جشن درخت

دسته: عمومی , مقالات
۳ دیدگاه
شنبه - ۱۵ اسفند ۱۳۹۴

جشن درخت ، نام جشنی است که در زمان باستان و در روز درختکاری برگزار می گردیده است .

بنا بر روایات تاریخی روز درخت و درختکاری از زمان زرتشت و توسط وی برای گسترش فضای سبز و جنگل به وجود آمده است .

از همان زمان رسمی در ایران زمین جان گرفت که طبق آن با تولد هر نوزاد ، توسط پدر یا یکی از اعضای خانواده وی نهالی در زمین نشانده می شد . کودک از زمان شناختن محیط پیرامون خود، با درخت جوانی که برای او کاشته شده آشنا شده و در نگهداریش می کوشید .علاقه به درخت و فضای سبز در جانش ریشه می گرفت و برای سبز نمودن زمین تلاش می کرد .

برخی می گویند آن زمان حتی اگر فردی از دنیا می رفت به نامش درخت می کاشتند تا یادش جاودان بماند .

ایرانیان باستان می پنداشتند درختان مانند انسان های نیک ، جاودان و ماندگار هستند و قطع و نابودی آنها کاری زشت و ناپسند است . در آن زمان به درخت مانند یک انسان نگریسته می شد شاید از همان وقت واحد شمارش برخی درختان نفر به حساب آمد .

به عقیده بزرگترها اگر کسی درختی قطع می کرد از عمرش کاسته می شد و به نابودی نزدیک می گشت .

در ایران درختان سرو، چنار و کنار از محبوبیت زیادی برخوردار بودند . به عقیده نیاکان ما، درخت چنار از بروز تب و بیماری های عفونی جلوگیری می کند . سرو نزد پارسیان قداست بسیار داشت . افسانه های ایرانی اصل درخت سرو را از بهشت دانستند و آن را مینو نامیدند . نشانه های بسیاری از این درخت زیبا در فرهنگ بزرگ ایران زمین وجود دارد .

نخستین منطقه حفاظت شده جهان چند سد سال پیش از میلاد مسیح از سوی خشایارشاه پادشاه هخامنشی ایجاد گردید . وی در لشکرکشی به آسیای صغیر حفاظت از جنگل های سرو را به گارد سلطنتی خود سپرد .

بر اساس منابع تاریخی ایرانیان 445 سال پیش از میلاد قوانین مدونی در امر جنگلداری ، جنگل کاری و مدیریت امور جنگلها وضع نمودند .

در زمان انوشیروان ساسانی هنگام برگزاری جشن درخت، باغداران و جنگل کاران توسط پادشاه تشویق می شدند .

شاه ساسانی هنگام دادن هدیه به یک پیرمرد روستایی که در باغداری رتبه آورده بود گفت: آیا زمان بازنشستگی تو فرا نرسیده است هنوز می توانی باغداری کنی؟ پیرمرد پاسخ داد : سالها دیگران کاشتند ما خوردیم حالا تا ما هستیم می کاریم دیگران بخورند .

در قرن نوزدهم فون هاگن سرجنگلدار معروف آلمانی طبق نظریه پیرمرد ساسانی که مفهوم توسعه پایدار می دهد می گوید : «از جنگل حداكثر آنقدر برداشت كنيد كه توليد يا رشد مي‌كند و حداقل جنگل را به صورتي كه از گذشتگان دريافت داشته‌ايد به آيندگان بسپاريد.» و اشیربر اعتقاد دارد « ايرانيان نخستين قومي بودند كه سازمان جنگلباني را تاسيس كرده و به توسعه پايدار توجه خاصي داشتند »

حال این پرسش پیش می آید که با توجه به علاقه شدید نیاکان ما به فضای سبز چگونه در نیمه اول قرن بیستم دو میلیون هکتار از جنگلهای شمال کشور نابود شد؟ و به این پاسخ می رسیم که اینها به خاطر تغییر نگرش مردم ماست . به دلیل آنکه ارزشها در نظرشان کمرنگ شده در گذشته کشور ما، اگر کسی شاخه ای از درخت می شکست گناهکار محسوب می شد زندانی می کشید یا جریمه مالی می شد علاوه بر آنکه باید به ازای هر شاخه شکسته چند درخت در زمین بکارد .

درخت مظهر برکت در خانواده ها بود . داستان سرو کشمیر و تقدس آن در شاهنامه و کتابهای تاریخی ذکر شده است ، می گویند زرتشت درخت سروی در کشمر کاشته بود این درخت بسیار بزرگ و نزد مردم مقدس بود متوکل عباسی به طاهربن عبدالله حاکم خراسان نامه نوشت تا درخت را قطع کند و تنه آن را برای پوشش طاق کاخی به بغداد ببرد. ایرانیان حاضر شدند پنجاه هزار درهم بدهند تا این درخت بریده نشود ولی طاهر نپذیرفت و درخت را برید. هنگام افتادن درخت زمین لرزید و کاریزها خشک شد . می گویند درخت سرو تا آن روز 1450 سال زندگی کرده بود و دور تنه آن به اندازه 28 تازیانه بود . هنگام قطع درخت، آسمان از پرواز پرندگانی که در آن لانه داشتند سیاه گشت . شاخه های این سرو بزرگ را بر هزار و سیصد شتر بار کردند و به بغداد بردند و هنگامی که به نزدیک بغداد رسیدند، متوکل عباسی کشته شد. هرچند ممکن است این داستان  اغراق آمیز باشد ولی گویای احترامی است که ایرانیان نسبت به درختان کهنسال داشتند . پادشاهان ایران پیرامون کاخ های خود باغهایی بزرگی داشتند به نام پردیس یعنی بهشت . گزنفون تاریخ نویس مشهور یونانی در کتاب خود نوشته «کوروش کوچک برادر اردشیر شاهنشاه هخامنشی هنگامی که « لیزاندر» فرستاده متحدان را پذیرفت او را به پردیس خود که در سارد ایجاد کرده بود برد و آن باغ زیبا را به او نشان داد. «لیزاندر» از دیدن درختان زیبایی که به فاصله معین در خط مستقیم کاشته شده بودند و بوی عطر از آنها بر می آمد ، مبهوت ماند و با شگفتی گفت : من از این همه زیبایی در شگفت مانده ام و کسی که این باغ را برای تو چنین آراسته تحسین می کنم. کوروش کوچک که از این تحسین شاد شده بود گفت « لیزاندر» همه این فاصله ها را خود من اندازه گرفته ام و برخی از این درختان را هم خودم کاشته ام.»

تاریخ ما پر است از داستانها ،حکایت ها افسانه ها و واقعیت هایی که درخت را محترم می شمارد و کاشت آن را سفارش می نماید . شوربختانه مردم ما امروزه اهمیتی به فضای سبز نمی دهند و از لزوم وجود آن غافلند . علاوه بر تاریخ، دین و مذهب نیز ما را به درختکاری تشویق نموده اند ، خواسته اند فضای سبز را تخریب نکنیم و درخت بکاریم . ولی غرور و خودپسندی ذاتی ما انسانها در بسیاری از مواقع چشممان را بر واقعیتها می بندد .

با امید به آنکه باز درخت و درختکاری در بین مردم ما جان بگیرد .

 

عالیه نقیب الذاکرن بافقی(مهرگان)


پرینت اشتراک گذاری در فیسبوک اشتراک گذاری در توییتر اشتراک گذاری در گوگل پلاس
بازدید: ۸۲
برچسب ها:
دیدگاه ها
دور از دیار این نظر توسط مدیر ارسال شده است. شنبه ۱۵ اسفند ۱۳۹۴ - ۷:۲۴ ب.ظ پاسخ به دیدگاه

مایلم سر دبیر – ادرس- تلفن بافق فردا رابدانم اگر مقدور است جایی در سایت یاذیل همین پرسش مکتوب فرمایید – سپاس

طلایی این نظر توسط مدیر ارسال شده است. یکشنبه ۱۶ اسفند ۱۳۹۴ - ۶:۰۴ ق.ظ پاسخ به دیدگاه

سلام خیلی متشکرم که ما را با فرهنگ کشورمان آشنا می کنید

هادی این نظر توسط مدیر ارسال شده است. چهارشنبه ۱۹ اسفند ۱۳۹۴ - ۵:۳۸ ب.ظ پاسخ به دیدگاه

سلام.ممنون از مطالب مفیدتون