حقِّ انتخاب، انتخابِ حق

دسته: مقالات
یک دیدگاه
یکشنبه - ۲ اسفند ۱۳۹۴

 

 

فصل اول

شروع داستان از اینجاست که همه ما مردم این دیار برای بزرگ کردن فرزندانمان و رشد آنها چه خون دلهایی خورده ایم و چه بی خوابی هایی کشیده ایم؛هر خاری در پای فرزندانمان فرو می رفت چونان تیری به قلب ما پدر و مادرها می نشست.

در این شکی نیست که مردم جهت بزرگ کردن فرزندان خود در چارچوب خانواده حداکثر تلاش خود را بکار می بندند گویی فقط مسئول پاسبانی و حفظ و حراست از خانواده خود هستند اگر فرزندشان مریض شود قطعا بهترین طبیبی را که می توانند برای او انتخاب میکنند فارغ از اینکه در چه حزب و گروهی است حال این بحث پیش می آید:

مگر نه اینست که این کودک ،نوجوان و یا جوان بزرگ شده آنها میبایستدر محیطی به نام جامعه زندگی کند؟

اگر افراد اهمیتی برای جامعه خود قائل نبوده و برای سربلندی آن حاضر به دادن هزینه نباشند قطعا جامعه دچار بیماری تدریجی خواهد شد که بهبود آن نیز زمانبر و پرهزینه خواهد بود در اینجا این سوالات در ذهن تداعی می گردد که حداقل کاری که مردم جهت سیر مسیر جامعه به سوی پیشرفت و تکامل می توانند انجام دهند چیست؟

  • انتخابات ریاست جمهوری ،خبرگان ،مجلس شورای اسلامی و شورای اسلامی شهر به دست چه کسانی رقم می خورد؟و چه سهمی در جامعه دارند؟
  • آیا مردم رای خود را با بررسی کامل به صندوقها می ریزند؟
  • آیا انتخاب صحیح نمایندگان مردم چونان انتخاب طبیب برای فرزندانشان در زندگی آنها تاثیر نخواهد داشت؟
  • آیا ما جهت بهبود فرزانمان از پزشکهای حزبی بعضاً ناکار آمد، استفاده می کنیم؟
  • آیا ما جهت بهبود فرزندمان از پزشکهای ناکارآمد ولو محله ای و فامیلی استفاده می کنیم؟
  • آیا یک طبیب که امتحان خود را در جامعه بد پس داده است می تواند با تبلیغات و شانتاژ برای خود مشتری کسب کند؟

پس از پاسخ به سوالات بالا با تـأمل و از روی وجدان و با علم به این مسئله که هیچ کس با آگاهی قبلی نمی خواهد تصمیم ضعیفی بگیرد و تصمیمات ضعیف ما بر اساس وهم و خیال است که در زمان خودش با آن روبرو بوده و به آن اعتماد داشتیم و تصمیمات بهتر ما نیز بر اساس واقعیاتی بوده است که در آن موقع با آن برخورد کرده ایم باید بدانیم:

اگر جامعه در حال حاضر دچار کمبود هایی است و اثرات استعمال مواد مخدر،طلاق، فقر و بی خانمانی در جامعه سر باز کرده است می بایست بدانیم خطای ما در کجا بوده است و آیا وقت آن نرسیده برای جامعه خود ارزشی قائل شده و با هزینه و تصمیم گیری بهتر درخت انقلاب را آبیاری کنیم هزینه ای بسیارکمتر از جوان سیزده ساله حسین فهمیده و حسین فهمیده ها.

کلامآخر

اگر حداقل برای آینده فرزندانمان اهمیت قائلیم با شرکت پر شور در انتخابات و رای به اصلح آنها را در داشتن جامعه ای متعالی یاری نماییم و بدانیم:

پاس داشتن جامعه قطعاً در گرو احترام گذاشتن ما به رای خودمان خواهد بود .

پایان فصل اول

در فصل بعد جامعه از بیماری خود برای شما زبان خواهد گشود و از شما درخواست استفاده از طبیبی با تخصص اصلی مرتبط خواهد کرد.

حمیدر رضا رنجبر


پرینت اشتراک گذاری در فیسبوک اشتراک گذاری در توییتر اشتراک گذاری در گوگل پلاس
بازدید: ۵
برچسب ها:
دیدگاه ها
علیرضا رنجبر دوشنبه ۳ اسفند ۱۳۹۴ - ۱:۴۳ ب.ظ پاسخ به دیدگاه

سلام
خیلی ها در شهر ما برای پزشک نا کار امد حزبی رای جمع می کنند و پور سانت ان را می گیرند و می روند بهترین زندگی را در صفاییه یزد برای خود دست و پا می کنند و در وقت مریضی به بهترین پزشک مراجعه می کنند
در این زمان حساس و سر نوشت ساز به کسی رای بدهیم که ابادی را به بافق بیاورد
نه این که خودش پولی بگیرد و به شهر اباد هجرت کند
درود بر تو ای رنجبر که با بی زبانی همه چیز را گفتی