هنر انقلاب اسلامی، هنری رهایی بخش و از جنس مفهوم منجی است

دسته: عمومی
یک دیدگاه
یکشنبه - ۲۲ فروردین ۱۳۹۵
عبدالحمید قدیریان: هنر انقلاب اسلامی، هنری رهایی بخش و از جنس مفهوم منجی است
عبدالحمید قدیریان معتقد است انقلاب را باید طوری تعریف کنیم که همه در انتظار یک آینده پر شور، پر انرژی، هدفمند و روشن باشند و هر هنرمندی که در این حیطه اثری تولید کند، هنرمند انقلاب اسلامی محسوب می‌شود.
به گزارش روابط عمومی حوزه هنری استان یزد: عبدالحمید قدیریان بعد از سه دهه فعالیت هنری در عرصه نقاشی، گرافیک، طراحی صحنه و مدیریت پروژه های مختلف سینمایی، شاید بهترین مصداق یک هنرمند انقلابی باشد که به بهانه هفته هنر انقلاب اسلامی با وی به گفت و گو بنشینیم. این فعال هنر انقلاب در گفت و گو با خبرنگار پایگاه خبری حوزه هنری یزد به بیان نظرات و دیدگاه های خود در خصوص هنر انقلاب، ویژگی های هنرمند انقلاب اسلامی و … پرداخته که از نظر گرامی شما می گذرد.
ــ وضعیت هنر ایران در طول تاریخ را چگونه ارزیابی می کنید؟
نگاه به تاریخ که بیندازیم کاملا مشهود است که ایرانیان در طول تاریخ خوب و زیبا و در کمال حُسن خلق آثار هنری داشته اند. آنها به خوبی توانسته اند محتوای مد نظرشان را در درست ترین قالب ها ارائه دهند. هنرمندان ایرانی، چه در ایران باستان و چه در ایران بعد از اسلام هر وقت خواستند تجلی کنند در اوج، تجلی کردند. پس این یک قابلیت بالقوه ای است که در ایرانیان وجود دارد. خداوند در قرآن از خصوصیات بارز ایرانیان می فرماید، که این قوم خدا را دوست دارند و خدا هم آنها را دوست دارد. (سوره مائده آیات 54 تا 56) شاید برای همین است که ایرانیان در طول تاریخ هیچگاه مشرک نشدند.
یک اصل کلی وجود دارد که هنرمندان تحت تأثیر فضای فکری و فرهنگی که در آن زندگی می کنند و از آن الهام می گیرند، آثار هنریشان را خلق کرده و ترجمان آن فضای فرهنگی را در قالب های مختلف ارائه می دهند. به تاریخ که نگاه کنیم می بینیم فضای کلان فرهنگی هنرمند ایرانی، همیشه با مفاهیم متعالی تغذیه می شده و همیشه هنرمند ایرانی در فضایی نفس کشیده که ارزش های انسانی و الهی حضور جدی داشته است. همراه و هماهنگ شدن هنرمندان با روح متعالی، باعث فهم ظرایف عالم هستی و درک نسبت بین اشیاء برمبنای حق شده و زیباترین هارمونی ها را در فرم و رنگ ایجاد کرده است. ولی در حال حاضر متأسفانه به خاطر هجوم و حضور فرهنگ های التقاطی و بیگانه، معیارهای ما کمرنگ شده است. عصر ارتباطات است و نمی شود مانع ارتباط شد. پس راه حل چیست؟ مشکل نداشتن فضای فرهنگ متعالی در جامعه است. ما سعی نکردیم هنرمندان و آحاد مردم را به قدرت تفکر متعالی مسلح کنیم. ما از منظری دین را در جامعه رواج می دهیم که باعث تعالی و کندن انسان ها از دنیا نمی شود و صرفاً سطح اطلاعات دینی را بالا برده ایم. با حجم زیاد هجوم افکار و فرهنگ های بیگانه که ما را احاطه کرده اند، التقاط فکری روز به روز بیشتر می شود. “مَنِ هنرمند دست نیاز به طرف اهل تفکر دراز می کنم.”
ایران، ام القری کشورهای اسلامی است و همه مستضعفان جهان چشم به این کشور دوخته اند. امام خمینی (ره) با قیام خود تصویری در اذهان ایجاد کردند که آن تصویر جهانی، عظیم، فرا ملی و آینده نگر است. به طوری که هر ملتی بخواهد خود را از زیر بار استعمار و استثمار رها کند، مجبور است نگاهی به تفکر الهی بنیانگذار جمهوری اسلامی داشته باشد. ولی به یاد داشته باشیم که این نهال نیاز به آبیاری دارد. دشمن فعال است و بسیار مصمّم، آنها مدام شبهه ایجاد می کنند و از خطاهای ما بسیار استفاده می کنند تا راه امام خمینی(ره) را تاریک جلوه دهند. راه امام(ره) نیاز به محکم کردن پایه های عقیدتی دارد. یادمان نرود امام راحل(ره) هرچه که داشت از دریای بی کران قرآن کریم برداشته بود. امام(ره) با مطالعه قرآن و فهم آن و با نگاه تیزبینی که در فهم مفاهیم الهی داشتند قطره ای از دریای مفاهیم اسلام ناب محمّدی(ص) را نوشیدند و در عالم دنیا پیاده کردند.
بعد از رحلت امام(ره) متفکرین نیامدند قیام ایشان را از همان منظری که ایجاد شده بود بسط و گسترش دهند و حلقه واسط بین امام و مردم را ایجاد کنند. در حال حاضر هم ما حلقه مفقوده بین رهبر معظم انقلاب و آحاد مردم را احساس می کنیم. ما مردمِ خوبی داریم و همچنین دارای بهترین رهبری هستیم، ولی این وسط جای اندیشمندان و متفکران خالی است. اگر بخواهیم از معضلات فرهنگی و تفکری خارج شویم باید این حلقه مفقوده فعال شود. باید حرکت و قیام امام(ره) از منظر امام(ره) برای مردم تبیین شود. متفکرین باید تبیین کنند که: «انقلاب ما امانتی است الهی که باید به صاحبش تحویل داده شود» یعنی چه؟ باید تبیین کنند که «شن ها مأموران خدا بودند که هواپیماهای آمریکایی را سرنگون کردند» یعنی چه؟ باید دورنمایی روشن از آینده ای که امام(ره) از آن سخن می گفتند را تبیین و آحاد مردم را به تفکر صحیح مسلح کنند. البته تبیینی که برگرفته از ظن خود نباشد بلکه برگرفته از آیات قرآن باشد تا همه در یک فضای معرفتی واحد تفکر کنیم.
ــ تعامل و هم افزایی بین هنرمندان چه تأثیری دارد؟
یکی از راه های برون رفت از معضلات فرهنگی را تعامل بین هنرمندان می دانم. متأسفانه سیاستمداران ما اینقدر آلوده فضای سیاسی هستند که به فرهنگ نمی پردازند، پس نباید به این قشر که گروه مهمی هم هستند امید زیادی داشت. با گذشت سال ها و دیدن فراز و نشیب های مختلف، به این نتیجه رسیده ام که باید کمر همّت ببندیم و قدم به میدان بگذاریم. و هسته های مردمی را شکل دهیم و با تولید تفکر و خلق آثار هنری در جهت شکوفایی اسلام عزیز حرکت کنیم و نورانیّت معارف اهل بیت(ع) را در قالب آثار هنری به مردم دنیا بنمایانیم.
تصورم این است که باید از فرصت ها استفاده کنیم و هنرمندان را دور هم جمع کنیم. باید تئوری های بزرگ ارائه دهیم. باید مفاهیم و کلید واژه ها را دوباره معنی کنیم و سعی کنیم کلید واژه ها را با منظر قرآنی بسنجیم تا در حد امکان کمترین انحراف را داشته باشیم. چرا جوان ما سر کلاس می گوید: من با دین کاری ندارم. این تعابیر را از کجا آورده؟ مسلماً تعریف غلطی که از دین دارد باعث این گونه سخن ها می شود ولی اگر بیاییم برای جوان آن گونه دین را معنی کنیم که خداوند در قرآن معنی می کند آن وقت می بینیم نگاهش اصلاح می شود و دیگر دین را یک مجموعه بایدها و نباید های صرف نمی داند. بلکه دین را رفتار در قبال پادشاه عالم می داند و حیطه ای که پیدا می کند، فضایی به بزرگی آسمان ها و زمین است. او فضای پرواز پیدا می کند و جایگاهش را می یابد. باید هنرمندان دور هم جمع شوند و در ابتدا سعی کنند خودشان را نادیده بگیرند و همه وجودشان، دغدغه تعامل فرهنگی و ارتقای تفکر باشد، آن موقع احتمالا به نتایج خوبی می رسیم.
ــ نقش دستگاه ها و سازمان ها در این رابطه چیست؟
سازمانها و نهادهایی مثل فرهنگ و ارشاد اسلامی، حوزه هنری، بسیج هنرمندان و هر جای دیگری که می خواهند به فضای فرهنگی کمک کنند، باید سعی کنند خودشان و افکارشان را تحمیل نکنند و فضای مناسبی را برای همنشینی متفکرین و هنرمندان ایجاد نمایند.
یکی از مشکلات اصلی ما، به خصوص با جوان ها این است که تعاریف مان از مفاهیم با هم فرق می کند. کلماتی که ما از آن برای بیان مفاهیم استفاده می کنیم معنای مشترکی با جوان امروز ندارد. جوان امروز جوانی نیست که تحت تأثیر تحمیل ها و اجبارها کار کند. این جوان، جوان قرن اطلاعات است، ما اگر با آنها درست رفتار نکنیم، اینقدر مکاتب و مکان های مختلف فرهنگی بعضاً هم بسیار با وقار و فاخر وجود دارد که جذب آنها شوند. اگر قرار است جوان ها و هنرمندان را جمع  کنیم باید در ابتدا تفکر و اندیشه خود را بزرگ کنیم به صورتی که این جوان ها درون آن جا بشوند.
ــ آیا هنرمندان انقلاب نسبت به انقلاب اسلامی ادای تکلیف کرده اند؟
باید بگویم که نسبت به عمق و عظمت انقلاب کار درخوری نکرده ایم. نسبت به توانایی ها، مشغله ها و علاقه های شخصی کارهایی کرده ایم ولی حق مطلب اصلاً ادا نشده است.
ما هنوز یک تعریف جامع و واحدی برای هنر انقلاب نداریم. دشمن زیرک است. دشمن یکی از کارهایی که در ارتباط با هنر انقلاب کرد این بود که هنر انقلاب را در چهارچوب مناسبت در حیطه زمانی 22 بهمن محدود کرد و این تفکر را القاء نمود که هنر انقلاب مختص یک زمان مشخص است و چون این زمان سپری شده بنابراین هنر انقلاب تمام شده و باید برود در موزه ها! تشویق می کنند و می گویند: خیلی خوب است موزه هنر انقلاب راه بیندازید! که در تاریخ ماندگار شود. یعنی با زیرکی تمام هنر انقلاب را بردند در تاریخ و آن را فسیل نامیدند. البته تا حدی هم موفق شدند چرا که دولتمردان ما نگاه فرهنگی ندارند، متأسفانه در هیچ دوره ای نداشتند.
ــ تعریف شما از هنر انقلاب اسلامی چیست؟
تعریف هنر انقلاب نسبت مستقیم با تعریف و نگاه ما به انقلاب اسلامی دارد. شما اگر انقلاب ایران را یک تحول اجتماعی بدانید هنرش هم در آن فضا شکل پیدا می کند. اگر انقلاب را تغییر سیاسی در یک تاریخ مشخص و مکان مشخص بدانید بنابراین هنرش هم باید محدود به تاریخ و مکان مشخص تعریف کنید.
تعریفی که امام خمینی(ره) از انقلاب داشتند، یک تعریف گسترده، وسیع و جهانی بود. با مد نظر قرار دادن جمیع نظرات امام(ره) شاید بتوان گفت که ایشان در یک جمله انقلاب اسلامی را “تجلی اراده الهی برای برپایی حکومت واحد صالحین”می دانستند. اگر این تعریف را باور کنیم و آن را سر لوحه انقلاب قرار دهیم دیگر هنر انقلاب در چارچوب زمان و مکان تعریف نمی شود. بلکه در همه زمان ها و مکان ها جای تجلی دارد. هر هنرمندی با هر نگاهی، با هر مذهبی، با هر ایدئولوژی در هر جای دنیا که در آثارش سعی کند برپایی حق را به تصویر بکشد و یکی از انوار الهی را تجلی دهد، در چارچوب هنر انقلاب قرار می گیرد.
شاید بتوان این گونه هم گفت که انقلاب در یک کلمه، شروع تجلی مفهوم “منجی” است. مفهوم منجی در اصل مفهومی است که بشریت به آن واکنش نشان می دهد. بشریت نمی تواند از کنار آن بی تفاوت عبور کند. همه به دور این نور عظیم جمع می شوند. این مفهوم، آدم هایی که از نظر ما منفی و پست و حقیر هستند را دستگیری می کند و بالا می کشد و از منجلابی که در آن هستند بیرون می آورد.
هنر انقلاب اسلامی، هنری از جنس مفهوم منجی است. هنر انقلاب، هنر رهایی بخش است. چرا که نور منجی، رهایی بخش است و هر هنرمندی با هر زبانی و هر دینی و هر اعتقادی که از آن صحبت کند، هنرش رهایی بخش خواهد شد.
حقیقت انقلاب بسیار گسترده است و همه می توانند در آن حقیقت، زندگی کنند. انقلاب اسلامی، انقلابی جهانی است. امام(ره) در وصیت نامه خود از مردم می خواهند که خواسته هایشان را کم کنند تا دولت ها، فرصت صدور انقلاب را پیدا نموده، و این مفهوم عظیم را به جهانیان معرفی کنند. صدور انقلاب صدور نور است. صدور مفهوم منجی است. با این معیارها هنرمند انقلاب کیست؟ هنرمند انقلاب کسی است که می آید در این فضا نفس می کشد و بخشی از این مفهوم عظیم را که درک کرده با اثرش جلوه می دهد.
انقلاب را باید طوری تعریف کنیم که همه در انتظار یک آینده پر شور، پر انرژی، هدفمند و روشن باشند و هر هنرمندی که در این حیطه کار کند، و اثری تولید کند، در هر رشته ای که باشد هنرمند انقلاب اسلامی محسوب می شود.
ــ هنرمند انقلاب اسلامی چه ویژگی هایی باید داشته باشد؟
مهمترین ویژگی هنرمند انقلاب اسلامی این است که، تزکیه نفس کند و فطری عمل نماید. هر هنرمندی که فطری عمل کند یعنی بر اساس نور الهی که همان نور ملکوتی است کار می کند. پس در درجه اول فطری کار کردن است. در درجه دوم، هنرمند انقلاب باید آگاه باشد و از آینده پیش رو تبیین داشته باشد. امام خمینی(ره) می فرمایند: “انقلاب ما امانتی است الهی که باید به صاحبش برگردد.” یعنی چه؟ در مسیر پیش رو چه اتفاقاتی می افتد؟ ما باید به چه ابزارهایی مسلح باشیم و چه قدرتی پیدا کنیم؟ باید چه تبیین ایدئولوژیکی داشته باشیم؟ هر چقدر قوام تفکر و اندیشه هنرمند انقلاب اسلامی بالاتر باشد از حیله و نیرنگ های دشمن آگاهی بیشتری پیدا می کند. هنرمند انقلاب موظف است که آینده پژوه باشد. نگاه تمدنی داشته باشد و از اتفاقات آینده و کیفیت آنها با خبر باشد؛ آینده ای که توسط علما و دانشمندان از قرآن استخراج می شود و در دسترس قرار خواهد گرفت.
البته در کنار آگاهی باید تکنیک را قوی هم کرد. اگر هنرمندی مباحث فکری را بداند ولی تکنیک هنری اش خوب نباشد، مثل آدمی است که نمی تواند کلمات را درست ادا کند و حرف بزند.
ــ درست و نادرست در کارهای هنری را چگونه تبیین می کنید؟
در تمامی آثار هنری یک وجه اشتراک وجود دارد و آن کلمه حُسن است. به طور کلی آثار هنری باید از زیبایی، لطافت، هارمونی، کنتراست، ظرافت، و… برخوردار باشد، به تعبیر دیگر باید حُسن داشته باشد. ولی چیزی که آثار جبهه حق و باطل را از هم تفکیک می کند فضا و مفهوم آن آثار است.
با توجه به معیار الهی، ما دو وجه بیشتر نداریم، “نور” و “ظلمت”. هنرمندان و همه کسانی که می خواهند در صف الهی باشند سعی می کنند که مصداق “یخرجهم من الظلمات الی النور” باشند و دیگران کسانی هستند که مصداق “یخرجهم من النور الی الظلمات” می شوند و تلاش می کنند بشریت را از نور به سمت ظلمت ببرند. در بین این دو، حد وسط نداریم، در فرهنگ الهی فضای خاکستری وجود ندارد. ما چون با لیبرالیسم آشنایی پیدا کردیم و لیبرالیسم را به زور در تفکرات خود وارد کرده ایم، فکر می کنیم خداوند هم با این فرهنگ عالم را خلق و اداره می کند ولی اگر کسی با رفتارها و معیارهای الهی و با قرآن آشنا باشد، قطعاً به این معتقد است که دو فضا بیشتر نداریم، فضای نورانی و فضای ظلمانی. یعنی یا در سپاه حسین ابن علی(ع) هستی یا در سپاه مقابل، حد وسط معنی ندارد. کسانی که در ذهن خود یک فضای خاکستری تعریف کرده اند در اصل در سپاه دشمن هستند. کسانی که خودشان را به بی خیالی می زنند در ظلمت اند. اصلاً چرا خاکستری؟ مگر ما سنگیم؟ ما انسان هستیم! مگر می توانیم نسبت به ظلمی که سپاه ظلمت به بشریت می کند و فشارهایی که به امت اسلامی وارد می شود بی تفاوت باشیم؟ خیر؛ از انسانیت به دور است، از این رو باید در جهت تحقق اهداف جبهه حق و تجلی نور حرکت کنیم.

 


پرینت اشتراک گذاری در فیسبوک اشتراک گذاری در توییتر اشتراک گذاری در گوگل پلاس
بازدید: ۶۶
برچسب ها:
دیدگاه ها
بافقی این نظر توسط مدیر ارسال شده است. دوشنبه ۲۳ فروردین ۱۳۹۵ - ۷:۴۴ ق.ظ پاسخ به دیدگاه

خسته نباشید میگیم خدمت نویسنده متن