سکوت اجباری یا منطقی اصلاح طلبان یزدی

دسته: عمومی
یک دیدگاه
یکشنبه - ۵ اردیبهشت ۱۳۹۵

انتخابات و هفت نگاه مختلف
یادداشت دوم: سکوت اجباری یا منطقی اصلاح طلبان یزدی!
بسیاری از فعالان اجتماعی انتظار داشتند با پایان یافتن دور نخست انتخابات و مشخص شدن چهره های راه یافته به مرحله دوم انتخابات در تنها حوزه باقی مانده استان یزد، له یا علیه یکی از دو نامزد موضع گیری شود! که اگرچه در این میان برخی گمانه زنی های بی پایه و اساس! تمام سعی خود را به کار بست تا حتی اگر شده حمایت تلویحی، ضمنی و پشت پرده چهره مطرح این روزهای انتخابات مجلس یعنی دکتر عارف را به نفع کاندیدای مورد علاقه خود، در قالب گمانه زنی های رسانه ای مطرح کند اما در نهایت و با انتشار لیست نامزدهای مورد حمایت، بر همگان معلوم شد سیاست اصلاحات در دور دوم و در تنها حوزه باقیمانده استان یزد، سیاست سکوت و تن در دادن به نتیجه نهایی است.
اصلاح طلبان منطقه اما با توجه به شناختی که از نامزدها داشتند، چتر حمایت خود را بر سر صباغیان گسترانیدند تا این نامزد تقریبا مستقل که از حمایت های صاحبان ثروت و مکنت! بی بهره است بتواند در سایه فعالیت های به انجام رسیده دیگر نامزد باقیمانده را از میدان به در کرده، خود راهی مجلس شورای اسلامی شود.
در تحلیل های ارائه شده، خیلی ها موضع مخالف نسبت به این ماجرا یعنی اعلام حمایت اصلاح طلبان منطقه داشتند مبنی بر این که در نهایت این دو نامزد، روحیه ای اصولگرایانه داشته، محال است در صورت راهیابی به مجلس از اصلاح طلبان حمایت کنند! پاسخ حمایت کنندگان اما قابل تأمل بود زیرا آنان اعتقاد داشته و دارند که صباغیان نسبت به رقیب خود آرام تر، معتدل تر و نزدیک تر به جریان اعتدال است، در انتخابات ریاست جمهوری به حسن روحانی رأی داده است، برجام را رد نمی کند و مسائلی از این دست و اما خوبی و بدی حمایت اصلاح طلبان منطقه با عدم درج نام صباغیان در لیست کشوری امید علی السویه شد و همگی به روزهای نیامده چشم دوختند
سکوت اصلاح طلبان منطقی بود؟
خیلی ها معتقدند سکوت اصلاح طلبان به دلیل آن که بیم دارند تا بابایی چهره نزدیک به پایداری وارد مجلس شود، چندان نمی تواند منطقی باشد اما در مواجهه با سکوت معنادار اصولگرایان، این سکوت از هر سکوتی منطقی تر است زیرا به محض اعلام حمایت اصلاح طلبان، هیچ بعید نبود که موجی از حمایت های استانی و فرااستانی، دیگر نامزد حمایت نشده از سوی اصلاح طلبان را شامل شده، موجبات شکست نامزد مورد حمایت پدیدار شود و اما با توجه به عقبه این دو نامزد و ارتباطاتی که وجود داشته است، چه اعلام حمایت می شد و چه نمی شد با توجه به مسئله دراز دامن انتخاب استاندار که منتهی به آمدن میرمحمدی شد، اظهر من الشمس بود که اصلاح طلبان هرگز از بابایی ـ چهره مورد علاقه نیروهای اصولگرای تندروی استان ـ که انواع حمایت ها برای استاندار شدن وی از سوی چهره های شناخته شده اصولگرایی استان در رسانه ها موجود است، حمایت نخواهند کرد و اما این که در پشت پرده چه مناسباتی به وجود آمده یا آورده شده را باید از دانایان علم غیب پرسید.
با توجه به جمیع جهات و با توجه به انتساب این دو نامزد به اصولگرایان، قطعا سکوت اصلاح طلبان در دور دوم منطقی و عقلانی بود! که در سایه این سکوت قطعا خواهند توانست با نشست ها، رایزنی ها و جلسات مشورتی در نهایت فرد مورد نظر خود را بی آن که به دام رسانه های جناح رقیب افتند، حمایت نمایند.
قدر مسلم آن که صباغیان با تکیه بر مستقل بودن خود و بابایی با تکیه بر حامیان پشت پرده اما متمول خود، نهایت تلاش برای پیروزی را خواهند کرد با این تفاوت قابل تأمل که صباغیان در صورت شکست چیزی را از دست نخواهد داد اما بابایی در صورت شکست دیگر چیزی برایش باقی نخواهد ماند!

رضا بردستانی


پرینت اشتراک گذاری در فیسبوک اشتراک گذاری در توییتر اشتراک گذاری در گوگل پلاس
بازدید: ۳۹
برچسب ها:
دیدگاه ها
جواد این نظر توسط مدیر ارسال شده است. یکشنبه ۵ اردیبهشت ۱۳۹۵ - ۱۱:۰۱ ب.ظ پاسخ به دیدگاه

سلام اقای بردستانی.هرچند که اولین بار است اسم شما را می شنوم وشما را می بینم ونمی دانم که سابقه اندیشه شما چیست. ولی ظاهرا به صورت نرم طرفدار صباغیان هستید و امده اید بابایی را له و لورده کنید نه در این مقاله .بلکه در مقاله ای دیگر که سخت تر تاخته بودید .امید که نیت شما خیر است و قصد کمک دارید.اما تخریب دیگران نه تنها زیبنده مسلمان که زیبنده انسانیت نیست. چه لزومی دارد ما دیگران را زیر سوال ببریم تا خودمان به هدف برسیم.
واقعا اصولگرا و اصلاح طلب چه گلی به سر مملکت زده اند که ما باید برای ضدیت یا طرفداری ان ها دیگران را تخریب کنیم.