مردم بچرخند برای چند نفر

دسته: مقالات
۳۳ دیدگاه
دوشنبه - ۵ بهمن ۱۳۹۴

چند روزیست شهرداری در اقدامی جسورانه جهت به نتیجه رسیدن طرح خیابان وحشی بافقی ، طرحی پیاده کرده است که احتمالا همه از آن بهره برده اید. سالهاست که کوچک و بزرگ این شهر میداند مغازه های وسط خیابان وحشی بافقی باید تخریب شود و در این راستا ایشان باید فکری برای خود برمیداشتند ولی تا امروز باطنا نمی دانم را چه فکری بردداشته اند یا نه اما ظاهرا فکری برنداشته اند و باز شهرداری با آنها کنار آمده تا برای خود مکانی برای کاسبی دست و پا کنند .
نهایتا کار بدین جا رسیده که مردم یعنی 45 هزار نفر آدم باید در مسیری بچرخند تا منافع عده ای انگشت شمار بیشتر و وضعیت اقتصادیشان فلان گردد و یا بقول ایشان ضربه اقتصادی نخورند ، و یا بقول عده ای دیگر مردم باز نردبان پیشرفت عده ای دیگر کردند .
اما یکی از سوالات امروز در بین مردم این است: اگر هر فردی در مسیر طرحشان قرار گیرد اینگونه عمل میکنند؟ یا بستگی دارد که کی باشد ؟
از طرفی با کمی تامل می بینیم طرح برای پیشرفت شهر پیاده شده تا تمام مردم از آن بهره ببرند ولی عملا این منفعت سالهاست معطل منفعتی دیگر گشته که متاسفانه آن هم از روزنه لاوی و لاویگری تعمین شده و باز تبصره های قانون اجرا شده و مردم قانع ، ولائی و منتظر ، سرگردان در مدیریت شده اند .
این روزها سرگردانی مردم در خیابان وحشی بافقی نمادی از سرگردانی مردم در انتخابات است و در سرتاسر شهرستان بافق و بعضا حوزه انتخابیه هم نمایان گردیده است و فکر نمی کنم این سوپاپهای اطمینان و تخلیه جامعه بتواند جوابگوی این نوع مدیریت و عملکرد و منفعت طلبی عده ای باشد انشالله که بخیر بگذرد . چرا که می بینی برای انتخابات هم این روزها افراد مختلف اعلام آمادگی کرده اند ، از کوچک تا بزرگ . از آنکه در گذشته اش در کنار مردم بوده است ، گرفته تا آنکه برای یک روز هم با مردم نبوده است ، از آنکه حرفی برای گفتن دارد تا آنکه ندارد ، از آنکه زیر 1000 رای دارد تا آنکه براساس احتمال و شاید میتواند رای بیارود . از آنکه از حزب چپ و راست حمایت میشود و آمده برای منافع حزبش تا آنکه درد جامعه را در منفعت طلبی برخی مسئولین و عده ای دیگر میبیند .
اینجاست که فکر میکنی ساده های جامعه از مطرح های جامعه بیشتر میفهمند و مخلصترند و مردم را پله ترقی خود نکرده اند . اینجاست که می بینی انتخاب بر مبنای اختیار ملت هم نمیتواند از این پیچ و خمهای خودخواهی بیرون بیاد پشت دیوار شهرستان و حوزه قرار بگیرد و مشکلات جامعه را حل کند .
به نظرتان تا کی این روند ادامه مییابد و تا کی آفتابگردانهای منفعت طلب که باعث سرگردانی جامعه شده اند از سوی مردم و بالاتر از آن ، تامل میشوند ؟

محمد مهدی علیزاده فلاح


پرینت اشتراک گذاری در فیسبوک اشتراک گذاری در توییتر اشتراک گذاری در گوگل پلاس
بازدید: ۶۰
برچسب ها:
دیدگاه ها
محمدحسین این نظر توسط مدیر ارسال شده است. دوشنبه ۵ بهمن ۱۳۹۴ - ۴:۲۹ ب.ظ پاسخ به دیدگاه

دوست عزیز اینقدر مطلب رادرلفافه نپیچ راست حسینی بگو برای اجرای طرح وحشی که نزدیک 15 ساله نیمه کاره ومعطل مانده چه کار باید کرد ومنافع چه کسی برمنافع عموم وازطرف چه کسی ترجیح داده شده است تا جایی که بنده اطلاع دارم طرح مصوب چندین ساله درحال اجراءاءست

نقی این نظر توسط مدیر ارسال شده است. دوشنبه ۵ بهمن ۱۳۹۴ - ۵:۰۴ ب.ظ پاسخ به دیدگاه

اقای علیزاده نداسته مطلب ننویس

ح-ا-ا این نظر توسط مدیر ارسال شده است. دوشنبه ۵ بهمن ۱۳۹۴ - ۷:۱۰ ب.ظ پاسخ به دیدگاه

حرف حساب

ایلیا این نظر توسط مدیر ارسال شده است. دوشنبه ۵ بهمن ۱۳۹۴ - ۷:۲۱ ب.ظ پاسخ به دیدگاه

تازمانی که مردم سکوت می کنند ولب به اعتراض نمی گشایندکه ازدوحالت سرچشمه می گیرد 1 نادانند 2 خودرابه نادانی می زنند

س.الف.ر این نظر توسط مدیر ارسال شده است. دوشنبه ۵ بهمن ۱۳۹۴ - ۷:۲۸ ب.ظ پاسخ به دیدگاه

جناب آقای علیزاده عزیز، انگار می خواستید به زور مطلبی بنویسید… این مطلب، پر از اشتباهات املایی و انشایی است که از شما بعید است. در ضمن، کسانی که شما منفعت طلب ذکر کرده اید، غیر از یکی که هرجا مباحث شهری است مردم، نام ایشان را که ملاک و زمیندار است می شناسند، و صاحب یکی از بزرگترین مغازه های این ردیف هم می باشد و تازگی هم تعمیر شده، نمیدانم منظور دیگری هم داشته اید یا خیر. در هر صورت، کاسب، رفیق خداست و نمی توان گفت به این راحتی، که حالا که شهرداری می خواهد این منطقه را خراب کند، بروند برای خودشان فکری بردارند!! مگر می شود کسی که سالها کاسبی کرده و در بازار زحمت کشیده است، صاحب ملک و مغازه و سرقفلی است، صرف اینکه مغازه اش در طرح است، بگوییم برو فکری برای خودت بردار!! شهرداری موظف است طبق قانون، به مغازه داری که در طرح است، همراستا، همردیف و هم وزن مغازه اش، زمین معوض بدهد. مگر می شود، مغازه ای را که در منطقه ی شلوغ نزدیک مرکز شهر (امامزاده) هست را بگوییم برو مثلا کنار میدان مخابرات، مغازه ای باز کن. احساس می کنم، جنابعالی ، به دلیل اینکه اغلب این مغازه داران از افراد با نفوذ و صاحب ثروت این شهر هستند، باطنا بدتان نمی آید در کاسبی اشان خللی وارد شود. ما انسانها، متاسفانه بیش از حد، به قول معروف (نتونن دید) هستیم. وقتی دکتر ت صاحب این همه زمین و مغازه و ملک و ثروت است، نمی توانیم ببینیم که مغازه اش را چندین میلیارد به شهرداری می فروشد، یا زمینی بسیار بزرگتر در بهترین نقطه شهر می گیرد… ما باید بدانیم و به این نتیجه برسیم که ثروت به خودی خود، بد نیست. ثروتمند نیز، بد نیست. ثروتمند اگر خوب باشد، می تواند شهر کوچک ما را آبادتر کند. تفکرات شما، به طیفی از سیاست ایران شبیه است که می خواهد همه فقیر باشند، اما در حد هم. و این نابود کننده ی اقتصاد است. اقتصاد، همیشه به سرمایه دار نیازمند است. بحثهای حاشیه ای شما در متن نیز، فقط و فقط برای تجلی همین نظر در نوشته اتان آمده ، و نشان می دهد حتی برای این طرح، از شهرداری کوچکترین تحقیقی به عمل نیاورده اید و قوانین آن را نمی دانید. موفق باشید

    داود این نظر توسط مدیر ارسال شده است. سه شنبه ۶ بهمن ۱۳۹۴ - ۱۰:۴۴ ق.ظ پاسخ به دیدگاه

    من بارها گفته ام که ما اسیر مافیای غربی -عربی هستیم که سیاستمان از دموکراسی یونانی و اعتقادمان از اعراب می آید .
    در آیین شهریاری که نیکان ما برای ما پایه گذاری کردند چیزی به نام سیستم سرمایه داری نداریم . شاید تصور کنید اقتصاد همسان(سوسیال) از طرف غربی ها ارائه شده است ، اما اینگونه نیست . پدران ما هزاران سال پیس و در دوران شاهنشاه بهرام گور،شاهنشاه قباد ، شاهنشاه انوشیروان ،و دیگر شهریاران آزاده ایران پایه های یک حکومت شهریاری با اقتصاد همسان را ریخته اند . این سازوکار عادلانه پس از یورش تازیان از بین رفت ، یورشی که غربی ها نیز در آن نقش داشتند .
    از روزگار جمشید شاه ایرانیان از پزشکی رایگان برخوردار بودند به گونه ای که در زمان جمشید شاه بزرگ این فرمان بسیار پر بها صادر شد :
    پزشکی و درمان هر دردمند / در تندرستی و راه گزند
    در زمان شاهنشاه قباد نخستین گامهای یک پادشاهی آزاد و همسان برداشته شد :
    کسی را که درویش باشد نیز /ز گنج نهاده ببخشیم چیز
    کسی کو بمیرد نباشدش خویش / و زو چیز ماندش ز اندازه بیش
    بدوریش بخشم نیازم به گنج/نبندم دل اندر سرای سپنج
    سپس آیین نامه ی صد در صد سوسیال در زمان شاهنشاه قباد صادر گردید :
    همی گفت هر کو توانگر بود / تهی دست با او برابر بود
    نباید که باشد کسی بر فزود / توانگر بود تار و درویش پود
    جهان راست باید که گردد به چیز / فزونی توانگر حرام است نیز
    پس بحث بر سر نتونم دید نیست ، اگر فردی صاحب هزاران میلیارد تومان پول است ، مطمئن باشید در جای دیگر هزاران نفر در فلاکت زندگی می کنند .و این فرد با مکیدن خون اینها پولدار شده است .
    اگر امروز دید منفی به سرمایه دار است ، به این علت است که سرمایه داران خون ملت را مکیده اند و گنده شدند . همین دکتری را که نام بردید ، همه می شناسند که در زمان فلان مدیر عامل سنگ آهن و در زمان فلان رئیس جمهور چطور در سنگ آهن شرکت داری می کرد و …د .

دهقان 188 این نظر توسط مدیر ارسال شده است. دوشنبه ۵ بهمن ۱۳۹۴ - ۸:۱۰ ب.ظ پاسخ به دیدگاه

با سلام
عجب متن پیچیده ای
پیچ خیابون هم به این اندازه نبود.
لابی گری
تحمل
ولایی

علی این نظر توسط مدیر ارسال شده است. دوشنبه ۵ بهمن ۱۳۹۴ - ۱۰:۳۰ ب.ظ پاسخ به دیدگاه

باید این پروژه در کتاب ترین های گینس به ثبت برسه چرا که معمول است خرابه ها وکومهها را خراب میکنند تا خیابان بسازند اما توشهر ماخیابون خراب میکنند تاتجارتخونه بسازند

فلاح این نظر توسط مدیر ارسال شده است. دوشنبه ۵ بهمن ۱۳۹۴ - ۱۱:۲۸ ب.ظ پاسخ به دیدگاه

ﺑﺎﺭﺍﻥ ﮐﻪ ﺷﺪﻯ ﻣﭙﺮﺱ ، ﺍﻳﻦ ﺧﺎﻧﻪ ﮐﻴﺴﺖ
ﺳﻘﻒ ﺣﺮﻡ ﻭ ﻣﺴﺠﺪ ﻭ ﻣﻴﺨﺎﻧﻪ ﻳﮑﻴﺴﺖ
ﺑﺎﺭﺍﻥ ﮐﻪ ﺷﺪﻯ، ﭘﻴﺎﻟﻪ ﻫﺎ ﺭﺍ ﻧﺸﻤﺎﺭ
ﺟﺎﻡ ﻭ ﻗﺪﺡ ﻭ ﮐﺎﺳﻪ ﻭ ﭘﻴﻤﺎﻧﻪ ﻳﮑﻴﺴﺖ
ﺑﺎﺭﺍﻥ ! ﺗﻮ ﮐﻪ ﺍﺯ ﭘﻴﺶ ﺧﺪﺍ ﻣﻰ ﺁﯾﯽ
ﺗﻮﺿﻴﺢ ﺑﺪﻩ ﻋﺎﻗﻞ ﻭ ﻓﺮﺯﺍﻧﻪ ﻳﮑﻴﺴﺖ …

حاجی میرزا آقا این نظر توسط مدیر ارسال شده است. سه شنبه ۶ بهمن ۱۳۹۴ - ۶:۰۹ ق.ظ پاسخ به دیدگاه

اقای علیزاده سلام
باید به اطلاع شما برسانم قبل از نوشتن مطلبی کمی در ان رابطه تحقیق کنید بعد کلماتی را بر روی کاغذ نگارش کنید
۱-اولا اینکار که حاصل تلاش شهردار و پرسنل شهرداری می باشد و کاری بس بزرگ جرا که شهرداران قبلی نتوانستند با صاحبان مغازه به توافق برسند
۲-اگر قرار بود به قول شما به زور مغازه ها خریداری میشد همین چند مغازه مبلغی بالغ بر ۱۵میلیارد تومان برای شهرداری هزینه داشت ولی الان با درایت شهردار علاوه بر اینکه هزینه نداشته مبلغ ۱۰میلیارد به عنوان مابه التفاوت مرغوبیت از مالکان دریافت شده
۳با طراحی که انجام شده هیچ گونه تغییری در نقشه ایجاد نشده و عرض خیابان و فضای سبز مطابق مابقی خیابان می باشد
۴ انشاالله بعداز گذشته ۶ ماه شاهد زیبایی در ابتدای خیابان خواهیم بود و از این حالت زشت که الان است خارج میشود
۵ مردم فهیم نیز میدانند و تحمل میکنند که قبل از هر ابادی٬شاید خرابی باشد

مهدی فتوحی بافقی این نظر توسط مدیر ارسال شده است. سه شنبه ۶ بهمن ۱۳۹۴ - ۶:۵۷ ق.ظ پاسخ به دیدگاه

متاسفانه عده ای منفعت طلب و حزب سیاسی کار اصلا به فکر شهرستان یا استان نیستند.

ندای بافق این نظر توسط مدیر ارسال شده است. سه شنبه ۶ بهمن ۱۳۹۴ - ۷:۲۳ ق.ظ پاسخ به دیدگاه

واقعا بجا نوشته شد این مطلب ، دقیقا در ایام رسیدن به سال نو این طرح شروع شد فقط بخاطر منافع برخی . بخصوص که یکی از مسئولین با سیاست که مثلا نشون بده فعاله
این طرح خیلی خوب اجرایی بشه 1 سال طول میکشه
و امثال هم مثل سالهای پیش ما با یک چهره زشت جلو مهمونهای نوروزی که حالا کم هم نیستند ظاهر میشویم

علي این نظر توسط مدیر ارسال شده است. سه شنبه ۶ بهمن ۱۳۹۴ - ۷:۴۵ ق.ظ پاسخ به دیدگاه

با سلام خواهشمند است شما رزومه كاري وپيشنهاد عمراني خود را ارائه دهيد تا بفهميم عمراني فكر ميكنيد نه سياسي

دوست این نظر توسط مدیر ارسال شده است. سه شنبه ۶ بهمن ۱۳۹۴ - ۸:۱۲ ق.ظ پاسخ به دیدگاه

بعضی از افراد را هم فقط ابزاری هستند برای شکستن رای فرد دیگر .متاسفانه در شهرستان هر کسی برای خودش راهی دارد و اگر یک روز ببیند که منافعش در خطر افتاده و یا از شخصی دیگر خصومتی دارد به هر طریقی شده می آید و فرد مقابل را آزار می دهد دریغ از اینکه منافع مردم و شهرستان در خطر باشد یا نباشد الان در انتخابات همین بحث شده است یکی که قبلا برای مردم سینه سپر کرده بوده الان می آید و با رو کردن کاندیدایی که بتواند رای بافق و بهاباد را هرچند که کم باشد جمع کند و مانع ورود یک نماینده از شهرستان به مجلس شود نمیدانیم این افراد آخر تا کی باید مانع پیشرفت و آبادانی شهرستان بشوند تعدادی دیگر هم در تکاپو هستند تا نماینده احراز صلاحیت شده خود را تایید نمایند و از طریقی دیگر رای را بشکنند یادتان باشد که آخر در همین خاک شهرستان سر بر زمین می گذارید و بدنتان خاکی از همین شهرستان می شود
هر کار ی که بلد هستیدو نیستید انجام دهید روزی خواهد آمد که در برابر همین مردم باید جزای اعمالتان را بدهید

پیر دانای همدان این نظر توسط مدیر ارسال شده است. سه شنبه ۶ بهمن ۱۳۹۴ - ۸:۳۷ ق.ظ پاسخ به دیدگاه

با سلام و درود
استاد عزیز کمی اغراق گونه مسیله را مطرح کردید 25 هزار خودرو و وسیله نقلیه مجموع خودرو های چند استان می باشد .در ضمن این اقدامات جسورانه باعث رشد و توسعه می شود .به نظر شما تا کی باید صبر کند .از یک جایی باید شروع کرد .
البته این افرادی که جلوی مغازه شان را بستند .فعالیت اقتصادیشان قطعا مختل می شود .امید که سرعت این طرح افزایش یافته و انشاالله در کمتر از 6 ماه اینده شاهد ازاد سازی معبر باشیم .انشاالله

بافقی این نظر توسط مدیر ارسال شده است. سه شنبه ۶ بهمن ۱۳۹۴ - ۹:۰۹ ق.ظ پاسخ به دیدگاه

باسلام:
تازه خبرنداری این مغازه بزرگی که میوه فروشی بودوالان خیلی شیک شده ومبل فروشی شده شهرداران قبلی مجوزتعمیربهش نداده بودندکه آقای عفتی زحمت کشیدندواین مجوزرابهش دادندتاحالاقیمت ان چندین برابرگردد.

محمد این نظر توسط مدیر ارسال شده است. سه شنبه ۶ بهمن ۱۳۹۴ - ۹:۱۶ ق.ظ پاسخ به دیدگاه

به نام خدا همه اش تقصیر خود مردم است تا خرید از این مغازها توسط مردم ادامه این سود جویی ها هم ادامه دارد من که جند سال است که از این مغازها از خرید نمیکنم

ماشاالله شمس الدینی این نظر توسط مدیر ارسال شده است. سه شنبه ۶ بهمن ۱۳۹۴ - ۹:۴۷ ق.ظ پاسخ به دیدگاه

سلام.
آقای فلاح چرا ناراحت شدید.اتفاقا ورزشکار هم میشیم پریدن از بلوک های سیمانی انسان را قوی مینماید.
این مغازه ها انگار باید نمادی برای دهن کجی به قانون باقی بماند.مردم به این مغازه ها عادت کردن .

حسینی میبدی این نظر توسط مدیر ارسال شده است. سه شنبه ۶ بهمن ۱۳۹۴ - ۱۰:۴۶ ق.ظ پاسخ به دیدگاه

برادران علیزاده این مثال زد برای اعتلاف کاندیداهای مجلس.

برگرفته از سخنرانی ماهاتیر محمد این نظر توسط مدیر ارسال شده است. سه شنبه ۶ بهمن ۱۳۹۴ - ۱:۰۲ ب.ظ پاسخ به دیدگاه

منافع شاگردان را فدای رضایت آنها نکنیم

محمد این نظر توسط مدیر ارسال شده است. سه شنبه ۶ بهمن ۱۳۹۴ - ۳:۱۴ ب.ظ پاسخ به دیدگاه

دوستان حالا که یک کار خوب شرو شده است حمایت کنید و منطق ما منطق ماشین دودی نباشد این هم شرح داستان
داستان کوتاه منطق ماشین دودی
یکی از دوستان ما که مرد نکته سنجی است، یک تعبیر بسیار لطیف داشت که اسمش را گذاشته بود: « منطق ماشین دودی». می گفتیم منطق ماشین دودی چیست؟ می گفت من یک درسی را از قدیم آموخته ام و جامعه را روی منطق ماشین دودی می شناسم.

وقتی بچه بودم، منزلمان در حضرت عبدالعظیم بود و آن وقتها قطار راه آهن به صورت امروز نبود و فقط همین قطار تهران-شاه عبدالعظیم بود. من می دیدم که قطار وقتی در ایستگاه بود، بچه ها دورش جمع می شوند و آن را تماشا می کنند و به زبان حال می گویند: « ببین چه موجود عجیبی است!» معلوم بود که یک احترام و عظمتی برای آن قائل هستند. تا قطار ایستاده بود، با یک نظر تعظیم و تکریم و احترام و اعجاب به او نگاه می کردند تا کم کم ساعت حرکت قطار می رسید و قطار راه می افتاد. همین که راه می افتاد، بچه ها می دویدند، سنگ بر می داشتند و قطار را مورد حمله قرار می دادند. من تعجب می کردم که اگر به این قطار باید سنگ زد، چرا وقتی که ایستاده یک ریگ کوچک هم به آن نمی زنند و اگر باید برایش اعجاب قائل بود، اعجاب بیشتر در وقتی است که حرکت می کند.این معما برایم بود تا وقتی که بزرگ شدم و وارد اجتماع شدم.
دیدم این قانون کلی زندگی ما ایرانیان است که هر کسی و هر چیزی تا وقتی که ساکن است، مورد احترام است. تا ساکت است، مورد تعظیم و تجلیل است. اما همین که به راه افتاد و یک قدم برداشت، نه تنها کسی کمکش نمی کند، بلکه سنگ است که به طرف او پرتاب می شود و این نشانه یک جامعه مرده است. ولی یک جامعه زنده فقط برای کسانی احترام قائل است که متکلم هستند نه ساکت؛ متحرکند نه ساکن؛ باخبرترند نه بی خبرتر».

    متعجب این نظر توسط مدیر ارسال شده است. چهارشنبه ۷ بهمن ۱۳۹۴ - ۹:۴۷ ق.ظ پاسخ به دیدگاه

    سلام ممد اغا
    اخوی ماهم این رخداد مبارک رو به فال نیک میگیریم و همگان چشم انتظار بافقی زیبا و درخور اینهمه نعمت خدادادی و کیسه های بزرگ برای ثروت آن هستیم .منکر آن هم نیستیم منتها سئوال اینجاست که چرا قطار آبادانی شهرما یکجا توقف کرده و حاضر به حرکت نیست؟؟نکنه طلسم شده.
    اخوی عزیزم چه کسی دربافق هست که از دیدن خیابان های شیک و زیبا و گل کاریهای رنگارنگ به وجد نیاد؟؟؟
    وچه کسی در پشت این ماجرای تاسف بار عامراصلی در رکود این توسعه آبادانی و اقتصادی در بافق هست؟؟
    همه میدانیم چه شخص یا اشخاصی هستند.
    من یکی خجالت میکشم بگم شهر من بافق هست میدونی چرا؟؟
    چون یک خیابون بیشتر نداره؟
    این همه معدن یعنی خمس اون به خود شهر هم نمیرسه؟؟
    کسانی که به قیامت و حساب و کتاب اعتقاد دارن چگونه خود را توجیه میکنن؟
    حق الناس یعنی همین.خسارت زدن به اموال مردم.بی توجهی به دست اندازهای فراوان در سطح شهر حق الناسه .
    من نمیدونم آیا گذر مقامات به خیابون یزدی(از امازاده تا خروجی شهر بطرف یزد) افتاده یا نه شتر اگه بیفته تو چاله ها گم میشه.
    کمی انصاف داشته باشید بااین مخارج کمرشکن اینا دیگه اضافیه .چقدرباید تحمل کنیم ؟
    به خودمون میگیم فردا میاد یه آسفالت میکشن روش.جلوی آتش نشانی یه کامیون تو چاله افتاده بود جرثقیل اومد خودش هم تو چاله افتاد.
    پیشنهاد میکنم برادران بزرگوار تصمیم گیر با وسایل شخصی خودشون توسطح شهر رانندگی کنن اون وخ اگه گرشون نگرف بیخیال مردم همیشه درصحنه بشن.
    مثال ماشین دودی خوب بود ولی بدرد این مقاله نمیخوره چون این قطار سالهاست از ریل خارج شده و هیچ قدرتی در این شهر جرات نداره به صاحب قطار چیزی بگه.
    باید در کتاب گینس ثبت بشه تا همگان بدونن تو این شهر چه خبره.
    دوستی داشتم تو یزد میگف یزدیا با اینکه جونشون به پولشون بنده ولی اگه ملکشون در طرح شهر داری قرار گرفت اونو در سریعترین زمان تحویل میدن چون میدونن آبادانی شهرشون بستگی به آزادسازی اون ملک داره ولی توبافق میگن به ماچه برن به جهنم.
    ماکه ایمانی نداریم ولی باایمانا هواسشون به آخرت هم باشه مرگ از رگ گردن هم به همه ما نزدیکتره
    پس این دنیا را به آخرت خود نفروشیم.
    ببخشید که طولانی شد و اگه غلط املایی داره

روح الله این نظر توسط مدیر ارسال شده است. سه شنبه ۶ بهمن ۱۳۹۴ - ۱۰:۳۲ ب.ظ پاسخ به دیدگاه

باتشکر از آقای علیزاده
آقای علیزاده کجای این شهر ما خوب است که برسد به خیابان وحشی
تو کدام خیابانی یا کوچه ای دست انداز و چال چول وجود ندارد!!!!!؟
مسولین که همه اشون با ماشین های بیت المال او این خیابان های افتضاح رفت و آمد میکنتد و عین خیالشان نیست!!!!
این مردم بدبخت هستند که در همه زمینه ها باید ضرر کنند!!!!!!!!!

من این نظر توسط مدیر ارسال شده است. چهارشنبه ۷ بهمن ۱۳۹۴ - ۸:۰۶ ق.ظ پاسخ به دیدگاه

جا دارد دست اندرکاران سایت بافق فردا مروری روی مطالبی که برای سایت ارسال می شود داشته باشند و متن نوشته شده را مورد بازیابی قرار دهند تا اگر مشکل نگارشی داره تصحیح و یا با نویسنده ان هماهنگی بشود بعد داخل سایت گذاشته شود این مشکلات در اغلب گزارش ها ، مقالات و مصاحبه ها وجود دارد ( خط سوم همین مطلب را بخوانید ) اغلب مطالب به صورت عامیانه نوشته می شود .

حسنی این نظر توسط مدیر ارسال شده است. چهارشنبه ۷ بهمن ۱۳۹۴ - ۸:۱۳ ق.ظ پاسخ به دیدگاه

درود بر آقای علیزاده واقعا درست فرمودید یه عده یه جوری از آقای ت حمایت میکنند که مثلا نمیدونن ایشون چند سال پیش بزرگترین مختلس بافق شناخته شد و قرار بود عکس و بنرش را تو شهر بافق روی دیوارها بزنند ولی با همان پولهای دزدی رفت استانداری یزد و این کارو نکردند فقط به خاطر پول
در ضمن اونهایی که ادعای سرقفلی و مکان و غیره رو دارید اگه ایمانتون به خدا باشه هر جا برین مشتری خودتون رو دارید و اگه ایمانتون به شیطون باشه پس تو همین مغازه ها بشینید و نفرین نسل بعد خودتون رو ببینید

ناشناس این نظر توسط مدیر ارسال شده است. چهارشنبه ۷ بهمن ۱۳۹۴ - ۱۰:۳۳ ق.ظ پاسخ به دیدگاه

آقای علیزاده متن پیچیده و غلط شما معجونی از مباحث شهرسازی ولایی، سیاسی وانتخاباتی و …. هست و هیچ کدوم هم نیست پیشنهادی هم که ارایه ندادید پس حرکتی معطل مانده از سالها قبل جهت اتمام طرح شروع گردیده بگذارید تمام شود اگر کار اجرایی کرده بودید میدانستید شروع و انجام هر پروژه چه مشکلاتی را در خود نهفته دارد بر اساس اطلاعات ماوالتفاوت خرید مغازه ها از حق اشرافیت و پروانه طبقات برگشت خورده است زمان شروع طرح با توجه به ایام نوروز قابل تأمل می باشد
یکبار در حال تردد خیابان های بافق تصور کنید در شهری جدید ، کنجکاوانه خیابانها و ساختمان ها را می نگرید به چه نتیجه ای می رسید

کارمند این نظر توسط مدیر ارسال شده است. چهارشنبه ۷ بهمن ۱۳۹۴ - ۱:۴۰ ب.ظ پاسخ به دیدگاه

احسن به آقای علیزاده بالاخره تخم های کاشته شده شوارای شهری سابق که خودش مغازه خریده شکوفا شده

شهروندبافقی53 این نظر توسط مدیر ارسال شده است. چهارشنبه ۷ بهمن ۱۳۹۴ - ۱۰:۳۹ ب.ظ پاسخ به دیدگاه

حقیقتش در اولین نگاه ما فکر کردیم می خواهند زیرگذر درست کنند. ای کاش روزی زیرگذری دور فلکه امامزاده ( مثل زیرگذرحرم امام رضا (ع) در مشهد)درست می کردند تا در ایام شلوغ مثل محرم و راهپیماییها و مراسم های دیگر ترافیک و شلوغی پیش نمی آمدونیز باعث رفت وآمدراحت تر و پارکینگ بهتر و نیز باعث زیبایی بیشتر شهرمان می شد.(( مگر ما کمتر از یزدیها هستیم که اینقدر زیرگذر درست کرده اند ولی ما بافقیها…)

شهروندبافقی53 این نظر توسط مدیر ارسال شده است. چهارشنبه ۷ بهمن ۱۳۹۴ - ۱۰:۴۰ ب.ظ پاسخ به دیدگاه

حقیقتش در اولین نگاه ما فکر کردیم می خواهند زیرگذر درست کنند. ای کاش روزی زیرگذری دور فلکه امامزاده ( مثل زیرگذرحرم امام رضا (ع) در مشهد)درست می کردند تا در ایام شلوغ مثل محرم و راهپیماییها و مراسم های دیگر ترافیک و شلوغی پیش نمی آمدونیز باعث رفت وآمدراحت تر و پارکینگ بهتر و نیز باعث زیبایی بیشتر شهرمان می شد.(( مگر ما کمتر از یزدیها هستیم که اینقدر زیرگذر درست کرده اند ولی ما بافقیها…))

بافقی این نظر توسط مدیر ارسال شده است. پنج شنبه ۸ بهمن ۱۳۹۴ - ۱۲:۴۰ ق.ظ پاسخ به دیدگاه

از مطالب ارزشمند س الف( بند 5) تقدیر می کنم .راستی خدایش من هیچ مغازه ای ندارم اون افراد هم فامیلم نیستند

رضا این نظر توسط مدیر ارسال شده است. چهارشنبه ۱۴ بهمن ۱۳۹۴ - ۴:۳۵ ب.ظ پاسخ به دیدگاه

شما کارتون به میهمانان نوروزی نباشه
با کاری که آقای بخشدار بر سر کمپ گردشگری شهید برزگری اورده و غریبه ای را اورده تا مالک گردشگری بافق بشه دیگه نمی خواد نگران گردشگر باشید و بگذارید شهر دار محترم کار خودشو انجام بده تا شهرمان اباد بشه

ذ.ک این نظر توسط مدیر ارسال شده است. یکشنبه ۱۸ بهمن ۱۳۹۴ - ۳:۲۴ ب.ظ پاسخ به دیدگاه

باسلام
نظرات جالبی نوشته اند.ولی فکرکنم بافق در تمام مسایل اش همه خودرابزرگ میدانند.قدیمها میگفتد به حرف بزرگتر باید گوش کرد.حالاباید بگویند کوچکتری پیدا کنند که به حرفش گوش کنند.خسته شدیم ازبس همه خودرابزرگ و صاحب نظر میدانند.

ا .ف این نظر توسط مدیر ارسال شده است. چهارشنبه ۲۸ بهمن ۱۳۹۴ - ۲:۱۰ ب.ظ پاسخ به دیدگاه

درود بر شما