فردوسي خردمند

دسته: عمومی , مقالات
بدون دیدگاه
شنبه - ۲۵ اردیبهشت ۱۳۹۵

به مناسبت 25 اردیبهشت روز گرامیداشت بزرگمرد ادب و سخن حکیم توس فردوسی بزرگ

استاد بي همتاي شعر و خرد پارسي و بزرگترين حماسه سراي جهان ، منصور ابوالقاسم فردوسی سال 329 هجري قمري برابر با 940 ميلادي در روستاي « باژ» طابران توس زاده شد مردی که نام و يادش تا جهان است جاودان خواهد ماند . او کسي است که زبان فارسي را زندگی دوباره بخشيد و سخن را به اوج قله اعزاز و اکرام رسانيد . با آفرينش اثر جاودان خود نه تنها زبان، فرهنگ، تاريخ و اصالت نياكان ما را زنده نمود بلكه به مردم ايران زمين زندگي و جاودانگي بخشيد. به درستي فردوسي بزرگ يكي از ارزشمندترين گنجينه هاي تاريخ جهان بوده و هست. نگراني او اين بود كه تاريخ نياكانش به فراموشي سپرده شود و زبان شيرين پارسي نابود گردد. او به چشم خود مي ديد چگونه در مكاتبات، واژه ها و جمله های بیگانه جايگزين واژه گان زيباي پارسي مي شود و انسانهاي دون صفتي كه چشم ديدن شكوه و بزرگي ايران و ايراني را ندارند، پاي در راه مدفون نمودن تاريخ پر شكوه ما گذاشته اند.استاد توس دلي پرخون داشت و ياراني اندك كه هيچ كدام در انديشه پالودگی زبان پارسی نبودند.

فردوسی بزرگ در جواني به چكامه سرايي داستانهاي قهرماني مي پردازد . در سال 370 برابر با 980 ميلادي زير ديد تيز جاسوس هاي بغداد و غزنين ، تنظيم شاهنامه را آغاز مي كند .فردوسي بدون هيچ ترسي با شجاعتي ستودني ضمن بيان مفاسد دستگاههاي حاكم، نه تنها با بغداد و غزنين ، بلكه با عناصر داخلي نيز مي ستيزد چون دوست دارد ايران به جايگاه خود بازگردد و راه پيشرفت فرهنگ و تمدن نياكانش را پي بگيرد.

مليت ايراني ، خردمندي ، عدالت و دين ورزي براي فردوسي بزرگ ارزشمند است.  شاهنامه  شناسنامه فرهنگي ما ايرانيان است كه مي كوشد تا به تاخت و تاز ترك هاي متجاوز و امويان و عباسيان ستمگر پاسخ دهد. بزرگمرد ايران زمين ايراني را آزاده مي داند و از ايرانيان با تعبير آزادگان ياد مي كند. سي سال بعد يعني در سال 400 هجري برابر با 1010 ميلادي نگارش شاهنامه را به پايان مي رساند. زيبايي هنر اين بزرگمرد به گونه اي بود كه دل دولتمردان آن زمان را به لرزه انداخت دريافتند كه ايراني بار ديگر به پا خواهد خواست و چون هميشه در برابر ددمنشي ستمگران دوران ايستادگي خواهد نمود. فردوسي كار بزرگي را به انجام رساند و بدون  هيچ گونه چشمداشتي چشم به آينده دوخت تا فرزندان ايران زمين با بيداري به پا خيزند و راستي را از ناراستي و كژي باز شناسند.

در وطن پرستي فردوسي هيچ شک و ترديدي وجود نداشته و ندارد او در سرتاسر شاهنامه از ايران و ايراني به بزرگي ياد مي کند و جان خود را بارها مانند آرش کمانگير فداي نام ايران مي سازد هر جا در شاهنامه ايرانيان شکست مي خورند او ناله هاي جانگداز از دل بر مي کشد و سوز ناله او از فحواي سخنش پيداست.

دريغ است که ايران ويران شود                        کنام پلنگان و شيران شود

چو ايران نباشد تن من مباد                           بدين بوم و بر زنده يکتن مباد

فردوسي شاعر خرد و خردگرايي است او به اهميت علم و دانش واقف است و شاهنامه خود را با نام خداوند جان و خرد مي آغازد

بگو تا چه داري بيار از خرد                           که گوش نيوشنده زو برخورد

خرد افسر شهرياران بود                             خرد زيور نامداران بود

خرد زنده جاوداني شناس                          خرد مايه جاوداني شناس

 

عالیه نقیب الذاکرین بافقی(مهرگان)

 


پرینت اشتراک گذاری در فیسبوک اشتراک گذاری در توییتر اشتراک گذاری در گوگل پلاس
بازدید: ۵
برچسب ها: