رمضان و فلسفه روزه گرفتن

دسته: فرهنگی، هنری، مذهبی
بدون دیدگاه
شنبه - ۱۴ مرداد ۱۳۹۱

 

روزه ، تمرین کلاس زندگی
درس ایثار و خلوص و بندگی
روزه ، زنجیر هوا گسستن است
دیو و بت های درون بشکستن است
رمضان ماه مهمانی خداست این جمله ای است که همیشه شنیده ایم و در آینده نیز خواهیم شنید. جمله ای که هیچگاه به فلسفه درونی اش نیندیشیده ایم همیشه اجازه داده ایم مکررات برایمان تکرار شود. رمضان را ماهی دانسته ایم که می آید و می رود این آمدن و رفتنهایی که هر کدام می تواند فرصتی باشد برای خودسازی و بهروزی. رفتارمان در استقبال از این ماه خدایی آنگونه نیست که باید باشد ما هنوز باور نکرده ایم که نماز و روزه ای که فرمان کردگار بی همتاست برای آخرت خودمان است دادار بی نیاز فرصتی برای ما ایجاد کرده تا با اندیشه ای درست راه را از بیراه تشخیص دهیم اگر نه او هیچ نیازی به نماز و روزه ما ندارد .خداوند خواسته با گرسنگی و تشنگی یاد مستمندان کنیم سی روز خود را آماده سازیم تا در روزهای مانده سال از دارایی خویش دست بیچاره و دردمندی را بگیریم خداوند می خواهد ما منیت و خودبینی را کنار بگذاریم روحمان را جلا دهیم جلو پای خویش را ببینیم از همسایه خود باخبر شویم آنچه خدا فرمان داده تنها و تنها برای سعادت و نیکبختی ماست .
گاه رمضان که می آید دقایق وساعت و روزهایش را می شماریم و منتظر می شویم که کی این ماه به پایان می رسد وقت کشی و نیندیشیدن شده جزئی از کارهای روزانه ما. خود به خویشتن ستم می کنیم و باور نداریم. با بهانه های نادرست تلاش داریم جلو بندگان خدا خود را درست کردار و نیک منش ببینیم از خداوند غافلیم. مال دوستی و ثروت اندوزی دیدگان ما را کم بین نموده است نور و روشنایی را رها کرده ایم و در پس تاریکیها خود را پنهان می نمائیم . یک کار کوچک ثواب که انجام می دهیم انگار تا پایان عمر طلبکار پروردگار خویشیم خود را برتر از بندگان خدا می بینیم. اجازه می دهیم به خویشتن، برای استفاده ناحق از حقوق مردم، آنچه کردگار بزرگ سخت می گیرد یعنی حق الناس. رمضان که می آید تا چه حد خود را تغییر می دهیم؟ اگر همانگونه چون گذشته ساکن باشیم پس چه استفاده ای از این ماه برده ایم.
 خداوند از ما ناخشنود می شود هنگامی که به نام افطاری دادن و ثواب کردن اسراف نمائیم ریخت و پاشهای بسیاری  که برای چشم و همچشمی و مطرح ساختن خود می کنیم پاسخی ندارد؟ ما در برابر کارهایی که به حساب خودمان کوچک است مسئولیم چگونه وجدانمان راضی می شود حق و ناحق کنیم. چرا تلاش نمی کنیم دست همنوع خود را بگیریم حتی اگر گناهکار است چرا ثواب به راه آوردنش را به خود اختصاص نمی دهیم ؟ هیچ انسانی بدنهاد نیست شاید سختیها و گرفتاریهای روزمره خوی و خصلت همنوعان ما را عوض کند اگر دمی خود را جای آنها بگذاریم می فهمیم حال و روزشان را و آن زمان است که شاید بتوانیم درک کنیم که چگونه باید از انسان بودنمان دفاع کنیم. انسانیت تنها برهه ای خاص از زمان را شامل نمی شود د رتمام لحظات باید خدایی بود تا از امتحانات سخت و به ظاهر ساده ای که جلو راهمان قرار دارد به سلامتی عبور نمائیم.
وقتی ماه رمضان می رود و عید می گیریم باید شادی و خوشحالی ما از کنار نهادن برخی عادتهایمان باشد با یاری رساندن به مستحقان چیزی از ما کم نمی شود حتی قرب و ارزشمان در پیشگاه معبود بیشتر می گردد. در دفتر یاد خویش باید خط بزنیم رفتارهای ناپسند گذشته را. باید دلجویی کنیم از دلهایی که شکسته ایم و حقهایی که ضایع نموده ایم . تلاش و کوشش نمائیم در تشخیص ثواب و ناثواب. اگر به خاطر  کارهای نیک گذشته و از خودگذشتگیهای دیروز نعمتی نصیبمان شده از خوان خویش نیازمندان را نیز بهره مند سازیم رمضان فلسفه ای دارد با هزاران باب که هنوز تلاشی در بازشناختن حتی یک باب آن نشان نداده ایم. پای سفره افطار خدا می گوید“خب ،روزه دارها حالا وقتش شده بخواهید از من؟
درخواست کنید”یکی می گوید “آن خرما را بده”دیگری شیر و آن دیگری ظرف آش را…کسی اصلا حواسش به خدا نیست!!
عالیه نقیب الذاکرین بافقی

پرینت اشتراک گذاری در فیسبوک اشتراک گذاری در توییتر اشتراک گذاری در گوگل پلاس
بازدید: ۱
برچسب ها: