مسؤلی جز رئیس کمیته امداد بافق نمیشناسم، کاش به داد ما برسند

دسته: اخبار ویژه , عمومی
۱۱ دیدگاه
دوشنبه - ۱۲ بهمن ۱۳۹۴

خوشا به حال کسانی که هرچه دستشان تنگ است اما دلی بزرگ و سفره ای باز دارند درست است که هیچ کس نیست که گرفتار نباشد اما هستند آنهایی که کسی از گرفتاریشان آگاه نمی شود.
راوی زندگی فقیرانه ای زنی هستم که در خیابان…… کوچه … بر سر سفره اش جز رنج و درد و نداری یافت نمی شود و ما از جمله بی خبران از او.
قصه ی پرغصه ای را برایتان روایت می کنم که در کشور سومالی نیست از مردم قحطی زده شاخ آفریقا نیست همین بیخ گوش خودمان، شاید همسایه ی دست راستی یا شاید همسایه ی دست چپی یا شاید یک کوچه پایین تر یا بالاتر نمی خواهد دنبال بگردید کمی به اطراف خود نگاه کنید.
“م – ف” بانویی است که در اوج تنگدستی و فقر به رحمت خداوند امیدوار است و روزگار را به سختی سپری می کند.
زنی که در سال 1359 ازدواج کرده؛ و حاصل این ازدواج 4 دختر و 2 پسر است. همسر او در حال حاضر در زندان به سر می برد.
فداکاری و ایثار این بانو آنقدر زیاد است که علاوه بر فرزندان خود فرزندان “هووی” خود را نیز که بر اثر سانحه تصادف دار باقی را بدرود گفته است نگهداری می کند. این دو دختر پس از ازدواج ناموفق به نامادری خود پناه آورده اند که یکی از آنها صاحب یک فرزند است.
یکی از دختران این زن فقیر به دلیل حمل مواد مخدر به همراه همسرش در زندان بسر می برد و فرزند او نزد مادربزرگ زندگی می کند. 2 پسر وی از خدمت سربازی برگشته و در حال حاضر بیکار هستند و دو پسر دیگر نیز دارد که هم اکنون به خدمت رفته اند. دختر دیگر او نیز مطلقه است و 3 فرزند دارد.

در واقع بانو “م” در حال حاضر نان آور 14 نفر می باشد.

 

خ9خ
زندگی از دید او رنج آور و مشقت بار است. اما این سختی را به جان خریده تا به قول خودش کسی نتواند کوچکترین حرفی به فرزندانش بزند.
او در یک مغازه با ساعتی 3 هزار تومان کار می کند و شب هنگام بازگشت از کاربا دستمزد روزانه خود مایحتاج زندگی اش را تامین می نماید.
او آنقدر در این گفتگو گریست که درد دل ها و صحبت هایش واضح نبود. وی گفت برخی مواقع دو روز هم شده است که لقمه ای نان نداشته ایم اما با این نداری ساخته ایم.
زن فقیر همشهری ما می گفت: آنقدر از لبنیاتی نسیه کرده ام که چوب خطم پر شده و نزدیک به 4 میلیون تومان بدهی دارم.
در کنار این خانه کوچکی که این زن فقیر زندگی میکند اتاقی نیمه ساز است که مدتهاست در حسرت ساخته شدن آن به سر می برد. اتاق نشیمن آنان 9 متر است. و اتاقی دیگر محلی برای خواب ، آشپزخانه و انباری.

 

ل6ل
زن فقیر گزارش ما در حالی که می گریست عنوان کرد: دیگر از صاحب مغازه لبنیاتی خجالت می کشم. کاش بتوانم اتاق 60 متری خود را بسازم. کاش بتوانم بدهی خود را به زودی زود پرداخت کنم.
او در زندگی و از میان مسؤلین شهر و استان فقط نام رئیس کمیته امداد بافق و معاونش را می داند و
در پاسخ به این سوال که چه انتظاری از مسئولین شهر دارید عنوان کرد: کسی را جز رئیس کمیته نمیشناسم. کاش مسئولین به داد ما برسند.دردل را باید به خدا گفت . به رحمت و بخشش او ایمان دارم ،گرچه زندگی سخت است اما باید ساخت و گریه هایش ادامه داشت…


پرینت اشتراک گذاری در فیسبوک اشتراک گذاری در توییتر اشتراک گذاری در گوگل پلاس
بازدید: ۵
برچسب ها:
دیدگاه ها
داود دوشنبه ۱۲ بهمن ۱۳۹۴ - ۲:۲۴ ب.ظ پاسخ به دیدگاه

لطفا شماره حسابی برای کمک به این فرد بدهید ، بیان قصه ی این زن بدون مشخص کردن راهی برای کمک به او دردی را دوا نمی کند .
من سخنی از صحیفه ی آقای خمینی را در اینجا می آورم :
الان همه ما اين ادعا را داريم كه يك مملكت اسلامي است و روي احكام اسلام بايدعمل بشود. اگر خداي نخواسته در يك مملكت اسلامي طوري بشود كه در كارخانه ها وكارگرها به واسطه اينكه درست به آنها رسيدگي نمي شود ” انفجار ” حاصل بشود، اين ” انفجار ” از محيط يك مملكتي است كه مدعي اسلام است ؛ نه روحاني مي تواند اين راخاموشش كند، نه كس ديگر!

عرض كردم “انفجار”، اگر ياس از حكومت اسلامي باشد و ” انفجار” پيدا بشود، هيچ چيز نمي تواند جلويش را بگيرد؛ به خلاف آنجايي كه “انفجار” حاصل بشود و پناه به اسلام بخواهند بياورند. آن قابل كنترل است . امااگر يك مملكتي اسلامي شد و خداي نخواسته “انفجار ” حاصل بشود، با اين همه تحريكاتي كه مي بينيد الان هست ، اگر ” انفجار ” بشود، ” انفجار ” بر ضد اسلام است . يك همچو ” انفجاري ” ،” انفجاري ” است كه از باطن يك مملكتي كه مدعي اسلامي است پيدا شده و مايوس از اسلام شده اند، مايوس از برنامه هاي اسلام شده اند؛ يك همچو” انفجاري ” را هيچ كس نمي تواند جلويش را بگيرد.
اين معنا در امروز ديگر عملي نيست كه يك دسته اي آن بالاها باشند و همه چيزهايي را كه بخواهند، به طور اعلي تحقق پيدا بكند؛ پاركها و اتومبيل ها و بساط. يك دسته هم اين زاغه نشين ها باشند كه اطراف تهران اند، و مي بينيد آنها را. اين نمي شود، و اگر خداي نخواسته اينهاصدايشان درآيد، ديگر قابل خاموشي نيست.
صحيفه امام جلد ٨ ص ٤٦٨

علیرضا سه شنبه ۱۳ بهمن ۱۳۹۴ - ۱:۲۱ ق.ظ پاسخ به دیدگاه

سلام احسنت که اطلاع رسانی کردین حتما شماره حساب یا هرچیز که بتواند گوشه ای از مایحتاج زندگی این بنده خدا را فراهم کند در اختیار بگذارید تا بعنوان وظیفه انسانی انجام تکلیف کنیم.منتظر خبرتان هستم.

مهرداد سه شنبه ۱۳ بهمن ۱۳۹۴ - ۶:۵۴ ق.ظ پاسخ به دیدگاه

اشتغال، اشتغال و اشتغال دوای درد این است. چرا دختر در زندان است؟چرا 2 پسر در خانه هستند؟

هاشم سه شنبه ۱۳ بهمن ۱۳۹۴ - ۷:۳۸ ق.ظ پاسخ به دیدگاه

لطفا برای رساندن کمک به این خانم را اعلام کنید

داود سه شنبه ۱۳ بهمن ۱۳۹۴ - ۹:۳۴ ق.ظ پاسخ به دیدگاه

صف های نماز جماعت و جمعه به اون عظمتی، منبرهای شلوغ تزکیه و تهذیب ، اعزام هر ساله میلیونها نفر به مراسم حج و … همگی نشان از مسلمانی ؟ ما در این کشور امام زمانی (عج) دارد . پس بعید میدانم فقیر و درمانده ای وجود داشته باشد . مردم به نمازهاتون برسید وآنقدر سجده بر مهر بذارید تا پینه بر پیشنیتان نقش بندد آخه مگر مسلمانی همین نیست .

ناشناس سه شنبه ۱۳ بهمن ۱۳۹۴ - ۱۰:۰۸ ق.ظ پاسخ به دیدگاه

سلام درست است که فقر بیخ گوشمان است ولی فقر فرهنگی بدترین آن است چند طلاق در یک خانواده نتیجه چیست چند زندانی برای چیست ؟ریشه ی فقر کجاست اتاقی که به همتی بنا شود و مادری که چون شمع آب شود هر گز نمی تواند بر روی این گسل لرزان دوام آورد پس علف های هرز را اول پاک کنیم تا ریشه درخت زندگی جان بگیرد

ناشناس سه شنبه ۱۳ بهمن ۱۳۹۴ - ۱۰:۱۲ ق.ظ پاسخ به دیدگاه

این روزها کار شاید عارمان باشد روزگاری زنان همین خطه پشت دارهای قالی نقش زیبای زندگی را می بافتند ولی با وجود تعدادی نیرو انسانی جوان این خانواده باید کاری کرد و ماهی گرفتن به آنها آموخت نه ماهی آماده دادن

سالار سه شنبه ۱۳ بهمن ۱۳۹۴ - ۱۰:۴۸ ق.ظ پاسخ به دیدگاه

الان باید از رییس کمیته امداد ومعاونشان پرسید این وامهای کم بهره را به چه کسانی می دهند اگر باز بینی بشود مشخص میشود افرادی که وام گرفته اندازکدام منطقه بافق وایا مستحق بودهاند یا نه

مرکزنیکوکاری امام حسین (ع) سه شنبه ۱۳ بهمن ۱۳۹۴ - ۱۲:۰۴ ب.ظ پاسخ به دیدگاه

لطفا آدرس نامبرده وشماره اش را به مرکزنیکوکاری امام حسین (ع) بدهید تابعدازبررسی درحدامکان مساعدت شود.تلفن تماس مرکز32422900

علی سه شنبه ۱۳ بهمن ۱۳۹۴ - ۱:۲۰ ب.ظ پاسخ به دیدگاه

با سلام
به این خانم باید قطعاً کمک گردد اما اگر کمکها بصورتی باشد که افرادادی که در این خانواده زندگی می کنند به کمک ها عادت نمایند واقعا فاجعه آور است بنظر من در ابتدا باید کمکهای مشاوره ای بهاین خانواده داده شود و بعد از طریق فراهم آوردن فرصت شغلی به این خانواده کمک کرد بنده دیده ام افرادی را که بدون حساب و کتاب کمک می کنیم البته منظور کمکهایی که در مواقع خاص افراد نیاز پیدا می کنند نیست بعد از مدتی به این کمکها عادت می نمایند و در واقع کمک دهنده باعث می گردد تا فرد دست از تلاش و کوشش بکشد .

ناشناس پنج شنبه ۱۵ بهمن ۱۳۹۴ - ۱۲:۵۵ ب.ظ پاسخ به دیدگاه

اه

خیلی ها هستن که با سیلی صورتشون سرخ نگه میدارن