جذابیت های نمایندگی مجلس بیشتر است یا معاون استاندار بودن؟

دسته: عمومی
بدون دیدگاه
سه شنبه - ۷ اردیبهشت ۱۳۹۵

انتخابات و هفت نگاه مختلف
یادداشت چهارم: جذابیت های نمایندگی مجلس بیشتر است یا معاون استاندار بودن؟!
فقط سه روز و چندین ساعت به آغاز رقابت نفسگیر دو دوم انتخابات مجلس شورای اسلامی برای شناخت 69 نماینده باقیمانده ای که نتوانستند در دور نخست حائز اکثریت لازم شوند مانده است و همه نمایندگان تمام تلاش خود را به کار خواهند بست تا بتوانند به هر شکل ممکن! آری به هر شکل ممکن راهی ساختمان جذاب بهارستان شوند ساختمانی زیبا و عظیم که اینک به قبله آمال خیلی ها مبدل شده است.
38 سال از پیروزی انقلاب اسلامی گذشته است و این روزها به راحتی می توان قدم از برخی شعارها فراتر نهاد و به دور از شعار زدگی و ادعاهایی نظر تلاش برای خدمت گذاری یا توفیق خدمت داشتن و سعادت بودن در سنگرهای انقلاب این سؤال را مطرح کرد که جذابیت های نمایندگی مجلس تا چه اندازه است که برخی ماه ها است کار و زندگی خود را رها کرده آواره این شهر و آن بخش، این روستا و آن دهستان شده اند تا به مردمان بفهمانند که آمده اند برای خدمتی صادقانه و رفع همه مشکلات!
از دو نامزد باقیمانده در عرصه انتخابات پنج حوزه ابرکوه بافق بهاباد خاتم و مهریز یکی سابقه فرهنگی بودن دارد و دیگری انواع و اقسام پست های اجرایی که شاخص ترین این پست ها، حضور چندین ساله بر رأس معاونت برنامه ریزی استانداری یزد که نبض تپنده همه تصمیمات خرد و کلان استان یزد بوده است؛ تصمیماتی که گاه اثرات مثبت و منفی آن بر همه ارکان یک جامعه تا مدت ها باقیمانده و همچنان نیز خواهد ماند.
در بین شعارها و ادعاهای انتخاباتی یکی از حل مشکلات منطقه می گوید و دیگری از برطرف ساختن بی عدالتی و لا به لای سخنان انتخاباتی پنهان نمی کند که همچنان از برخی رویدادها مکدر است.
معاون سابق استاندار که سکان تأثیرگذارترین معاونت را در مجموعه مدیریت اجرایی در دست داشته است با آغاز به کار دولت جدید و شنیده شدن زمزمه هایی مبنی بر برخی تغییرات در معاونت تحت امر ایشان و نیز احیای سازمان مدیریت و برنامه ریزی عطای ماندن را به لقای رفتن بخشید و ضمن رد هرگونه تلاش برای انتخابات مجلس به یکی از شرکت های تعاونی که در زمان خود ایشان پایه گذاری شده بود پیوست.
این روزها و در حالی که همه اخبار انتخابات استان را بر حسب وظیفه سازمانی و علاقه شخصی دنبال می کنیم می بینیم دائم از خدمت می گویند و آبادانی و رفع محرومیت ها و صد البته پایان دادن به برخی بی عدالتی ها! اما این ابهام در ذهن باقیمانده است که شاید اگر نامزد دیگر که سابقه فرهنگی بودن دارد این ادعا را مطرح کند خواهیم پذیرفت که چنین داعیه هایی داشته باشد اما داشتن چنین ادعای بزرگی از سوی کسی که سالیانی طولانی سکان دار سرنوشت سازترین معاونت در مجموعه مدیریت های اجرایی استان بوده است چه معنا و مفهومی خواهد داشت.
در رابطه با جزئیات این ادعا حرف بسیار است اما چندین ابهام در قالب چند سوال کلی شاید بتواند گره گشای برخی ابهامات باشد
سوال نخست این که:
اگر سازمان مدیریت و برنامه ریزی احیا نشده بود، اگر در بر همان پاشنه قبل می چرخید باز هم از استعفا و تلاش برای رسیدن به بهارستان خبری بود؟
سوال دوم این که:
با در اختیار داشتن بودجه، توان تصمیم گیری های کلان و مدیرانی که همچنان نیز وفادار باقی مانده اند چه گونه خدمت هایی قرار است در ادامه انجام گیرد که در زمان معاونت امکان آن فراهم نبوده است؟
سوال سوم این که:
به خوبی می دانیم مجلس مجلس قانونگذاری است و دولت مجری مصوبات مجلس پس دادن قول و قرارهای اجرایی برای کسی که قدم در عرصه قانونگذاری می گذارد به نوعی هیجانی عمل کردن و نعل وارونه زدن نیست؟
سوال چهارم این که:
به راستی توان یک نماینده مجلس در مجموعه تصمیم گیری یک استان بیشتر است یا معاون برنامه ریزی استاندار؟ و به راستی اگر توان و اراده خدمتگذاری وجود داشت جایگاه قبلی مجال بهتری بر خدمتگذاری نبود؟
سوال پنجم ای که:
وقتی بسیاری از اتفاقات در قالب لابی های چندلایه صورت پذیرفته است آیا در ادامه هم این مسیر قرار است طی شود یا شفاف تر گام برخواهند داشت؟
و سوال آخر این که:
کسی که مدافع سرسخت سرمایه داران و سرمایه گذاران تازه متمول شده! است آیا بهتر نیست به جای آن که پای بر شانه مردم و سر بر بالشت همان هایی که دانیم و دانند بگذارد پای و سر هر دو بر سر و بالشت همان هایی که دانیم و دانند گذارد و بیشتر از این از مردم هزینه نکند؟
در روزهای باقیمانده بازهم خواهیم نگاشت و خواهیم پرسید!

رضا بردستانی


پرینت اشتراک گذاری در فیسبوک اشتراک گذاری در توییتر اشتراک گذاری در گوگل پلاس
بازدید: ۴۵
برچسب ها: