاید به همین  دلیل است که عده ای ازدواج را مدفن عشق می دانند
مردها  یاد گرفته اند که همیشه برتر باشند و همه چیز را برای خود بخواهند و هر نیروی که در مقابل این حس درونی آنان قد علم کند از پیش رو بر خواهند داشت , حتی اگر این نیرو تکلم محبوب  آنان باشد .
پس باید برای آن  چاره ای اندیشید.
زنان طبعا (انسانهای عاطفی ) هستند وبرهمین پابه  چون نمی خواهند در مقابل محبوب خود واکنش نشان دهند  در مقابل او تسلیم می شوند  و این ماجرا  آنقدر ادامه پیدا می کند که انسان درجه یک(مرد ) وانسان درجه دو  (زن ) زاییده می شوند و کم کم این موضوع  بمانندباور ی در اذهان زنان ومردان جا می افتد که برتری غیر قابل دسترس  از آن مردان است وفکر می کنند  این یک امر طبیعی است  اما گاه حس برتری جویی مردان نفیر می کشد  او حتی این حق را برای خود لحاظ می کند که بتواند جنس مخالف را زنده بگور بکندوداشتن نوزاد دختر را مایه ننگ وداشتن فرزند پسر را موجب سرفرازی ونیک بختی بداند وباز زن تمکین می کند
مرد براین باور است که می تواند برای زن و به جای او زندگی کند وبه زن بعنوان یک نقیصه ویا ضعیفه  نگاه کند
من فکر می کنم بزرگترین چالش پیش روی انسانها , بخصوص خانم ها این است که فراموش  می کنیم ماده یکسانی  به نام انسان هستیم که در دو قالب  (قالب مذکر ومونث )جداگانه ریخته شده ایم و بجای اینکه تفاوتها را بدانیم واز آنها در رسیدن به آرامش خود استفاده کنیم سعی می کنیم بر آن سر پوش بگذاریم  ودر مقابل آن مقاومت می کنیم
آن وقت انسانی به جرم اینکه مونث است می بایست در اندرونی بسر بردو حتی اگر در قسمتی از زمان زن سالاری بروز نماید دوران کوتاهی خواهد داشت.
من فکر می کنم باورها   اهرمی بسیار قوی در هدایت انسانها می باشد حال اگر این باورها به خطا رفته باشد که عاقبت کار مشخص خواهد بود
باورها آنقدر در درون شخص ریشه می دواند که اعمال فیزیکی  وکردارو رفتار آنان را تحت شعاع قرار می دهد
شاید بهمین دلیل است که گفته اند:
مراقب افکارتان باشید آنها حرفهای شما را می سازند
مراقب حرفهایتان باشید آنها اعمال شما را تشکیل می دهند
مراقب اعمالتان باشید آنها عادتهای شما را به وجود می آورند
مراقب عادت هایتان باشید آنها منش شما می شوند
 اگر چه مدتهاست زنان در تلاش هستند که جایگاه واقعی خود را بیابند وتا حدود زیادی نیز موفق بوده اند.
 حضور گسترده زنان در سطح جامعه ودانشگاهها ومیادین ورزشی وغیره نشان از این خیزش وتلاش بانوان می باشد
ولی تا جایگاه واقعی خود که مقام شامخ ( مادر )است ویا در رتبه همسر بودند قرار می گیرند بسیار فاصله دارندچرا که احساس می شود اینبار از اون ور بام خواهند افتاد
احساس می شودازآن محبت وفداکاری وعشقی که می بایست نسبت به فرزند یا همسر اعمال شود  خبری نیست
در حالی که من فکر می کنم زن بدون محبت وعشق فاقد اهمیت لازم خواهد بود
مادر  یا همسری که بخاطر حضور در جامعه محبت کمتری نسبت به فرزند ویا همسر خود ابراز نماید در درجه اول خود قربانی اقدام خویش خواهد بود
و به قول معروف: سیل در اول به فرق خود زند دیوارها
زنان امروز خواسته یا نا خواسته مقاومت بیشتر مردان را برانگیخته و موجب صعوبت در رسیدن به اهداف خود گردیده اند
استفاده از عناوینی همچون زن ذلیل که بار منفی فراوانی را از نظر روحی وروانی بر مردان  تحمیل می کند به عقیده من
مقاومت مردان را در پذیرش زنان بعنوان عضوی از جامعه صد چندان می کند
البته نمی خواهم تقصیر این مشکل را متوجه خانمها نمایم,  چرا که یادم می آید در دوران تحصیل ودرس عمومی تاریخ اسلام مقرر شد چند نفر از دوستان در موضوعات مختلف ارایه کنفرانس نمایند
یکی از دوستان موضوع ازدواج حضرت علی وفاطمه را انتخاب کرد وروزی که نوبتش بود آنقدر از خانمها وزنان ووضعیت سنگین مهریه ومراحل ازدواج بد گفت که خواهرانی که در کلاس نشسته بودند را وادار به عکس العمل نمود
یادم می آید استادمان سخن جالبی را مطرح کرد ایشان فرمودند:  شما نمی بایست وضع موجود را با آن زمان مقایسه کنید و زنان ومردان را با خط کش اولیا اندازه گیری نمایید
آیا آقاپسرها که خانمها را با حضرت فاطمه(س) مقایسه میکنند و هر گونه بعد وانحراف از این معیار را غیر قابل تحمل معرفی می کنند خود به مقام وجایگاه حضرت علی دست یافته اند؟
در مشکلات ایجاد شده در دنیای زنان هم خود ایشان مقصر هستند وهم مردان متاسفانه بر طبل نا برابری کوبیده اند
شاید ماجرای خانم انوشه انصاری را شنیده باشید ایشان اولین زن ایرانی است که به فضا رفت و چند روزی را در یک کپسول بهمراه دو مرد بیگانه بسر برد
موضوع خیلی جالب بود  خیلی از کسانی را که من می دیدم وبا آنها صحبت می کردم کار ایشان را زیر سوال می بردند ولی آیا به نظر شما اینگونه است
آنها فکر می کردند خانم انصاری کاری غیر منطقی وغیر شرعی انجام داده است ولی نمی دانستند که آنچه غیر شرعی است تفکر منفی است  و زنان می بایست سعی نمایند این تفکرات را کم رنگ نمایند
که آنهم با رفتار اندیشمندانه متصور می باشد شما حتما تا کنون تصاویر خصوصی زنان ودخترانی را دیده اید که به اصطلاح لو رفته است و در بعضی از مواقع می بینید که این خود خانمها بودهاند که تصاویر را پخش نمودهاند
خوب وقتی که خانمها به خود وامثال خود رحم نمی کنند از مردان ویا جامعه چه انتظاری می توان داشت
من عکس العمل خیلی ها را نسبت به این موضوع جویا شدم واکثر آنها اشاره نمودهاند که زنان فکرشان به بعضی از مسایل قد نمی دهد
مجددا تاکید می کنم رفتار هوشمندانه زنان موقعیت آنان را تثبیت می کند
یاد آوری می کنم این نگاه من به وضعیت فعلی زنان است وچه بسا که با واقعیت همخوانی نداشته باشد
خوشحال میشوم که نظرات منو مورد نقد قراردهید
ناهید مظفری

پرینت اشتراک گذاری در فیسبوک اشتراک گذاری در توییتر اشتراک گذاری در گوگل پلاس
بازدید: ۸
برچسب ها:
دیدگاه ها
الهام چهارشنبه ۱۱ مرداد ۱۳۹۱ - ۲:۱۶ ب.ظ پاسخ به دیدگاه

فعلاً که دوره زن سالاریه.

مهدی پنج شنبه ۱۲ مرداد ۱۳۹۱ - ۲:۰۰ ب.ظ پاسخ به دیدگاه

« … وچه در دین اسلام که خلقت مرد را مقدم بر خلقت زن می داند و … واین یعنی اولویت بخشیدن نوعی بر نوعی دیگر…»
جمله بالای شما در مورد اولویت بخشیدن مرد بر زن در اسلام اصلا درست نمی باشد بلکه اسلام فضیلت و برتری افراد را در تقوی آنها می داند. همینجوری بدون اطلاعات که نمی شود چیزی را نسبت داد.

جوان بافقی شنبه ۱۸ شهریور ۱۳۹۱ - ۲:۰۳ ب.ظ پاسخ به دیدگاه

زنها میخاهند حقارت وسختی و مشکلاتی که در زمانهای مختلف کشیده اند را جبران نمایند نمیدانند که مامردان بیکار نمینشینیم واز حق خود دفاع میکنیم در اسلام مدیریت واداره خانواده بر دوش مرد گذاشته شده پس بدانید مرد داناتر وتواناتراست وهمچنین از نظر دانشمندان متوسط عقل وهوش زنان از مردان کمتر است