كارخانه كاشي بافق ، زمردي كه ندرخشيد

دسته: اقتصادی , مقالات
۶ دیدگاه
پنج شنبه - ۱۹ مرداد ۱۳۹۱


چند سال پيش براي اولين باردر شهرستان بافق ، شخصي كه اصالتاً بافقي بود با تجربه هاي زيادي كه در صنعت كاشي و سراميك داشت پس از چند سال دوري از بافق جهت راه اندازي كارخانه بزرگ كاشي به بافق آمد.

عده اي از بزرگان شهر و مسئولين را گرد هم جمع كرد و از خوبيهاي اين طرح عظيم سخن گفت و چندي بعد، همه اعم از مسئولين و مردم براي اينكه اين طرح به سرانجام برسد پاي به ميداني گذاشتند كه بعد ها از كرده ي خود پشيمان گشتند.

آنچنان تبليغاتي در شهر طنين انداز شد كه كم كم زن و مرد ، پير و جوان و خلاصه همه و همه دار و ندار خود را فروختند و سهامي از كارخانه اي خريداري كردند كه هنوز هم بعد از گذشت چندين سال، سود كه هيچ ، خوشبينانه شايد همان ارزش ابتدايي خود را نيز نداشته باشد.

هر چند كه متصديان احداث كارخانه نيز خود تصور ديگري از اين طرح داشتند اما در حال حاضر اگر پاي صحبت سهامداران كارخانه كاشي بنشينيم به خوبي خواهيم ديد كه اكثر قريب به اتفاق آنها از كرده پشيمانند.

آنهايي كه زمين و ملكي را فروختند كه بعد از گذشت يكي دو سال قيمت آن ملك چندين برابر شد و در ازاي آن سهام زمردي را خريداري كردند كه اكنون ارزش آهن قراضه هم ندارد

آن زنان خانه داري كه با به هم تابيدن تار و پود قالي و يا توليد صنايع دستي همچون جارو و بادبزن و … ذره ذره حاصل هنر و زحمات سالهاي جواني خود را تبديل به سهامي كردند كه اميد سود فراوان از آن مي رفت اما ……

آن عده كه طلاي زن و فرزند خود را فروختند و الان كه به خود آمده اند مي بينند كه هيچ ندارند.

اينها را ننوشتم كه مرثيه اي سروده باشم. نه اينها را گفتم كه به اينجا برسم:

      علت اينكه تمام كارخانه هاي كاشي سراسر كشور، به جهت سود بالايي كه دارند، در شهرهايي چون ميبد رشد قارچ گونه داشته اند و در شهر ما با ورشكستگي و تعطيلي روبرو شده است چيست؟!؟

از همان ابتدا كه شايعه ي استفاده از وسايل دسته دوم يك خط توليد ايتاليايي در اين كارخانه مطرح شده بود و بسياري از مسائل ديگر ، مسئولين و سهامداران اصلي كارخانه به جاي مشورت با اهل فن و نتيجه گيري صحيح ، از پاسخگويي طفره رفتند.

هر بار كه صداي اعتراض از كارگراني كه ماه ها كار كرده بودند و هيچ حقوقي دريافت نكرده بودند برآمد ، ولوله اي برپا شد اما با اخراج چند نفر از بين معترضان ادامه ي كار كارخانه را شاهد بوديم.

و همچنين بارها شاهد آن بوديم كه براي آرام كردن مردم، مديران عاملي بر مسند مديريت اين كارخانه تكيه زدند كه بعضاً بي تقصير وارد اين ماجرا شدند و سوختند اما براي دست اندركاران كارخانه به مصداق “از اين ستون تا اون ستون فرجه” بودند.

تمام موارد ذكر شده عواملي بود كه هركدام ماه ها و شايد هم سالها دست اين مردم شريف را به تعويق انداخت اما اكنون كه چندين ماه از تعطيلي كارخانه و اخراج همه ي كارگران آن ميگذرد و كسي تاكنون پاسخگو نبوده است ، سهامداران در شبي از شبهاي ماه مبارك رمضان گرد هم مي آيند و به اين نتيجه ميرسند كه بايد آستين بالا زده و براي حل مشكل خود وكيلي بگيرند. كاري كه اگر سالها قبل انجام شده بود اكنون مي بايست نتيجه ي آنرا مي ديديم.

بانيان و موسسان اين پروژه عظيم خواسته يا ناخواسته چنان كاري كردند كه مردم شريف بافق از آن تاريخ به بعد هرگاه اسمي از سرمايه گذاري ، مشاركت ، سهام و از اين دست را شنيدند ميدان را خالي كرده و ترجيح دادند سرمايه خود را نزد بانك ها سپرده كنند اما به سمت و سوي سرمايه گذاري نروند و شايد هم يكي از دلايل عدم وجود كارخانه هاي جوار معدني در بافق نيز همين امر باشد.

نگارنده پيشنهاد مي كند هيئتي از متخصصين امر ، براي تحقيق در چند و چون ماجرا و واكاوي علل عدم موفقيت اين سرمايه گذاري تشكيل شود تا ضمن مشخص نمودن تقصير يا عدم تقصير مديران ، براي چگونگي ادامه فعاليت تصميماتي اتخاذ نمايند.

علی محمد رنجبر بافقی


پرینت اشتراک گذاری در فیسبوک اشتراک گذاری در توییتر اشتراک گذاری در گوگل پلاس
بازدید: ۱
برچسب ها:
دیدگاه ها
موافقان پنج شنبه ۱۹ مرداد ۱۳۹۱ - ۱۲:۰۰ ب.ظ پاسخ به دیدگاه

موافق هیات متخصصین هستم اما معیار های آن چیست؟

حسن پنج شنبه ۱۹ مرداد ۱۳۹۱ - ۱۲:۳۶ ب.ظ پاسخ به دیدگاه

دست درد نکنه که حرف دل ما رو زدی

__--__--Ali پنج شنبه ۱۹ مرداد ۱۳۹۱ - ۲:۲۱ ب.ظ پاسخ به دیدگاه

میبد نزدیک به 200 تا کارخانه سرامیک داره ….اما بافق تو همین یکیشم مونده

عليبمون یکشنبه ۲۲ مرداد ۱۳۹۱ - ۵:۱۰ ق.ظ پاسخ به دیدگاه

بايد پي گيري كنن
البته تا گاز بافق نياد فكر نكنم بشه هيچ كار خونه اي را راه انداخت

ابوالفضل دوشنبه ۲۳ مرداد ۱۳۹۱ - ۱۱:۰۰ ب.ظ پاسخ به دیدگاه

با سلام خدمت علیمحمد عزیز
تا اونجایی که من شنیدم دفترشون تو تهرون با 30تا نیرو فعاله
اینا از کی حقوق میگیرن(کارخونه که تعطیله)

حمید رنجبر دوشنبه ۱۷ مهر ۱۳۹۱ - ۷:۳۶ ق.ظ پاسخ به دیدگاه

با سلام خدمت جناب رنجبر

به نظر اینجانب (بدمون نیاد)بیسوادی همه ما باعث شد این کلاه گشاد سرمون بره!
تا زمانی که وضعیت علمی ما این باشه عاقبت ما همینه!
برای حل کردن عقب ماندگی ها باید مشکل وضعیت علمی شهر را ریشه ای حل کرد .
تا زمانی که خودمون پزشک متخصص نشیم ، متخصصی برامون طبابت نمی کنه!
تا زمانی که کارشناس حاذقی نداشته باشیم تو صنعت این جور کلاه هایی سرمون می گذارن!
جالبه که بعد از هفت ، هشت سال فهمیدیم چه اتفاقی قراره بیافته!
باید سال ها پیش اختیار زمرد رو از این آقا می گرفتیم و به متخصصش می دادیم !
ولی حیف و صد حیف!!!!