منادی حق طلبی

دسته: مقالات
۸ دیدگاه
یکشنبه - ۴ بهمن ۱۳۹۴
  حضور پر صلابت مردم در انتخابات نشان خواهد داد که مردم همچون کوه، بر ایمان و اعتقاد خود ایستاده اند! اعتقادی که ریشه در فرهنگ و خودباروی ما دارد. پر واضح هست زمانی توسعه و پیشرفت یک منطقه میسر خواهد شد که وفاق و دوستی و همدلی در میان مردم آن جامعه وجود داشته باشد. این وفاق، عامل مهمی در به ثمر رساندن آرزوهای مردم خواهد داشت. حضرت امام خمینی (ره) همواره در خصوص نقش مردم در تعیین سرنوشت خود تأكید داشتند  و  معتقد بودند كه: «ملت خودش است كه سرنوشت خودش را به دست دارد… خود ملت است كه با رأی خودش رئیس جمهوری تعیین می كند، جمهوری اسلامی را رأی می دهد و با رأی خودش كه متمركز است در مجلس دولت را تعیین خواهد كرد و همه امور به دست خود ملّت است» (صحیفه نور، ج 13، ص 29) این دیدگاه بنیانگذار انقلاب اسلامی است که  تصریح می دارند: « مردم در انتخابات آزادانه و احتیاج به قیم ندارند و هیچ فرد یا گروه یا دسته ای حق تحمیل فرد یا افرادی را به مردم ندارند. جامعه اسلامی ایران با درایت و رشد سیاسی خود جمهوری اسلامی و ارزشهای والای آن و حاكمیت قوانین خدا را پذیرفته خود به این بیعت وفادار مانده اند و مسلما قدرت تشخیص و انتخاب كاندیدای اصلح را دارند» (صحیفه نور، ج 19، ص 206)
      در اسفندماه رویداد بزرگی را در پیش رو داریم، حادثه ای که به نوعی اراده مردم را در تعیین حاکمیت به زیبایی  نشان می‌دهد. انتخابات خبرگان رهبری و مجلس شورای اسلامی! هر دو، برای مردم مهم هستند و در اولی، ملت نمایندگانی را به مجلس خواهد فرستاد که رهبری جامعه را تعیین خواهند کرد و در دومی، نمایندگان قوانین نیاز جامعه را مدون می کنند. در این میان انتخابات مجلس شورای اسلامی برای شهرهای بافق، بهاباد، ابرکوه، خاتم و مهریز جایگاه ویژه ای دارد و برای مردم بافق و بهاباد از اهمیت بیشتر! از آن جهت که شهروندان بافق و بهاباد باید عزم را جزم کنند تا به اتفاق آراء یک نماینده ای را به مجلس بفرستند؛ در اینصورت هست که می توانند آرزوهای خود را بر باد رفته ندانند. به شهادت آگاهان و کارشناسان مسایل سیاسی و اجتماعی، هر منطقه ای که توانسته  نامزد یا کاندیدای خود را به مجلس شورای اسلامی بفرستد، توانسته سهم بسزایی در توسعه و عمران شهری خود داشته باشد. اگر بافق و بهاباد یک نماینده از آن خود داشت اکنون سرنوشت جاده آن این گونه نبود! اگر بافق و بهاباد یک نماینده از آن خود داشت هنوز گازرسانی به بهاباد در مراحل ابتدایی خود نبود! اگر بافق و بهاباد یک نماینده داشت تاراج معادنش را این گونه نظاره نمی نشست! چگونه است که در همسایگی این شهرها از هر تن سنگی که از منطقه آنها خارج می شود به همان اندازه توسط نماینده آن شهر، خدمات رسانی می شود و یا اعتبار و و بودجه ای جذب می گردد و یا کارخانه ها و صنایع جدید سر از خاک بر می‌دارند؛ اما بافق و بهاباد هنوز در اوراق و کاغذها دنبال طرح های جوار معدنی خود می گردند و  گاه با درب های بسته مسئولان و زمانی هم با  قول ها روبرو هستند. گاهی هم عکسی از امضاء یک تفاهم نامه به بیرون منتشر می شود تا دل ما را خوش کنند و بدین گونه امیدی  به ما بدهند که البته، این هم در نوع خود خوب و عالی است! به هر حال؛ این سرنوشتی نیست که ما ملت بافق و بهاباد برای خود رقم زده‌ایم ! ما باید خواسته های در گلو مانده خود را با حضور در پای صندوق های رای نشان داده و به کسانی رای بدهیم که منادی حق طلبی ما باشند، نه ما را بفریبند و نه به ما وعده بدهند و نه ما را طوفانی و “دم دمی مزاج” حساب کنند! ما مردمی هستیم که رفاه و آسایش خود و فرزندانمان را دنبال هستیم، ما مردمی هستیم که به فرزندانمان دروغ نخواهیم گفت! ما مردمی هستیم همانگونه که برای سرنوشت امروز خود تلاش می کنیم می خواهیم تا آیندگان هم نام ما را به نیکی یاد کنند. رمز عبور بافق و بهاباد تنها از این راه میسر است و چیزی غیر از این نخواهد بود.
ما زنده به آنیم که آرام نگیریم
                                       موجیم که آسودگی ما عدم ماست
محمد‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌حسین تشکری بافقی

پرینت اشتراک گذاری در فیسبوک اشتراک گذاری در توییتر اشتراک گذاری در گوگل پلاس
بازدید: ۵۲
برچسب ها:
دیدگاه ها
مهدی . این نظر توسط مدیر ارسال شده است. یکشنبه ۴ بهمن ۱۳۹۴ - ۱۱:۲۸ ق.ظ پاسخ به دیدگاه

کاملا موافقم اما فکر میکنم باید وسیعتر فکر کرد امروز شهرستان خاتم یعنی هراتو مروست هم مثل بافق و بهاباد دچار ظلم و بیعدالتی شده است باید این سه شهرستان باهم شوندو نشاندهند که برای رفع مشکلاتشان دیگر امیدی به سایرین ندارند باید حرکتی کرد در این راستا و صدای بلند و رسا این سه شهرستان محروم باید در کشور برخیزد

ناشناس این نظر توسط مدیر ارسال شده است. یکشنبه ۴ بهمن ۱۳۹۴ - ۱۲:۳۴ ب.ظ پاسخ به دیدگاه

دموکراسی مزخرفترین چیزی است که در دنیای سیاست وجود دارد و تا کنون هم فایده ای برای ملتها نداشته است . این موضوع فقط به ملل جهان سوم محدود نمی شود و در کشورهای توسعه یافته نیز وضع به همین منوال است ، شما آمریکا را به عنوان مهد دموکراسی در نظر بگیرید . عده ای سرمایه دار هر از گاهی یک مترسک را به قدرت می رسانند و از قبل آن جیب خود را پر می کنند .
بارها شنیده ایم که عده ای می گویند اگر بافق یک نماینده در مجلس داشته باشد ، همه چیز حل می شود . شبیه این مسئله در بین روشنفکران نیز وجود دارد . تا می گویی چه کنیم ایران از حالت ایرانستان درآید می گویند : اگر دموکراسی به ایران بیاید همه جا گل و بلبل می شود .
اما اینها خیال خام است ، هم بافق در همه ی دوره های نماینده داشته است و هم در ایران دموکراسی وجود دارد . انتخاباتهایی که در ایران برگزار می شود دموکراسی است و تفاوتی هم با دموکراسی آمریکا ندارد . جنس هر دو یکی است . نماینده ی بافق هم در دوره ی قبل دخیل عباس بود . شما تصور می کنید اگر صباغیان یا یا بافقی دیگر به جای دخیل عباس به مجلس می رفت ، عملکردی متفاوت تر از دخیل عباس داشت ؟؟؟؟من چنین تصوری ندارم .
مجلس در تاریخ معاصر ایران با انقلابِ انگلیسیِ مشروطیت پایه گذاری شد . انگلیسی ها مجلس را ایجاد کردند تا به قراردادهای نفتی رنگ مردمی بزنند تا تحت هیچ شرایط هیچ فردی نتواند زیر آن بزند .
تا کی ما باید در حوزه ی سیاست از غرب و در حوزه ی اعتقاد از شق دیگر غرب (یعنی اعراب)پیروی کنیم ؟مگر ایرانی از خود در سیاست و اعتقاد چیزی ندارد ؟
ما در سیاست شهریاری کورش بزرگ را داریم و از حیث معنویت و اعتقاد نیز می توانیم به زرتشت رجوع کنیم .
این نوشته های من به گفته های اسفندیار رحیم مشایی نزدیک است ، شاید این فرد بنا به بهره برداری سیاسی از این حرفهای می زد ، اما اصل حرف درست است و بی شک زمان آن رسیده است یک تجدید نظر واقعی در سیاست و اعتقادمان بدهیم .

    sd این نظر توسط مدیر ارسال شده است. دوشنبه ۵ بهمن ۱۳۹۴ - ۱۲:۰۸ ب.ظ پاسخ به دیدگاه

    داوود جان، خ. ش م ، مواظب گفته هایت باش… با این جماعت سم بکم عمی ، از این حرفها زدن، یاسین خواندن در گوش… است. آنچه می دانی و می فهمی، بگذار درونت مانند رازی بماند ، که اگر زیاده خواهان از آنچه در اقلیم تفکرت ، اتفاق می افتد آگاه شوند، همانا برای نابودیت، شمشیرها خواهند کشید… از برادر بزرگترت بپذیر. حیف است متفکرانی چون تورا از دست بدهیم.

      ناشناس این نظر توسط مدیر ارسال شده است. دوشنبه ۵ بهمن ۱۳۹۴ - ۴:۴۴ ب.ظ پاسخ به دیدگاه

      ما برای کسی یاسین نخواهیم خواند ، آنچه در دست ماست و به ما الهام می بخشد ، اوستاست .
      مردم ایران با طی یک مسیر مشابه دیر یا زود در یک نقطه به هم خواهند رسید . ابتدا جرقه های نارضایتی از شرایط موجود در آنها زده می شود ، سپس به فکر اصلاح امور می افتند و جذب باند خاتمی و هاشمی(اصلاح طلبان) می شوند، با گذشت اندک زمانی متوجه می شوند که اصلاحات بازی است و از این اصلاحات چی ها بخاری بلند نمی شود . طرفدار اپوزیسیون خارج نشین می شوند . شعله های علاقه به سلسله ی پهلوی در آنها زبانه می کشد و جمله ی معروفی را تکرار می کنند که چه بودیم و چه شدیم . با گذشت اندک زمانی متوجه می شوند که در خاندان پهلوی هیچ فرد بالیاقتی پیدا نمی شود و بازماندگان این سلسه عموما جیره خوار بیگانگان گشته اند . از سوی دیگر با اندکی تامل در تاریخ در می یابند که محمدرضا شاه و رضا شاه چندان اسطوره و قهرمان نبودند . همین محمدرضا شاه که خود را جانشین کورش می دانست ، در خواب امام زمان را می دید . حتی به صراحت گفته بود که تمدن بزرگش الهام گرفته از اسلام است . همین روحیات بود که باعث شد با اندک تشری چمدان خود را ببندد و فرار کند . بی شک یک قهرمان فرار نمی کند .بنابراین از خاندان پهلوی نیز عبور می کند و حتی آنها را تا حدودی خائن هم می پندارد که طول عمر حکومتشان از سوی بیگانگان و با قراردهای نفتی تعیین شد و هیچ مقاومتی نیز نتوانستند انجام دهند . پس از این عبور سخت ، احساس افسردگی می کند و چند صباحی سرگردان است تا اینکه متوجه میراث به جای مانده از گذشتگانش خواهد شد . یعنی اوستا . همین متون و آیین کهن است که کاری می کند کارستان . دیگر اسیر بی بی سی و وی او ای نمی شود . کاری هم به شبکه های مزخرف ماهواره ای ندارد . استعمار هم دیگر نمی تواند برای او منجی پرورش دهد و برایش صادر کند و با موج سواری سیاستش را عملی کند . ان وقت است که بار دیگر سوشیانتی از داخل جامعه ی ایرانی سر برخواهد آورد . آن وقت است که جامعه ی ایرانی به ارزشهای مزخرف غربی چون دموکراسی و سکولاریسم بهایی نمی دهد .
      به نظرم ، ملت ما هم اکنون در مرحله ی عبور از پهلوی است . دندان لقی که باید یکبار برای همیشه کنده شود ، زیرا بحث بر سر این موضوع بیش از حد وقت ما را گرفته است . اینکه شبکه ی من و تو که وابسته به بیگانگان است مستند برای پهلوی می سازد ، نشان دهنده ی این موضوع است که غربی ها برای حفظ سلطه ی خود بر ایران نیازمند این هستند که ایرانیان از پهلوی عبور نکنند .

      ناشناس این نظر توسط مدیر ارسال شده است. سه شنبه ۶ بهمن ۱۳۹۴ - ۱۲:۵۷ ب.ظ پاسخ به دیدگاه

      حال که نظر قبلی منتشر شد این را هم باید ادامه دهم :
      1-بود یا نبود امثال من بر این تفکر هیچ تاثیری ندارد
      2-پهلوی و نادرشاه افشار و سلسله هایی از این دست به ما آموخت که نمی توان بدون غلبه بر شق دوم غرب و آن هم در بعد اعتقادی ، عظمت را به ایران بازگرداند . زیرا با پابرجا ماندن مافیای اعتقادی ، زمینه های لازم برای گسترانیدن مافیای سیاسی غرب نیز فراهم می شود . عاقبت پهلوی بم بست بود ، زیرا که محمدرضا شاه به شدت اعتقادات معنوی بیگانه داشت . ولیعهد او نیز پا را از وابستگی اعتقادی به شق دوم غرب فراتر گذاشته و از بعد سیاسی نیز به مافیای سیاسی غرب واداده است .

حسینعلی این نظر توسط مدیر ارسال شده است. دوشنبه ۵ بهمن ۱۳۹۴ - ۴:۴۸ ب.ظ پاسخ به دیدگاه

کسانی که دم از کاندید بافقی بهابادی میزنند مگرنمی دانند نماینده دراین حوزه نماینده 5 شهرستان است ؟ اگرکاندیداتوری برای گرفتن رای مردم بافق وبهاباد درتبلیغاتش دم از همین دوشهرستان بزند وقتی به شهرستان های هرات- مهریز وابرکوه می رود برای تبلیغ چه مطلبی می گوید ؟ چگونه آنها راقانع می کند که بهش رای بدهند بنا بر این لازم است دوستان عزیز کاندیداتور وطرفدارانشون منطقی باشند وراضی به کسب آرا مردم به هر قیمتی نباشند که الا الی الله تصیر الامور

محمد این نظر توسط مدیر ارسال شده است. چهارشنبه ۱۴ بهمن ۱۳۹۴ - ۱۱:۱۳ ب.ظ پاسخ به دیدگاه

سلام خسته نباشید!

ذ.کار این نظر توسط مدیر ارسال شده است. سه شنبه ۲۰ بهمن ۱۳۹۴ - ۹:۳۳ ب.ظ پاسخ به دیدگاه

آقای تشکری بسیار متن جالب وزیبایی نوشته اید . ای کاش ما بافقی ها میتوانستیم کلمه ( من )را حذف کنیم .چندسال پیش همین وضع راداشتیم که بعداز آن برای تعدادرای کم تاسف وافسوس خوردن رابرای خودمان جاگذاشتیم . حالا هم دست بزرگواران ونامزدها رامی بوسدکه به جای (من )ما شویم که بعدافسوس نخوریم ودوباره نگوییم دوره بعد؟تا کی دیگر هی بگوییم نشد نشد بعدها.من هم به عنوان کوچکترین فردخواهش وتمنا دارم که دربرابر شهرمان یکدل ویک زبان شویم.باتشکرz .k